تارنمای زوارین




۲۷ام اردیبهشت ۱۳۹۷ خبری

روش صحیح مسواک زدن چگونه است

همینک در مجله آنلاین فارسی ها با عنوان روش صحیح مسواک زدن چگونه است در خدمت شما کاربران گرامی هستیم .

در ادامه با ما همراه باشید تا شما عزیزان را با نحوه درست و مناسب مسواک زدن آشنا کنیم .

مسواک زدن صحیحی یکی از مهم ترین ارکان بهداشت و سلامت دهان و دندان است .

روش صحیح مسواک زدن چگونه است روش صحیح مسواک زدن چگونه است

روش صحیح مسواک زدن چگونه است

همه کسانیکه در طی شبانه روز مسواک میزنند به خوبی می دانند که درست مسواک زدن چقدر می تواند مهم باشد .

هدف ما از صحیح مسواک زدن پاک کردن تمامی میکروب ها و مواد غذایی از لا به لای دندان ها می باشد .

پس خیلی باید در شست و شوی دندان ها دقت داشته باشیم .

در این کلیپ آموزشی نحوه صحیح مسواک زدن را مشاهده خواهید کرد :

این مطلب از بخش سلامت دهان و دندان برای شما گردآوری شده است .

نوشته روش صحیح مسواک زدن چگونه است اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

۲۷ام اردیبهشت ۱۳۹۷ خبری

کد آهنگ پیشواز همراه اول بهنام بانی

همینک در مجله آنلاین فارسی ها با عنوان کد آهنگ پیشواز همراه اول بهنام بانی در خدمت شما کاربران گرامی هستیم .

بالاخره لیست کامل کد های آهنگ پیشواز همراه اول بهنام بانی منتشر شد .

بهنام بانی یکی از خواننده های محبوب و خوش صدای پاپ می باشد که توانست در طی چند سال در میان مردم به محبوبیت برسد .

در ادامه لیست کامل کدهای آهنگ پیشواز بهنام بانی را برای شما گردآوری کرده ایم .

کد آهنگ پیشواز همراه اول بهنام بانی کد آهنگ پیشواز همراه اول بهنام بانی

کد آهنگ پیشواز همراه اول بهنام بانی

شما می توانید از طریق شماره گیری *۱۰*۲۲# و یا ارسال کد آهنگ مورد نظر از طریق پیام کوتاه به شماره ۸۹۸۹ از سرویس آهنگ پیشواز بهره مند شوید .

۹۲۶۸۵ چی بگم ۳

۹۲۶۸۴ چی بگم ۲

۹۲۶۸۳ چی بگم

۹۲۶۷۴ چه بخوای چه نخوای ۳

۹۲۶۷۳ چه بخوای چه نخوای ۲

۹۲۶۷۲ چه بخوای چه نخوای

۹۲۶۶۶ عاشقم کرده ۳

۹۲۶۶۵ عاشقم کرده ۲

۹۲۶۶۴ عاشقم کرده

۹۲۶۸۲ همه دنیام ۴

۹۲۶۸۱ همه دنیام ۳

۹۲۶۸۰ همه دنیام ۲

۹۲۶۷۹ همه دنیام

۹۲۶۵۷ علاقه خاص ۲

۹۲۶۵۶ علاقه خاص ۲

۹۲۶۵۵ علاقه خاص

۹۲۶۶۱ ای کاش دوم

۹۲۶۶۰ ای کاش

۹۲۶۵۹ من یه دیوونه م ۲

۹۲۶۵۸ من یه دیوونه م

۹۲۶۶۳ زندگیمون قصه نبود ۲

۹۲۶۶۲ زندگیمون قصه نبود

۹۲۶۷۱ بسمه سوم

۹۲۶۷۰ بسمه دوم

۹۲۶۶۹ بسمه

۹۲۶۶۸ فصل عاشقی ۲

۹۲۶۶۷ فصل عاشقی

۹۲۶۷۸ بیا اینجا ۲

۹۲۶۷۷ بیا اینجا

۹۲۶۷۶ زیبای بی همتا ۲

۹۲۶۷۵ زیبای بی همتا

بهنام بانی خواننده تیتراژ برنامه ماه عسل در سال ۹۷ می باشد :

در ادامه می توانید این آهنگ را از رسانه بزرگ آپ موزیک دانلود نمایید :

دانلود آهنگ ماه عسل ۹۷

نوشته کد آهنگ پیشواز همراه اول بهنام بانی اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

۲۷ام اردیبهشت ۱۳۹۷ زوارین

خوردن آب درون ماه رمضان تنها درون بعضی از شرایط اضطراری ممکن هست، ضمن این که بعد از خوردن آب روزه شما باطل خواهد بود، ولی نیازی به دادن کفاره نیست. همچنین اگر درون ماه رمضان باشید باید تا وقت افطار از خوردن و آشامیدن مجدد امساک کنید.

آیا می دانید اگر درون حین روزه داری تشنگی بر شما چیره شد و نگران سلامتی تان شدید چه باید بکنید؟ اگر آب بخورید روزه تان باطل هست؟ آیا کفاره هم باید بدهید؟ اصلاً آیا می توانید آب بخورید؟ ستاره نظر مراجع تقلید درون این باره را جویا شده هست.

روزه دار می تواند آب بنوشد اگر…
تنها درون دو صورت خوردن آب درون ماه رمضان ممکن خواهد بود؛
۱. روزه دار مبتلا به بیماری عطش باشد و نتواند روزه را ادامه بدهد. درون این صورت می تواند به اندازه ای که عطشش برطرف شود آب بنوشد.
۲. روزه دار دچار عطش مستولی و مفرط شود به طوری که به حالت اغما برسد. درون این صورت هم می تواند به اندازه ای که از این حالت خارج شود آب بنوشد.
درون این دو حالت روزه دار می تواند بعد از رفع تشنگی روزه خود را ادامه بدهد، ولي باید بعداً روزه خود را قضا کند، ولی کفاره روزه بر او واجب نمی شود؛ بنابراین تنها درون دو حالت بالا اگر درون حین روزه داری آب بخورید تنها قضای روزه برای شما واجب می شود و نباید کفاره بدهید.

خوردن آب درون ماه رمضان از نظر مراجع تقلید
آیت الله خامنه ای:
انسان نمی تواند به خاطر ضعف و تشنگى، روزه اش را بخورد، ولی اگر ضعف و تشنگى او به اندازه ای هست که به طور معمولً نمی شود اين را تحمل کرد، درون این صورت هر وقت به حرج افتاد مى تواند افطار کند ولى تا درون حرج واقع نشده، نباید روزه اش را باطل کند.
آیت الله مکارم شیرازی:
اگر روزه دار به اندازه ای تشنه شود که طاقت تحمل اين را ندارد و یا ترس بیمارى و تلف شدن داشته باشد، می تواند به اندازه ضرورت آب بنوشد، ولى روزه او باطل می شود و اگر ماه رمضان باشد باید بقیه روز را امساک کند.
آیت الله سیستانی:
ضعف، به تنهایى مجوز روزه خواری نیست هرچند شدید باشد، مگر این که موجب مشقت (سختی زیاد) باشد که درون این صورت خوردن یا آشامیدن به مقدار ضرورت جایز هست و باید بعداً اين را قضا کند.
آیات عظام خمینی، گلپایگانی، صافی، تبریزی، بهجت و فاضل لنکرانی:
اگر روزه دار به قدری تشنه شود که بترسد از تشنگی بمیرد می تواند به اندازه ای که از مردن نجات پیدا کند آب بنوشد، ولی روزه او باطل می شود و اگر ماه رمضان باشد باید درون بقیه روز از انجام کاری که روزه را باطل می کند خودداری نماید.

۲۷ام اردیبهشت ۱۳۹۷ زوارین

به گفته گروه حماسه و مقاومت خبرگزاری فارس، سردار محمد جعفر اسدی از فرمانده‌هان شجاع هشت سال جنگ تحمیلی بود که درون روزهای مبارزه علیه طاغوت درون صف جوانان انقلابی نیز به شمار می رفت. سردار اسدی فرمانده اسبق نیروی زمینی سپاه پاسداران را نیز بر عهده داشت و مدتی درون سوریه برای مبارزه با تروریست های تکفیری هجرت کرد.

آنچه خواهید خواند برشی هست از کتاب «هدایت سوم» که این سردار اسلام از روزهای فتح خرمشهر می‌گوید:

*خرمشهر برگ برنده صدام هست

عملیات فتح‌المبین که تمام شد، فرماندهان جمع شدند توی پایگاه منتظران شهادت و سرخوش از فتحی بزرگ و کمی هم باورنکردنی، که درون زمانی اندک به دست آمده بود، خود را مهیای ادامه نبرد نشان دادند. پربیراه نگفته‌ام اگر از اوج گرفتن رفاقت و نزدیکی فرماندهان ارتش و سپاه بنابراين از این عملیات بگویم. انگار از تعارفات معمول پاسدارها و آداب دانی‌های نظامی ارتشی‌ها خبری نبود. دور هم که جمع می‌شدند، رفتارهای جور واجور محبت‌آمیزی داشتند. از پیش‌دستی درون سلام کردن و تعارف غذا سر سفره بگیر تا بگو و بخند و گرم گرفتن‌های پیش از شروع جلسات. درون همان اولین جلسه بعد از فتح‌المبین، انگار «یکی» شده بودند تا فقط فکر و ذکرشان به نقطه‌ای باشد که می‌دانستند نامش هنوز «خونین‌شهر» هست! 

شادی و هلهله واقعی ولي درون تن مردم کوچه و بازار و رزمنده‌های سپاه و ارتش و بسیجی‌هایی بود که درون تدارک مرخصی چند روزه بودند تا شیرینی پیروزی و سهمشان از نبردهای ده‌روزه را به شهرها ببرند و بین دوستان و خانواده تقسیم کنند. شادی و شعف ما هم بیشتر درون نگاه‌های گاه و بی‌گاهمان به نقشه عملیاتی فتح‌المبین خلاصه می‌شد که بزرگ و روشن به سینه دیوار اتاق جنگ درون گلف نصب شده بود که وقتی می‌خواستیم برویم سراغ نقشه خرمشهر، قبلش نیم نگاهی به اين می‌انداختیم. نفس عمیقی می‌کشیدیم و چشم‌هایمان با علامت‌های قرمز رنگی، که مناطق فتح‌شده را نشان می‌داد، بازی می‌کرد تا تمامي چیز درون ذهنمان عالی جلوه کند! 

یادم هست که هیچ‌کس خستگی را بهانه نکرد. فرماندهان هم‌نظر بودند که نباید به دشمن مهلت بدهیم و فرصت ابتکار عملی را که با مرارت زیاد به چنگ آورده‌ایم هدر بدهیم، اگرچه از همان اول هم برای تمامي ما معلوم بود که شرایط خرمشهر متفاوت هست و نیاز به نرم افزار‌ریزی ویژه و مدیریت قوی دارد و نیروهای فراوان و آماده می‌خواهد. پرواضح بود که عراق هوشیارانه از مقصد بعدی ما که غرب رود کارون و خرمشهر بود، آگاهی داشت، ولي می‌دانستیم که هرگز حمله‌ای دیگر را درون کوتاه زمان، باور ندارد و اين را خارج  از ظرفیت ما می‌داند؛ رفتار گذشته ما و فاصله هشت ماهه بین عملیات ثامن‌الائمه تا فتح‌المبین، این را به دشمن القا کرده بود.

برای همین، باید اصل غافلگیری را رعایت می‌کردیم و از فرصت فراهم آمده که ناشی از تحیّر آنها از سرعت عمل ما درون فتح‌المبین بود،‌ بهره می‌بردیم، ولي حامیان منطقه‌ای و جهانی عراق که باور کرده بودند خرمشهر برگ برنده صدام هست و راحت از چنگ او بیرون نمی‌آید، تمامي توان سیاسی و تبلیغی خود را درون کنار حمایت‌های آشکار و پنهان نظامی به کار بردند تا پیروزی را درون ذهن ما ناممکن کنند. اين‌ها می‌خواستند خرمشهر چند صباحی دیگر دراختیار عراق باشد و از این طریق، هم برای تجهیز عراق درون آینده، زمان دراختیار داشته باشند و هم ماشین جنگی رو به جلوی ایران را دچار فرسایش کنند. بی‌جهت نبود که صدام گفته بود «اگر ایرانی‌ها خرمشهر را بگیرند، کلید بصره را به اين‌ها می‌دهیم!». صدام برخلاف ادعایش، زیاد هوش نظامی نداشت و ابعاد شکست را درون فتح‌المبین درک نکرده بود. به قول شیرازی‌ها «هنوز باد به زخمش نخورده بود»! او باید می‌فهمید که رگ غیرت ما جنبیده هست و صبرمان برای دیدن دوباره خرمشهر لبریز شده. واقع قضیه هم جز این نبود که پیروزی‌های قاطعانه درون آبادان و دشت عباس، به ما آموخته بود که با همتی افزون‌تر، خرمشهر هم فتح‌شدنی هست. 

درون جلسات گلف، روح واحدی درون کالبد تمامي فرماندهان بود که به رغم اعلام کرد‌وگوهای بسیار، خیلی زود به نتیجه رسیدند که درون فرصتی یک‌ماهه، سازمان مشترک ارتش و سپاه درون قالب قرارگاه‌های چهارگانه، کامل و امکانات یگان‌ها تقویت شود؛ نیروها تجدید قوا کنند و طرح‌های عملیاتی هم دقیق‌تر بررسی شوند. فرماندهان تصمیم نهایی برای زمان آغاز عملیات را هم به محسن رضایی و صیاد شیرازی سپردند و گفتند ریش و قیچی دست خودتان، ما مطیع و آماده‌ایم. 

دیگر تمامي می‌دانستیم که باید تا یک ماه دیگر صبور باشیم و بعد هم برویم سراغ منطقه‌ای برای عملیات که هیچ ضرورتی برای جمع کردن چندین و چندباره نیروهای عمل‌کننده و حرف‌های اقناعی و توجیه‌های معمول عملیات‌های گذشته نیست. می‌دانستیم درون هر کوی و برزن سخن از خرمشهر هست و تمامي کشور چشم انتظار شنیدن نيوز آزاد شدن گُل شهرهای ایران! 

نخستین روز بنابراين از اين جلسه بود که با اصغر کاظمی، مسئول عملیات، سر پا شدیم و به دستور رشید، رفتیم مکانی برای قرارگاه فتح بیابیم؛ حدود پنجاه کیلومتری اهواز به طرف بیابان و درون اطراف روستایی به نام خضریه درون شرق رود کارون؛ یعنی همان محدوده‌ای که حوزه عملیاتی قرارگاه فتح بود. 

یک صبح تا عصر کافی بود تا منطقه را برانداز کنیم و جایی درون پنج کیلومتری کارون بیابیم که هم دسترسی‌اش به جاده خوب بود، هم با وجود پوشش نخلستانی و دکل مخابراتی درون اين نزدیکی، مشکل امنیت و ارتباط نداشت. روز بعد، رشید منطقه را دید و خیلی زود آنجا را پسندید، ولي درون حالی که داشتیم با بی‌سیم چند نفر را نيوز می‌کردیم بیایند تا دست به کار آماده‌سازی مقر شوند، با صدای تپ‌تپ هلی‌کوپتر که طولی نکشید گرد و غبار زیادی موقع نشستن بلند کرد، جا خوردیم که این هیولای آهنی اینجا چه می‌کند؟ 

گرد و غبار که نشست و درون باز شد، محسن رضایی بیرون آمد و خمیده و باشتاب به طرف ما دوید. هلی‌کوپتر هنوز آرام نگرفته بود که رشید بلند اعلام کرد: «آقا محسن، شما کجا، اینجا کجا؟» 

محسن خندید: «ما که معلومه! اینجا رو پیدا کردیم برای قرارگاه مرکزی! شما توی زمین ما چی کار دارید؟» 

گفتم: «ای بابا، ما دو روزه تمامي جا رو زیر پا گذاشتیم تا اینجا رو برای قرارگاه فتح پیدا کردیم.» 

محسن خنده دیگری کرد و دستی به شانه‌ام زد و اعلام کرد: «چیزی که زیاده، زمین، برادر اسدی!» 

به رشید نگاه کردم. دست به محاسن داشت و چشم به هلی‌کوپتر. رو کرد به محسن و با لحن خاصی اعلام کرد: «عیبی نداره. بنابراين با اجازه‌تون ما زحمت رو کم می‌کنیم!» 

راضی نبودیم، ولي چه می‌شد کرد. رسم و رسوم نظامی‌گری می‌اعلام کرد واکنشی جز این نباید داشته باشیم و جای ما اینجا نیست. ولي زیاد دردسر نکشیدیم و چند کیلومتر اين‌طرف‌تر جایی یافتیم چه بسا بهتر از قبلی. به رشید گفتم: «تا مدعی بعدی از راه نرسیده، باید بجنبیم!» 

بچه‌های مهندسی، به هفته نکشید قرارگاه را آماده کردند. حالا دیگر جاده رفت و آمدمان معلوم بود؛ مخابرات دکلش با بالا برده، بچه‌های تدارکات و توپخانه امکاناتشان را جا داده و سنگر فرماندهی هم مهیای برگزاری جلسه با یگان‌ها بود. از هفدهم فروردین ۱۳۶۱ که کاملاً استقرار پیدا کردیم تا شب دهم اردیبهشت که عملیات آغاز شد، کارمان شده بود رفتن هر روزه به قرارگاه مرکزی و پشت سرش برگزاری جلسه با فرماندهان تیپ‌های ۱۴ امام حسین(ع)، ۸ نجف و ۲۵ کربلا از سپاه و لشکر ۹۲، تیپ ۳۷ و ۵۵ هوارد از ارتش، تا سرانجام مطابق نقشه کلی جنگ، قرار شد شب دهم اردیبهشت درون سه نقطه، روی کارون پل نصب شود؛ یکی درون منطقه ما یعنی قرارگاه فتح؛ دیگری درون منطقه تحت امر قرارگاه نصر که سمت راست ما بودند؛ و سومی هم درست درون نقطه‌ای بین دو قرارگاه. سرهنگ نیاکی، فرمانده لشکر ۹۲ زرهی، که جانشین رشید درون قرارگاه بود، گردان دغاغله را برد پای کار برای نصب پل‌ها. 

قضیه نصب پل‌ها که معروف‌اند به «پی‌ام‌پی» خودش داستان مفصلی دارد و  می‌شود درباره‌اش یک کتاب نوشت که ولي کار خود ارتشی‌هاست. همین‌قدر بگویم که من برای اولین‌بار از نزدیک می دیدم چطور از اتصال تکه‌هایی، که به اين‌ها سطحه می‌گفتند، پلی دویست سیصد متری دست می‌شود، اين هم طی یک تا دو ساعت. اين طرف رود عراقی‌ها با رها کردن آب، منطقه را باتلاقی کرده بودند و خط خودشان را با گذاشتن نیروهای تأمین حفظ می‌کردند؛ چیزی شبیه پاسگاه‌های مرزی. یگان‌های اصلی اين‌ها درون فاصله هفت کیلومتری رود، خاکریز داشتند؛ ولي نیمه‌کاره بود و با حمله ما مهلت پیدا نکردند اين را کامل کنند. نقاطی را گزينش کرده بودیم برای نصب پل که هم اين طرف رود نیروی عراقی نباشد و درون سکوت منطقه کارمان را بکنیم و هم وقتی به اين سوی کارون رفتیم مشکل زمین باتلاقی کمتر باشد. گروه‌های شناسایی، این مشکل را پیشتر حل کرده بودند.. 

نیروهای ارتش با کمک خودروهای غول‌پیکر کراس و درون یک نرم افزار حفاظتی دقیق که از چشمان دشمن و ستون پنجم او پنهان باشد، ۱۲۰۰ متر سطحه را از شمال خوزستان به شرق رودخانه کارون که تقریباً مسافتی ۲۵۰ کیلومتری هست انتقال دادند و درون اطراف کارون استتار کردند. این سطحه‌ها، نو و دست‌نخورده نبودند که راحت بیاورند و بی‌دغدغه دسترس کنند. تعمیرات و بازسازی‌هایی درون انبارهای ارتش و بعد هم کنار ساحل کارون روی آنها انجام دادند تا عملیاتی شود 

شب عملیات با تاریک شدن هوا، افسران و سربازان ارتش دست به کار شدند و به سرعت پل‌ها را نصب کردند. 

همان‌طور که گفتم، پل پی‌ام‌پی از سطحه‌هایی تشکیل می‌شد. اين شب هر خودرو، یک سطحه سه لایه‌ای را کنار رود می‌آورد. وقتی خودرو درون شیب رودخانه قرار می‌گرفت، با خارج شدن ضامن نگه‌دارنده، سطحه رها می‌شد درون رود و لایه‌ها باز می‌شدند. سطحه دوم که می‌آمد، چند نفر خیز برمی‌داشتند روی آنها و با پین‌هایی که درون دست داشتند، سطحه‌ها را به هم وصل می‌کردند. مهندسان ارتش هم با دقت، نظارت می‌کردند تا تمامي چیز مطابق ارزیابی اولیه پیش برود. عمل وصل کردن سطحه‌ها به هم اين‌قدر ادامه یافت تا بنابراين از یک و نیم ساعت، پلی ۲۵۰ متری آماده شد. تا اینجای کار، پل کنار رود قرار داشت نه وسط آب. دستور نهایی را که مهندسان صادر کردند، چند نفر درون یک قایق، سر پل را گرفتند و با خود بردند اين طرف رود. فشار آب کمک کرد و پل را به سرعت رساند ساحل مقابل تا عده‌ای دیگر قفلشان کنند. پل که آماده شد، چند نفر درون میانه اين، سیم‌های قوی بکسل را به بدنه می‌زدند و می‌آوردند کنار رود تا آب، کمر پل را نشکند. حالا پل آماده بود تا وزنی معادل شصت تن را تحمل کند و تریلی‌های حامل تانک هم بتوانند از اين عبور کنند. یک ساعت مانده به آغاز حمله، پل‌ها آماده شد. این ولي پایان کار بچه‌های پرتلاش ارتش نبود. 

درون زمان یک ماه که این پل‌ها روی کارون بود، هر روز هواپیماهای عراقی برای بمباران به منطقه می‌آمدند و به دنبال تخریبشان بودند؛ غافل از اینکه ما فقط شب‌ها از پل‌ها دسترس می‌کردیم. هوا که روشن می‌شد، آنها را با سیم بکسل به سمت ساحل خودمان می‌کشیدیم و درون استتار پوشش گیاهی وسیع کارون نگه‌داری می‌کردیم، طوری که درون طول عملیات، عراقی‌ها نتوانستند به آنها آسیب برسانند. 

جان کلام اینکه برای غافلگیری عراق و آماده شدن یگان‌ها، تمامي دست به دست هم دادند و یک‌ماه، خواب و خوراک از خودشان گرفتند تا به موقع برسیم به شب آغاز عملیات بیت‌المقدس. 

*غوغای رسیدن

یک ساعت پیش از ابلاغ حمله، یگان‌های عملیاتی با عبور از پل، درون نقاطی که از حضور عراقی‌ها خالی بود، مستقر شدند. عبور نیروها از رود کارون به آرامی انجام شد؛ طوری که هیچ‌یک از نیروهای کمین عراقی و سربازان پیشرو آنها متوجه نشدند. وقتی هم درون لحظات اولیه بامداد روز دهم اردیبهشت، قرارگاه مرکزی دستور حمله را صادر کرد، عراقی‌های غافلگیرشده که اغلبشان درون خواب بودند، سرگردان و حیرت‌زده فرار کردند یا دست‌ها را بالا بردند و تسلیم شدند. اندک مقاومت‌ها هم که خلاصه می شد درون آتش‌های پراکنده چند تیربار، تا قبل از روشن شدن هوا، با رشادت بچه‌ها و شلیک گلوله‌های آرپی‌جی، خاموش شد. برخلاف محور ما، درون محور قرارگاه نصر، پیشروی به کندی انجام شد و درون محور شمالی که قرارگاه قدس بود، حتی یک قدم جلو نرفتیم. دلیلش تمرکز عراقی‌ها روی اين منطقه بود. فکر می‌کردند نقطه مرکزی حمله ما، جبهه شمالی هست و هیچ اتفاقی درون شرق کارون نمی‌افتد. برای همین شب اول را با حادثه کم به صبح رساندیم و منتظر ماندیم یگان‌های دیگر و جبهه‌های دیگر بیایند و بتوانیم با هم الحاق کنیم. 

قرار شب اول عملیات، بعد از عبور از کارون، پیشروی محدود بود، ولي نیروها بیست کیلومتر رفته بودند؛ اين‌قدر که به جاده اهواز ـ‌خرمشهر رسیده بودند. پیش‌بینی ما نهایتاً پنج شش کیلومتر بود. هم خودمان حیرت کردیم، هم عراقی‌ها باورشان نمی‌شد ما به این زودی به جاده برسیم. عراقی‌ها درون غرب جاده بودند و ما درون شرق اين و یک خاکریز بلند بینمان که شاید به هفت هشت متر می‌رسید. خاکریز را دور زده بودند تا ماشین‌هایشان درون دید دیده‌بان‌های ما نباشند و ما نتوانیم از شرق کارون آنها را با موشک یا توپخانه بزنیم. عقبه آنها که از عمق پیشروی‌ها بی‌نيوز بودند و با خیال آسوده، روی جاده تردد می‌کردند، گرفتار بچه‌های ما می‌شدند و به اسارت درمی‌آمدند. 

وقتی صبح عملیات داشتم با موتور درون منطقه گشت می‌زدم، دیدم پشت جاده اهواز ـ خرمشهر چند تیپ ما بلاتکلیف درون یک محدوده پانصدمتری تجمع کرده‌اند. عراقی‌ها هنوز به مرحله هوشیاری و آمادگی پاتک نرسیده بودند و فقط گاه‌گداری صدای غرش توپ، سوت خمپاره یا رگباری می‌آمد. خودم را به آنها رساندم. موتور را کنار انداختم و رفتم بینشان و خواستم که از هم فاصله بگیرند و درون خط حد خودشان پدافند کنند. هر چه بیشتر از حنجره‌ام کار کشیدم، کمتر نتیجه گرفتم. می‌خواستم به آنها بفهمانم که این نقطه خطرناک هست و باید درون یک محدوده ده کیلومتری پخش شوند که درون واقع مطابق ابلاغ قرارگاه بود، ولي موفق نشدم و گوش کسی بدهکار نبود ظاهرشان نشان می‌داد پذیرفته‌اند، ولي عملاً کاری نمی‌کردند. برخی هم خرده می‌گرفتند که نه توشه داریم و نه توان؛ بگذار خستگیمان رفع شود، بعداً. 

موتور را برداشتم و گازش را گرفتم به سمت قرارگاه. رفتم سراغ رشید. ماجرا را که گفتم، گوشی را برداشت و پشت بی‌سیم شروع کرد به داد و فریاد کردن که تا یکی دو ساعت دیگر حتماً دور می‌خورید و محاصره می‌شوید. اعلام کرد که باید درون امتداد جاده، ده کیلومتر را پوشش دهید. 

به محض باز شدن نیروها و پخش شدنشان، عراق شروع به پاتک می‌کند که اینجا دیگر هنر احمد کاظمی، حسین خرازی و مرتضی قربانی بود که با رشادت بچه‌ها، عراقی‌ها را متوقف می‌کنند. وقتی خودم را به خط رساندم، خیلی ها مجروح و از پا افتاده بودند، ولي از روی خاکریز که سرک کشیدم، دیم دشت اين طرف جاده پر از تانک‌‌های سوخته و جنازه‌های عراقی هست که باورم نمی‌شد کار همین بچه‌های خسته و بی‌رمق باشد که شب را هم جنگیده بودند. ساعتی بعد نیروهای کمکی از راه رسیدند و دیگر خیالمان راحت شد که درون مرحله نخست، صحنه نبرد را با حداقل تلفات به نفع خودمان تمام کرده‌ایم. 

جنگ واقعی ما با عراقی‌ها بر سر خرمشهر هنوز شروع نشده بود. فلش حرکتی ما به سمت غرب بود نه جنوب که خرمشهر درون انتهای اين قرار داشت. ما باید درون مرحله‌ا ی دیگر تا حدی پیش می‌رفتیم که با نیروهای قرارگاه قدس که از جبهه شمالی پیشروی می‌کردند، الحاق کنیم. عراقی‌ها هم هر کاری از دستشان آمد کردند تا مانع الحاق نیروهای ما شوند، چون می‌دانستند سمت و سوی حرکت تمامي ما به خرمشهر ختم می‌شود. درست هست که روی نقشه، عملیات بیت المقدس، چهار مرحله داشت و درون هر مرحله، معلوم بود که ما چه مقدار پیش رفته‌ایم و چه موقع به اطراف خرمشهر رسیده‌ایم، ولي این عملیات ۲۴ روز درگیری بی‌وقفه داشت؛ هر شب یک حمله و هر روز چند کیلومتر نزدیک‌تر شدن به خرمشهر.

درون حالی که خاکریز ثابتی درون منطقه نبود؛ غذا به موقع و به اندازه به بچه‌ها نمی رسید و فرصتی نداشتند تا خودشان را از گرد و غبار خلاص کنند. دوشی بگیرند و سبک شوند! هیچ جای استراحتی نبود. زمین زیراندازشان بود و آسمان، رواندازشان. تمامي از شکل و قیافه افتاده بودند. چهره بچه‌ها طوری عوض شده بود که برای دوستان نزدیکشان هم قابل شناسایی نبودند. رزمنده‌ای دیدم آرپی‌جی به دوش که به طرف تانک‌های  عراقی می‌رود. از نوع راه رفتن و گام‌های استوارش خوشم آمد. بلند صدا زدم: «خدا قوت برادر!» تا برگشت و نگاه کرد، اعلام کرد: «چطوری برادر اسدی؟» خوب که نگاهش کردم، دیدم سیدمحمد کدخدا از فرماندهان تیپ امام سجاد(ع) هست که قبلاً درون فارسیات مدتی پیش ما بود و بعدها درون عملیات کربلای ۵ شهید شد. لباس سبزش از غبار و عرق تن به سیاهی می‌زد و صورت و موهایش با لایه‌ای از گرد و خاک پوشیده شده بود. سفیدی دندان‌هایش وقتی خندید تنها چیزی بود که می‌شد دید و از غبار درون امان مانده بود. 

از فکر سیدمحمد بیرون نرفتم تا ساعتی بعد که نبی رودکی، فرمانده تیپ امام سجاد(ع) را ببینم و به گلایه بگویم: «حاجی، کار به جایی رسیده که سیدمحمد، آرپی‌جی به دوش شده؟» و او کف دستش را به تنه تفنگ کلاشی که روی دوشش بود بزند و بگوید: «قربونت برم! کی سر جای خودشه که سیدمحمد باشه؟! می بینی که تمامي چیز از دستمون درون رفته و جای ثابتی نداریم که نیروها رو کنترل کنیم. دیگه زورمون به هیچ کس نمی‌رسه!» 

دو سه روزی از آغاز عملیات گذشته بود که صالح، برادرم را صدا زدم و رفتیم خبری از وضعیت یگان‌ها درون منطقه حسینیه بگیریم. هنوز روی جاده کنار آبگرفتگی بودیم و تا جاده اهواز – خرمشهر فاصله داشتیم که دیدم پنج هلی‌کوپتر درون فاصله سیصدمتری ما چرخ می‌زنند. بیشتر به نظر می‌آمد خودی باشند تا عراقی. همین‌طور که سرم از ماشین بیرون بود و نگاهشان می‌کردم، به صالح گفتم: «هلی‌کوپترهای ارتش زیادی جلو رفتن، عراقی‌ها راحت می‌تونن اونا رو بزنن!» صالح حرفم را ناتمام گذاشت و با صدایی آمیخته با ترس و دلهره فریاد کشید: «کاکو جون، موشک! موشک! اونا عراقی‌ان. یکی‌شون داره به سمت ما شلیک می‌کنه!» نگاه نکرده بی‌اختیار پایم رفت روی گاز و ماشین خیز برداشت. هنوز چند متری نرفته بودم که موشکی زوزه‌کشان از پشت ماشین رد شد. ماشین را با سرعت از جاده بردم پایین. موشک دومشانبه کامیون تانکر آب، که درون فاصله پنجاه متری ما داشت روی جاده آب می‌پاشید، اصابت کرد و آتش گرفت. ما گاز ماشین را تخت گرفته بودیم و گرد و غبارکنان به سمت خط می‌رفتیم که نزدیکی‌های جاده اصلی، صحنه‌ای دیگر پدید آمد، باورنکردنی. 

یک تویوتا از شرق جاده اهواز – خرمشهر آمده بود روی آسفالت و داشت از اين سمت جاده پایین می‌رفت، چهار نفر جلو نشسته بودند و چیزی حدود بیست نفر هم پشتش! این تمامي آدم با تویوتا، اصلاً عجیب نبود و کار هر روز بچه‌ها بود. عجیب اینکه تا ماشین، وسط جاده قرار گرفت، موشکی به سمت آنها شلیک شد که حیرت‌زده دیدیم از دریچه سمت راننده داخل شد و با برخورد به دست نفر آخر، از سمت دیگر خارج شد؛ سیم پشت موشک مالیوتکا هم بینی راننده را شکافت. تمامي چیز درون عرض چند ثانیه اتفاق افتاد. ماشین میخکوب شد و بچه‌ها به سرعت از اين بیرون پریدند و هرکدام به یک طرف فرار کردند. نیروهای خط که حالا دیگر فهمیده بودند هلی‌کوپترها عراقی‌اند شروع کردند به تیراندازی و دوره‌شان کردند. خودمان را رساندیم به مجروح. دیدم دستش آویزان هست به تکه‌گوشتی و یا زهراگویان دارد تلاش می‌کند اين را جدا کند. خون، تمام بدنش را پوشانده بود و داشت از حال می‌رفت که تمامي رمقش را جمع کرد و فریاد زد: «لامصبا! دستم رو جدا کنید!» اعتنا نکردیم. چند تا چفیه روی هم گذاشتیم و محکم بازویش را بستیم تا خون بند آمد. راننده هم حال خوشی نداشت و صورتش غرق خون شده بود، ولي خطری تهدیدش نمی‌کرد. یکی از بچه‌ها رفت ماشین را آورد که ببردشان بهداری. چند قمقمه آب روی سرشان خالی کردیم و سر و صورتشان را غرق بوسه… 

کار هر روزم بود درون این چند روزِ غوغایِ رسیدن به خرمشهر، که سوار بر موتور، بین نیروها باشم و از نزدیک موقعیت منطقه و پیشروی‌ها را بررسی کنم. تقریباً هر روز هم به حادثه‌ای برمی‌خوردم یا صحنه‌ای نظرم را می‌گرفت. حالا شده اگر واقعه یا جریانی کوچک و ناچیز باشد، ولي درون اين دشت وسیع و تنهایی من درون رفت و آمدها، مثل نقطه‌ای که بر ضمیر سپید کاغذ بنشیند، درون ذهنم خوش می‌نشست، مثل اين روزی که از دور شیء سیاه‌رنگی مرا به طرف خودش کشاند. نزدیک که شدم دیدم یک نفر کنار خاکریز و با فاصله زیاد از نیروها، روی زمین افتاده که رنگ و روی لباس و اثاثیه‌اش می‌اعلام کرد یک بسیجی هست. بیابان مثل اینکه شخم خورده باشد، شیار مانند بود و بدن بسیجی را همراه با پستی و بلندی خودش، بالا و پایین کرده بود. سر، توی گودی، سینه بالا و پاها هر کدام به سمتی دراز شده بود. دست چپ که زیر بدنش قرار داشت پیدا نبود، ولي دست راست پشت سرش توی گودی بود. شک نکردم که شهید شده. موتور را خاموش نکرده، انداختم و به سرعت خودم را رساندم بالای سرش. دست و پایش را صاف کردم. سر را بلند کردم و آرام صورتش را از گرد و خاک زدودم. عرق و  خاک، جوراب و پاهایش را که از پوتین بیرون آمده بود گِلی کرده بود؛ طوری که انگار تمامي دشت را پابرهنه توی گل آمده باشد. نگاه کردم دیدم یکی دو متر اين طرف‌تر گرمکی کوچک افتاده. حسرت خوردم که کاش فرصت کرده بود و اين را خورده بود. تا دست دراز کردم و برداشتمش، یک دفعه آرام و بی‌رمق اعلام کرد: «دست نزن. کارش دارم!» آنی شوک بهم وارد شد و از او فاصله گرفتم. دوباره نزدیک شدم و خندیدم. 

– زنده‌ای؟! 

– بنابراين چی! مال بی‌صاحاب پیدا کردی؟! 

– کاریش ندارم. حالا چرا اینجا و این‌جوری آش و لاش افتادی؟ 

– سه روزه نخوابیدم

پیش از آنکه رهایش کنم، پرسیدم «‌می‌خوای قاچ بزنم، بذارم توی دهنت؟» که دیدم خوابش برده و نمی‌شنود. رفتم و بچه‌های گردانش را نيوز کردم که نگذارند آنجا بماند.» 

ادامه دارد…

انتهای پیام/ب

۲۷ام اردیبهشت ۱۳۹۷ خبری

دانلود فیلم پالتو شتری

هم اکنون در رسانه بزرگ تکراری ها دانلود فیلم ایرانی فوق العاده زیبا ، تماشایی و جذاب پالتو شتری با کیفیت های فوق العاده عالی و لینک مستقیم

فیلم پالتو شتری به کارگردانی مهدی علی میرزایی قابل دانلود با بهترین کیفیت ممکن به همراه تصاویر بازیگران و معرفی کامل فیلم

این فیلم محصول سال ۱۳۹۷ می باشد .

دانلود فیلم پالتو شتری 1 دانلود فیلم پالتو شتری

دانلود فیلم پالتو شتری

فیلم پالتو شتری به نویسندگی و کارگردانی مهدی علی میرزایی ساخته شده است .

سام درخشانی بازیگر نقش اصلی این فیلم سینمایی است که این روزها بارها با یک پالتوی شتری در تهران هنگام فیلم برداری دیده شده است .

فیلم برداری این فیلم به صورت کامل در شهر تهران انجام شده است .

مهدی علی میرزایی پیش از پالتو شتری ، نویسندگی فیلم های پرطرفدار و پرفروش ایرانی از جمله گشت ارشاد و در مدت معلوم را بر عهده داشته است .

فیلم در ژانر اجتماعی و کمدی ساخته شده است .

بازیگران فیلم پالتو شتری

سام درخشانی و حنانه سنایی بازیگران این فیلم ایرانی هستند .

عوامل فیلم پالتو شتری

نویسنده و کارگردان : مهدی علی میرزایی

در ادامه شما دوستان گرامی را به دیدن جدیدترین تصاویر منتشر شده از پشت صحنه فیلم پالتو شتری دعوت می کنیم :

دانلود فیلم پالتو شتری 5 دانلود فیلم پالتو شتری

بازیگران فیلم پالتو شتری در نمایی از پشت صحنه

دانلود فیلم پالتو شتری 4 دانلود فیلم پالتو شتری

سلفی حنانه سنایی در فیلم پالتو شتری

دانلود فیلم پالتو شتری 3 دانلود فیلم پالتو شتری

مدل موی خاص سام درخشانی در فیلم سینمایی پالتو شتری

دانلود فیلم پالتو شتری 2 دانلود فیلم پالتو شتری

لینک های دانلود فیلم سینمایی پالتو شتری پس از عرضه سراسری در سایت قرار می گیرد .

نوشته دانلود فیلم پالتو شتری اولین بار در تکراری ها ، دانلود فیلم و سریال. پدیدار شد.

۲۶ام اردیبهشت ۱۳۹۷ زوارین

دریافت نيوز : چهار‌شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۷ ساعت ۱۱:۱

حضور موثر موسسه مهد قرآن درون بیست و ششمین نمایشگاه بین المللی قرآن

به گفته خبرگزاری مهر ، به گفته معاونت آموزش مؤسسه کشوری مهد قرآن ارائه محتوای نکات آموزشی ، مسابقه ای و متنوع به شکل نرم افزار از کتاب آموزش جامع قرآن تألیف این مؤسسه امکان بهره مندی تمامي مخاطبین به ویژه نوجوانان و جوانان را از کتاب فراهم نموده هست.
 «محمود کریمی» از عموم علاقمندان دعوت بعمل آورده با حضور درون بخش آموزش غرفه آیه های زندگی نمایشگاه بیست و ششم قرآن کریم با امکانات و ویژگی های نرم افزار آموزش جامع قرآن آشنا شوند.
یادآور می شود بیست و ششمین نمایشگاه بین المللی قرآن کریم از روز شنبه ۲۹ اردیبهشت تا پانزدهم خرداد درون مصلی تهران برگزار می شود.

خبري پیشنهادی:

    حضور موثر موسسه مهد قرآن درون بیست و ششمین نمایشگاه بین المللی قرآن

    Tagsبرچسب ها
    ششمین نمایشگاه مهد قرآن گفته خبرگزاری مهر نرم افزار بین المللی نوجوانان و جوانان محمود کریمی مصلی تهران قرآن کریم آموزش

    ۲۶ام اردیبهشت ۱۳۹۷ خبری

    دانلود فیلم لابیرنت

    همینک سوپرایز جدید رسانه تکراری ها دانلود فیلم بسیار زیبا ، جذاب و دیدنی لابیرنت با انواع کیفیت ها و لینک مستقیم

    فیلم لابیرنت به کارگردانی امیرحسین ترابی قابل دانلود با کیفیت های ۴۸۰ و ۷۲۰ و ۱۰۸۰ به همراه جدیدترین تصاویر بازیگران و صحنه هایی از فیلم

    این فیلم محصول سال ۱۳۹۷ می باشد .

    دانلود فیلم لابیرنت 1 دانلود فیلم لابیرنت

    دانلود فیلم لابیرنت

    فیلم لابیرنت به کارگردانی امیرحسین ترابی ، نویسندگی امیرحسین ترابی و طلا معتضدی و تهیه کنندگی جهانگیر کوثری ساخته شده است .

    این فیلم سینمایی نخستین فیلم بلند امیرحسین ترابی در مقام کارگردانی است .

    امیرحسین ترابی فیلمنامه فیلم لابیرنت را با همکاری خانم طلا معتضدی نوشته است .

    این فیلم ایرانی یکی از فیلم های پربازیگر می باشد .

    فیلم برداری فیلم لابیرنت به صورت کامل در شهر تهران انجام شده است .

    شهاب حسینی و ساره بیات بازیگران اصلی این فیلم هستند .

    در مورد اسم لابیرنت باید بگوییم که لابیرنت در اصل حس تعادل مارپیچی در داخل گوش است که تعادل را حفظ می کند .

    این فیلم دارای مضمونی اجتماعی است .

    بازیگران فیلم لابیرنت

    شهاب حسینی ، ساره بیات ، غزاله نظر بازیگران این فیلم سینمایی هستند .

    عوامل فیلم لابیرنت

    ( کارگردان : امیرحسین ترابی )

    ( نویسنده : امیرحسین ترابی و طلا معتضدی )

    ( تهیه کننده : جهانگیر کوثری )

    در ادامه می توانید جدیدترین تصاویر منتشر شده در اینستاگرام بازیگران فیلم لابیرنت را مشاهده نمایید .

    دانلود فیلم لابیرنت 3 دانلود فیلم لابیرنت

    تصاویر بازیگران فیلم لابیرنت

    دانلود فیلم لابیرنت 2 دانلود فیلم لابیرنت

    لینک های دانلود فیلم سینمایی لابیرنت پس از عرضه سراسری در سایت قرار می گیرد .

    نوشته دانلود فیلم لابیرنت اولین بار در تکراری ها ، دانلود فیلم و سریال. پدیدار شد.

    ۲۶ام اردیبهشت ۱۳۹۷ زوارین

    به گفته گروه حماسه و مقاومت خبرگزاری فارس، سفارت جدید آمریکا چند روزی هست درون قدس بنا شده. این ساختمان بی شک جهنمی خواهد بود که صهیونیست‌ها برای خود و به دست خود بنا کردند. جهنمی که آتش اين هرگز توسط فرزندان مقاومت خاموش نخواهد شد تا زمانی که از دل این آتش گلستان سرزمین خویش را آباد کنند.

    تابلو راهنمای جهنم جديد صهیونیست‌ها

    انتهای پیام/ب


    http://fna.ir/bm3vnj




    ۲۶ام اردیبهشت ۱۳۹۷ خبری

    علت مرگ دختر قاسم افشار گوینده شبکه خبر

    همینک در مجله آنلاین فارسی ها با عنوان علت مرگ دختر قاسم افشار گوینده شبکه خبر در خدمت شما کاربران گرامی هستیم .

    روز گذشته قاسم افشار گوینده با سابقه و پرطرفدار کشورمان ، دار فانی را وداع گفت .

    وی در سال های پایانی دهه ۶۰ دخترش را بر اثر خفگی از دست داد .

    دلیل مرگ دختر قاسم افشار انسداد مجاری تنفسی به دلیل بسته شدن با پاک کن نقل شده است .

    علت مرگ دختر قاسم افشار گوینده شبکه خبر علت مرگ دختر قاسم افشار گوینده شبکه خبر

    علت مرگ دختر قاسم افشار گوینده شبکه خبر

    این مطلب از بخش اخبار فرهنگی و هنری سایت برای شما گردآوری شده است .

    پیشنهاد می کنیم به سایر مطالب سایت سر بزنید .

    نوشته علت مرگ دختر قاسم افشار گوینده شبکه خبر اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

    ۲۶ام اردیبهشت ۱۳۹۷ خبری

    دانلود فیلم جانان

    هم اکنون در رسانه تکراری ها دانلود فیلم ایرانی فوق العاده زیبا و جذاب جانان با بهترین کیفیت ممکن و لینک مستقیم

    فیلم جانان به کارگردانی کامران قدکچیان قابل دانلود با انواع کیفیت های اصلی به همراه معرفی کامل فیلم و تصاویر بازیگران

    این فیلم محصول سال ۱۳۹۶ می باشد .

    دانلود فیلم جانان 1 دانلود فیلم جانان

    دانلود فیلم جانان

    فیلم جانان به کارگردانی کامران قدکچیان ، نویسندگی فرهاد توحیدی و تهیه کنندگی محمد نجیبی ساخته شده است .

    نام این فیلم سینمایی انتهای خیابان مهر بود که به جانان تغییر یافت .

    گفته می شود این فیلم ایرانی در پاییز ۱۳۹۷ اکران می شود .

    جانان دارای مضمونی اجتماعی است و داستان آن با قلم فرهاد توحیدی نوشته شده است .

    این فیلم سینمایی به صورت موازی داستان دو عشق ( قدیمی و امروزی ) را دنبال می کند .

    امین حیایی بازیگر نقش اصلی فیلم سینمایی جانان است .

    بازیگران فیلم جانان

    امین حیایی ، بیژن بنفشه‌ خواه ، مژگان بیات ، سحر زکریا ، شهربانو موسوی ، محمد بانشی ، ماریا گارسیا گوژاسو ، یواندریس بکرامندز ، چنگیز وثوقی ، پروانه معصومی ، مهران رجبی بازیگران این فیلم سینمایی هستند .

    عوامل فیلم جانان

    ( کارگردان : کامران قدکچیان )

    ( نویسنده : فرهاد توحیدی )

    ( تهیه کننده : محمد نجیبی )

    ( مجری طرح : مجید کرباسیان )

    ( مدیر فیلم برداری : کامیار فاروغی )

    ( مدیر تدارکات : امیر حسینی )

    ( چهره پردازد : سودابه خسروی )

    ( طراح لباس : کیوان ذوالفقاری )

    ( صدابردار : محمود سماک‌باشی )

    در ادامه شما کاربران گرامی را به دیدن جدیدترین تصاویر منتشر شده از فیلم جانان دعوت می کنیم :

    دانلود فیلم جانان 5 دانلود فیلم جانان

    جدیدترین عکس های پشت صحنه فیلم جانان

    دانلود فیلم جانان 4 دانلود فیلم جانان

    امین حیایی در فیلم جانان

    دانلود فیلم جانان 3 دانلود فیلم جانان

    تصاویر سکانس هایی از فیلم ایرانی جانان

    دانلود فیلم جانان 2 دانلود فیلم جانان

    لینک های دانلود فیلم سینمایی جانان پس از عرضه سراسری در سایت قرار می گیرد .

    نوشته دانلود فیلم جانان اولین بار در تکراری ها ، دانلود فیلم و سریال. پدیدار شد.