تارنمای زوارین




۱۵ام تیر ۱۳۹۷ زوارین

به گفته گروه حماسه و مقاومت خبرگزاری فارس، شهید محمدرضا حمامی به تاریخ یک مهر ۱۳۳۶ درون مشهد متولد شد. وی بعد از پیروزی انقلاب لباس سپاه را بر تن کرد و عازم جبهه شد. شهید حمامی مدتی درون تیم حفاظت امام خمینی فعالیت داشت ولي دوباره به میدان جنگ برگشت و سرانجام درون ۲۲ بهمن سال ۶۱ درون منطقه فکه عملیات والفجر مقدماتی به شهادت رسید. آیت الله توسلی و چند نفر دیگر، از طرف شخص امام خمینی برای تشییع جنازه و عرض تسلیت به خانواده او، راهی مشهد مقدس شدند. شهید محمدرضا حمامی هنگام شهادت، معروف شد به «داماد یک شبه»، و «حنظله خراسان».

                                                ****

محمد رضا توی عملیات محرم مجروح شد. وقتی بردندش عقب، به خاطر مسؤولیت هایی که داشت حاضر نشد بستری شود، یک مداوا و پانسمان سر پایی؛ بعد هم خودش را سریع رساند به منطقه.
عملیات که تمام شد، اواخر آبان شصت و یک، با هم آمدیم مشهد. خبرش را داشتم؛ بار آخری قبل از این که بیاید جبهه، ازدواج کرده بود، منتهی فقط درون حد یک عقد و شیرینی خوردن. عروسی را وعده داده بود برای بعد از عملیات.

بین راه به شوخی می اعلام کرد: مجید توی این مرخصی معلوم نیست چقدر کار روی سرم هوار بشه!
منظورش گیر و دارهای مراسم دامادی اش بود. به آثار مجروحیتش اشاره کردم و با خنده گفتم: محمدرضا داماد با زخم و زیلی هم که خیلی به درد نمیخوره؛ به نظر من باید قبل از هر چیزی فکر یه مداوای اساسی هم برای خودت باشی.
اعلام کرد: اتفاقا خودم هم قصدش رو داشتم، تا ببینم خدا چی بخواد.
دقیق یادم نیست چند روز مشهد ماندیم، ولی می دانم بچه های پادگان امام رضا (سلام الله علیه) تا توانستند کار درست کردند برای محمدرضا؛ پادگان، پادگان آموزشی بود و او هم استاد بحث های تخریب. بالأخره اين قدر درگیر کارهای مختلف شد تا این که مجلس عروسی اش درست افتاد همان شبی که باید میرفتیم منطقه. مجلسش مثل اکثر مجالسی که اين وقت ها بچه ها گرفتند، ساده بود. این سادگی توی دل خودش یک معنویتی را پرورش داد که انسان هر چقدر هم که از این بحثها پرت بود، می توانست متوجه اين معنویت بشود. مجلس محمدرضا هم از این قاعده مستثنی نبود.

با این که اين روزها حضور محمدرضا درون منطقه ضروری بود، ولی اين شب وقتی ازش خداحافظی می کردم، یقین داشتم که فردا تنها باید راهی منطقه شوم؛ طبیعی بود که چند روزی پیش خانمش بماند، هیچ کس هم نمی توانست به اش ایراد بگیرد.
صبح روز بعد، زنگ تلفن خانه ما صدایش بلند شد. گوشی را که برمیداشتم، انتظار داشتم هر کسی باشد، غیر از محمدرضا. اعلام کرد: سلام مجید، چطوری؟ خوبی؟
خنده خنده گفتم: میشه آدم با یه شاه دامادی مثل شما صحبت کنه و بد باشه؟
تا مزاح مرا جوابی داده باشد، اعلام کرد: ان شاء الله از این شاه دامادی ها قسمت تو هم بشم.
خواستم باب شوخی را باز کنم، ولی امان نداد و زود پرسید: مجید قطار مون ساعت چند حرکت می کنه امروز؟
شوخی و تمامي چیز از یادم رفت! مثل آدم های برق گرفته، کشیده و با تأکید گفتم: قطارمون؟!
ساده و عادی اعلام کرد: آره دیگه، قطار مون. گفتم: سرکار کجا می خوان تشریف بیارن؟ خونسرد اعلام کرد: منطقه.
ناراحت گفتم: بابا دست بردار محمدرضا، ظاهرا یادت رفته که تو جديد دیشب ازدواج کردیها!
اعلام کرد: شاملو به من زنگ زده و گفته خودت رو سریع برسون.
عباس شاملو فرمانده تیپ بود. می دانستم یک عملیات سخت و پیچیده درون پیش هست، ولی حدس زدم شاید از جریان عروسی نيوز نداشته باشد. همین را به محمدرضا هم گفتم. اعلام کرد: اتفاقا اولین چیزی که حاجی بهم اعلام کرد، تبریک ازدواجم بود، بعدشم خواست برم منطقه.
من مسؤول طرح و عملیات تیپ بودم و او جانشین. روی همین حساب به او گفتم: محمدرضا من خودم میرم اونجا و تمام کارهای تورو انجام میدم؛ خاطر جمع باش.
ولی او باز از ساعت حرکت قطار پرسید. با این که می دانستم تقید او به این قضیه، یک تقید ایمانی هست، ولی خودم را زدم به اين راه و به شوخی گفتم: بابا حالا شاملو که نمی خواد اعدامت کنه، چند روزی بمون پیش خانومت، بعد بیا.
برای این که او را راضی به ماندن کنم، گفتم: اصلا یه کاری می کنیم؛ من زنگ می زنم به حاجی و میگم خودش دو، سه روز کارها رو ردیف کنه، بعدش ما با هم می ریم.
اعلام کرد: آقای شاملو به قدر کافی برای خودش کار و دردسر داره.
بالأخره اين قدر اصرار کرد تا آخرش کم آوردم و ساعت حرکت قطار را گفتم؛ چهار و بیست دقیقه.
شیرین ترین لحظه های زندگی هر کسی توی دنیا، شاید مربوط باشد به ایام ازدواجش با شناختی که از محمدرضا داشتم، میدانستم وقتی پای انجام وظیفه بیاید وسط، هیچ چیز نمی تواند مانع او بشود، ولي درون عین حال، هنوز امیدوار بودم که شاید پدر و مادرش، یا خانواده خانمش بتوانند مانع او بشوند، ولی بعد از ظهر وقتی رسیدم راه آهن، دیدم زودتر از من آمده! با خانم و بعضی از بستگانش، توی سالن انتظار ایستاده بود!
تا مرا دید، آمد طرفم. گفتم: من باورم نمیشه این که دارم میبینم، محمدرضا حمامی باشه!
نگاهش جور خاصی شد. مثل این که حال نماز به او دست داده باشد، اعلام کرد: خدا از زبونت بشنوه… اتفاقا منم تمامي امیدم اینه که دیگه محمدرضایی درون کار نباشه؛ دعا کن!
به ساعتش نگاهی کرد و اعلام کرد: چیزی به حرکت قطار نمونده، تو برو منم خداحافظی می کنم، میام.
دست از سرش برنداشتم؛ افتادم به التماس که شاید تصمیمش را عوض کند، ولی فایده ای نداشت.
اين روز جریان وداع محمدرضا برایم به یادماندنی شد؛ درون حالی که همسرش و بقیه گریه افتاده بودند، او انها را دلداری میداد، حال و هوایش وصف نشدنی بود. گویی روی زمین نبود. توی کتاب ها، چیزهایی راجع به جناب حنظله و ماجرای دامادی یک شبه اش خوانده بودم، ولي فقط درون حد همان خواندن، حالا این که پیش چشم من ایستاده بود، خودش یک حنظله حی و حاضر بود؟
بین راه، برای دسترس از وقت، راجع به کارهایی که باید درون جبهه انجام می دادیم، صحبت کردیم. درون واقع هماهنگی های لازم را انجام دادیم. با گریه ای که از خانواده اش توی راه آهن دیده بودم، انتظار داشتم برود توی لاک خودش، ولی کاملا برخلاف انتظارم، مثل همیشه چهرهای خندان و پرنشاط داشت، بلکه این بار شادابی و نشاطش به طرز محسوسی بیشتر شده بود؛ به او گفتم: محمدرضا تو این بار یه جور دیگه هستی.
خندید. اعلام کرد: چه جوری؟ گفتم: یه حال و هوایی داری که انگار از خود بهشت برات دعوتنامه فرستادن!
مثل کسی که جا خورده باشد، دقیق شد توی صورتم. انگار از رازی باخبر شده ام، و او گویی خواست این باخبری را کامل کند که اعلام کرد: مجید یه چیزی می‌خوام به تو بگم که بد نیست یادداشتش کنی.
به خاطر تکانهای دایمی قطار، حال نداشتم بلند شوم و از ساکم قلم و کاغذ بیرون بیاروم. گفتم: همین جوری بگو، ان شاء الله یادم میمونه.
اعلام کرد: نه، اگر دفترت رو بیاری بهتره، میخوام چیزی رو که میگم، حتما یادداشت کنی یک سررسید سال شصت و یک توی ساکم بود. همان را آوردم. اعلام کرد: بیست و سه بهمن شصت و یک، درست موقع اذان ظهر.
نوشتم. ساکت شد. گفتم: خب ادامه بده . دوباره آماده نوشتن شدم. لبخند زد. اعلام کرد: همین بود. فکر کردم شاید خواسته سربه سرم بگذارد، ولي او اهل این طور سرکار گذاشتن ها نبود. پرسیدم: بیست و سه بهمن چی؟ اتفاقی بناست بیفته؟

اعلام کرد: شما همین یادداشت رو داشته باش، اون روز خودت می فهمی.

هر چه اصرار کردم تا از موضوع سر درون بیاورم، چیزی نگفت. فقط ازم خواست تا اين روز مواظب این یادداشت چند کلمه ای باشم؛ انگار که گنج!

غیر از این که تو تمامي مرحله های عملیات فعال بود، شب عملیات هم پا به پای نیروها آمد. اين جا کسی محمدرضا را به عنوان یک مسؤول نمیشناخت؛ هر کی هر جا می ماند، می رفت سراغش؛ خلاصه این که کاری را نمی گذاشت روی زمین بماند.

اين شب تا اين طرف سحر جنگیدیم. گاهی عرصه به حدی تنگ میشد که مجبور بودیم تن به تن بجنگیم. نزدیک صبح، بالأخره موفق شدیم دژ دشمن را بشکنیم.
هنوز خوشحالی این خط شکنی درست توی وجودم جا خوش نکرده بود که شنیدن یک نيوز، کلا خوشحالی ام را کرد عزا و ماتم دو تا تیپ دیگر تو جناح های راست و چپ ما عمل کرده بودند، ولی به خاطر موانع بی حد و حصری که عراقیها کار گذاشته بودند، و به خاطر بعضی چیزهای دیگر، آنها نتوانستند خودشان را به دژ دشمن برسانند؛ این یعنی یتیم شدن تیپ ما، توی دل دشمن! اگر فکری نمی کردیم، به محض بالا آمدن آفتاب، عراقیها دست به کار می شدند و با شرایطی که ما داشتیم، به راحتی می افتادیم تو حلقه محاصره دشمن و اين وقت یک قتل عام حسابی از بچه ها راه می افتاد. 
شاملو، فرمانده تیپ، با عقب تماس گرفت و کسب تکلیف کرد. طولی نکشید که دستور عقب نشینی تا ارتفاعات رملی «خان» و «چومان» و «مل عمرا» صادر شد.
این عقب نشستن خودش قصه پرغصه ای داشت که شرحش بماند؛ همین قدر بگویم سه، چهار روز پرالتهاب گذشت تا توانستیم خودمان را برسانیم به اين ارتفاعات و کمی ثبات پیدا کنیم. درون این زمان، اوضاع و احوال منطقه با آتش و خون همراه بود؛ عراق از اين طرف تمامي هست و نیستش را گذاشته بود که میان سرخطهایی را که تیپ ما گرفته، از دست ما دربیاورد؛ ما هم از این طرف، با چنگ و دندان می جنگیدیم و نمی گذاشتیم. توی این زمان، محمدرضا دایم تمامي طول خط را می رفت و می آمد. راهنمایی های به موقع او، تلفات ما را به حداقل رسانده بود.

صبح روز پنجم، ارایش تیپ ما طوری شده بود که از جناح راست، به اصطلاح نظامی، به دشمن پهلو داده بودیم. با این که عراقیها به ما دید نداشتند، ولی گلوله های خمپاره و توپ شان، می خورد اطراف سنگرهامان و بچه ها را حسابی اذیت می کرد.
محمدرضا تا توانست، جناح راست را تقویت کرد. دایم هم به بچه ها سفارش می کرد هوای اين سمت را بیشتر داشته باشند که جلوی نفوذ دشمن گرفته شود. درون همین حال، حواسش به آتشهای هدایت شده دشمن هم بود. با کمک سیدی که خبره کار بود، مدتی قضیه را بررسی کرد. بالأخره فهمید طرف ارتفاع رملی چومان، یکی از دیده بان های حرفه ای دشمن مخفی شده و با دادن گرا به قبضه های آتش، دارد گلوله ها را سمت ما هدایت می کند.
این آتشباران تا ساعت ده ادامه داشت. محمدرضا رفت پیش فرمانده تیپ. اعلام کرد: حاجی من دیگه تاب ندارم ببینم بچه ها این طوری دارن جلوی چشمم تیکه، پاره میشن!
شاملو اعلام کرد: اون دیده بان بیشرف، واقعا دیده بانه! یه نیروی کار کشته باید بره شرش رو کم کنه که الآن ندارم.
محمدرضا اعلام کرد: شما اگه قبول کنی، خودم ان شاء الله کلکش رو می کنم.
شاملو اولش زیر بار نرفت؛ اصرار محمدرضا ولي از یک طرف، و کلافه شدن خودش از طرف دیگر؛ وادارش کرد رضایت بدهد. محمدرضا بدون یک لحظه معطلی راه افتاد طرف ارتفاعی که الان دیده بان شده بود.
چند تا از بچه های اطلاعات عملیات، روی حساب علاقه شدیدی که به او داشتند، خواستند بروند کمکش، نگذاشتم. گفتم: رفتن شما جز دست و پاگیرشدن برای اون، هیچ فایده دیگه ای نداره.
از نگاه تمامي تشویش و نگرانی می بارید. شاید اگر کس دیگری می رفت، بچه ها این طور حساس نمی شدند. به هر تقدیر نشستیم به تماشا تا ببینیم ماجرا به کجا می کشد.
محمدرضا با توکل و معنویتی که داشت، توانست موضع دیده بان را به خوبی کشف کند. وقتی نزدیک مخفی گاهش رسید، او متوجه شد و سریع شروع کرد تیراندازی. محمدرضا هم بلافاصله سنگر گرفت و جوابش را داد. تو یک فرصت مناسب، مثل یک شکارچی زبردست توانست کفتار را از لانه اش بکشد بیرون و با گلوله بزندش. گلوله جای کاری نخورد، ولی دیده بان مجروح شد. همین شد یک برگ برنده دست محمدرضا. درون نهایت دیده بان را وادار کرد از پشت تپه بیاید بیرون.
من که مرتب دوربین می کشیدم و تمام دور و اطرافش را میپاییدم، یکهو چشمم افتاد به سه، چهار تا عراقی که از گرد راه رسیدند. می خواستند دیده بان را نجات دهند. محمدرضا متوجه آنها نشد، چون دقیقا پشت سرش بودند. انگار بندبند وجودم به هیجان آمد. رو کردم به بچه ها و داد زدم: تیراندازی کنید؟ تیراندازی کنید!
فهمیدند چی شده، هر کی با هر سلاحی که دستش بود به اين طرف تیراندازی کرد. محمدرضا متوجه شد. سریع برگشت و به طرف آنها تیراندازی کرد. با این که دو تاشان را راهی جهنم برزخیشان کرد، ولی نفر سوم توانست او را به رگبار ببندد. جلوی چشم های از حدقه درآمده ما، محمدرضا نقش زمین شد؟
توی همان حیص و بیص، سر و کله یکی از بچه های بسیجی آنجا پیدا شده بود. یک رادیو دستش گرفته بود که روشن بود و صدایش زیاد. آمدم با عصبانیت بگویم خاموشش کند که یک دفعه صدای الله اکبر اذان از رادیو بلند شد. این دقیقا همان لحظه ای بود که محمدرضا گلوله خورد و توی خون خودش غلتید. همین کافی بود تا مرا یاد قطار و یاد اين یادداشت بیندازد. بی اختیار زدم توی سرم. چشمهام سیاهی رفت.
وقتی به خودم آمدم، دیدم دارم به شدت گریه می کنم. بچه ها دوره ام کرده بودند. یکیشان اعلام کرد: نگران نباش آقا مجید، ان شاء الله طوریش نشده.
دیگری اعلام کرد: اون آدم کارکشته ایه، قطعا خودش رو به مردن زده تا عراقیها گورشون رو گم کنن.
من انگار حرف های آنها را نشنیدم، زود پرسیدم: امروز چندمه؟ گفتند: بیست و سه بهمن. گریه ام شدیدتر شد. وقتی موضوع اين یادداشت را به بچه ها گفتم، آنها هم گریه شان گرفت. جالب بود از لحظه ای که اين چند کلمه را نوشتم و دفترم را بستم، به کلی جریانش را فراموش کرده بودم.

نمیدانم چقدر طول کشید تا توانستم کمی به خودم مسلط شوم. دوباره دوربین که کشیدم، دیدم عراقیها به خاطر آتشباری بچه ها عقب کشیده اند. لاشه دیده بان هم همان جا افتاده بود، ظاهرا بند زندگی را به آب داده بود و راهی جهنمی شده بود که خودش برای خودش دست و پا کرده بود!
حالا دیگر کسی نمی اعلام کرد محمدرضا خودش را به مردن زده؛ تمامي یقین داشتیم شهید شده، چون کمترین تکانی نمی خورد.
شب، چهار، پنج تا از بچه های واحد اطلاعات عملیات رفتند تا جنازه را از زیر پای دشمن بیاورند. ممکن بود عراقیها جنازه را تله کرده باشند و یا حتی کمین گذاشته باشند؛ برای همین هم اولش فرمانده تیپ راضی نمیشد. می اعلام کرد: نمی خوام تلفات مون بیشتر از این بشه.
بچه ها کلی اصرار کردند تا بالأخره راضی شد. حاضر بودند به قیمت جان شان این کار را بکنند. می گفتند: اگه جنازه اون جا بمونه، ما شرمنده امام میشیم.
یکیشان بعدا این طور ماجرا را برایم تعریف کرد:
– چون احتمال تله کردن جنازه بود، گفتیم طناب ببندیم به پاش، ولی اولش هیچکی راضی نمیشد این کارو بکنه. بالأخره با هزار اشک و آه یکی رفت و به مچ پای محمدرضا طناب بست. جنازه که یکی، دو متر جابه جا شد، فهمیدیم نارنجک و این جور چیزا نذاشته بودند زیرش. ولی چون احتمال کمین هم بود، سی، چهل متر نعش محمدرضا رو روی زمین کشیدیم. نمیدونی بچه ها چه حالی داشتند مجید! تمامي آروم گریه می کردند. توی اون لحظه ها فقط یاد مصایب سیدالشهدا(سلام الله علیه) بود که آرامم می کرد و سبب میشد خودم را کنترل کنم. به محض این که رسیدیم اول خط خودمون، دیگه کسی حال خودشو نفهمید. با زحمت بچه ها رو از جنازه جدا کردم؛ دایم از محمدرضا عذرخواهی می کردند.
لبخند آسمانی او را هیچ وقت فراموش نمی کنم. گویی آثار حیات برای همیشه درون چهره اش جاودانه شده بود. بچه ها اسلحه محمدرضا را هم آورده بودند. توی خشابش، حتی یک گلوله هم نمانده بود.
بعد از اين قضیه، چیزی که همیشه برای من به عنوان حسرت باقی ماند، این بود که چرا زودتر معنای اين یادداشت چند کلمه ای را نفهمیدم تا از معنویت او بیشتر دسترس کنم.

انتهای پیام/ب

۱۵ام تیر ۱۳۹۷ زوارین

پرسش های بزرگ درون زیبایی شناسی ترجمه و منتشر شد


به گفته خبرنگار مهر ، پرسش های بزرگ درون زیبایی شناسی برگردان درس سوم از کتاب «پرسش های بزرگ درون فلسفه» هست که بزرگ ترین مسائل مطرح درون زیبایی شناسی به روشنی و عمق درون اين مطرح شده و بازکاوی گردیده و با این وجود به درازگویی هم نیفتاده هست.
باری، کمینه امید مترجم از ترجمۀ این کتاب درون سر پخته، یکی آشناکردن اهل فلسفلۀ هنر درون زبان فارسی با این درآمد ساده و روشن به این حوزه فلسفه هست و دو دیگر آوردن گواهی هست بر اینکه ژرفای فکر و بلندای اندیشه را تلازمی با اطناب و پیچیدگی نیست.
کتاب از دو فصل شکل یافته هست: فصل اول عنوان «زیبایی چیست؟ هنر چیست؟» را دارد. یکی از کارهای اصلی فلسفه وضوح بخشیدن به معانی واژه ها و نحوۀ کاربرد آنها هست. این فصل درون دسته بندی معانی و کاربردهای برخی از الفاظ و مفاهیم مرتبط با زیبایی و هنر به خواننده یاری می کند. مثلا از جمله واژه های لذت، کیفیت و محتوا درون چارچوب زیباییی و هنر کاربردهایی ویژه دارند. زیبایی چیست، چگونه تجربه اش می کنید، و اثر هنری چیست؟ اینها پرسش هایی هستند که این فصل ـ چنان که درون طرح افکندن نظریه ای شخصی درون باب زیبایی و فلسفه ای درون باب هنر راهنمایی می کند ـ به آنها خواهد پرداخت.

درون فصل مشخص می شود که تعریف و توصیف زیبایی و هنر چه اندازه دشوار هست. دربارۀ ارزش، غایت، معنا و حقیقت هنر چه باید اعلام کرد؟ آیا تعریف و توصیف این وجوه خاص هنر سهل تر هست؟ درون فصل دوم با عنوان «آیا می توان ارزش، غایت، معنا و حقیقت را درون هنر تعریف کرد؟» این چهار وجه مذکور درون زیبایی و هنر بررسی شده اند. تمامي دربارۀ خوبی و بدی امور داوری می کنند. خواه مشغول صحبت دربارۀ موسیقی یا فیلم یا …. درون هر حال مشغول بیان عقیده مطابق …


خبري پیشنهادی:

loading
۱۵ام تیر ۱۳۹۷ خبری

بیوگرافی حمیده خیرآبادی بازیگر و همسرش

هم اکنون در مجله آنلاین فارسی ها با عنوان بیوگرافی حمیده خیرآبادی بازیگر و همسرش در خدمت شما کاربران گرامی هستیم .

حمیده خیرآبادی معروف به نادره ، ملقب به مادر سینمای ایران متولد ۳۰ آذرماه ۱۳۰۳ در رشت می باشد .

وی مادر ثریا قاسمی بازیگر سینمای ایران است .

حمیده خیرآبادی با علی قاسمی ازدواج کرده بود .

بیوگرافی حمیده خیرآبادی بازیگر و همسرش 3 بیوگرافی حمیده خیرآبادی بازیگر و همسرش

بیوگرافی حمیده خیرآبادی بازیگر و همسرش

حمیده خیرآبادی در سال ۱۳۲۶ و پس از گرفتن مدرک دیپلم به دنیای تئاتر وارد شد .

۶ سال بعد یعنی در سال ۱۳۳۲ با ایفای نقش در فیلم میهن پرست وارد عرصه سینما شد .

وی با آغاز موج نوی سینمای ایران در دهه ۴۰ با کارگردان های بسیاری از جمله داریوش مهرجویی ، علی حاتمی و مسعود کیمیایی همکاری داشت .

بیوگرافی حمیده خیرآبادی بازیگر و همسرش 4 بیوگرافی حمیده خیرآبادی بازیگر و همسرش

عکس های حمیده خیرآبادی

از جمله فیلم هایی که حمیده خیرآبادی در آنها به ایفای نقش پرداخته است می توان طوقی ، رضا موتوری ، اجاره نشین ها ، زرد قناری ، مادر ، ریحانه ، شیرین ، بانو و … را نام برد .

وی همچنین در سریال های پدرسالار ، آپارتمان ، خانه سبز و … نیز بازی کرد .

بیوگرافی حمیده خیرآبادی بازیگر و همسرش 2 بیوگرافی حمیده خیرآبادی بازیگر و همسرش

حمیده خیرآبادی و دخترش ثریا قاسمی

حمیده خیرآبادی با بیش از ۱۵۰ فیلم و سریال در کارنامه هنری و حرفه ای خود ، رکورددار بیشترین شرکت در فیلم و سریال است .

گفتنی است حمیده خیرآبادی برای ۳ بار کاندیدای سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر شد .

بیوگرافی حمیده خیرآبادی بازیگر و همسرش 1 بیوگرافی حمیده خیرآبادی بازیگر و همسرش

زندگینامه حمیده خیرآبادی

حمیده خیرآبادی در بامداد ۳۱ فروردین ماه ۱۳۸۹ در سن ۸۶ سالگی و به خاطر کهولت سن درگذشت .

او در قطعه ۶۶ ردیف ۶۹ شماره ۶۲ بهشت زهرا به خاک سپرده شده است .

این مطلب به دسته بیوگرافی سایت اختصاص دارد .

نوشته بیوگرافی حمیده خیرآبادی بازیگر و همسرش اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

۱۵ام تیر ۱۳۹۷ خبری

طرز تهیه کله جوش

هم اکنون در مجله آنلاین فارسی ها به عنوان طرز تهیه کله جوش در خدمت شما کاربران گرامی هستیم .

طرز تهیه کله جوش طرز تهیه کله جوش

طرز تهیه کله جوش

کله جوش یکی از غداهای سنتی ایرانی است شاید برخی برای اولین بار نام آن را شنیده اند .

می توان آن را نوعی خوراک نیز نام گذاشت و شامل موادی از گوشت و کشک و … است .

کله جوش غذایی با طبع گرم خشک است و اینکه خون ساز و ملین و تقویت کننده گوارش است .

همانطور که می دانید کشک سرشار از پروتیین و کلسیم است و برای جلوگیری از پوکی استخوان عالی است .

و اینکه از نظر کالری هر صد گرم از آن حدودا ۱۲۰ کالری انرژی دارد .

مواد موردنیاز برای پخت کله جوش

پیاز خام ۱۰۰ گرم

کشک  ۱۵۰ گرم

پیاز سرخ شده ۲ قاشق سوپ خوری

سبزی (نعناع ، مرزه ، شنبلیله)

گردو ساییده شده ۱۰۰ گرم

روغن به مقدار لازم

گوشت چرخ شده ۵۰۰ گرم

زرد چوبه و نمک و فلفل به مقدار نیاز

روش پخت کله جوش

ابتدار پیاز را رنده کرده و آن را در روغن تفت می دهیم و گوشت چرخ شده ، نمک . فلفل و زرد چوبه را به آن اضافه می کنیم .

طرز تهیه کله جوش 2 طرز تهیه کله جوش

پس از ورز دادن آنها را به شکل گلوله های کوچک در می آوریم و این گلوله های کوچک آماده را در تابه ای دیگر سرخ می کنیم .

سپس سه پیمانه آب به آن اضافه می کنیم و سبزی های خشک را نیز به داخل ـن اضافه می کنیم .

طرز تهیه کله جوش 4 طرز تهیه کله جوش

در آخر اجازه می دهیم تا خوب جوش بخورد هنگامی آب آن نصف شد گردو ساییده شده و کشک را به آن اضافه می کنیم .

و حالا غذای ما آماده است .

می توانیم برای تزیین آن از نعناع داغ استفاده کنیم .

توصیه می کنیم حتما این غذای خوشمزه را امتحان کنید .

طرز تهیه کله جوش 5 طرز تهیه کله جوش

این مطلب از دسته غذاهای ایرانی برای شما گردآوری شده است .

 

 

نوشته طرز تهیه کله جوش اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

۱۵ام تیر ۱۳۹۷ خبری

طرز تهیه قارچ سوخاری

هم اکنون در مجله آنلاین فارسی ها به عنوان طرز تهیه قارچ سوخاری در خدمت شما کاربران گرامی هستیم .

طرز تهیه قارچ سوخاری طرز تهیه قارچ سوخاری

طرز تهیه قارچ سوخاری

قارچ سوخاری یکی از پرطرفدارترین پیش غذاهای دنیاست .

قارچ ها منبع فراوانی از سلنیوم ، ریبوفلاوین و نیاسین هستند .

قارچ ها منبع اسید فولیک هستند که برای زنان باردار ویتامین مهمی محسوب می شود .

در قارچ نوعی استرول گیاهی به نام ارگوسترول وجود دارد که وقتی وارد بدن می شود راه به خصوصی را در کبد می گذراند .

و وقتی ازین استرول استفاده کردیم تا نیم ساعت خود را در معرض نور خورشید قرار می دهیم تا در زیر پوست ویتامین D کافی خود را بدست آورد ، این توضیحات برای این بود که قارچ ویتامین D ندارد !!!!!

طرز تهیه قارچ سوخاری 1 طرز تهیه قارچ سوخاری

نکته مهم دیگر این است که چطور قارچ را بشوریم؟ اول اینکه وقتی قصد مصرف قارچ را ندارید آنها را نشویید .

زمان شستن قارچ ها را داخل ظرفی پر از آب رها کنید چون آب را به خود جذب می کنند . دوم اینکه در هنگام شستن به کلاهک قارچ فشار نیاورید .

یا اینکه می توان با مقداری آب قارچ ها را بشورییم و با یک پارچه ذرات روی قارچ ها را برداریم .

نباید در هنگام شست و شو قارچ ها را پوست بگیریم .

مواد لازم برای قارچ سوخاری

آرد ذرت ۱ قاشق سوپ خوری

سیر رنده شده ۲ حبه

قارچ ۵۰۰ گرم

روغن کنجد یا زیتون برای سرخ کردن به مقدار لازم

بیکینگ پودر ۱/۲ قاشق چایی خوری

پیاز رنده شده ۱ عدد

آرد ۱٫۵ فنجان

ادویه ۱/۲ قاشق چایخوری

نمک ۱/۲ قاشق چایخوری

فلفل ۱/۲ قاشق چایخوری

آب ۱٫۵ فنجان

روش پخت قارچ سوخاری

ابتدا داخل کاسه ای ادویه ها ، آرد ، بکینگ پودر و آرد ذرت را با هم مخلوط می کنیم .

سپس به آرامی آب را اضافه می کنیم و آن را خوب هم می زنیم ( در زمان ۱۰ دقیقه خمیر را استراحت می دهیم ) .

پیاز و سیر رنده شده را به آن اضافه می کنیم .

و حالا قارچ های شسته شده از قبل که خشک کرده بودیم را داخل مواد می ریزیم و آن را خوب هم می زنیم تا قارچ ها خود را به آرد بگیرند .

طرز تهیه قارچ سوخاری 3 طرز تهیه قارچ سوخاری

و در آخر قارچ ها درون تابه ای که از قبل روغن را در آن داغ کرده ایم می اندازیم .

طرز تهیه قارچ سوخاری 4 طرز تهیه قارچ سوخاری

وقتی قارچ ها پخته شدند آنها را روی دستمالی می گذاریم تا روغن اضافی آن برود .

برای تزیین آن نیز می توان از جعقری . لیمو و سس استفاده کنید . نوش جان

طرز تهیه قارچ سوخاری 7 طرز تهیه قارچ سوخاری

این مطلب از دسته پیش غذا برای شما گردآوری شده است .

نوشته طرز تهیه قارچ سوخاری اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

۱۵ام تیر ۱۳۹۷ زوارین


استاد حوزه علمیه، با انتقاد از نگاه خرد و جزئی به مسائل و مشکلات کشور ، اعلام کرد: باید نگاه کلان داشته باشیم و بدانیم که چه بار سنگینی بر دوشمان قرار دارد و اتفاقات مهم و پیروزی ها درون بعد بین الملل را ببینیم و امید خود را از دست ندهیم.


به گفته صاحب نیوز ؛ حجت الاسلام مسعود عالی، شامگاه پنج شنبه درون همایش قرآن، ایثار و شهادت، گرامیداشت شهیده زینب کمایی درون شاهین شهر، با اشاره به انس و علاقه شدید ایرانیان به اهل بیت(ع) از دیرباز، اظهار کرد: درون روایات اهل بیت(ع) موارد مهمی از حب ائمه طاهرین(ع) نسبت به اهل ایران وجود دارد که نشان دهنده عشق و رابطه دو طرفه میان معصومین(ع) و اهالی ایران زمین هست.
استاد حوزه علمیه، با بیان اینکه درون روایات آخرالزمان به دو پرچم ایرانی و یمنی به عنوان نشانه ها اشاره شده هست، افزود: پیامبر اکرم(ص) درون تفسیر آیه قرآن به اصحاب خود فرمودند که اگر اعراب درون نگهداری اسلام کوتاهی کنند پرچم اسلام به دست قومی دیگر که همان ایرانی ها هستند خواهد افتاد.
وی عجم خواندن ایرانی ها از سوی اعراب زمان صدر اسلام را عاملی برای تبعیض و کوچک کردن ایرانی ها درون اين دوران دانست و اعلام کرد: ولي وقتی امیرالمؤمنین(ع) به خلافت رسیدند دیگر تبعیض ها برطرف شد و ایرانی ها سهم یکسانی را از بیت المال مسلمین دریافت می کردند.
روایات شیعه از یاری حجت خدا توسط ایرانی ها درون آخرالزمان حکایت دارند
حجت الاسلام عالی، با اشاره به واقعه کربلا و به شهادت رسیدن امام حسین(ع) و یارانشان و اینکه حتی یک نفر ایرانی هم درون میان لشکر عمرسعد حضور نداشته هست، ابراز کرد: امام علی(ع) به برخی یاران خود فرمودند که همان طور که شما ایرانی ها را به اسلام وارد کردید، درون آخرالزمان ایرانی ها شما را به اسلام وارد خواهند کرد، درون زمان قیام مختار برای انتقام خون اباعبدالله(ع) هم تعداد زیادی از ایرانیان به او پیوستند.
استاد حوزه علمیه، با بیان روایتی از پیامبر اکرم(ص) مبنی بر خروج گروهی از مشرق زمین درون آخرالزمان برای یاری حجت خدا، تصریح کرد: بر پايه قرائن بسیاری که وجود دارد و احادیث فراوان دیگری که درون این باب از ائمه طاهرین(ع) نقل شده هست می توان به راحتی دریافت که منظور از اهل مشرق همان ایرانی ها هستند.
اهداف مهم آمریکا از جنگ افروزی درون منطقه
وی درگیری میان مسلمانان و تجزیه کشورهای اسلامی را خواسته صهیونیست ها عنوان کرد و افزود: استکبار جهانی می خواهد تا از این طریق حاشیه امنی را برای اسراییل فراهم کند، دسترسی به منابع انرژی منطقه هم هدف مهم دیگر استکبار از راه انداختن ناامنی و جنگ درون منطقه خاور میانه هست.
حجت الاسلام عالی، فروش اسلحه برای سود تجاری بالای شرکت های اسلحه سازی غرب را به عنوان سومین هدف آمریکا و صهیونیست ها برای آتش افروزی درون خاور میانه دانست و اظهار کرد: تضعیف و تجزیه کشورهای اسلامی قدرتمند درون منطقه هدف چهارم استکبار جهانی از جنگ افروزی درون میان ملل مسلمان هست، همان کاری که می خواستند درباره ایران و عراق انجام دهند که موفق نشدند.
استاد حوزه علمیه، با معرفی ایران به عنوان محور اصلی و هدف رویایی آمریکا و متحدانش، ابراز کرد: آمریکا می خواست تا از طریق داعش و سایر تروریست ها اطراف ایران را نا امن کند تا اقتصاد کشور را زمین بزند، ولي هدف مهمتر اين ها ورود داعش به ایران بود که موفق نشدند.
وی نشان دادن صحنه های پر از خشونت و رفتارهای غیرانسانی و وحشیانه از سوی داعش و امثال اين برای خشن نشان دادن چهره اسلام و ترویج اسلام هراسی درون دنیا را هدف مهم دیگر ارعاب به وجود آورنده داعش عنوان کرد و اعلام کرد: غرب به سمت اسلام حرکت می کرد و اینگونه خواستند تا جلوی پیشرفت اسلام درون اروپا را بگیرند.
حجت الاسلام عالی، با انتقاد از نگاه خرد و جزئی به مسائل کشور و جهان، تصریح کرد: روزی خدمت رهبر معظم انقلاب بودیم و همگی حضار از اوضاع کشور درون حوزه های گوناگون گلایه می کردند و گفته های خود از حوزه های مختلف را ارائه می کردند، رهبر انقلاب هم تمامي این موارد را می دانستند و قبول داشتند، ولي فرمودند که باید نگاه کلان خود را از دست ندهیم و بدانیم که چه بار سنگینی بر دوشمان قرار دارد و اتفاقات مهم و پیروزی ها درون بعد بین الملل را ببینیم و امید خود را از دست ندهیم.
دوقطبی آخرالزمان، کفر و اسلام هست/ اقتصاد مقاومتی بر زمین مانده هست
استاد حوزه علمیه، با اشاره به محبوبیت ایران درون میان ملل مسلمان منطقه و جهان، بیان کرد: با تمامي مشکلاتی که امروز درون کشور وجود دارد باید امیدوار باشیم و بدانیم که سختی ها برای غربال کردن بهترین ها و صدق ادعاها هستند و از این موارد درون طول تاریخ اسلام کم نداریم.
وی با اشاره به آشکار شدن چهره نفاق ترکیه و عربستان سعودی درون حوادث اخیر منطقه، افزود: اگر این سختی ها و جنگ ها وجود نداشت، هیچ گاه چهره پلید این دولت ها هویدا نمی شد و مسلمانان ار خواب غفلت بیدار نمی شدند و اسلام غربگرای منحرف از اسلام ناب محمدی(ص) تشخیص داده نمی شد.
حجت الاسلام عالی، دو قطبی آخرالزمان را دوقطبی اسلام و کفر دانست و اظهار کرد: خالص شدن نیروهای انقلاب اسلامی و آشکار شدن نفاق ها از نشانه های حرکت به سمت ظهور هست.
استاد حوزه علمیه، با بیان اینکه باید خودمان را با مأموریت جهانی انقلاب اسلامی تنظیم کنیم، ابراز کرد: مأموریت بزرگ زمینه سازی برای ظهور امام زمان(عج) نیازمند این هست که درون فرهنگ و سیاست و اقتصاد قوی شویم و تأکید رهبر انقلاب بر اقتصاد مقاومتی هم به همین منظور هست که متأسفانه درون پنج سال اخیر این فرمان رهبر انقلاب بر زمین مانده هست و نگاه مسئولان برای حل مشکلات اقتصادی به بیرون مرزها هست.
همایش قرآن، ایثار و شهادت، گرامیداشت شهیده زینب کمایی شهید شاخص کشوری سال ۹۷، به مناسبت هفته فرهنگی شاهین شهر درون یادمان شهدای گمنام پارک انقلاب شاهین شهر همراه با اقامه نماز جماعت مغرب و عشاء برگزار شد که علاوه بر سخنرانی حجت الاسلام عالی، و قرائت دکلمه ای از زندگینامه و وصیتنامه شهید کمایی، دعای پرفیض کمیل توسط سید سعید نریمانی قرائت شد.

انتهای پیام/

۱۵ام تیر ۱۳۹۷ خبری

طرز تهیه بیف استراگانوف

هم اکنون در مجله آنلاین فارسی ها به عنوان طرز تهیه بیف استراگانوف در خدمت شما کاربران گرامی هستیم .

طرز تهیه بیف استراگانوف طرز تهیه بیف استراگانوف

طرز تهیه بیف استراگانوف

بیف استراگانوف Beef Stroganoff یک نوع غذای سنتی معروف روسی است که در زمان های قدیم نام این غذا را برگرفته از یکی از اعضای خانواده استراگانو است و بیف به معنای گوشت است .

این غذا بیشتر با قارچ و گوشت و خامه درست می شود .

شاید با اسم عجیب این غذا علاقه ای به درست کردن آن نداشته باشید اما باید بدانید که بیف استراگانوف با خوشمزه بودن ، بسیار آسان درست می شود و در مدت کوتاهی آماده می شود .

مواد لازم برای بیف استراگانوف

پیاز ۱ عدد

خامه ۱۰۰ گرم

قارچ ۲۰۰ گرم

گوشت خرد شده ۲۰۰ گرم

کره ۵۰ گرم

سیب زمینی خلالی سرخ شده به مقدار لازم

آرد گندم ۱ قاشق غذاخوری

طرز پخت بیف استراگانوف

زمان تهیه بیف استراگانوف ۱۰ دقیقه و زمان پخت آن ۳۰ دقیقه می باشد .

ابتدا سیب زمینی ها را خلال می کنیم و آن را سرخ می کنیم و روغنش را می گیریم .

پیاز را نگینی خرد کرده و با گوشت خرد شده در قابلمه آن را کمی تفت می دهیم و مقداری آب به آن اضافه می کنیم تا به خوبی پخته شود .

طرز تهیه بیف استراگانوف 1 طرز تهیه بیف استراگانوف

حالا قارچ را خرد کرده و در ظرفی دیگر با کره آن را تقت می دهیم .

سپس گوشت را بدون آبش به قارچ تفت شده اضافه می کنیم .

در آب گوشت آرد را به آن اضافه می کنیم و آن را خوب حل می کنیم تا گلوله ای شکل نشود و آن را به به مخلوط گوشت و قارچ اضافه می کنیم و روی شعله گاز آن را هم می زنیم تا سس یکدست شود.

طرز تهیه بیف استراگانوف 2 طرز تهیه بیف استراگانوف

در آخر هنگامی که سس غلیظ شد نمک و فلفل را به غذا اضافه کنید و زیر گاز را خاموش کرده  و خامه را به آن اضافه می کنیم .

طرز تهیه بیف استراگانوف 3 طرز تهیه بیف استراگانوف

این مطلب از دسته غذاهای خارجی برای شما گرداوری شده است .

نوشته طرز تهیه بیف استراگانوف اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

۱۵ام تیر ۱۳۹۷ خبری

طرز تهیه شربت تخم شربتی

هم اکنون در مجله آنلاین فارسی ها به عنوان طرز تهیه شربت تخم شربتی در خدمت شما کاربران گرامی هستیم .

طرز تهیه شربت تخم شربتی 3 طرز تهیه شربت تخم شربتی

طرز تهیه شربت تخم شربتی

تخم شربتی در زمان قدیم یک نوشیدنی سنتی در میان ایرانیان بوده است ، برای لاغر شدن و حفظ تعادل فشارخون و برطرف کردن تشنگی بسیار مفید است .

تخم شربتی گیاهی است شبیه ریحان اما با تفاوت اینکه برگ ها و تخم های ریزتری دارد . این گیاه در بیابان ها و مناطق کوهستانی و در زمان فصل بهار رشد می کند .

طرز تهیه شربت تخم شربتی طرز تهیه شربت تخم شربتی

زمانی که آن را در آب می ریزیم سریع  به حالت خمیری و لعاب مانند در می آید و کاملا این گیاه سیاه و شفاف است .

تخم شربتی با مقدار زیادی کلسیم ، آهن ، پروتیین و پتاسیم همراه است و باعث انتقال کلسیم به استخوان ها می شود .

و اگر آن را با مقداری عسل م زنجبیل مخلوط کنیم برای درمان سرماخوردگی و آسم بسیار موثر است .

باعث کاهش استرس می شود .

برای درمان ناراحتی های درد معده ، یبوست ، نفخ شکم و … استفاده می شود .

طرز تهیه شربت تخم شربتی 1 طرز تهیه شربت تخم شربتی

مواد لازم برای شربت تخم شربتی

شکر ۲ لیوان

تخم شربتی (تخم ریحان) ۲ قاشق غذاخوری

زعفران آب کرده (اختیاری) به مقدار لازم

گلاب ۱/۴ لیوان

طرز تهیه

در ابتدا تخم شربتی را خوب بشویید و روی آن آب بریزید تا خیس بخورد (برای این مقدار ۱ یا ۲ ساعت خیس خوردن کافیست) .

حالا آب و شکر را باهم مخلوط می کنیم و روی حرارت ملایم می گذاریم وقتی شربت غلیظ شد زعفرانی را که از قبل خیس کرده بودید را به آن اضافه می کنیم و صبر می کنیم کمی خنک شود .

سپس گلاب را به آن اضافه می کنیم و در آخر تخم شربتی را درون شربت آماده شده می ریزیم .

می توانید این شربت را بدون زعفران نیز درست کنید .

در هنگام نوشدن می توانید با آب و یخ را به حد کافی رقیق کنید .طرز تهیه شربت تخم شربتی 4 طرز تهیه شربت تخم شربتی

این مطلب از دسته نوشیدنی برای شما گرداوری شده است .

نوشته طرز تهیه شربت تخم شربتی اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

۱۵ام تیر ۱۳۹۷ خبری

دانلود فیلم کچومثقال

هم اکنون در تکراری ها دانلود فیلم ایرانی فوق العاده زیبا و تماشایی کچومثقال با بهترین کیفیت ممکن و لینک مستقیم

فیلم کچومثقال به کارگردانی مزدک میرعابدینی با کیفیت های متفاوت و اصلی به همراه تصاویر پشت صحنه و خلاصه داستان

این فیلم محصول سال ۱۳۹۷ است .

دانلود فیلم کچومثقال دانلود فیلم کچومثقال

دانلود فیلم کچومثقال

فیلم کچومثقال به کارگردانی و نویسندگی مزدک میرعابدینی ساخته می شود .

گفتنی است مزدک میرعابدینی کارگردان ، فیلمنامه نویس و بازیگر ایرانی متولد ۲۹ فروردین ماه ۱۳۵۵ می باشد .

این فیلم ایرانی در ژانر اجتماعی قرار دارد .

به نظر می رسد فیلم ، بسیار پربازیگر باشد و در آن لوکیشن های جاده ای نیز وجود دارد .

در مورد کچومثقال باید بگوییم که کچومثقال روستایی در ۹ کیلومتری جنوب شرق اردستان و از توابع بخش مرکزی شهرستان اردستان در استان اصفهان می باشد . این روستا دارای قدمت تاریخی بوده است .

آخرین فعالیت سینمایی میرعابدینی در مقام بازیگری فیلم مصادره است که هم اکنون در سینماها اکران می شود

بازیگران فیلم کچومثقال

تاکنون اسامی بازیگران فیلم کچومثقال منتشر نشده است .

عوامل فیلم کچومثقال

نویسنده و کارگردان : مزدک میرعابدینی

هنوز لیست عوامل پشت صحنه فیلم کچومثقال منتشر نشده است .

لینک های دانلود فیلم سینمایی کچومثقال پس از عرضه سراسری در سایت قرار می گیرد .

نوشته دانلود فیلم کچومثقال اولین بار در تکراری ها ، دانلود فیلم و سریال. پدیدار شد.