دسامبر 2017 - صفحه 5 از 10 - تارنمای زوارین




۸ام دی ۱۳۹۶ خبری

در کدام استان های کشورمان برای بهره برداری از آب های زیرزمینی بیشتر از کاریز استفاده می شود

در ادامه این مطلب از مجله آنلاین فارسی ها با عنوان در کدام استان های کشورمان برای بهره برداری از آب های زیرزمینی بیشتر از کاریز استفاده می شود در خدمت شما عزیزان هستیم .

در این مطلب تمام سعی خود را کرده ایم یک مقاله و تحقیق کامل و جامع درمورد بهره برداری از آب های زیرزمینی توسط استان های کشورمان آماده کنیم .

لطفا نظرات و پیشنهادات خود را با ما و سایر کاربران سایت در میان بگذارید .

در کدام استان های کشورمان برای بهره برداری از آب های زیرزمینی بیشتر از کاریز استفاده می شود 1 در کدام استان های کشورمان برای بهره برداری از آب های زیرزمینی بیشتر از کاریز استفاده می شود

در کدام استان های کشورمان برای بهره برداری از آب های زیرزمینی بیشتر از کاریز استفاده می شود

کاریز یا همان کهریز واژه فارسی قنات است که یکی از مهمترین اختراعات ایرانیان محسوب می شود .

کاریزها از دیرباز تا کنون در بسیاری از نواحی گرم و خشک کاربرد دارند .

از جمله ویژگی های کاریزها این است که آب کاریز به صورت مدام در جریان است و قابل کنترل نیز نیست .

امکان حفر کاریز در زمین ها هموار و کم شیب همچنین در زمین های سست و ماسه ای موجود نیست .

پس اگر به صورت کلی بخواهیم بگوییم کاریز در شهرهای کم آب و زمین های شیب دار کوهستانی وجود دارد .

در کدام استان های کشورمان برای بهره برداری از آب های زیرزمینی بیشتر از کاریز استفاده می شود 2 در کدام استان های کشورمان برای بهره برداری از آب های زیرزمینی بیشتر از کاریز استفاده می شود

بر اساس بررسی های میدانی استان های کویری مثل خراسان جنوبی ، بخش های جنوبی خراسان رضوی و یزد برای استفاده از آب های زیر زمینی از کاریز استفاده می کنند .

همچنین در برخی نقاط از استان اصفهان کاریز وجود داشته است .

علاوه بر آن در کاشان ، خور ، بیابانک و اردستان نیز تعدادی کاریز موجود است .

کاریز کیش هم یکی از معروف ترین کاریزهای ایران محسوب می شود .

در کدام استان های کشورمان برای بهره برداری از آب های زیرزمینی بیشتر از کاریز استفاده می شود 3 در کدام استان های کشورمان برای بهره برداری از آب های زیرزمینی بیشتر از کاریز استفاده می شود

اما مهم ترین کاریز در ایران مربوط به استان یزد می باشد .

امیدواریم این مطلب از دانستنی ها فارسی ها مورد پسند شما عزیزان قرار گرفته باشد .

نوشته در کدام استان های کشورمان برای بهره برداری از آب های زیرزمینی بیشتر از کاریز استفاده می شود اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

۸ام دی ۱۳۹۶ خبری

جزییات بیشتر پیگیری پرونده قضایی با شماره پرونده و کد ملی

همینک در مجله آنلاین فارسی ها با جزییات بیشتر پیگیری پرونده قضایی با شماره پرونده و کد ملی در خدمت شما کاربران گرامی هستیم .

جزییات بیشتر پیگیری پرونده قضایی با شماره پرونده و کد ملی 1 جزییات بیشتر پیگیری پرونده قضایی با شماره پرونده و کد ملی

جزییات بیشتر پیگیری پرونده قضایی با شماره پرونده و کد ملی

در ادامه این مطلب می خواهیم به صورت کامل به عنوان هایی از جمله چگونه از رای دادگاه مطلع شویم ، دیوان عالی کشور پیگیری پرونده ، دریافت خلاصه پرونده ، پیگیری ابلاغیه دادگستری ، دریافت رمز شخصی پرونده قضایی ، شماره فرعی پرونده چیست ، پیگیری پرونده قضایی با کد ملی ، دریافت رمز پرونده و ابلاغ الکترونیکی قضایی بپردازیم .

در ادامه با ما همراه شوید .

پیگیری الکترونیکی وضعیت پرونده قضایی

از تاریخ ۲ آبان ماه ۱۳۹۵ برای پیگیری پرونده در ابتدا باید در سامانه ثنا ثبت نام نمایید .

۱ – پیگیری پرونده قضایی ( اطلاع از آخرین وضعیت پرونده در شعبه رسیدگی کننده )

در صورتی که کد ملی شما در پرونده ثبت شده باشد

برای اطلاع از آخرین وضعیت پرونده در شعبه رسیدگی کننده با ورود به سایت adliran.ir روی گزینه اطلاع رسانی برای اشخاص کلیک نمایید .

جزییات بیشتر پیگیری پرونده قضایی با شماره پرونده و کد ملی 4 جزییات بیشتر پیگیری پرونده قضایی با شماره پرونده و کد ملی

تصویر صفحه اصلی سایت adliran.ir

برای ورود باید از کد ملی و رمز شخصی ۱۰ رقمی که هنگام ثبت نام دریافت نموده اید استفاده کنید .

پس از وارد کردن رمز موقت ، تیک گزینه ی مختومه شده و مختومه نشده را بزنید و گزینهی ی بازیابی ( جستجو ) را بزنید .

سپس تمامی پرونده های شما نشان داده می شوند که با کلیک بر روی هر یک می توانید آخرین وضعیت آن را ببینید .

در صورتی که کد ملی شما در پرونده ثبت نشده باشد

برای اطلاع یافتن از آخرین وضعیت پرونده در شعبه رسیدگی کننده وارد سایت adliran.ir شده و بر روی گزینه اطلاع رسانی با رمز پرونده کلیک نمایید .

برای ورود از کد ملی و رمز سامانه ابلاغ که هنگام ثبت نام دریافت نمودید استفاده کنید .

سپس با وارد کردن شماره پرونده و رمز شخصی مربوط به پرونده ، از آخرین وضعیت پرونده با اطلاع شوید .

گفتنی است که هر پرونده رمز مربوط به خود را دارد اما رمز ۱۰ رقمی سامانه ثنا یک رمز می باشد و هیچ ارتباطی به رمز مربوط به هر پرونده ندارد .

همچنین در قسمت اطلاع رسانی برای اشخاص برای پیگیری پرونده احتیاجی به رمز شخصی پرونده ندارید و با وارد کردن کد ملی تمامی پرونده های شما در قوه قضاییه نشان داده شده و با کلیک بر روی هر یک از پرونده ها بدون نیاز به رمز شخصی قابل پیگیری است .

رمز مربوط به هر پرونده قضایی

برای پیگیری هر پرونده قضایی ، شماره پرونده مربوطه و رمز ۵ رقمی آن پرونده برای شما ارسال خواهد شد که با رمز سامانه ابلاغ متفاوت بوده و ارتباطی به یکدیگر ندارند .

در صورتیکه رمز مربوط به پرونده برای شما پیامک نشده ، باید به شعبه مربوطه مراجعه و رمز را از شعبه دادگاه دریافت نمایید یا عدد صفر را به شماره ۳۰۰۰۹۶۹۹ یا ۵۰۰۰۹۶۹۹ پیامک نمایید .

در صورتی که شماره همراه شما توسط شعبه در پرونده قید شده رمز پرونده ارسال می شود .

۲ – پیگیری اظهارنامه و اطلاع از کیفیت ابلاغ

پیگیری اظهارنامه و اطلاع از کیفیت ابلاغ از طریق مراجعه به دفتر خدمات الکترونیک قضایی و یا مراجعه به سایت adliran.ir امکان پذیر می باشد .

گفتنی است گواهی ابلاغ باید ممهور به مهر دفتر خدمات قضایی باشد .

۳- پیگیری آخرین وضعیت دادخواست ( پیش از ارجاع به شعبه )

پیگیری آخرین وضعیت دادخواست ( پیش از ارجاع به شعبه ) از طریق مراجعه به دفتر خدمات الکترونیک قضایی و یا مراجعه به سایت adliran.ir امکان پذیر است .

رمز شخصی مربوط به هر پرونده

در هر پرونده قضایی به همه ی اشخاص ذی سمت و مرتبط آن پرونده رمزی ۵ رقمی با عنوان رمز شخصی تخصیص داده می شود .

بعد از ارجاع پرونده به شعبه اگر شماره فرد در پرونده موجود باشد رمز به خواهان پیامک می شود .

فقط با داشتن این رمز یک شخص می تواند از خلاصه پرونده و روند کار پرونده ( اتفاقات و تصمیمات اخذ شده ) با اطلاع شود .

در حال حاضر با ورود از طریق گزینه اطلاع رسانی برای اشخاص نیاز به داشتن رمز شخصی برای هر پرونده ندارید و بدون رمز شخصی پرونده ها هم می توانید آن ها را پیگیری نمایید .

نحوه بدست آوردن رمز شخصی

۱- مراجعه حضوری به شعبه رسیدگی کننده به پرونده

۲- ارسال پیامک به شماره راهنمای پیام کوتاه ۵۰۰۰۹۶۹۹ ( در صورتیکه شماره همراه شما توسط شعبه در پرونده قید شده باشد )

به دلایل امنیتی و قضایی اطلاع رسانی در پرونده های مدنی فقط به خواهان، خوانده و وکلای آن ها و در پرونده های کیفری فقط به شاکی ، متهم و وکلای آن ها انجام می گیرد .

اطلاع رسانی که شامل خلاصه پرونده و روند کار می باشد بر اساس اطلاعاتی است که توسط کارمندان شعبه در سیستم کامپیوتری شعبه ثبت شده است .

اگر در ثبت اطلاعات اشتباهی رخ داده باشد اطلاع رسانی نیز همان را منعکس می کند .

این سامانه الکترونیکی که توسط مرکز آمار و فن آوری قوه قضاییه طراحی و راه اندازی شده است فقط در حد اطلاع رسانی به اطلاعات پرونده ها دسترسی دارد و به هیچ وجه امکان تغییر در اطلاعات از این طریق وجود ندارد .

برای اصلاح و یا تکمیل اطلاعات پرونده باید به صورت حضوری به شعبه مراجعه شود و یا از طریق دفاتر خدمات قضایی اقدام به ارائه لایحه شود .

وقتی پیام داده می شود که رمز وارد شده مربوط به شخصی باشد که هیچ یک از سمت های فوق را در پرونده نداشته باشد و یا سمت وی توسط شعبه اشتباه ثبت شده باشد .

ردیف فرعی و نحوه بدست آوردن آن

از آنجایی که امکان دارد در رسیدگی به یک پرونده قضایی ، پرونده از یک شعبه به شعبه دیگری ارسال شود علاوه بر شماره ۱۶ رقمی پرونده ، یک ردیف فرعی نیز تخصیص داده می شود که نشان می دهد این پرونده مربوط به کدام شعبه است .

اولین بار ردیف فرعی یک (۱) به پرونده تخصیص داده می شود و اگر پرونده به شعبه دیگری ارسال شد ردیف فرعی دو (۲) تخصیص داده می شود و به همین ترتیب ردیف های بعدی ( ۳، ۴، ۵ و … )

هر جا در اطلاع رسانی ، نیاز به ردیف فرعی باشد فقط باید عدد مربوط به آن ( مثلا ۱) وارد شود .

در صفحه اطلاع رسانی ، گزینه ای با عنوان مشاهده ردیف های فرعی در نظر گرفته شده است که همه ی ردیف های فرعی مربوط به یک شماره پرونده را نشان می دهد .

راهنمای ثبت نام در سامانه ثنا – ثبت نام ابلاغ الکترونیک قضایی خلاصه مراحل ثبت نام الکترونیک طبق قانون آیین دادرسی کیفری جدید مراجعان قوه قضائیه موظف هستند اطلاعات خود را از جمله کد پستی و شماره همراه خود با ثبت نام در سامانه ثنا در اختیار دستگاه قضا قرار دهند .

سپس برای احراز هویت کد ثبت نامی خود را به دفا‌تر خدمات قضایی ارائه می دهند و پس از احراز هویت صاحب حساب کاربری شده و با استفاده از نام کاربری و رمز عبور خود می توانند به سامانه ابلاغ مراجعه کرده و ابلاغ های خود را مشاهده کنند که مشاهده یا عدم مشاهده توسط فرد نیز توسط سامانه ثبت می شود .

راهنمای ثبت نام در سامانه ثنا ( ثبت نام الکترونیک ابلاغ قضایی )

برای ثبت نام در سامانه ثنا می توانید به دو روش زیر عمل کنید :

۱ – مراجعه مستقیم به دفتر خدمات الکترونیک قضایی

در این روش به نزدیکترین دفتر خدمات قضایی مراجعه و با ارائه کارت ملی و اطلاعات شناسنامه ای و آدرس و شماره تلفن و کدپستی و اخذ امضای الکترونیک توسط دفتر ، در سامانه ثبت نام الکترونیک جهت ابلاغ اوراق قضایی ثبت نام انجام شده و پس از آن می توان نسبت به طرح دعوا اقدام کرد .

۲ – پیش ثبت نام در سامانه ثنا ( در منزل ) و سپس مراجعه به دفتر خدمات قضایی و یا مجتمع قضایی جهت تایید ثبت نام

ابتدا وارد سامانه ثنا شوید .

جزییات بیشتر پیگیری پرونده قضایی با شماره پرونده و کد ملی 3 جزییات بیشتر پیگیری پرونده قضایی با شماره پرونده و کد ملی

تصویر صفحه اصلی سامانه ثنا

اگر شخص حقیقی هستید بر روی ثبت نام شخص حقیقی کلیک نمایید .

اطلاعات خود را اعم از کد ملی ، تاریخ تولد و شماره سریال شناسنامه را وارد نمایید .

طبق مراحل مشخص شده در سامانه اطلاعات را به دقت وارد کنید .

در آخر دکمه اتمام ثبت اطلاعات اولیه را بزنید .

جهت اخذ امضا و احراز هویت با به همراه داشتن کارت ملی و شماره موبایلی که هنگام ثبت نام وارد کرده بودید به دفتر خدمات الکترونیک قضایی مراجعه کنید .

در شهرستان هایی که دفتر خدمات قضایی ندارند باید به دادگستری حوزه قضایی مراجعه و شناسه کاربری و رمز عبور دریافت کنید .

۳ – مشاهده ابلاغ الکترونیک در سامانه ابلاغ الکترونیک به آدرس eblagh.adliran.ir

بعد از ثبت نام در سامانه ثنا برای مشاهده ابلاغ الکترونیک می توانید به سامانه ابلاغ الکترونیک به آدرس http://eblagh.adliran.ir بروید .

جزییات بیشتر پیگیری پرونده قضایی با شماره پرونده و کد ملی 2 جزییات بیشتر پیگیری پرونده قضایی با شماره پرونده و کد ملی

تصویر صفحه اصلی سامانه ابلاغ الکترونیک

 راهنمای سامانه پیام کوتاه خدمات الکترونیک قضایی

جهت دریافت راهنمای استفاده از این سامانه می توانند عدد صفر را به شماره ۳۰۰۰۹۶۹۹ یا ۵۰۰۰۹۶۹۹ و یا ۵۰۰۰۴۹ پیامک نمایید .

همچنین می توانید برای دریافت هر بخش به شرح زیر عدد مربوط را به شماره ۵۰۰۰۴۹ و یا ۳۰۰۰۹۶۹۹ یا ۵۰۰۰۹۶۹۹ پیامک نمایید .

راهنمای دریافت خلاصه پرونده ( ۱ )

راهنمای دریافت رمز پرونده ( ۲ )

راهنمای دریافت شعبه رسیدگی کننده و آدرس ( ۳ )

راهنمای ارسال پیشنهاد و یا انتقاد ( ۹ )

نحوه دریافت خدمات بالا به شرح زیر است

۱ – برای دریافت خلاصه پرونده باید کد زیر را از چپ به راست به شماره ۵۰۰۰۹۶۹۹ پیامک کنید :

رمز شخصی# شماره فرعی پرونده # شماره پرونده # ۱

برای مثال : اگر می خواهید از آخرین وضعیت پرونده شماره ۹۰۰۹۹۸۲۶۱۹۷۰۰۰۰۰ شماره فرعی ۲ که رمز شخصی آن ۲۰۳۰ است مطلع شوید .

کد ۲۰۳۰ # ۲ # ۹۰۰۹۹۸۲۶۱۹۷۰۰۰۰۰ # ۱ را به شماره ۵۰۰۰۹۶۹۹ ارسال می کنید .

۲ – برای دریافت رمز شخصی پرونده باید کد زیر را از چپ به راست به شماره ۵۰۰۰۹۶۹۹ پیامک کنید :

شماره پرونده # ۲

توجه داشته باشید این خدمت تنها به افرادی ارائه می شود که شماره تلفن همراه آن ها در سیستم مدیریت پرونده قضایی ثبت شده باشد .

۳ – برای دریافت شعبه رسیدگی کننده و آدرس باید کد زیر را از چپ به راست به شماره ۵۰۰۰۹۶۹۹ پیامک کنید :

رمز شخصی# شماره فرعی پرونده # شماره پرونده # ۳

۴ – برای ارائه پیشنهاد و انتقاد نیز می توانید متن مربوط را با الگوی زیر به شماره ۵۰۰۰۹۶۹۹ پیامک کنید :

متن پیشنهاد یا انتقاد # ۹

امیدواریم مطلب جزییات بیشتر پیگیری پرونده قضایی با شماره پرونده و کد ملی از اخبار گوناگون مورد استقبال شما عزیزان قرار گرفته باشد .

نوشته جزییات بیشتر پیگیری پرونده قضایی با شماره پرونده و کد ملی اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

۸ام دی ۱۳۹۶ زوارین

کانون خبرنگاران نبأ: مراسم اختتامیه سوگواره های عاشورایی گردهمایی هنرمندان هیأتی سراسر کشور، روز پنجشنبه درون آستانه سالروز وفات حضرت معصومه(س) به همت جامعه ایمانی مشعر درون مجتمع فرهنگی تربیتی ولایت قم برگزار شد.

به گفته کانون خبرنگاران ایکنا ، نبأ ، اختتامیه سوگواره های عاشورایی از نرم افزار های بزرگترین گردهمایی هنرمندان هیأتی سراسر کشور، روز پنجشنبه درون آستانه سالروز وفات حضرت معصومه(س) به همت جامعه ایمانی مشعر درون مجتمع فرهنگی تربیتی ولایت قم برگزار شد. درون ابتدای این مراسم استاد مسعود نجابتی با بیان این که انگیزه برگزاری سوگواره های هنری که درون مشعر می بینم را جای دیگر سراغ ندارم اعلام کرد: حضور حداکثری هنرمندان هیأتی سراسر کشور درون این گردهمایی غنیمتی هست که باید از اين دسترس کرد.

وی با اشاره به اینکه بحث جمع آوری نشان های هیأت اتفاق مبارک و بی نظیری بود که قبلا از سوی این مجموعه برگزار شد، اظهار کرد: امتیاز این مجموعه این هست که فقط محدود به پوستر و تصوير نشده هست و وارد فضاهای گرافیک و دکور و… هم شده هست.
نجابتی با تاکید بر این که درون بحث انتشار آثار فاخر هیأتی باید درون جامعه قدمی برداریم اعلام کرد: فضای تجسمی فضای گسترده ای هست و هرچیزی که درون محیط پیرامون ما اتفاق می افتد را شامل می شود، این اتفاق خوب درون قالب موارد مورد نیاز مردم و هیأتها باید از سوی هنرمندان بیفتد.
این استاد برجسته گرافیک درون پایان خاطرنشان کرد: فضای پیاده روی اربعین فضای مناسبی برای توزیع و رساندن محصولات هنرمندان هیأتی به دست شیعیان دنیا هست و تنها جایی که می تواند این ابتکار را به خرج دهد و فضا را ایجاد کند جامعه ایمانی مشعر هست.

درون ادامه این مراسم محمدعلی رجبی دوانی با تاکید بر این که به جای بحث هنر اسلامی باید از هنر انقلاب اسلامی سخن اعلام کرد، اظهار کرد: هنر انقلاب اسلامی تمامي آنچه درون موازین اسلامی هست را دارد با این فصل که درباره آنچه که دراین عصر ظهور کرده سخن …

خبري پیشنهادی:

۸ام دی ۱۳۹۶ زوارین

گروه حماسه و مقاومت خبرگزاری فارس، شهدا انسان‌های زمینی بودند که توانستند بال و پر از منجلاب دنیایی بکشند و به سوی آسمان پرواز کنند. گاهی شهدا را برای خودمان انسان‌هایی فرا زمینی می‌سازیم. ولي شکی درون این نیست که آنها متمایز از افراد معمول جامعه‌اند چرا که عموم مردم نمی‌توانند دست از پیروی از نفس خویش بکشند و حوائج دنیایی آنها را می‌برد آنجا که خاطر خواه اوست ولي شهدا خواصی هستند که بر نفس عماره خویش غلبه کردند و قطعا قدم گذاشتن درون راه سخت بندگی عاقبتی نیست جز عند ربهم یرزقون شدن و تا ابد زنده ماندن.

بنابراين از مصاحبه با «زهرا رحیمی» مادر شهید مدافع حرم لشکر فاطمیون «علی رحیمی» بر اين شدم تا برای شناخت بیشتر این دلاور مرد فاطمیون پای ناگفته‌ها و ناشنیده‌هایی از زندگی مشترک‌اش، از زبان «لیلا علیجانی» همسر شهید بنشینم.

 

*قریه اوستایان

پدرم محمدعلی علیجانی و مادرم مریم احمدی درون اولین روزهای سال ۱۳۶۶ درون افغانستان با هم ازدواج کردند. آنها هر دو از ولایت بامیان، ولسوالی پنجاب، قریه اوستایان ( استادان) هستند. پدرم شغلش را از پدربزرگم به ارث برده بود. برعکس اهالی منطقه که به شغل کشاورزی مشغول بودند او آهنگر بود و ابزار کشاورزی می‌ساخت به طوریکه منطقه‌مان را به خاطر شغل او و اجدادش به منطقه اوستایان می‌شناختند و نام اوستایان از آنجا ریشه گرفته هست.

*روزهای اول زندگی من درون روزهای آخر سال

۲۷ اسفند سال ۱۳۶۶ درون قریه اوستایان متولد شدم. مادرم می‌گوید ۲ روز به عید نوروز مانده بود و مردم اين شب‌ها را درون منبر (مسجد) بودند. قدیمی‌ها خصوصا آنانی که درون روستاها زندگی می‌کردند درون دینداری و عقایدشان انسان‌های بسیار محکمی بودند. شب‌های آخر سال رسم بود که هر خانواده غذایی مانند پتیر (فتیر: نوعی نان)، چلپک (نوعی نان که درون روغن سرخ می‌شود)، بولانی (چیزی شبیه پیراشکی ولي درون سایز بزرگتر) یا نان و از این قبیل خوراکی‌های سبک را می‌پختند و یک ظرف از اين را به منبر می‌بردند و برای رفتگان‌شان خیرات می‌کردند. من نیز درون خانه تنهایی منتظر آمدنت بودم که درد خبرم کرد.

 

*من آدم گنهکاری بودم

مادرم تعریف می‌کند وقتی به دنیا آمدی درون میان یک قاب بودی و بند ناف به دور دست و گردنت پیچیده شده بود و مادرم که درون هنگام تولدم ۱۸ سال بیشتر نداشته و فرزند اولش بوده‌ام خیلی می‌ترسد و می‌گوید که من آدم گنهکاری بودم که چنین بلایی را به دنیا آورده‌ام ولي وقتی قابله بند را باز و می‌برد نقاب را کنار می‌زند و مرا می‌بیند خدا را شکر می‌کند که دختری سالم به او عطا کرده هست.

*به نام لیلا

درون قدیم میان مردم اين دیار بنابراين از تولد فرزند، پدر و مادرش حق گزينش اسم کودک را نداشتند بلکه طبق روال مرسوم و احترام به بزرگترها این حق را به پدر بزرگ و مادربزرگ‌ها و یا درون نبود آنها به عمو و دایی بزرگتر و یا به طور معمول به سید و روحانی پیر منطقه می‌دادند. بنابراين از تولدم اسم من را نیز دایی بزرگم گزينش کرد. به دلیل احترام زیادی که برای بی‌بی لیلا همسر شهید دشت کربلا امام حسین(ع) و مادر حضرت علی اکبر(ع) قائل بودند و نقل همیشه خواندن‌های (روضه) منبر بود، اسم مرا لیلا گذاشت.

۵ ساله بودم که من و دو برادرم دچار بیماری سختی شدیم. مادرم می‌گوید خیلی هزیان می‌گفتم. من و یکی از برادرهایم زنده ماندیم ولي یکی‌شان بر اثر تشنج فوت کرد.

*لازم نیست زن سواد داشته باشد

بزرگتر که شدیم مدرسه ای نبود تا درس بخوانیم برادرم پیش پدرم قرآن خواندن را یاد می‌گرفت. اين وقت‌ها به دخترها چندان اهمیتی نمی‌دادند و می‌گفتند لازم نیست زن سواد داشته باشد ولی وقت‌هایی که پدرم به برادرم درس می‌داد و می‌پرسید من درون حالیکه کارهای خانه را انجام می‌دادم جارو می‌زدم ولي حواسم پیش پدرم و برادرم بود و با حسرت از گوشه‌ای تماشایشان می‌کردم و برادرم علاقه چندانی نداشت و یاد نمی‌گرفت ولي من همیشه توی دلم جواب سوال‌های پدرم از برادرم را می‌دادم. یک روز هم که حسابی از بلد نبودن برادرم کفری شده بودم به پدرم گفتم: من بگم؟ پدرم با تعجب اعلام کرد بگو و من که تند تند برایش از همان فاصله دور گفتم و پدرم تعجب کرد اعلام کرد من به تو اصلا یاد نداده‌ام تو از کجا یاد گرفته‌ای؟

 

*افطارهای داغ درون شب‌های سرد

۷ سالگی نمازم را به طور کامل از مادرم یاد گرفتم و ماه رمضان اين سال را هم یک روز درون میان روزه بودم. درون ۸ سالگی بطور کامل روزه‌ام را می‌گرفتم و نمازم را می‌خواندم. اين ماه رمضان درون زمستان بود و به خاطر بارش برف هوا هم بشدت سرد بود. دم اذان چری (بخاری چوب سوز) را روشن می‌کردیم نان را روی بخاری می‌گذاشتم داغ شود و منتظر می‌ماندم تا اذان را بگویند و روزه‌ام را افطار کنم.

*روزهای سخت خانه داری

نه یا ده سال داشتم که مادرم بیمار شد و مسئولیت کارهای خانه به دوش من افتاد. او دچار بیماری سل شد که درمانی درون افغانستان نداشت. گاو و گوسفندها را می‌دوشیدم. غذا می‌پختم. مراقبت از مادرم و خواهر برادر کوچکم از طرفی و پدرم نیز از طرفی. خمیر درست می‌کردم ولي چون جثه ریزی داشتم و تنور بزرگ بود هم می‌ترسیدم نان بپزم و هم پدرم اجازه نمی‌داد، زن عمویم را می‌آوردم و نان‌مان را او به تنور می‌زد. وقتی گوسفندها را می‌دوشیدم لگد می‌زدند و فرار می‌کردند. یک بار هم یکی‌شان یک لگد به صورتم زده بود که خیلی کبود شده بود.

*پدرم دو بار به سربازی رفت

پدرم دو سال درون برف و زمستان و سرمای سخت اين سال‌ها خدمت سربازی رفت. اين سال‌ها جنگ درون افغانستان شدت گرفته بود. پدرم تعریف می‌کرد زمستان‌ها برف تا کمر بود و ما تا شب درون سرما درگیر بودیم. شب‌ها هم به منبر روستاها پناهنده می‌شدیم. لباس‌های خیس‌مان را که آویزان می‌کردیم صبح یخ زده بر می‌داشتیم و می‌پوشیدیم. دو سال خدمتش که تمام شد دو سال دیگر هم بجای عمویش خدمت کرد. عموی پدرم به ایران آمده بود. کسی یا باید خودش خدمت سربازی‌اش را انجام می‌داد یا یک نفر را معرفی می‌کرد تا بجایش سربازی برود. پدرم بنابراين از چهار سال جنگ و زمستان‌های سخت پا درد شدیدی شد تا آنجا که برای راه رفتن محتاج عصا بود.


مادر، همسر و فرزند شهید رحیمی

 

*هجرت

۱۱ ساله بودم که جنگ درون افغانستان شدت گرفت. بیماری مادرم هم سخت تر شد. پدرم نیز با عصا خودش را به این طرف و اين طرف می‌کشید. با دو بچه کوچک سختی و مشقت راه را دو چندان می‌کرد که راهی ایران شدیم. از راه قندهار وارد زاهدان شدیم.

*دردسرهای خاموش کردن فانوسی به نام لامپ

درون زاهدان خانه دو طبقه‌ای بود که طبقه بالا ما خانم‌ها و طبقه پایین مردها بودند. لامپ بزرگی هم درون وسط سقف بود که اتاق را روشن می‌کرد. ما تا اين زمان برق و لامپ ندیده بودیم و درون منطقه مان برای روشنایی چراغ فانوس روشن می‌کردیم. شب وقت خوابیدن یادم می‌آید زن‌های داخل اتاق که همراه ما از افغانستان آمده بودند هر چه می‌خواستند لامپ را خاموش کنند نمی‌توانستند. یکی رو به لامپ فوت می‌کرد یکی با چادر می‌زد هر کسی کاری می‌کرد دست آخر هم مرد صاحبخانه را صدا زدیم. اين بنده خدا رفت روی چهارپایه و با دستمالی پیچ لامپ را باز کرد و خاموش شد.

*درون گلشهر ساکن شدیم

از زاهدان رفتیم تهران و یک ماه خانه عمه پدرم ماندیم. بنابراين از یک ماه آمدیم مشهد و درون همین گلشهر خانه‌ای اجاره کردیم و اولین کاری که انجام دادیم مادرم را به بیمارستان هاشمی نژاد بردیم و بستری شد و بنابراين از یک ماه بهتر و از بیمارستان مرخص شد و تا یک سال دارو مصرف می‌کرد و الحمدلله خوب شد.

*روزگارمان با پینه دوزی می‌گذشت

پدرم درون افغانستان درون کنار شغل اصلی‌اش که آهنگری بود پینه دوزی (کفش دوزی) هم انجام می‌داد. درون گلشهر هم با مشکل پا و کمر دردش که بیشتر شد و زمین‌گیرش کرد، کنار خیابان می‌نشست و با وصله زدن کفش‌های مردم روزگارمان را به هم وصله می‌زد. روزها را سپری می‌کردیم و خوشحال بودیم که مشقت‌ها را پشت سر گذاشتیم.

 

*ساعت هایی که از حسرت درون خانه می‌ماندم

سر ظهرها که می‌رفتم بیرون برای خرید نان یا خرید بازار می‌دیدم که بچه‌ها از مدرسه تعطیل شده‌اند و با ذوق و شوق فراوان به سمت خانه یا مدرسه می‌روند. دوباره اين لحظات قرآن درس دادن پدرم به برادرم و حسرت گوش دادن از راه دور برایم جديد شد. خیلی دلم می‌خواست به مدرسه بروم  و درس بخوانم ولي نمی‌شد تا جایی که دیگر ساعت ۷ صبح‌ها، ساعت ۱۲سر ظهر و ۵ عصرها از خانه بیرون نمی‌رفتم تا بچه‌ها را نبینم.

*با هویت دخترخاله‌ام درس خواندم

کمی بزرگتر که شدم نتوانستم بی‌سوادی را تاب بیاورم. کارت شناسایی دختر خاله‌ام را گرفتم. تصوير بچگی‌هایمان خیلی فرق نمی‌کرد و همسن بودیم. با همان رفتم نهضت سوادآموزی ثبت نام کردم و پنج کلاس ابتدایی را خواندم. با تمام مخالفت‌های پدرم که می‌اعلام کرد زن نباید درس بخواند. سواد مال مردهاست که دنبال و کار زندگی می‌رود. زن خانه‌داری و کارهای زنانه بلد باشد. مادرم پشتم را داشت و به پشتوانه‌اش روزها درون خانه تولیدی پوشاک می‌آوردم می‌دوختم و به نهضت می‌رفتم درسم را هم می‌خواندم. ولي درون شروع طرح جدید تعویض کارت‌های مهاجرین تصوير کارت‌ها نیز جدید شد و دیگر تصوير کارت دخترخاله‌ام با من شباهتی نداشت و باز از مدرسه جاماندم. دو سه سال بعد درون طرح آمایش شرکت کردیم و به ما هم کارت شناسایی دادند ولي باز هم نتوانستم به مدرسه بروم. چون کارنامه‌ام به اسم و تصوير دخترخاله‌ام بود نه خودم.

*اگر به باغ می‌رفتیم تمامي آرزوهایم نابود می‌شد

۱۷ ساله بودم که یک شب خانم حاج‌آقای توسلی که از بستگان‌مان بودند با پسر جوانی که شلوار لی آبی، کلاه پیک‌دار و  پیراهن لی به تن داشت به خانه مان آمدند و داخل حیاط نشستند. ظاهر شیکی داشت. از پنجره داخل حیاط را می‌پاییدم. سینی چایی را برداشتم به داخل حیاط رفتم و پذیرایی کردم. روی تختی روبروی‌شان نشستم. به پدرم می‌گفتند که درون نزدیکی آنها باغی هست که می‌توانیم به آنجا برویم و هم درون باغ کار می‌کنیم هم نگهبان و زندگی می‌کنیم. از حرف‌های اين جوان که بدجور زیر پای پدرم نشسته بودم حرصم گرفته بود. پدرم دیگر نمی‌توانست راه برود و کار درستی انجام دهد. روی ویلچرش می‌نشست و کفش وصله می‌زد و داشت نرم می‌شد. ولي من سختی زندگی درون روستا و دور از رفاه شهر را دوست نداشتم. هر چند شهر، محله حاشیه و فقیر نشینی چون گلشهر باشد. گفتم خیلی ممنونم ولي من و خواهر و برادر کوچکم مدرسه می‌روییم و نمی‌توانیم به باغ برویم. اگر به باغ می‌رفتیم تمامي آرزوهایی که برای خودم که بماند برای خواهر و برادرم داشتم به باد می‌رفت. خلاصه اين جوان برای آخرین بار هم به پدرم پیشنهاد داد و با خانم توسلی رفتند. بنابراين از رفتن‌شان پدرم دو دل شده بود ولي تمام عزمم را جزم کردم و جواب رد را فرستادیم.

 

*گفتم ای وای این که همان پسر دو سال پیش هست

دو سالی گذشت. حاج آقای توسلی به منزل ما آمد و اعلام کرد درون میان فامیل‌شان پسر خوبی هست و برایش دنبال دختر خوبی می‌گردند. اين زمان من هم خواستگار زیاد داشتم و طبیعی بود که حداقل بیایند و بروند. پدرم قبول کرد که بیایند. خلاصه حاج آقای توسلی و خانم‌ش به اتفاق خانواده خواستگار به خانه ما آمدند همین که وارد پذیرایی شدم و چشمم افتاد گفتم ای وای من این که همان پسر دو سال پیش هست که داشت مخ پدرم را می‌زد ما را ببرد باغ. خلاصه بنابراين از اندکی خوش و بش های مرسوم گفتند برویم داخل اتاق با هم صحبت کنیم.

*گفتم درست هست خاکی ولي نه تا این حد

داخل اتاق خواب‌مان موکت قهوه‌ای رنگی بود که خب سفت بود. به طور معمول وقتی خواستگار می‌آمد که برویم داخل اتاق صحبت کنیم، من از قبل تشکی را کناره دیوار پهن می‌کردم و پشتی می‌گذاشتم. وقتی آقا پسر داخل می‌آمد روی تشک تعارف می‌کردم بنشیند. آخرین بار خواستگاری که روی تشک نشست خیلی لم داده بود و با غرور تمام حرف می‌زد. اصلا به دلم ننشست. اين روز هم وقتی قرار شد با علی آقا صحبت کنیم سریع به داخل اتاق رفتم و تشک را پهن کردم و پشتی را گذاشتم و منتظر شدم به داخل بیاید. وقتی علی آقا داخل آمد و تعارف کردم آنجا بنشیند سریع خم شد و تشک را جمع کرد و روی رختخواب‌ها گذاشت وقتی علتش را پرسیدم اعلام کرد نه ما آدم‌های خاکی روی همین زمین راحت تر هستیم. از همین حرکت اولش خیلی خوشم آمد که مثل خودمان خاکی هست. ولي وقتی دو سال پیش یادم آمد خیلی حرصم گرفت. آخر اين روز که اصلا مهم نبود با سر و وضع شیک جوانان اين زمان آمده بود. ولي امروز که روز خواستگاری و مهم هست با همان لباس های معمولی‌ و کاپشن خلبانی و شلوار ۶ جیب که اين وقت‌ها مد بود آمده بود. واقعا بهم برخورد و گفتم درست هست خاکی ولي نه تا این حد.

*ببخشید شما دست بزن ندارید؟

علی آقا خیلی راحت و صمیمی شروع کرد به صحبت و خودش را معرفی کرد. از وضع خانواده و خودش اعلام کرد. کف دست‌هایش را نشانم داد که پینه بسته بود و اعلام کرد ببینید من کارگرم و زحمت‌کشم و کاری‌. به حجاب همسرم خیلی حساسم که با حجاب باشد. روی خواهرهایم حساسم. همسرم نمازش اول وقت باشد. اینها مسائلی بود که مطرح کردنش برایم مهم هست.

خیلی خوشم آمد که آدم خاکی هست و سطح خانواده‌اش مثل خانواده من بود و غیرتی بودنش جذبم کرد. فقط و فقط درون آخر یک سوال پرسیدم. گفتم: «ببخشید شما دست بزن ندارید؟» علی آقا هم با تعجب و هم با شوخی اعلام کرد: «دست بزن!؟ این دوره خانم‌ها آقایان را نزنند آقایان نمی‌توانند خانم‌ها را بزنند». خیلی خجالت می‌کشیدم و حرف دیگری نزدم و فقط گوش دادم. ولي ته دلم خیلی مشتاق نبودم.

 

*آرزویی که به دلم ماند

وقتی رفتیم بیرون از اتاق و درون جمع بزرگترها نشستیم، حاج آقای توسلی بلند به نمایندگی از جمع پرسید: صحبت کردید؟ نتیجه چه شد؟ علی آقا اعلام کرد من که قبول دارم دیگر هر چه لیلا خانم بگوید. بعد هم زن‌های جمع آمدند و دورم را گرفتند و گفتند دیگر چه می‌خواهی؟ پسر خوب که هست. مومن که هست. زحمت‌کش که هست و دیگر جواب بله را گرفتند. صلوات فرستادند و شیرینی را آوردند دور دادند و گفتند کاغذتان را بنویسید بدهید. گفتم چه عجله‌ای هست و شما بروید ما کمی فکر کنیم چند روز بعد می‌نویسیم و نيوز می‌دهیم که گفتند ما راه‌مان دور هست و همین حالا بگویید. بازهم تسلیم شدم. رفتم داخل اتاق و برگه ای از دفترم جدا کردم و شرایط مهریه‌ام ۲۰ سکه و یک سفر کربلا ، یک میلیون و پانصد تومان شیربها و یک میلیون و ششصد تومان طلا و ده چادر رنگی و دویست هزار تومان هم بخش( پولی را که به برادر و خواهر و یا پدربزرگ مادربزرگ و اقوام درجه یک فامیل عروس می‌دهند) به برادرم دادند که با اين برای خودش یک گوشی خریده بود و خیلی خوشحال بود. جهیزیه هم بر عهده داماد. که فردای اين روز آمدند و گفتند که برویم خرید. رفتیم همین گلشهر و طلا و آینه شمعدان و قرآن اینجور چیزها خریدیم. فردا شب هم مراسم عقدمان برگزار شد. خیلی دوست داشتم عقدمان حرم باشد ولي آقای توسلی اعلام کرد نه خانه بهتر هست و خلوت هست و آرزویش به دلم ماند. ۲۰ آبان سال ۱۳۸۷ مصادف با ولادت امام رضا(ع) تاریخ عقدمان بود که پشت قرآن‌مان نوشتم.

*از خجالت خشکم زد

مردها طبقه بالا بودند و ما خانم‌ها طبقه پایین. به این شکل هم نبود که کنار هم سر سفره عقد بنشینیم و روحانی عقد را بخواند. وقتی هم که عقد را خواندند و علی آقا آمد طبقه پایین کنار من ایستاد خشکم زده بود. فکم قفل شده بود و جواب تبریک مهمانها را هم نمی‌توانستم بدهم و مدام مراقب بودم تا دست یا بازویم به علی آقا نخورد. خدا خدا می‌کردم این شخصی را که همینطور الکی الکی و یکهو آوردند و شد شوهرم، هر چه زودتر برود. خیلی خجالت می‌کشیدم. وقتی هم آمدند دست‌مان را توی دست هم گذاشتند دیگر گفتم یا خدا همین کم بود. قلبم با ضربان زیادی می‌زد صورتم قرمز شده بود و نفسم بالا نمی‌آمد. وقتی مهمان‌ها رفتند او هم نشسته بود که مادرش آمد صدا زد علی بیا برویم. علی اعلام کرد: چی؟ مادرش اعلام کرد: برویم. علی پرسید: منم بیام؟ مادرش اعلام کرد: بله صبح باید بروی سرکار و بلند شد رفت.

*اولین هدیه ای که برایم خرید

روز جمعه که از کار تعطیل شد آمد و با هم رفتیم حرم. از حرم هم رفتیم جمعه بازار.  درون تمام مسیر مدام می‌پرسید برایت چه بخرم؟ من هم خجالت می‌کشیدم و چیزی نمی‌گفتم ولي میان بساط جمعه بازاری‌ها کاپشن صورتی کوتاهی بود که خیلی خوشم آمده بود. علی آقا همان را برایم خرید و شد اولین هدیه‌ای که داد. نزدیک خانه که رسیدیم اعلام کرد لیلا اینطوری که نمی‌شود می‌خواستم برایت طلا بخرم. شما چیزی نگفتی و فرصت هم نشد و پولش را نقدا داد و اعلام کرد خودت هر چه دوست داشتی برای خودت بخر. ۱۰ اردیبهشت سال ۱۳۸۸ از راه رسید. پنجشنبه ولادت حضرت زینب(س) بود که مراسم عروسی‌مان را برگزار کردیم و رفتیم سر خانه زندگی خودمان.

*وقتی فهمید پدر شده خیلی خوشحال شد

خانواده علی‌آقا خیلی دوست داشتند هر چه زودتر صاحب نوه شوند. چند وقت بعد از ازدواج به او گفتم دکتر رفتم آزمایش داده بیا برویم جوابش را با هم بگیریم. با هم رفتیم جواب آزمایش را گرفتیم و بردیم برای دکتر که اعلام کرد خانمت باردار هست و علی خیلی خوشحال بود و خدا را شکر می‌کرد.

 

*شبی که خیال صبح شدن نداشت

زمانی که احسان را باردار بودم جایی مستاجر بودیم که ۶ خانواده درون یک حیاط زندگی می‌کردیم. یک سرویس و حمام و آشپزخانه داشت. خیلی اذیت بودم. وقتی حالم بد می‌شد می‌رفتم داخل آشپزخانه می‌دیدم کسی هست. می‌رفتم داخل حمام کسی بود. توی حیاط کسی بود. همیشه چادر به سر و آماده باش بودم که رفتم به پدرشوهرم گفتم او هم مستاجرشان را بلند کرد و اعلام کرد ما برویم آنجا که بچه هم به دنیا می‌آید راحت باشیم. اسباب‌کشی کردیم خانه پدرشوهرم.

*از درد نمازم را شکسته خواندم

مادر شوهرم گفته بود وقتی دردت گرفت کسی را خبردار نکن من هم فکر می‌کردم شب‌ها بیمارستان تعطیل هست و هیچ چیز نگفتم و علی را بیدار نکردم. تا صبح توی خانه راه رفتم زیارت عاشورا خواندم و درد کشیدم. وقت نماز صبح شد نمازم را نشسته خواندم و بعد هم به خواهر شوهرم و مادرم زنگ زدم و گفتم. خیلی زود هر دوی‌شان آمدند که علی خواب بود و بیدار شد. حول کرد که چه شده؟

سریعا مرا به بیمارستان امام سجاد(ع) بردند. گفتند هزینه‌اش ۳۰۰ هزار تومان هست و از وقتش گذشته بچه دارد خفه می‌شود. درگیر بنایی بودیم پولی هم نداشتیم از بیمارستان آمدیم بیرون. علی‌آقا تاکسی دربست گرفت رفتیم بیمارستان امام هادی(ع). ساعت ۲ بعدازظهر ۱۸ اسفند ۱۳۸۸ خداوند پسری به ما عطا کرد.

*می‌خواستیم از هم جدا شویم!

فردا صبحش علی‌آقا و مادرم آمدند دیدنم که علی برایم یک سبد گل قرمز خیلی قشنگی آورد. هنوز هم گل‌ها را نگه داشته‌ام. اين روز خیلی خوشحال شدم. چون ایام ولادت حضرت محمد(ص) و روز احسان و نیکوکاری هم بود علی‌آقا اسمش را گذاشت «محمد احسان». احسان خیلی زیاد مریض می‌شد من هم بی‌تجربه و بچه اولم بود.

یک سال گذشت. و زندگی من و عالی دچار مشکلی شد که به خاطر فشارش تصمیم گرفتم از او جدا شوم ولي چند وقت بعد به خانه پدرم آمد و خیلی گریه کرد که بیا برویم خانه و برگرد سر زندگی‌مان. گفتم نه دیگر برنمی‌گردم و از دستت خسته شدم. تا نتوانی مشکل را حل کنیبرنمی گردم. علی پرسید: « واقعا اگر حل شود بر می‌گردی؟» گفتم بله و قول دادم و علی رفت. یک ماه ازش هیچ خبری نداشتم. گوشی‌ام شکسته بود و برادرم برایم یک گوشی خرید. بعد از یک ماه دیدم گوشی‌ام زنگ می‌خورد وقتی جواب دادم علی بود که می‌خواست من و احسان را ببیند. پدر و مادرم اصلا اجازه نمی‌دادند علی را ببینم و تصمیم‌شان برای جدایی قطعی بود.

بهانه جور کردم و به خانواده گفتم می‌روم خانه فلان دوستم و علی هم با موتور می‌آمد دنبال‌مان و سه نفری می‌رفتیم پارک خوش می‌گذراندیم. دفعه بعد می‌گفتم می‌روم شلوغ‌بازار خرید ولی با احسان می‌رفتیم دیدن علی و خلاصه با بهانه‌های مختلف می‌دیدیم همدیگر را. مشکل را حل کرده بود. خیلی من و احسان را دوست داشت و بی‌نهایت هوای‌مان را داشت. هر دویمان می‌خواستیم هر چه زودتر برگردیم خانه خودمان ولي خانواده‌هایمان اجازه نمی‌دادند. علی می‌اعلام کرد مادرش می‌خواهد دوباره دامادش کند و خانواده من نیز دیگر علی را قبول نداشتند. با هم نقشه کشیدیم که چه کار کنیم؟ فکری به سرم زد. به علی گفتم من می‌روم دادگاه و از تو شکایت می‌کنم طلاقم را می‌گیرم. قاضی درون طی پرونده با گرفتن تعهدی از تو ما را آشتی می‌دهد و حریف پدر و مادرهایمان می‌شود و نقشه دوم هم برای تضمین عدم صدور رای دادگاه به طلاق ادعای بارداری‌ام بود. خلاصه رفتیم دادگاه و من از علی شکایتم را تحویل دادگاه دادم. نقشه‌مان گرفت و ما برگشتیم دوباره خانه خودمان.

*قرعه ای که به نام عرفان خورد

چند ماه بعد روز عید قربان خدا دومین پسرمان را هم به ما هدیه کرد هم شادی‌مان دو چندان شد هم علی بی‌نهایت خوب شد. پدرشوهرم می‌خواست اسمش را قربان بگذارد ولي علی قبول نکرد و اعلام کرد من پدرم و اولین حق پسرم این هست برایش اسم خوبی گزينش کنم تا فردا روزی کسی صدایش کرد شرمنده نشود.حیف هست پسرم به این نازی اسمش قربان باشد. علی از سه اسم حسام و عرفان و ایمان خوشش می‌آمد. قرعه کشی کردیم عرفان شد نام دومین پسرمان.

ادامه دارد…

انتهای پیام/ب

۸ام دی ۱۳۹۶ خبری

بیوگرافی مهدی دارابی خواننده هوروش باند و همسرش

همینک در مجله آنلاین فارسی ها با عکس های جدید و بیوگرافی مهدی دارابی خواننده هوروش باند و همسرش در خدمت شما کاربران گرامی هستیم .

بیوگرافی مهدی دارابی خواننده هوروش باند و همسرش 1 بیوگرافی مهدی دارابی خواننده هوروش باند و همسرش

بیوگرافی مهدی دارابی خواننده هوروش باند و همسرش

مهدی دارابی متولد ۱۷ مرداد ماه ۱۳۷۲ در تهران خواننده گروه هوروش باند می باشد .

این خواننده جوان کشورمان اصالتا اهل کوهدشت لرستان است و علاوه بر خوانندگی ، آهنگساز و ترانه سرا نیز می باشد .

مهدی دارابی به همراه مهدی جهانی گروه هوروش باند را تشکیل داده است .

آغاز فعالیت هنری

مهدی دارابی فعالیت هنری و حرفه ای خود را در زمینه موسیقی در دهه ۹۰ در سبک پاپ آغاز کرد .

اولین آهنگ های مهدی دارابی در سال ۱۳۹۲ به نام های به من سر بزن ، ازت خاطره دارم و تو حالت ناخوشه برای اولین بار منتشر شد .

پیش از آن مهدی دارابی در سبک و فضای مختلفی از موسیقی فعالیت داشت و در آن زمان نیز آهنگ هایی به نام اگه نباشی ، منو دست ننداز و … منتشر کرد .

البته این آهنگ ها بازتاب چندانی برای مهدی دارابی در پی نداشت .

بیوگرافی مهدی دارابی خواننده هوروش باند و همسرش 2 بیوگرافی مهدی دارابی خواننده هوروش باند و همسرش

یادگیری موسیقی

مهدی دارابی موسیقی را به صورت دلی آموخته است به همین دلیل احساس فراوان و جنس صدای خاص او در آهنگ هایش منعکس شده است .

یادگیری مهدی دارابی بیشتر به شنیدن کاست خواننده ها و تقلید صدای آنها برمی گردد .

بیوگرافی مهدی دارابی خواننده هوروش باند و همسرش 3 بیوگرافی مهدی دارابی خواننده هوروش باند و همسرش

تشکیل هوروش باند

گروه هوروش باند در سال ۱۳۹۵ با همکاری مسعود جهانی ، آرش عدل پرور ( آرش ای پی ) ، مسیح و مهدی دارابی شکل گرفت .

این گروه فعالیت خود را با انتشار آهنگ به یاد تو می افتم آغاز کرد .

بیوگرافی مهدی دارابی خواننده هوروش باند و همسرش 4 بیوگرافی مهدی دارابی خواننده هوروش باند و همسرش

معنی هوروش باند

این کلمه در واقع هوروش نیست بلکه هوروَش به معنای فروزان مثل خورشید است .

جالب اینجاست که آنها هنگام خواندن کلمه اشتباه کردند و آن را هوروش خواندند .

در واقع یک اشتباه لفظی ساده باعث نامگذاری گروه هوروش باند شد .

بیوگرافی مهدی دارابی خواننده هوروش باند و همسرش 5 بیوگرافی مهدی دارابی خواننده هوروش باند و همسرش

شهرت

اوج شهرت این گروه برای اولین بار با انتشار آهنگ به کی پز میدی ؟ بود .

با انتشار این آهنگ طرفداران بسیاری جذب گروه هوروش باند شدند و این آهنگ به یکی از پرشنونده ترین آهنگ ها تبدیل شد .

بیوگرافی مهدی دارابی خواننده هوروش باند و همسرش 6 بیوگرافی مهدی دارابی خواننده هوروش باند و همسرش

سبک فعالیت

مهدی دارابی موسیقی سنتی امروز را با موسیقی سنتی روحوضی تلفیق کرده و موسیقی R&B و هیپ هاپ را نیز با آن درآمیخته است .

بیوگرافی مهدی دارابی خواننده هوروش باند و همسرش 7 بیوگرافی مهدی دارابی خواننده هوروش باند و همسرش

فعالیت ها

مهدی دارابی به عنوان ترانه سرا و آهنگساز با خواننده هایی از جمله شهاب رمضان ، محمد علیزاده ، مسیح و آرش ای پی و … سابقه همکاری در کارنامه خود را دارد .

بیوگرافی مهدی دارابی خواننده هوروش باند و همسرش 8 بیوگرافی مهدی دارابی خواننده هوروش باند و همسرش

ممنوع الکار شدن

در سال ۱۳۹۴ پس از انتشار اولین آلبوم خود به مشکل برخورد .

پس از پیگیری ها مشخص شد که استفاده از آهنگ های او توسط رادیو جوان باعث ممنوع الکار شدن مهدی دارابی توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شد .

البته پس از مدتی این مشکل برطرف شد .

بیوگرافی مهدی دارابی خواننده هوروش باند و همسرش 9 بیوگرافی مهدی دارابی خواننده هوروش باند و همسرش

تیتراژ برنامه فرمول یک

هوروش باند خواننده تیتراژ برنامه فرمول یک با اجرای علی ضیا بود .

آنها برای اولین بار آهنگ ماه دلم را برای تلویزیون اجرا کردند .

بیوگرافی مهدی دارابی خواننده هوروش باند و همسرش 10 بیوگرافی مهدی دارابی خواننده هوروش باند و همسرش

ازدواج

مهدی دارابی تاکنون ازدواج نکرده و مجرد می باشد .

بیوگرافی مهدی دارابی خواننده هوروش باند و همسرش 11 بیوگرافی مهدی دارابی خواننده هوروش باند و همسرش

پیج اینستاگرام هوروش باند

آدرس پیج اینستاگرام هوروش باند www.instagram.com/hoorosh.band می باشد .

بیوگرافی مهدی دارابی خواننده هوروش باند و همسرش 16 بیوگرافی مهدی دارابی خواننده هوروش باند و همسرش

عکس های مهدی دارابی

بیوگرافی مهدی دارابی خواننده هوروش باند و همسرش 15 بیوگرافی مهدی دارابی خواننده هوروش باند و همسرش

شکل گیری هوروش باند

بیوگرافی مهدی دارابی خواننده هوروش باند و همسرش 14 بیوگرافی مهدی دارابی خواننده هوروش باند و همسرش

تصاویر مهدی دارابی

بیوگرافی مهدی دارابی خواننده هوروش باند و همسرش 13 بیوگرافی مهدی دارابی خواننده هوروش باند و همسرش

اینستاگرام مهدی دارابی

بیوگرافی مهدی دارابی خواننده هوروش باند و همسرش 12 بیوگرافی مهدی دارابی خواننده هوروش باند و همسرش

 

نوشته بیوگرافی مهدی دارابی خواننده هوروش باند و همسرش اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

۸ام دی ۱۳۹۶ خبری

برگرداندن پیج اینستاگرام دی اکتیو یا غیرفعال شده

همینک در ترفند مجله آنلاین فارسی ها با آموزش کامل برگرداندن پیج اینستاگرام دی اکتیو یا غیرفعال شده در خدمت شما هستیم .

برگرداندن پیج اینستاگرام دی اکتیو یا غیرفعال شده 1 برگرداندن پیج اینستاگرام دی اکتیو یا غیرفعال شده

برگرداندن پیج اینستاگرام دی اکتیو یا غیرفعال شده

ما در این مطلب آموزشی سعی کرده ایم کامل ترین آموزش های برگرداندن پیج اینستاگرام در حالت های مختلف را برای شما گردآوری کنیم .

اگر به هر دلیلی در ورود به اکانت پیج اینستاگرام خود مشکلی دارید پیشنهاد می کنیم این مطلب را تا آخر مطالعه نمایید .

همچنین می توانید سوالات خود را در قسمت کامنل ها با ما در میان بگذارید تا کارشناسان بخش تکنولوژی فارسی ها پاسخ سوالات شما را بدهند .

با ما همراه باشید .

برگرداندن اکانت غیر فعال اینستاگرام

اگر بنا بر دلایلی اکانت اینستاگرام خود را غیر فعال کرده اید به راحتی می توانید آن را برگردانید .

تنها کافی است تا به حساب کاربریتان لاگین کنید .

گفتنی است اگر برای مدت طولانی اکانت اینستاگرامتان غیرفعال بوده است یک سری مراحل دیگر نیز برای بازگرداندن اینستاگرام لازم است .

در مرورگر خود به آدرس instagram.com رفته و عملیات بازگردانی را انجام دهید .

در همین قسمت نیز می توانید پس از ۱ هفته مجددا اکانت خود را غیرفعال کنید .

برگرداندن پیج اینستاگرام دی اکتیو یا غیرفعال شده 2 برگرداندن پیج اینستاگرام دی اکتیو یا غیرفعال شده

در صورتیکه مشکلی در ورود به اکانت خود در اینستاگرام داشتید می توانید گزینه فراموش کردن پسورد را بزنید و پسورد خود را بازگردانی کنید .

برای این روش لینک تغییر دادن پسورد اینستاگرام به ایمیل یا شماره موبایل شما ارسال می شود .

نکات مهم

همیشه برای ساختن اکانت اینستاگرام از ایمیل و شماره واقعی و فعال استفاده کنید .

با رعایت این نکات به راحتی می توانید در صورت ایجاد مشکلات برای اینستاگرام خود مجددا و بدون هیچ مشکلی اکانت خود را برگردانید .

نحوه دیدن استوری اینستاگرام بدون سین خوردن و فهمین طرف

نوشته برگرداندن پیج اینستاگرام دی اکتیو یا غیرفعال شده اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

۸ام دی ۱۳۹۶ زوارین

حسین توکلی درون گفتگو خبرنگار مهر اعلام کرد: تکمیل ظرفیت پذیرش رشته‌های تحصیلی امتحان سراسری سال ۱۳۹۶ موسسات آموزش عالی غیردولتی ـ غیرانتفاعی و دانشگاه پیام نور از ۲۹ مهرماه ۹۶ آغاز شده هست و متقاضیان تا ۳۰ آبان ۹۶ فرصت دارند درون مرحله تکمیل ظرفیت ثبت نام کنند.

مشاور عالی سازمان سنجش افزود: این مرحله با دقت به درخواست برخی از مؤسسات آموزش عالی غیردولتی- غیرانتفاعی و دانشگاه پیام‌نور مبنی بر عدم تکمیل ظرفیت پذیرش رشته‌های تحصیلی امتحان سراسری سال ۱۳۹۶ ایجاد شده هست و داوطلبان علاقمند به تحصیل (اعم از داوطلبانی که درون امتحان سراسری سال ۹۶ ثبت‌نام کرده و یا نکرده‌اند) می توانند درون مرحله تکمیل ظرفیت این دانشگاه و موسسات شرکت کنند.

وی افزود: داوطلبان به منظور اطلاع از رشته‌های تحصیلی و موسسات پذیرنده دانشجو درون این مرحله می‌توانند به لینک جستجوی عنوان موسسه و کدرشته مندرج درون پایگاه اطلاع‌رسانی سازمان سنجش و پایگاه اطلاع‌رسانی موسسات آموزش عالی غیردولتی- غیرانتفاعی و یا پایگاه اطلاع‌رسانی دانشگاه پیام‌نور مراجعه کنند.

توکلی اعلام کرد: داوطلب می تواند ضمن مشخص کردن رشته و موسسه مورد علاقه خود، با به همراه داشتن مدارک اعلام شده به مؤسسه آموزش عالی محل پذیرش رشته مورد تقاضا مراجعه کند.

وی تاکید کرد: تمامی متقاضیان باید حداکثر تا تاریخ ۳۱ شهریور ۹۶ دارای مدرک دیپلم کامل متوسطه نظام قدیم (دوره چهارساله) یا پیش‌دانشگاهی و یا کاردانی (فوق دیپلم) بوده باشند. درون صورت امکان تشکیل کلاس برای نیمسال دوم سال تحصیلی جاری از سوی مؤسسه مورد تقاضا، اين دسته از داوطلبانی که حداکثر تا تاریخ ۳۰ بهمن ۹۶ موفق به اخذ مدرک پیش‌دانشگاهی و یا کاردانی شوند، می‌توانند درون رشته و یا رشته‌های تحصیلی مربوط متقاضی شوند.

مشاور عالی سازمان سنجش اعلام کرد: تمامی داوطلبان باید درون زمان ثبت‌نام از طریق مؤسسه مربوط، بابت هزینه ثبت‌نام نسبت به پرداخت مبلغ ۲۰۰ هزار ریال (۲۰ هزار تومان) از طریق سیستم پرداخت الکترونیکی درون سایت سازمان سنجش اقدام کنند.

وی افزود: هر داوطلب منحصراً می‌تواند درون یک گروه آزمایشی و یک کدرشته محل متقاضی شود. درون صورت ثبت‌نام داوطلب درون دو کدرشته و یا درون دو موسسه، اطلاعات وی درون بانک اطلاعات پذیرفته شدگان هر دو محل حذف خواهد شد.

توکلی یادآور شد: متقاضیان «مرد» باید درون زمان ثبت‌نام و شرکت درون این مرحله از پذیرش دانشجو، از نظر نظام وظیفه منعی برای ادامه تحصیل نداشته باشند.

وی اظهار داشت: بنابراين از انجام ثبت‌نام، افراد به عنوان پذیرفته شده مشروط (درون موسسه یا مرکز و یا واحد آموزشی که به اين مراجعه داشته‌اند) تلقی می‌شوند و شروع به تحصیل آنان تا زمان تایید نهایی این سازمان بصورت مشروط خواهد بود.

مشاور عالی سازمان سنجش اعلام کرد: اين دسته از داوطلبانی که قبلاً درون ردیف پذیرفته‌شدگان نهایی امتحان سراسری سال ۹۶ (مرحله شهریور ماه) قرار گرفته‌اند، چنانچه درون این مرحله متقاضی ثبت‌نام و ادامه تحصیل باشند و درون یکی از موسسات ثبت‌نام کند، قبولی قبلی آنها درون شهریورماه لغو خواهد شد.

وی افزود: پذیرفته‌شدگان باید به همراه تصویر دیپلم نظام قدیم و یا گواهی پیش‌دانشگاهی خود، به «دفاتر پیشخوان خدمات دولت» مراجعه و تائیدیه‌ تحصیلی (ارزش تحصیلی) از اداره آموزش ‌و پرورش محل تحصیل خود را درخواست کنند و رسید اين را درون زمان ثبت‌نام به دانشگاه ارائه دهند. پذیرفته‌شدگان حتماً نام ‌رشته و مؤسسه آموزش‌عالی یا مرکز و یا واحد آموزشی محل تحصیل خود را درون فرم «دفاتر پیشخوان خدمات دولت» اعلام کنند.

وی افزود: تا تاریخ ۱۶ آبان نیز تعداد ۳۸ هزار و ۷۹۵ نفر برای ثبت نام به دانشگاه پیام نور و موسسات آموزش عالی غیردولتی و غیرانتفاعی مراجعه کرده اند.

۸ام دی ۱۳۹۶ زوارین

مداحی امام حسین (ع) و حضرت زینب (س) با صدای حاج محمود کریمی، سید مجید بنی فاطمه، حاج مهدی سلحشور و حاج میثم مطیعی را با امکان پخش آنلاین و نیز دريافت برای شما آماده نموده ایم.

مداحی امام حسین (ع) و حضرت زینب (س)
مداحی امام حسین (ع) و حضرت زینب (س)

پخش آنلاین مداحی امام حسین (ع) و حضرت زینب (س)

برای شنیدن مداحی امام حسین (ع) و حضرت زینب (س) از امکان پخش کننده ی وب سايت ها دسترس کنید.

http://deldadegan.ir/wp-content/uploads/2017/09/kashti-be-gel-neshaste-umade.mp3http://deldadegan.ir/wp-content/uploads/2017/09/sallallah-o-alayk-ya-aba-abdellah.mp3http://deldadegan.ir/wp-content/uploads/2017/09/ey-teshne-100-pare-tan.mp3http://deldadegan.ir/wp-content/uploads/2017/09/seyyed-o-mola-hossein.mp3http://deldadegan.ir/wp-content/uploads/2017/09/tu-in-zamine-por-bala.mp3http://deldadegan.ir/wp-content/uploads/2017/09/bebin-dele-zare-zeinab.mp3http://deldadegan.ir/wp-content/uploads/2017/09/balaye-ghatlegahet-aza-migire-zeinab.mp3http://deldadegan.ir/wp-content/uploads/2017/09/ki-mige-man-nokaresham.mp3

اطلاعات تکمیلی

موضوع: مداحی برای امام حسین (ع) و حضرت زینب (س)
تعداد و نوع سند: ۸ عدد فایل صوتی با فرمت mp3
مجموع اندازه سندها: ۳۸.۳ مگابایت

دريافت مداحی

جهت دريافت مداحی بر روی پیوندهای زیر کلیک راست نموده و سپس گزینه save link as یا save audio as را گزينش نمایید.

پیشنهاد: دريافت مداحی حضرت عباس (ع)

امتیاز کل

دريافت مداحی برای امام حسین (ع) و حضرت زینب (س) با نوای حاج محمود کریمی، سید مجید بنی فاطمه، حاج مهدی سلحشور و حاج میثم مطیعی

User Rating: ۴.۳۲ ( ۱۷ votes)
۸ام دی ۱۳۹۶ زوارین

برای اینکه گلهایی مثل شبو، میمون، بنفشه، پامچال، لاله و سنبل درون اوایل بهار سر گل باشند، پیازشان را باید درون دی ماه بکارید. این گلها برای گلدهی به سه ماه وقت احتیاج دارند. بنابراين لازم هست از همین حالا به فکر کاشت گل برای عید باشید.

فصل بهار بهترین زمان برای گلکاری هست و یکی از زیباترین شاخصه های فصل بهار، شکوفایی انواع و اقسام گل هست. شاید بتوان بهار را یکی از ایده آل ترین موقعیت ها برای آموزش باغبانی یا حتی شناخت مختصر با انواع گل ها و گیاهان تلقی کرد، چراکه درون این فصل تب گلکاری حتی درون میان شهرنشینان نیز بالا می گیرد. درون این مطلب به معرفی تعدادی از گلهای بهاری و نحوه کاشت گل برای عید پرداخته ایم.

کاشت گل برای عید – نحوه آماده کردن باغچه و گلدانهای جعبه ای
برای آماده نمودن باغچه ها به منظور کاشت گل برای عید، یکی از روزهای آفتابی دی ماه را گزينش کنید. مقداری کود پوسیده حیوانی یا خاکبرگ تهیه نموده و به خاک باغچه اضافه نمایید. همچنین میتوانید مقداری از برگهای پاییزی را جمع آوری نموده و با خاک باغچه مخلوط کنید. این برگها تا بهار فرصت دارند، پوسیده و به کود گیاهی تبدیل شوند و خاک شما را حاصلخیز کنند. سپس خاک باغچه را با بیلچه زیر و رو کنید.
دو یا سه روز بعد زمین را صاف و یکنواخت نموده و گلهای مورد نظر خود را (چه به صورت نشاء و یا پیاز) بکارید.
چنانچه آپارتمان نشین هستید و قرار هست گلدانهای گل را درون محیط داخل خانه و یا بالکن برای بهار آماده کنید، تا هنوز فرصت باقی هست جعبه های گل را تهیه کنید. پیشنهاد ما دسترس از جعبه های گل مستطیلی شکل هست که برای کاشت گل برای عید بسیار مناسب و جلوه ای زیبا به منزل شما خواهد داد.
به این منظور کف جعبه را مقداری شن بریزید و به قطر سه سانتی متر روی اين را با ذغال بپوشانید. تا ارتفاع ۵ سانتی متر از این جعبه باید به وسیله خاک پر شود، خاک مناسب مخلوطی هست از خاک باغچه، ماسه و خاکبرگ و درون صورتی که مقصود شما کاشت گلهای پیازی باشد، بهتر هست از ماسه بیشتر و خاکبرگ کمتری دسترس کنید. دقت کنید تا گلدانهای جعبه ای شما از زهکش ماسب برای خروج آب اضافی برخوردار باشد، زیرا تمام گلهای بهاری به ماندابی حساسیت داشته و سبب پوسیدن شدن ریشه گیاه میشود.
نشا و پیازهای گل مورد نظر خود را بکارید و گلدان یا جعبه های گل را روی تراس یا هر محل آفتابگیر دیگری درون خارج از ساختمان قرار دهید.

چند توصیه مهم دقت داشته باشید که هرچه هوا درون فصل زمستان گرمتر و آفتابی باشد، پیاز گلهای بهاری نظیر سنبل، نرگس، پامچال و .. زودتر سبز میشوند و زودتر به گل میروند بنابراین برای اینکه مطمئن شوید گلهای شما برای عید به گل بنشینند، روی آنها را گلدانی به شکل وارونه قرار دهید و فقط درون روزهای آفتابی گلدان را بردارید و جعبه را آبیاری کنید.
لازم هست پیاز گلهایی نظیر گل سنبل، نرگس و … را به زمان ۶ هفته درون محل خنک و کم نور نگهداری کنید، درون این زمان مناسبترین درجه حرارت، دمایی معادل ۱۲ درجه سانتی گراد هست. بعد از شش هفته جعبه را به محلی پر نور با دمایی معادل ۱۵ درجه سانتی گراد منتقل کنید.
برای آشنایی با نحوه کاشت و نگهداری برخی گلهای بهاری مطالعه مطالب زیر پیشنهاد میکنیم.
گل شب بو: نحوه کاشت و نکات نگهداری نحوه نگهداری و کاشت گل نرگس درون باغچه و گلدان روش کاشت و نگهداری گل لاله درون منزل روش قلمه زدن شمعدانی، تکثیر و نگهداری اين
معرفی گلهای بهاری
گلهایی مثل لاله، سنبل، پامچال و نرگس از مهمترین گلهای بهاری هستند. همچنین بعضی از گلهای نشایی مانند شمعدانی، میمون، بنفشه، همیشه بهار و شب بوی زعفرانی گلهایی هستند که می توانید درون زمستان بکارید و منتظر گلهای زیبایشان درون بهار باشید.
درون پایان پیشنهاد میکنیم درون این روزهای ابتدایی زمستان سری به گل فروشیها و بازارهای گل و گیاه بزنید و با مشاوره گرفتن درباره گیاهان مناسب برای آب و هوای محل سکونتتان، پیاز گیاهان بهاری را خریداری و برای کاشت گل برای عید آماده و منتظر روییدنشان درون نزدیکی بهار باشید.

۸ام دی ۱۳۹۶ زوارین

به گفته خبرگزاری فارس از قزوین، شهید حسین حنیفی، فرزند قربان‌علی روز هشتم فروردین ماه سال ۴۵، درون روستای اسلام‌آباد شهرستان قزوین درون خانواده زحمتکش و مؤمن به دنیا آمد.

خانواده او به خاطر عشق و ارادت به سرور و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) نام فرزند خود را حسین گذاشتند.

حسین ایام حساس و پرشور کودکی را درون سایه‌بان سر و نجیب و بارور محبت پدر و مادر شکوفا کرد و بنابراين از پشت سر گذاشتن دوران کودکی، به مدرسه رفت و تا کلاس پنجم ابتدایی درس خواند و درون سن نوجوانی به کار درون و پنجره‌سازی روی آورد و به جوشکاری مشغول شد؛ یازدهم اسفندماه سال ۶۰  ازدواج کرد که حاصل اين یک دختر هست.

با فرا رسیدن زمان سربازی درون یگان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهرستان قزوین مشغول خدمت شد و بنابراين از فراگیری دوره‌های آموزشی و نظامی به جبهه‌‌های جنگ حق علیه باطل اعزام شد.

محل خدمت او شهر بانه کردستان درون غرب ایران بود و بنابراين از ماه‌ها مبارزه با ضد انقلابیون درون روز اول اردیبهشت سال ۶۶ درون اثر اصابت ترکش خمپاره دشمن به خون گرم خود درون غلتید و به حریم جاودان یار پر کشید.

پیکر مطهر این شهید سرافراز را درون روستای اسلام‌آباد قزوین به خاک سپردند.

به گفته فارس، شهید حسین حنیفی درون وصیت‌نامه‌اش می‌نویسد: هر انسانی روزی به دنیا آمده و روزی هم باید بمیرد قسمت ما هم این شده که درون راه جمهوری اسلامی ایران و میهن خدمت کنیم.

 اگر به فیض شهادت نائل آمدم پدر جان ناراحت نباشید، سرافراز بوده و همیشه یار امام خمینی(ره) و قرآن و اسلام باشید اگر از من فرزندی به جا ماند سعی‌تان بر این باشد که خوب تحویل جامعه دهید.

فرزندم، دلبندم، ای یادگار یگانه‌ام، بوی نجیب حضور ترا می‌شنوم بی‌آنکه روی تو را دیده باشم برای تو دختر گلم می‌میرم بی‌آنکه لحظه‌ای تو را درون آغوش کشیده باشم.

شیرینی لبان تو دختر بابا، روحم را از وجود تو لبریز کرده هست،‌ بی‌اين که گونه گلگون و نجیب تو را حتی یکبار بوسیده باشم؛ دختر بابا عزیر دلم، دلتنگم دیدار توام بابا ندیدنت برای من حتی از جان کندن و مردن دشوارتر هست.

اگر به دنیا آمدی و دلتنگ دیدار پدر به یغما رفته بودی، زیر سایه‌سار بید مجنون بنشین و از جویباری که درون کنار پاهای نجیب تو، رفتن خود را زمزمه می‌کند، نشان پدر را بپرس.

قاصدک، ابرهای تمامي عالم شب و روز، درون دلم می‌گیرند؛ به امید دیدار فردای قیامت…

انتهای پیام/ن