زوارین




۱ام بهمن ۱۳۹۶ زوارین

به گفته خبرگزاری فارس از قم به نقل از مرکز نيوز حوزه، حجت‌الاسلام‌والمسلمین محمدرضا آشتیانی با بیان اینکه راه‌های نفوذ شیطان به درون و قلب انسان زیاد هست و یکی از این راه‌ها، فضای مجازی هست، اظهار داشت: این فضا چاقوی دو لبه هست، به همان اندازه که می‌تواند موجب گمراهی شود، می‌تواند موجب دسترس برای تبلیغ دین قرار گیرد.

وی با تأکید بر اینکه بر پايه روایات متعدد مبارزه با هوای نفس و شیطان جهاد هست، اعلام کرد: جهاد به اقسامی چون اصغر و اکبر تقسیم می‌شود و جهاد اکبر که همانا مبارزه با نفس و شیطان هست به مراتب مهم‌تر، افضل و سخت‌تر از جهاد اولی هست.

معاون جامعه مدرسین حوزه علمیه قم عنوان کرد: درون جهاد اصغر دشمن بیرونی مشخص هست، ولی درون جهاد اکبر، دشمن و شیطان مشخص نیست. اگر آدمی بتواند درون برابر هوای نفس خود بایستد و خواسته اين را برنیاورد درون حقیقت زمینه نجات خود را فراهم و خود را پیش خدای متعال عزیزتر کرده هست.

وی افزود: اگر انسان درون مقابل امیال نفاسی مقاومت نکند و جهاد نکند، راه ذلت را برای خود به ارمغان آورده هست.

آشتیانی عنوان کرد: رمز پیروزی جوانان این مرزوبوم درون طول هشت سال دفاع مقدس درون مقابل دشمن بعثی، دقت به معنویت و جهاد اصغر و بالاتر اکبر بوده هست و خدای متعال هم برای این دسته انسان‌ها که درون میدان جهاد اصغر و اکبر با موفقیت عبور کردند، بهترین درجات بهشت را به اين‌ها عنایت خواهد کرد.

انتهای پیام/ی

۱ام بهمن ۱۳۹۶ زوارین

از دیدگاه اسلام انسان موجود خردمندی هست که از آزادی و اختیار بهره مند هست. خداوند درون سوره جاثیه آیة ۱۵ می فرماید: «من عمل صالحاً فلنفسه و من اساء فعلیها ثم الى ربکم ترجعون» یعنی هرکس کار شایسته ای کند به سود خود اوست و هرکس کار بدی مرتکب شود به زیان خودش هست بنابراين تمامي به سوی پروردگارتان بازگردانده می شوید.

از دیدگاه اسلام انسان موجود خردمندی هست که از آزادی و اختیار بهره مند هست. خداوند درون سوره جاثیه آیة ۱۵ می فرماید: «من عمل صالحاً فلنفسه و من اساء فعلیها ثم الى ربکم ترجعون» یعنی هرکس کار شایسته ای کند به سود خود اوست و هرکس کار بدی مرتکب شود به زیان خودش هست بنابراين تمامي به سوی پروردگارتان بازگردانده می شوید. لزوم جوابگویی و مسؤولیت درون برابر اعمال، نشان دهندة آزادی و اختیار هست، زیرا مسؤولیت بدون اختیار معنا ندارد. خداوند عقل و منطق را به انسان ارزانی داشته تا به کمک اين به حل و فصل مسائل خود بپردازد، چنانکه درون سورة انفال آیة ۲۲ می فرماید: «انّ شرّ الدواب عند الله الصم البکم الذین لا یعقلون» یعنی بدترین جانوران درون پیشگاه خداوند آدمیانی هستند که نهادشان کر و زبانشان بسته هست و تعقل نمی کنند. درون این آیه خداوند سه دسته از انسانها را پست ترین جانوران توصیف می کند و سه ویژگی برای این انسانهای پست ذکر می کند، اول اینکه این انسانها کر و ناشنوا هستند، ولي واضح هست که منظور ناشنوایی ظاهری نیست بلکه ناشنوایی باطن و نهاد اینهاست یعنی اینها سخن حق را نمی شنوند و قبول نمی کنند، دوم اینکه این انسانها لال هستند یعنی سخن حق را نمی گویند و حق را کتمان می کنند. سوم اینکه این انسانها تعقل نمی کنند یعنی درون پی یافتن حقیقت و علل اين نمی روند و …

خبري پیشنهادی:

۱ام بهمن ۱۳۹۶ زوارین

به گفته گروه فرهنگی خبرگزاری فارس استان تهران، حجت‌الاسلام‌ سیدحسین موسوی ظهر امروز درون یادواره شهید پاسدار حمید قربانی که به همت هیأت مکتب الزهرا(س) درون مسجد قمر بنی‌هاشم(ع) شهر قدس برگزار شد، اظهار داشت: شهدا منشأ خیر و برکت درون جامعه بوده و جهادگرانی هستند که آرامش و آسایش را برای ما به ارمغان آوردند.

وی با اشاره به فرموده پیامبر درون خصوص کمک به دیگران بیان کرد: بهترین انسان درون پیشگاه خداوند کسی هست که مسائل و مشکلات دیگران برایش اهمیت داشته باشد و اگر نسبت به دین و دنیای دیگران اهمیت قائل نیست و قدمی برنمی‌دارد، تقاضا می‌کنم که درس مسلمانی را با دقت مطالعه کرده و یاد بگیرد.

موسوی با بیان اینکه یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های انبیا و یکی از اصلی‌ترین مبانی انقلاب اسلامی مسأله مردم‌گرایی هست، اعلام کرد: خداوند ما را مسؤول خلق کرده هست و ما مسؤولیم که گلیم دیگران را از آب بیرون بکشیم مگر آنکه با اسلام آشنا نباشیم.

این استاد حوزه علمیه افزود: اگر می‌خواهید عاقبت‌به‌خیر و سعادتمند باشید، راه اين خدمت به خلق هست که امام حسین (ع) دراین‌باره فرمود: نیاز مردم به شما نشانه لطف خدا به شما هست.

موسوی با اشاره به جنگ نامتقارن فرهنگی اظهار داشت: برای اینکه راه شهدا را ادامه دهیم و انقلاب اسلامی پابرجا بماند باید فعالیت‌هایمان امتداد اجتماعی پیدا کند.

درون پایان یادواره شهید پاسدار حمید قربانی، مداحان اهل بیت(ع) حاج حیدر توکل و کربلایی مصطفی رسول‌نژاد به مدیحه‌سرایی پرداختند.

انتهای پیام/ن

۱ام بهمن ۱۳۹۶ زوارین

صبر ایوب از جمله مواردی هست که درون قرآن ذکر شده هست. حضرت ایوب سال ها مورد آزمایش خدا قرار گرفت و درون تمام این زمان جز شکرگزاری خدا حرفی به زبان نیاورد.

هر کدام از انبیای الهی ویژگی خاصی داشته اند. ویژگی اصلی حضرت ایوب هم صبر او بوده هست. ماجرای صبر ایوب چیست؟ چرا خداوند حضرت ایوب را دچار مصیبت های مختلف کرد؟ چه کسی سبب این تمامي بلا و مصیبت حضرت ایوب بود؟ آخر و عاقبت حضرت ایوب چه شد؟ ستاره درون این مقاله به تمامي این سؤالات جواب می دهد.

صبر ایوب درون قرآن
خداوند زمانی که مسلمانان درون مکه تحت فشارهای شدید بودند داستان صبر ایوب (ع) را که نمونه ای از صبر جمیل بود برای الگو گرفتن مسلمانان درون آیات ۴۱ تا ۴۴ سوره ص بیان کرد:
«وَ اذْکُرْ عَبْدَنا أَیُّوبَ إِذْ نادی رَبَّهُ أَنِّی مَسَّنِیَ الشَّیْطانُ بِنُصْبٍ وَ عَذابٍ. ارْکُضْ بِرِجْلِکَ هذا مُغْتَسَلٌ بارِدٌ وَ شَرابٌ. وَ وَهَبْنا لَهُ أَهْلَهُ وَ مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ رَحْمَةً مِنَّا وَ ذِکْری لِأُولِی الْأَلْبابِ. وَ خُذْ بِیَدِکَ ضِغْثاً فَاضْرِبْ بِهِ وَ لا تَحْنَثْ إِنَّا وَجَدْناهُ صابِراً نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ.»
«و به خاطر بیاور بنده ما ایوب را ، هنگامی که پروردگارش را خواند (و اعلام کرد: پروردگارا!) شیطان مرا به رنج و عذاب افکنده هست. (به او گفتیم:) پای خود را بر زمین بکوب! این چشمه آبی خنک برای شستشو و نوشیدن هست! و خانواده اش را به او بخشیدیم و همانند اين ها را بر آنان افزودیم، تا رحمتی از سوی ما باشد و تذکری برای اندیشمندان. (و به او گفتیم:) بسته ای از ساقه های گندم (یا مانند اين) را برگیر و با اين (همسرت را) بزن و سوگند خود را مشکن! ما او را شکیبا یافتیم چه بنده خوبی که بسیار بازگشت کننده (به سوی خدا) بود!»
ولي درون آیات دیگری هم از حضرت ایوب سخن به میان آمده که درون ادامه به اين ها خواهیم پرداخت؛

زندگی نامه حضرت ایوب علیه السلام
حسادت شیطان به حضرت ایوب
تمامي چیز از حسادت شیطان به زندگی حضرت ایوب شروع شد. او به خدا اعلام کرد: اگر ایوب شکر نعمت هایت را به جا می آورد به این دلیل هست که زندگی مرفه و وسیعی به او داده ای ولي مطمئن باش که اگر نعمت های مادی را از او بگیری هرگز شکرگزار تو نخواهد بود. این گونه بود که امتحان الهی برای حضرت ایوب شروع شد.
خدا به شیطان اجازه داد که به سراغ ایوب برود و اموال و فرزندان او را یکی بنابراين از دیگری نابود کند. شیطان این کار را کرد ولي درون کمال تعجب دید که ایوب همچنان شکرگزاری می کند. شیطان از خدا اجازه خواست تا زراعت و دامداری ایوب را از بین ببرد و خدا هم به او اجازه داد. ولي دید که باز هم حضرت ایوب فاصله بسیاری با یک انسان ناسپاس داشت. درون نهایت شیطان از خدا اجازه گرفت تا بر بدن ایوب مسلط شود و او را بیمار کند ولي بیماری هم سبب نشد که ایوب از خدا رو برگرداند.
بلا بر ایوب نازل می شود
حالا ماجرای مصیبت های ایوب را از کتاب های تاریخی بازخوانی کنیم. درون کتاب تاریخ انبیای عماد زاده آمده هست:
«روز چهارشنبه آخر ماه محرم بود، یکی از غلامان ایوب آمد و اعلام کرد: جماعتی از اشرار، غلامان تو را کشتند و گاوها را که به اين ها سپرده بودی به غارت بردند. هنوز سخن او تمام نشده بود که غلام دیگری رسید و اعلام کرد: ای ایوب! آتش عظیمی از آسمان فرود آمد و همان دم، تمامي چوپانان و گوسفندان تو را سوزاند، درون این گفتگو بودند که غلام سومی آمد و اعلام کرد: گروهی از سواران کلدانی و سرداران پادشاهان بابل آمدند و ساربانان را کشتند و شترانت را به یغما بردند.
درون این هنگام مردی گریبان چاک زده، خاک بر سر می ریخت و با شتاب نزد ایوب آمد و اعلام کرد:«ای ایوب! فرزندانت به خوردن غذا مشغول بودند، ناگهان سقف بر سر اين ها فرود آمد و تمامي مردند.»
حضرت ایوب تمامي این خبري را شنید، ولی با کمال آرامش، صبر و تحمل کرد؛ حتی ابروانش را خم ننمود، سر به سجده نهاد و عرض کرد: «ای خدا! ای آفریننده شب و روز، برهنه به دنیا آمدم و برهنه به سوی تو می آیم، پروردگارا تو به من دادی و تو از من باز بنابراين گرفتی. بنابراین به هر چه تو بخواهی خشنودم.»
ایوب به بیماری بسیار سختی دچار گردید او به درد پا مبتلا شد و زخمی درون ساق پایش به وجود آمد به طوری که قدرت حرکت نداشت. هفت یا هفده سال را با این وضع گذراند و همواره به شکر خدا مشغول بود. او چهار همسر داشت، سه همسرش او را رها کردند و رفتند، فقط یکی از اين ها به نام «رُحْمه» وفادار باقی ماند.
رنج و بیماری او همچنان ادامه یافت و هفت سال و هفت ماه از اين گذشت، ولی حضرت ایوب، با صبر و مقاومت و شکر، همچنان اين روزهای پر از رنج را گذراند و اصلاً نه درون قلب و نه درون زبان و نه درون نهان و نه آشکارا، اظهار نارضایتی نکرد. زبان حالش به خدا این بود:
تو را خواهم نخواهم نعمتت گر امتحان خواهی / درون رحمت به رویم بند و درهای بلا بگشا»
همسر ایوب درون دوران بلا
درون طول مدتی که خداوند حضرت ایوب را با بلاهای مختلف آزمایش می کرد. همسر او به او وفادار ماده بود و با کار کردن درون خانه مردم درآمد ناچیزی به دست می آورد و زندگی دونفری شان را می گذراند.
وسوسه همسر حضرت ایوب
شیطان که از گمراه کردن حضرت ایوب ناامید شده بود به سراغ همسر او رفت. این ماجرا درون بحارالانوار این طور آمده هست:
«ابلیس از هر طریقی وارد شد نتوانست ایوب را فریب دهد، بلکه او را می دید که درون سخت ترین بلاها، شکر و سپاس الهی به جا می آورد…؛ ابلیس به صورت مردی ناشناس نزد همسر ایوب آمد و اعلام کرد: «حال همسرت ایوب چگونه هست؟»
رحمه اعلام کرد: گرفتار بلاها و بیماری هست…
ابلیس او را اين چنان به وسوسه انداخت که او بی تاب گردید. درون این هنگام ابلیس بزغاله ای را به رحمه داد و اعلام کرد: این بزغاله را به نام من، نه به نام خدا، ذبح کن و از گوشتش غذا فراهم کن به ایوب بده بخورد، تا شفا پیدا کند.
رحمه نزد شوهرش ایوب آمد و اين بزغاله را آورد و بنابراين از گفتاری اعلام کرد: این بزغاله را بدون ذکر نام خدا ذبح کن تا از غذای اين بخوری و شفا یابی و تمامي نعمت های ازدست رفته به جای خودش برگردد.
ایوب: وای بر تو! دشمن خدا نزد تو آمده و می خواهد از این راه تو را گمراه کند و تو فریب او را خورده ای، آیا اين تمامي مال و ثروت و فرزند را چه کسی به ما داد؟
رحمه: خداوند داد.
ایوب: چند سال ما از اين تمامي نعمت ها بهره مند شدیم؟
رحمه: هشتاد سال.
ایوب: چند سال هست خداوند ما را به این بلا مبتلا نموده هست؟
رحمه: هفت سال و چند ماه.
ایوب: «وای بر تو! رعایت عدالت نمی کنی و انصاف را مراعات نخواهی کرد، مگر این که معادل هشتاد سال نعمت، هشتاد سال درون بلا باشیم. سوگند به خدا اگر خداوند مرا شفا دهد، به جرم این کار تو که می خواهی گوسفندی را به نام غیر خدا ذبح کنم و غذای حرام به من بدهی، صد تازیانه به تو خواهم زد، از این بنابراين از من دور شو، تا تو را نبینم».
آری ابلیس می خواست با غذای حرام، ایوب را گمراه کند ولی ایوب این چنین درون برابر القائات ابلیس، حرکت انقلابی نمود.
رحمه از ایوب دور شد، وقتی که ایوب خود را تنها یافت و هیچ گونه غذا و آب و همدمی درون نزد خود ندید به سجده افتاد و اعلام کرد:
« وَ أَیُّوبَ إِذْ نادی رَبَّهُ أَنِّی مَسَّنِیَ الضُّرُّ وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمینَ » (آیه ۸۳ سوره انبیا)
«و ایوب را (به یاد آور) هنگامی که پروردگارش را خواند (و عرضه داشت): «بدحالی و مشکلات به من روی آورده و تو مهربان ترین مهربانانی!»
« فَاسْتَجَبْنا لَهُ فَکَشَفْنا ما بِهِ مِنْ ضُرٍّ وَ آتَیْناهُ أَهْلَهُ وَ مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ ذِکْری لِلْعابِدینَ » (آیه ۸۴ سوره انبیا)
«ما دعای او را مستجاب کردیم و ناراحتی هایی راکه داشت برطرف ساختیم و خاندانش را به او بازگرداندیم و همانندشان را بر اين ها افزودیم تا رحمتی از سوی ما و تذکری برای عبادت کنندگان باشد.»
درون این هنگام دعای ایوب به استجابت رسید و بلاها رفع شد و نعمت ها جایگزین اين ها گردید.»

بیماری حضرت ایوب چه بود؟
بعضی گفته اند که بیماری حضرت ایوب زخمی درون ناحیه پای او بوده هست. بعضی دیگر معتقدند که تمامي اعضای او دچار جزام شده بود و بعضی هم بیماری او را دردهای مفصلی ذکر کرده اند.

زمان ابتلای حضرت ایوب به بیماری
زمان درد و بیماری او را بین ۷ تا ۱۸ سال ذکر کرده اند.

حضرت ایوب چند سال عمر کرد؟
زمان عمر حضرت ایوب درون کتاب های تاریخی ۱۴۰ سال ذکر شده هست.

قبر حضرت ایوب کجاست؟
درباره محل دفن حضرت ایوب نظرهای مختلفی وجود دارد. معتبرترین محلی که به عنوان قبر ایشان ذکر شده هست بقعه ای درون ۱۰ کیلومتری جنوب شهر حله عراق و درون منطقه ای به نام الرانجیه هست.
گروه مذهبی ستاره

۳۰ام دی ۱۳۹۶ زوارین

کارگاه رویکردها و روش های پژوهش درون فلسفه تعلیم و تربیت
مجموعه کارگاه های دکتر خسرو باقری با محوریت کتاب «رویکردها و روشهای پژوهش درون فلسفه تعلیم و تربیت» توسط انجمن فلسفه تعلیم و تربیت ایران برگزار می شود.

به گفته خبرگزاری مهر ، درون این دوره عناوین روش استنتاجی، روش تحلیلی، روش ترکیبی، روش هرمنوتیک، پدیدارشناسی و روش واسازی ارائه می شود.
این جلسات از ۱۸ بهمن ماه تا ۱۶ اسفندماه طی پنج جلسه برپا می شود.
این دوره توسط خسرو باقری، استاد دانشگاه تهران برگزار می شود.
این کارگاه های آموزشی به نشانی اتوبان چمران، پل نصر، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران برگزار می شود.

خبري پیشنهادی:

    کارگاه رویکردها و روش های پژوهش درون فلسفه تعلیم و تربیت
    کارگاه رویکردها و روش های پژوهش درون فلسفه تعلیم و تربیت

    Tagsبرچسب ها
    تعلیم و تربیت گفته خبرگزاری مهر استاد دانشگاه تهران کارگاه های آموزشی دانشگاه تهران پژوهش اتوبان چمران باقری خسرو فلسفه

    ۳۰ام دی ۱۳۹۶ زوارین

    «اندیشه مدیریت راهبردی» نشریه ای برای نشر معرفت اندیشه مدیریت

    دوفصلنامه «اندیشه مدیریت راهبردی» نشریه ای هست برای نشر و تجلی حقیقت و معرفت اندیشه ناب مدیریت با نظر به مرزهای تطبیقی و عملیاتی این دانش.

    به گفته خبرگزاری مهر ، این نشریه برای اشاعه مطالعات میان رشته ای، خاصه درون دو حوزه «موضوعات دینی» مشتمل بر اخلاق، فقه و احکام، عقاید، تاریخ و … و «مسئله های بومی» از طریق روش شناسی های تألیفی و تقلیدی تأکید می شود.
    صاحب امتیاز نشریه دانشگاه امام صادق علیه السلام، مدیر مسئول دکتر مصباح الهدی باقری و سردبیر علی رضاییان هست.
    چهار محور اصلی مطالعات درون این نشریه عبارت هست از:
     ۱- مباحث میان رشته ای، خاصه درون مطالعات حوزه های مشترک مدیریت و مباحث اسلامی و ارزشی؛
     ۲- تحقیقات بنیادی درون علم مدیریت؛
     ۳- موضوعات عمومی و تخصصی مدیریت با رویکرد مطالعات مورد نیاز محققان و دانشمندان داخلی و خارجی؛
     ۴- مطالعات مدیریتی درون حوزه های مورد نیاز کشور درون زمینه های علمی، تحقیقاتی و مد های کاربردی.
     این دوفصلنامه بر پايه مجوز شماره ۵۲۴۵۷/۱۱/۳/۸۹ مورخ ۸/۹/۸۹ کمیسیون نشریات علمی کشور، وزارت علوم تحقیقات و فناوری، حائز رتبه علمی – پژوهشی شد و نام اين از «اندیشه مدیریت» به «اندیشه مدیریت راهبردی» تغییر کرد.

    خبري پیشنهادی:

    «اندیشه مدیریت راهبردی» نشریه ای برای نشر معرفت اندیشه مدیریت
    ۳۰ام دی ۱۳۹۶ زوارین

    آیت الله سید یوسف طباطبایی نژاد نماینده ولی فقیه و امام جمعه اصفهان درون خطبه های نماز جمعه اصفهان اعلام کرد: بهتر هست دولت حقوق دو ماه وزرا را ندهد و بجای اين حقوق کسانی که عقب افتاده را پرداخت نمایند.

    به گفته ذاکرنیوز از اصفهان، از دولت می خواهم حتی اگر بودجه اندک هست ولي حقوق کارمند و کارگر را عقب نیندازید که این غلط هست. شاید مردم اطلاع نداشته باشند برخی اوقات حقوقشان عقب می افتد. اسلام می گوید حقوق کارگر را تا عرق جبینش خشک نشده پرداخت شود.
     همین عقب افتادن حقوق سبب و زمینه ساز اغتشاشات می شود. از دولت می خواهم بیاید و دو ماه حقوق حقوق بگیران بالا از وکلا و وزرا و حتی قضات را ندهند و به این افرادی که حقوقشان عقب افتاده، حقوق دهند، ببینند چه اتفاقی می افتد

    ۳۰ام دی ۱۳۹۶ زوارین

    یاد مرگ یکی از ملزومات زندگی مؤمنان هست که درون روایات بسیار به اين توصیه شده هست. یاد مرگ تأثیرات فراوانی بر زندگی انسان و نرم افزار ریزی های او خواهد گذاشت.

    مرگ یک حقیقت غیرقابل انکار هست و هر نفسی طعم اين را خواهد چشید. مرگ را هر روز می بینیم و درباره اش می شنویم ولی باید یادمان باشد که یک روزی هم به سراغ خود ما خواهد آمد و همیشه برای همسایه نیست! بنابراين چه بهتر که همیشه با یاد مرگ باشیم تا وقتی که زمان رفتنمان رسید دست و پایمان را گم نکنیم. ستاره درون این مقاله به تأثیرات یاد مرگ بر زندگی انسان و روایاتی درون این باره خواهد پرداخت.

    تأثیرات یاد مرگ روی انسان
    این که همیشه به یاد مرگ باشید تأثیرات فراوانی بر روی شما خواهد گذاشت. بعضی از مهم ترین این اثرات عبارت اند از:
    ۱٫ غفلت زدایی و آگاهی بخشی
    به یاد مرگ که باشید می دانید که برای آخرت آفریده شده اید و فریب دنیا را نخواهید خورد. قلب انسان بر اثر اشتغال به امور دنیوی دچار غفلت و بی خبری می شود و یاد مرگ این آلودگی ها را از بین می برد.
    ۲٫ زهد و بی رغبتی به دنیا
    وقتی از یاد مرگ غافل بشوید دنیا درون نظرتان زیبا و باارزش جلوه می کند و شیفته اين می شوید به طوری که عقل شما از درک حقایقی چون مرگ ناتوان می شود. درون حالی که وقتی به یاد مرگ باشید دیدگاهتان نسبت به دنیا عوض می شود و به مقدار کمی از اين راضی می شوید.
    ۳٫ کوتاهی آرزو و از بین رفتن زیاده خواهی
    وقتی که مرگ را فراموش کرده باشید آرزوی دست یابی به اين چیزی را دارید که هنوز به دست نیاورده اید درون حالی که هر لحظه ممکن هست مرگ به سراغتان بیاید و دست شما را از دنیا کوتاه کند. به یاد مرگ که باشید آرزوهای شما کوتاه زمان می شود و می توانید برای زندگی اخروی تان نرم افزار ریزی کنید.
    سایر اثرات یاد مرگ به این شرح هست:
    ۴٫ نابودی شهوات
    ۵٫ صبر بر مصیبت ها
    ۶٫ بی اعتنایی به دنیا و آمرزش گناهان
    ۷٫ رغبت داشتن به انجام عمل صالح
    ۸٫ محشور شدن با شهدا

    آیا یاد مرگ یعنی بی خیالی درون دنیا؟
    ماهیت یاد مرگ اين هست که درون عین حالی که دارید زندگی می کنید و از اين لذت می برید به یاد داشته باشید که این زندگی دنیوی مقدمه ای هست برای زندگی جاوید شما درون آخرت. این مطلب نه تنها هیچ منافاتی با زندگی شما درون این دنیا و مسئولیت هایتان ندارد بلکه با این طرز فکر به طور جدی تری کارهایی که به شما محول شده هست را انجام می دهید.

    یاد مرگ درون قرآن
    خداوند درون آیه ۴۶ سوره ص یکی از ویژگی های برجسته پیامبران را یاد مرگ می داند و می فرماید:
    « إِنَّا أَخْلَصْنَاهُمْ بِخَالِصَةٍ ذِکْرَى الدَّارِ »
    « ما اين ها را با خلوص ویژه ای خالص کردیم و اين یادآوری سرای آخرت بود! »
    خداوند درون برخی از آیات قرآن نیز به این واقعیت اشاره دارد که فرار از مرگ امکان پذیر نخواهد بود:
    « أَیْنَمَا تَکُونُوا یُدْرِککُّمُ الْمَوْتُ وَلَوْ کُنتُمْ فِی بُرُوجٍ مُّشَیَّدَةٍ » (آیه ۷۸ سوره نسا)
    «هر کجا باشید، مرگ شما را فرا می گیرد؛ اگر چه درون کاخ های بسیار محکم باشید.»
    « قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِی تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُو مُلَقِیکُمْ » (آیه ۸ سوره جمعه)
    «بگو: مرگی که شما از اين می گریزید حتماً شما را ملاقات خواهد کرد.»

    یاد مرگ درون روایات
    پیامبر اکرم (ص):
    «کسی که درون شبانه روز بیست مرتبه مرگ را یاد کند با شهدا محشور خواهد شد.» «زیرک ترین مردم کسی هست که بیشتر یاد مرگ کند و زیادتر مهیای اين شده باشد.» «برترین بی رغبتی به دنیا، یاد مرگ هست. برترین عبادت، یاد مرگ هست و برترین اندیشیدن، یاد مرگ هست. بنابراين، هر که یاد مرگ وجودش را پر کند، گور خود را باغى از باغ های بهشت بیابد.» «هر کس زیاد به یاد مرگ باشد به اندک سرمایه دنیا راضی می شود.» «هر کس زیاد به یاد مرگ باشد خداوند او را دوست می دارد.» «همچنان که آهن زنگ می زند دل انسان نیز زنگار می بندد و صیقل دهنده اين تلاوت قرآن و به یاد مرگ بودن هست.» «مرگ را بسیار یاد کنید زیرا یاد مرگ از میل و رغبت به دنیا می کاهد.»
    درباره امام حسن (ع) نقل هست که ایشان:
    «وقتی یاد مرگ می کرد، می گریست و چون یاد قبر می کرد، می گریست و چون از [قیامت و] بعث و نشور یاد می کرد، می گریست و چون متذکر عبور از صراط می شد، می گریست و هرگاه به یاد توقف درون پیشگاه خدای تعالی [درون محشر] می افتاد، فریادی می زد و بی هوش [روی زمین] می افتاد.»
    امام باقر (ع):
    «ای ابا عبیده! مرگ را زیاد یاد کن. چه هر انسانی اين را بسیار یاد کند نسبت به دنیا بی رغبت می شود.»
    امام صادق (ع):
    «هیچ خانواده ای از شهرنشین و بادیه نشین نیست مگر این که فرشته مرگ شبانه روزی پنج بار آنان را از نظر می گذراند.» «یاد مرگ خواهش های باطل را از دل زایل می کند و ریشه های غفلت را می کند و دل را به وعده های الهی قوی و مطمئن می گرداند و طبع را رقیق و نازک می سازد و علم های هوا و هوس را می شکند و آتش حرص را فرو می نشاند و دنیا را حقیر و بی مقدار می سازد.» «کسی که کفنش با او درون خانه باشد از غافلان به شمار نمی آید.» «هنگامی که جنازه کسی را برداشتی فکر کن که گویا تو خود اين کسی هستی که درون تابوت هست و اين را برداشته اند.»
    امام هادی (ع):
    «به یادآور اين هنگامى را که پیش روى خانواده ات درون بستر مرگ افتاده ای و نه طبیبى می تواند جلو مردنت را بگیرد و نه دوستى به کارت می آید.»
    حضرت عیسی (ع):
    «اولیای خدا یاد مرگ را دوست دارند و یاد زندگی را رها می کنند.»
    درون کتاب زبور آمده هست:
    «هر که خود را از مرگ بترساند، دنیا درون نظرش بی مقدار شود.»
    یاد مرگ درون نهج البلاغه
    یاد مرگ از جمله موضوعاتی هست که امام علی (ع) درون نهج البلاغه و سایر روایات بسیار درون مورد اين سخن گفته هست. درون ادامه به برخی از این سخنان می پردازیم:
    «کسی که فردا را از زندگی خود بشمارد حق مرگ را چنان که درون خور اين هست رعایت نکرده هست.» «زیاد به یاد مرگ باشید تا مصیبت ها و سختی های روزگار بر شما آسان شود.» «کسی که بسیار یاد مرگ کند به مقدار کمی از دنیا راضی می شود.» «به یاد آورید اين بر هم زننده خوشی ها و منغّص کننده عیش ها و دعوتگر پراکندگى را. یاد کنید اين از هم پاشنده انجمن ها و دورکننده آرزوها و نزدیک کننده مرگ ها و اعلام کننده جدایى و پراکندگى را.» «چگونه مرگ را فراموش می کنی درون حالى که نشانه هایش به تو تذکر می دهند؟!» «شما را سفارش می کنم که به یاد مرگ باشید و از اين کمتر غفلت ورزید. چگونه از چیزى غافلید که او از شما غافل نیست و چگونه به کسى چشم طمع دوخته اید که به شما مهلت نمی دهد! مردگانى که مشاهده کرده اید خود واعظانى هستند که شما را از هر واعظى بی نیاز می کنند.» «خوشا به حال کسی که معاد را به یاد آورد، برای روز حساب کار کند و به حد کفاف قانع و از خداوند خشنود باشد.» «پسرکم! (خطاب به امام حسن (ع)) فراوان به یاد مردن و به یاد پیشامدهاى بعد از مرگ که ناگاه به اين درآیى باش و مرگ را جلوى چشمان خود تصور کن تا اين گاه که نزد تو می آید خود را آراسته و آماده نموده و کمر خود را بسته باشى که مبادا ناگهان بیاید و تو را مغلوب سازد و درون حالى که فریفته شده ای تو را دریابد. فراوان به یاد آخرت و نعمت ها و عذاب دردناک اين باش که همانا یاد آخرت زهد ورزی درون دنیا را به تو می آموزد و دنیا را درون نزد تو کوچک و خوار مى سازد. و مبادا دلگرمى اهل دنیا که به دنیا دل بسته اند و بر سر دنیا به یکدیگر می پرند، تو را فریفته سازد؛ چه اين که خدا تو را از دنیا نيوز داده و دنیا نیز وصف خویش را با تو درون میان نهاده و از زشتی هایش برایت پرده گشاده هست.» «بندگان خدا! از مرگ رهایی نیست بنابراين پیش از فرا رسیدن اين، ترس و احتیاط را مراعات کنید و توشه لازم اين را آماده نمایید که شما هدف مرگ قرار گرفته اید اگر بایستید شما را می گیردو اگر فرار کنید شما را به دست می آورد و مرگ از سایه شما برای شما لازم تر و نزدیک تر هست مرگ به پیشانی شما نوشته شده و دنیا بنابراين از شما درنوردیده خواهد شد. بنابراین هنگامی که هواهای نفسانی و شهوات هجوم می آورند، مرگ را بسیار یادآور شوید که مرگ برای وعظ و پند کفایت می کند؛ و رسول خدا (ص) اکثر اوقات اصحابش را به یاد مرگ توصیه می فرمود و دستور می داد زیاد درون یاد مرگ باشید که او لذت ها را از بین می برد و میان شما و شهوات شما حائل و مانع می شود.»
    گروه مذهبی ستاره

    ۳۰ام دی ۱۳۹۶ زوارین

    تواضع از جمله فضایل اخلاقی هست که بر پايه اين، فرد خودش را درون برابر خدا و خلق خدا پایین تر از موقعیتی که قرار دارد نشان می دهد. تواضع درون برابر تکبر و خودخواهی قرار دارد.

    اگر نمی دانید که تواضع چیست و چه فرقی با ذلت دارد؟ یا این که چرا افراد تملق می کنند؟ باید این مقاله ستاره را حتماً بخوانید. ستاره درون اینجا برای شما انواع تواضع را تعریف می کند و نشانه های تواضع را بیان می کند و آیات و احادیث مرتبط با این موضوع را بازگو می کند.

    تواضع چیست؟
    تواضع از کلمه وضع به معنی فرو نهادن گرفته شده هست. معنی تواضع از نظر اخلاقی اين هست که انسان خودش را درون برابر خدا و خلق خدا پایین تر از موقعیتی که دارد قرار دهد و فروتنی داشته باشد. تواضع بر خلاف تکبر و فخر فروشی و از جمله فضائل اخلاقی می باشد.

    نشانه های تواضع درون اسلام
    از جمله نشانه های تواضع عبارت اند از:
    خوش رویی با مردم خوش برخوردی درون برابر مردم روبرو شدن با مردم با روی باز جدا شدن از مردم با روی محبت آمیز
    انواع تواضع
    دو نوع تواضع وجود دارد:
    ۱٫ تواضع درون برابر خدا که شامل تواضع درون برابر دستوران خدا و انبیای الهی می باشد. این نوع از تواضع عالی ترین و مهم ترین درجه از تواضع هست.
    ۲٫ تواضع درون برخورد با مردم. علامه نراقی درباره این نوع از تواضع گفته هست: «تواضع عبارت هست از شکسته نفسی، که نگذارد آدمی خود را بالاتر از دیگری ببیند و لازمه اين، کردار و گفتار چندی هست که دلالت بر تعظیم دیگران و اکرام ایشان می کند.»

    تأثیرات تواضع بر فرد و جامعه
    وجود تواضع درون بین افراد موجب:
    گسترش ارزش ها ایجاد شرافت و کرامت زینت انسان های والا وقار و آرامش و رفعت مقام جوشش چشمه های حکمت درون روح و روان دوستی و سلامتی وفور نعمت شکست شیطان افزایش عقل و درایت
    و… می شود.

    چند نمونه از رفتارهای متواضعانه
    آنچه که درون ادامه می خوانیم برگرفته از روایات معصومین (ع) درباره رفتارهایی هست که تواضع فرد را نشان می دهد:
    نشستن درون قسمت پایین مجلس پیشی گرفتن درون سلام کردن بلند سلام کردن اجتناب از خودنمایی تعریف نکردن از خود عدم تمایل به تعریف دیگران از خود رعایت تساوی درون احترام به فقیر و ثروتمند مقدم داشتن دیگران بر خود درون صف نماز و درون مسیر راه و درون نشستن درون مجالس بدرقه کردن افراد هنگام جدایی
    تواضع های نابجا
    گاهی پیش می آید که لازم هست انسان به جای تواضع، تکبر داشته باشد و چه بسا که تواضع درون اين موارد منفی و نابجا شمرده می شود. مثلاً درون رویارویی با دشمنان داشتن تکبر خوب هست و نشان دادن تواضع منفی.

    تفاوت تواضع و ذلت
    اسلام به کسی اجازه نمی دهد که درون برابر دیگران به اسم تواضع خودش را خوار و حقیر کند و کرامت انسانی اش را از بین ببرد.فیض کاشانی درون این باره می گوید:
    «تواضع مانند سایر صفات اخلاقی دارای دو طرف افراط و تفریط هست و تواضع حد وسط اين، حد بین افراط و تفریط (تکبر یا پذیرش ذلت و پستی) هست. آنچه به عنوان تواضع، پسندیده هست، همان کوچکی کردن بدون پذیرش ذلت هست. به عنوان مثال: کسی که سعی دارد بر امثال خود برتری جوید و اين ها را پشت سر اندازد، متکبر هست و کسی که خود را بعد از اين ها قرار دهد، متواضع هست، ولی اگر پاره دوزی بر دانشمند بزرگی وارد شود، دانشمند از جای خود برخیزد و او را بر جای خود بنشاند و کفش او را بردارد و پیش پای او جفت کند، این روش، تواضع نیست بلکه یک نوع تذلل نکوهیده هست.»
    پیامبر (ص) درباره پذیرفتن ذلت فرمودند:
    «کسی که نزد ثروتمندی بیاید و درون برابر او به خاطر به دست آوردن آنچه درون اختیار او هست، فروتنی کند، دوسوم دینش از بین می رود.»
    و از امام صادق (ع) هم روایت هست که فرمود:
    «چقدر برای انسان باایمانی زشت هست که میل و علاقه او به چیزی، او را به ذلت و خواری بکشاند!»
    لازم به ذکر هست که تملق و چاپلوسی هم نوعی ذلت به شمار می رود و زاییده حرص و طمع انسان هست.

    تواضع و فروتنی درون قرآن
    دز آیه ۱۸ سوره لقمان آمده هست:
    « وَلَا تُصَعِّرْ خَدَّکَ لِلنَّاسِ وَلَا تَمْشِ فِی الْأَرْضِ مَرَحًا ۖ إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ »
    « (پسرم!) با بی اعتنایی از مردم روی مگردان و مغرورانه بر زمین راه مرو که خداوند هیچ متکبر مغروری را دوست ندارد. »
    درون این آیه از تعبیر «لا تصعر» برای تواضع نکردن دسترس شده هست و نشان می دهد که نداشتن تواضع درون انسان نوعی بیماری به حساب می آید. «صعر» یک نوع بیماری هست که بر اثر اين شتر مبتلا گردن خود را کج می کند.
    همچنین درون آیه ۳۵ سوره احزاب، خشوع (تواضع) به عنوان یکی از ویژگی های مؤمنان ذکر شده هست:
    « إِنَّ الْمُسْلِمِینَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِینَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِینَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِینَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِینَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِینَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِینَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِینَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاکِرِینَ اللَّهَ کَثِیرًا وَالذَّاکِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِیمًا »
    « به یقین، مردان مسلمان و زنان مسلمان، مردان با ایمان و زنان با ایمان، مردان مطیع فرمان خدا و زنان مطیع فرمان خدا، مردان راست گو و زنان راست گو، مردان صابر و شکیبا و زنان صابر و شکیبا، مردان با خشوع و زنان با خشوع، مردان انفاق کننده و زنان انفاق کننده، مردان روزه دار و زنان روزه دار، مردان پاک دامن و زنان پاک دامن و مردانی که بسیار به یاد خدا هستند و زنانی که بسیار یاد خدا می کنند، خداوند برای تمامي آنان مغفرت و پاداش عظیمی فراهم ساخته هست. »
    و درون آیه ۶۳ سوره فرقان می خوانیم:
    « وَعِبَادُ الرَّحْمَٰنِ الَّذِینَ یَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا »
    « بندگان (خاص خداوند) رحمان، کسانی هستند که با آرامش و بی تکبر بر زمین راه می روند و هنگامی که جاهلان اين ها را مخاطب سازند (و سخنان نابخردانه گویند) به اين ها سلام می گویند (و با بی اعتنایی و بزرگواری می گذرند). »

    تواضع درون روایات
    لقمان (ع) خطاب به پسرش:
    «درون برابر حق، تواضع کن تا خردمندترین انسان ها گردی.»
    پیامبر اکرم (ص):
    «کسی که فروتنی کند، چنین کسی نزد خود ناچیز هست ولی درون چشم مردم، بزرگ می باشد.»
    امام علی (ع):
    «چه خوب هست تواضع و فروتنی ثروتمندان درون برابر فقرا، برای رسیدن به پاداش الهی.» «با تواضع و فروتنی، امور مختلف زندگی سامان می یابد و منظم می شود.» «خداوند تکبر ورزیدن را برای تمامي پیامبران منفور شمرده هست و تواضع و فروتنی را بر ایشان پسندیده. اين ها گونه ها را بر زمین می گذاردند و صورت ها را بر خاک می ساییدند و پر و بال خویشتن را برای مؤمنان می گسترانیدند.»
    امام باقر (ع):
    «تواضع اين هست که به کمتر از جایگاه شایسته خود درون مجلس قناعت کنی و هنگام ملاقات با کسی، درون سلام کردن پیشی بگیری و درون گفتگوها از جروبحث پرهیز کنی، گرچه حق با تو باشد.»
    امام رضا (ع):
    «تواضع دارای درجاتی هست، یکی از اين درجات این هست که انسان موقعیت نفس خود را بداند و اين را با قلب سالم درون همان جایگاه قرار دهد و برای دیگران همان را بپسندد که برای خود می پسندد، هرگاه از کسی بدی دید، اين را با نیکی پاسخ دهد، خشم خود را فرو برد، از گناهان مردم بگذرد و اين ها را مورد عفو قرار دهد، خداوند نیکوکاران را دوست دارد.»
    گروه مذهبی ستاره

    ۳۰ام دی ۱۳۹۶ زوارین

    عقل و عشق دو نیرو درون وجود انسان هاست. یکی به عنوان چراغ راه و دیگری نیروی محرکه. عارفان و صوفیان عشق را برتر از عقل می دانند و فلاسفه عقل را ترجیح می دهند.

    هر انسان عاقلی یک روزی ممکن هست که عاشق شود. آیا عاشق شدن درون تضاد با عقل هست؟ آیا آدم عاشق بدون عقل تصمیم می گیرد یا به قول معروف تصمیمش دلی هست؟ آیا می دانید که رابطه عقل و عشق چگونه هست؟ بزرگان درباره عقل و عشق چه می گویند؟ ستاره این مقاله را به این سؤالات اختصاص داده هست.

    عقل چیست؟
    عقل نیرویی هست که خوب و بد را تشخیص می دهد و درون مورد اين ها قاطعانه تصمیم می گیرد. عقل همانند چراغ راه هست و انسان با تعالیمی که از علمای اخلاق و فلاسفه دریافت می کند اين را به وسیله علم پرورش می دهد.

    عشق چیست؟
    عشق میل و کششی هست که درون طبیعت انسان نسبت به یک چیز به وجود می آید. به عبارت دیگر عشق نیروی محرکه انسان برای رسیدن به یک هدف هست. خاصیت عشق این هست که معشوق را به بهترین شکل می بیند. عاشق درباره معشوق تمامي چیز را هیچ و هیچ را تمامي چیز می داند. امام علی (ع) درباره عشق فرمود:
    «کسى که به چیزى عشق بورزد، چشمش را معیوب و دلش را مریض می کند».
    اگر لغت عشق را درون لغتنامه دهخدا ببینیم این طور آمده هست:
    «عشق شگفت دوست به حسن محبوب، یا درگذشتن از حد درون دوستی و اين عام هست که درون پارسایی باشد یا درون فسق، یا کوری حس از دریافت عیوب محبوب، یا مرضی هست وسواسی که می کشد مردم را به سوی خود جهت خلط و تسلیط فکر بر نیک پنداشتن بعضی صورت ها. یا مرضی هست از قسم جنون که از دیدن صورت حسن پیدا می شود و گویند که اين مأخوذ از عَشَقه هست و اين نباتی هست که چون بر درختی بپیچد اين را خشک کند، همین حالت عشق هست بر هر دلی که طاری شود صاحبش را خشک و زرد کند.»

    رابطه عقل و عشق
    انسان برای حرکت درون یک مسیر نیاز به چراغ راه (عقل) و نیروی محرکه (عشق) دارد تا بتواند با انگیزه به سمت هدفش حرکت کند. از طرفی اگر عشق نباشد عقل توانایی به جلو بردن انسان را نداد و اگر عقل نباشد عشق درون طغیان غرایز دچار اشتباه می شود. به عبارت دیگر عقل به انسان آگاهی می دهد و عشق حرکت و جنبش می بخشد. بنابراین می توانم نتیجه گرفت که این دو نیرو نه تنها درون تضاد با همدیگر نیستند بلکه سبب رشد و تقویت یکدیگر هم خواهند شد.

    عقل و عشق درون کلام بزرگان اگوست کنت فیلسوف فرانسوی و بنیان گذار جامعه شناسی نوین:
    «دو امر قوى درون وجود انسان مؤثر هست یکى حس عاطفه یا عشق و دیگرى عقل».
    دکتر الکسیس کارل نویسنده کتاب راه و رسم زندگی:
    «عقل نمی تواند به ما نیروى زیستن بر طبق طبیعت اشیا را بدهد، بلکه فقط به روشن کردن راه قناعت می کند و هرگز ما را به جلو نمی راند. ما بر موانعى که درون پیش داریم فائق نخواهیم شد مگر اين که از عمق روح ما موجى از عواطف (عشق) سر بیرون کشد. عقل چراغ یک اتومبیل هست که راه می نمایاند و عشق موتورى هست که اين را به حرکت درون می آورد. بنابراین هر یک بى دیگرى هیچ هست؛ موتور بدون چراغ، عشق کور، خطرناک، رسواکننده و بالاخره فاجعه و مرگ؛ چراغ بدون موتور، عقل بی اثر و بی روح، سرد و یخ و بی حرکت هست. مفیدترین و خوشبخت ترین مردم کسانى هستند که فعالیت های فکر و عاطفى اين ها با یکدیگر متعادل و هماهنگ باشد، آنچه سبب برترى و تفوق معنوى این دسته بر دیگران می شود کیفیت فعالیت ها و تعادل رشد اين هاست. هدف مساعى درون تعلیم و تربیت باید پرورش افراد جامع و متعادلى باشد؛ چه فقط بر روى این گونه افراد می توان تمدن بزرگ و استوارى را پایه گذاری کرد».

    عقل و عشق از دیدگاه صوفیان
    صوفیان مقوله عقل و عشق را از همدیگر جدا می دانند و برای هر کدام مرزی قائل هستند. اين ها عشق را بیش تر از هر عامل دیگری ضد عقل می دانند و معتقدند که عشق هر کجا که باشد حکومت عقل از بین می رود و وقتی که عشق از یک درون وارد شد عقل از درون دیگر خارج می شود. به همین دلیل هست که درون ادبیات عرفانی عقل و عشق را مانند دو رقیب به حساب می آورند.

    عقل و عشق از نگاه فلاسفه فلاسفه بر خلاف صوفیان علیه عشق می تازند و اين را نوعی جنون می دانند. ابوعلی سینا می گوید:
    «عشق بیمارى سوداوى هست که سرانجام انسان را به دیوانگى می کشاند».
    کوپرنیک دانشمند لهستانی درون این باره معتقد هست:
    «عشق را اگر یک نوع جنون ندانیم لااقل عصاره ای از مغزهاى ناتوان هست»

    عقل و عشق درون اشعار
    مولوی :
    «عشق آمد عقل او آواره شد / صبح آمد شمع او بیچاره شد!
    عقل چون شحنه هست چون سلطان رسید / شخئه بیچاره درون کنجى خزید
    از درون دل چون که عشق آید درون / عقل رخت خویش اندازد برون»
    «هر چه گویم عشق را شرح بیان / چون به عشق آیم خجل گردم از اين
    عقل درون شرحش چو خر درون گل بخفت / شرح عقل و عاشقى هم عشق اعلام کرد
    آفتاب آمد دلیل آفتاب / گر دلیلت باید از وى رو متاب»
    «درون مجلس عشاق قرارى دگر هست / وین باده عشق را خمارى دگر هست
    اين علم که درون مدرسه حاصل کردند / کارى دگر هست و عشق کارى دگر هست»
    عطار :
    «عشق اینجا آتش هست و عقل دود / عشق کآمد درون گریزد عقل زود»
    حافظ :
    «قیاس کردم و تدبیر عقل درون ره عشق / چو شبنمى هست که بر بحر می زند رقمى»
    سعدی :
    «شوق را بر صبر و قوت غالب هست / عقل را با عشق دعوى باطل هست»
    «قرار عقل برفت و مجال صبر نماند / که چشم و زلف تو از حد برون دلاویزند
    مرا مگوى نصیحت که پارسائى و عشق / دو خصلت اند که با یکدیگر نیامیزند»
    گروه مذهبی ستاره