گذار از رویکرد کارگزاری به رویکرد ساختاری




۱۵ام دی ۱۳۹۶ زوارین

روند تشکل یابی جبهه انقلاب اسلامی که متناسب با عقلانیت مبتنی بر نتیجه گرایی تکلیف هاست، باید درصدد ارتقای از مد پیشین شیخوخیت و حضور و اثرگذاری نیروهای نوظهور انقلابی باشد. درون همین راستا گستره شبکه سازی سراسری همراه با ارتباط مستمر بدنه با راس و کاربست چنین عقلانیتی، تکلیف گرایی بی نتیجه و هزینه ساز را خاتمه می دهد.

به گفته «فرهیختگان آنلاین» ، کنشگران جبهه انقلاب اسلامی برای دستیابی به تحولاتی متناسب با آرمان های انقلاب اسلامی رویکردهای واگرایانه ای را اتخاذ می کنند. این رویکردهای ناهمسو علاوه بر کاهش ضریب اثرگذاری درون ساختار و جامعه درون مواردی برای این جبهه متعالی هزینه ساز می شود. درون این نوشتار به صورت موجز به دوگانه نگرشی اقدام انقلابی و مطالبه گر درون طیف های مختلف جبهه انقلاب می پردازیم و سپس راهکار مدنظر را ترسیم خواهیم کرد.
 تقابل کارگزار-ساختار
نظریه های کارگزار- ساختارمحور یکی از چارچوب های مفهومی مهم درون توصیف، تبیین و تحلیل پدیده ها از منظر علوم اجتماعی هست و کارکردی جدی درون بررسی تحولات و منازعات سیاسی نیز دارد. اراده گرایان بر نقش جدی کارگزار درون پدیده های اجتماعی تاکید می کنند و معتقدند که عاملان اجتماعی و رفتار آنها عنصری کانونی هست. درون این رویکرد دیدگاه ها، اعتقادات، آگاهی و شناخت هویت کارگزاران پايه شکل گیری وقایع و حوادث و تغییرات اجتماعی هست.
درون نظریه ساختارگرا، نقش ساختارهای حاکم از عاملیت کارگزار و کنشگر درون جامعه بیشتر هست و برخی معتقدند که ساختارگرایی به منزله نظریه ای درباره ساختارهای اجتماعی هست که مستقل از معرفت ما وجود دارد. مارکسیسم بهترین نماینده این برداشت هست. تمثیل مارکس درون مورد روبنا و زیربنا اشاره ای به این موضوع دارد. بر این پايه ساخت های اقتصادی جامعه، تعیین کننده دیگر ساخت های اين ازجمله ساخت سیاسی هست. به طور مثال او درون تبیین انقلاب فرانسه به ساختارهای اقتصادی دقت دارد و معتقد هست این انقلاب زمانی رخ داد که روابط تولید جدید سرمایه داری به حد معینی از کمال رسیده بود.۱ هرچند درون این میان نظریه ساخت یابی و واقع گرایی انتقادی درون تکاپو برای کشف راهی بینابین برای حل این مناقشه هستند.
 جدال کنش جنبشی و اقدام نهادی
جدال دیگر روشی درون اقدامات مطالبه گرایانه جبهه انقلاب اسلامی، ماهیت های کنش جنبشی و اقدام نهادی هست. کنش های جنبشی درون ساختار معنایابی این نوشتار درون دسته بندی های جنبش های خردنگر تقسیم می شوند. درون ادبیات جامعه شناسی سیاسی، درون جنبش های خردنگر، کنشگران عضو این جنبش ها خواستار تغییر برداشت و نگرش های مردم از موقعیت های ناخوشایند و نامناسب سیاسی و اجتماعی هستند و به ندرت درون پی ایجاد دگرگونی های ساختاری و بنیادین درون بستر رخداد ناخوشایند هستند. این جنبش ها حوزه و فضای اقدام خود را محدود به نظام های سیاسی می کنند و با اینکه درون تقابل با ساختارهای مسلط قرار دارند، به هیچ وجه خواهان اقدام سرنگونی یا براندازی نیستند. برخی جنبش های خردنگر درصدد هستند که روندهای فکری نامناسب درون جامعه را تعدیل کنند و برخی دیگر دستور کار خود را بازگشت به دوران پیشین می دانند.
درون کنش های جنبشی عوامل شتاب دهنده، قدرت محرک بالایی درون خلق رویدادهای متناسب با اهداف اعلامی دارند. این قدرت درون برخی موارد همراه با خشونت رفتاری یا کلامی هست. رهبری و نمادهای کنش جنبشی به تعبیر وبری کاریزماتیک هست؛ به سرعت فردی جلودار و نماد مبارزه با ناهنجاری می شود و بنابراين از مدتی به دلیل سازش با مقتضیات زندگی سازمانی، روتین می شود و بحران جانشینی را به دنبال خواهد داشت. درون سراشیبی پایان و سقوط کنش های جنبشی، اقدامات مناسکی و نمادین برای اعلام حیات درون دستور کار قرار می گیرد.
با اغماض های روشی – تحلیلی این نوشتار درون تفکیک کنش جنبشی و اقدام نهادی، مد کارکردگرای پارسونزی قرابت هایی با اقدام نهادی دارد. از منظر پارسونز، «ارزش ها، هنجارها، جمع ها و نقش ها» کلید فهم وضعیت متعادل تحولات جامعه هستند. از این منظر هرگونه تکاپو برای تحول سریع و انقلابی ناموفق شمرده می شود و به اعتقاد پیروان رویکرد پارسونزی زمانی که ارزش ها و محیط یک جامعه از خصلت همسویی و سازگاری باز می ماند، وضعیت بحرانی و انقلابی درون سیستم رخ داده هست. درون چنین شرایطی سیستم باید بتواند با ارائه راهکارهای برون رفت، دوباره به وضعیت تعادلی برگردد. درون اقدام نهادی، استیلا بر نهادهای موجود درون نظام سیاسی، مقدمه اصلی برای بازگشت به تعادل و همنوایی ارزش های جامعه با بازخورد سیستمی هست.
هرچند رویکرد اقدام نهادی همانند برداشت ها از رویکرد کارگردگرایی – ساختاری، جهت گیری سیاسی محافظه کارانه دارد، با ترویج الگوی کنش جمعی تدریجی و آرام منجر به ایجاد نظام ارزشی جدید متناسب با آرمان های سیستم می شود که بازخورد اين پویایی نظام سیاسی را به ارمغان خواهد آورد.
 کدام تجربه محکوم به شکست هست؟
طیفی از جبهه نیروهای انقلاب اسلامی برای دستیابی به آرمان های انقلاب اسلامی و مبارزه با موانع اين، خواهان برتری نقش کارگزاری با رویکرد کنش جنبشی هستند. این طیف با ادبیات نزدیک به سویه های علی شریعتی پیرامون تقابل نهضت – نهاد معتقد هست که باید آرمان های انقلاب اسلامی را به صورت نهضت پیش برد، زیرا وقتی «به قدرت رسید، حالتش عوض می شود، می ایستد! متوقف می شود! حالت متحرک و انقلابی اش را از دست می دهد» و خصلت نهادی به شکل «خیمه ای روی جامعه درآمده و یک قدرت سازمان یافته دولتی شده که درون ظاهر به اوج قدرت رسیده هست ولي درون روح به توقف و رکود افتاده هست». چنین نگرشی حل مساله ها و دغدغه ها را درون جامعه کوتاه زمان ایرانی تفسیر می کند؛ بنابراین اقدامات آنی و مقطعی انجام می دهند. حامیان کارگزاری با رویکرد کنش جنبشی، تکلیف مدارانی بی هویت هستند که مولفه های فرهنگ سیاسی را پذیرا نیستند. آنان به رفتارهای خشن و آنارشیستی دچارند. درون چنین برداشتی از مکانیسم عمل جمعی، تکلیف شرعی به برداشت فردی تقلیل می یابد. ازجمله رفتارهای این طیف از جبهه انقلاب اسلامی با چنین رویکردی، می توان به اقداماتی نظیر تسخیر سفارت انگلستان به تقلید از تسخیر سفارت آمریکا درون بدو انقلاب اسلامی، تحصن درون مقابل مجلس شورای اسلامی حین بررسی برجام، تجمعات بدون مجوز برای حمایت از حجاب و همچنین بیانیه ها و اعمال جنبش عدالت خواه دانشجویی و… اشاره کرد.
ولي درون سوی دیگر جبهه انقلاب برای پیگیری مطالبات انقلابی، راهکارهای ساختارگرایانه و اقدامات آنها مدنظر هست. این طیف معتقد هست که روند پیروزی انقلاب اسلامی محصول عقلانیت رفتاری و محاسبه گری دقیق درون کنش های انقلابی بوده هست و درون همین راستا رهبر انقلاب اسلامی نیز می فرمایند: «انقلاب عظیم اسلامی ما ناشی از یک عقلانیت بود. این طور نبود که مردم همین طور بی حساب وکتاب به خیابان بیایند و بتوانند یک رژیم آنچنانی را ساقط کنند؛ محاسبات عقلانی و کار عقلانی و کار فکری شده بود. درون طول سال های متمادی – به تعبیر رایج امروز- یک گفتمان حق طلبی، عدالت خواهی و آزادیخواهی بین مردم به وجود آمده بود و منتهی شد به اینکه نیروهای مردم را استخدام کند و به میدان جهاد عظیم بیاورد و درون مقابل اين دشمن صف آرایی کند و بر اين دشمن پیروز کند. بنابراین عقلانیت گاهی منشا چنین تحولات عظیمی هست.»۲ درون شرایط استقرار نظام اسلامی هم باید برای پیگیری مطالبات، اقدامات نهادی و ساختاری درون دستور کار قرار گیرد؛ به این نحو که بسط آرمان های انقلاب اسلامی و مبارزه با موانع اين با پذیرش استقرار نظام اسلامی، از طریق مکانیسم های درون نظر گرفته شده مانند ابزارهای قانونی ابراز اعتراض یا انتخابات صورت گیرد. این نوع رفتار به منزله فراموشی تذکر به مسئولان نیست؛ بلکه درون قالب مردم سالاری دینی علاوه بر تذکر، تغییرات ساختاری کلان نگرانه نیز امکان پذیر هست. مسلما درون چنین فضایی نحوه جذب، سازماندهی و اهداف هر دو سطح ساختارگرا و نهادی با کارگزاری جنبشی متفاوت هست.
متاسفانه رفتارهای رویکرد اول درون چند سال اخیر با هزینه سازی فراوانی برای نظام اسلامی همراه شده هست؛ به نحوی که بنابراين از تسخیر سفارت انگلستان، رهبر معظم انقلاب اسلامی اظهار داشتند که «درون قضیه اخیر اشغال اين سفارت خبیث، احساسات جوانان درست بود. ولی رفتن شان درست نبود.» همچنین رهبر معظم انقلاب اسلامی درون دیدار دانشجویان درون رمضان سال ۸۹ فرمودند: «بحث تجمع درون برابر مجلس را مطرح کردید که من ولي درون اين مورد هیچ اظهارنظری نمی کنم؛ فقط همین قدر به شما بگویم که شما تمامي اش گله دارید که چرا مسئولان نقدپذیر نیستند. خب، شما هم نقدپذیر باشید! نقدپذیری که فقط مخصوص مسئولان نیست. خب، بالاخره اگر بر دانشجو هم نقدی وارد هست، باید نقدپذیری کند. جمعیت زیادی آمدند درون مقابل مجلس جمع شدند، شعارهایی هم دادند، شعارهایشان هم بد نبود، یک گروهی هم اين وسط شعارهای تند دادند. ولي من نمی گویم آنها آدم های بدی اند، نابابی اند؛ نه، بالاخره تندی کردند، جوانی کردند؛ ولي اگر شما هم معتقدید که این شعارها افراطی بود، زیادی بود، حقش نبود، قبول کنید. این جور نباشد که بگویید بالاخره هرچه که گوشه قبای دانشجو را بگیرد -که دانشجوها قبا هم ندارند!- مورد اعتراض قرار بدهیم. ممکن هست به شما هم نقدی وارد باشد، نقد را قبول کنید.» ۴
عدالت خواهی یکی از مهم ترین آرمان های انقلاب اسلامی هست که درون درگیری این دو نگرش قربانی شده هست. عدالت ارزش فرادستی و اصیلی هست که متاسفانه درون اثر ابزارانگاری اين، درون وضعیت گذار گفتمانی قرار گرفته هست. درون شرایط حاکم درون کشور عده ای با نفوذ درون بدنه حکومتی خواهان استیلای تفکر اشرافی گرایانه هستند. اینان فن سالاران نولیبرال و میراث داران گزاره «مانور تجمل مسئولان» درون دهه ۷۰ هستند. برای مقابله با این نگرش، رویکرد کارگزارمحور با کنش جنبشی محکوم به شکست هست و باید اقدامات بنیادی ساختارگرایانه انجام داد.
 چشم انداز
با دقت به شرایط حاکم درون فضای سیاسی- اجتماعی کشور و همچنین بازخورد اقدامات پیشین جریان مطالبه گر درون چندین دهه از زیست جمهوری اسلامی ایران، به نظر می رسد که جریان نیروهای انقلابی مطالبه گر باید تغییرات جدی درون الگوی رفتار خود اعمال کنند. این الگوی رفتاری باید متناسب با مقتضیات زمان و مکان طرح ریزی و دامنه و بستر اعمالی اين، سراسر کشور را شامل شود.
الگوی رفتاری مطلوب سیاست ورزی جبهه انقلابی استکبارستیز و عدالت خواه باید از فضای کارگزاری-جنبشی که درون اين تکثر کنش های تکلیف محور و اقدامات مقطعی و هزینه ساز ممکن می شود، عبور کند و متناسب با فضای حاکمیت جمهوری اسلامی بر این گستره خاکی، از الگوی رفتاری ساختاری – نهادی برای رسیدن به عدالت اجتماعی و تحقق دیگر اهداف انقلاب اسلامی دسترس کند. این الگوی رفتاری ماحصل کنش عقلانی مبتنی بر هدف هست که آرمانگرایی را سرلوحه کار خود قرار می دهد ولی از مواجهه با واقعیت هراس ندارد و با دقت به هزینه سازی اقدامات پیشین درون سطح منافع انقلاب اسلامی و افکار عمومی نتیجه گرایی را به جای تکلیف گرایی کور مد نظر قرار خواهد داد.
برای صورت بندی این الگوی اقدام جمعی برای رسیدن به مطالبات باید تغییرات جدی درون مرجع فکری نیروهای انقلاب اسلامی شکل بگیرد. سیاست ورزی حرفه ای نیازمند تشکل خواهی و تشکل یابی هست. جبهه انقلاب اسلامی از فقر خرد جمعی و استیلای کنش های جزیره ا ی بدون هم افزایی از مشهد تا تهران رنج می برد؛ رنجی که ماحصل برچسب «وحدت قبیلگی»، «عدالت خواهی گزینشی» و «کینه ها و کنایه های انتخاباتی درون گروهی» هست. خروجی چنین نگرشی عدم اولویت سنجی درون مسیر مطالبه گری هست. هنگامی که رهبر معظم انقلاب اسلامی بارها از عدم پیگیری حقوقی «حقوق های نجومی» سخن گفته اند و این حقوق های نجومی، ماحصل فساد اعتقادی برخی مدیران اجرایی کشور هست و آثار اين علاوه بر تکدرخاطر مدیران پاکدست سبب فرسایش سرمایه اجتماعی نظام می شود، برخی جریان های کارگزاری – جنبشی مسائل دیگر را درون کشور پیگیری می کنند.
پیش از این جبهه نیروهای انقلابی با بهره گیری از ظرفیت شیخوخیت درون این جریان، اقدامات موثری را انجام داده بودند ولی با تغییر و تعدد مراجع فکری درون میان نیروهای جبهه انقلاب، مشروعیت شیخوخیت دچار تزلزل شده هست و از سوی دیگر برخی مصلحت سنجی های بی مورد درون انتخابات ریاست جمهوری و مجلس شورای اسلامی، مقبولیت این مرکز تصمیم سازی و تصمیم گیری را درون بدنه جوان جبهه انقلابی دچار فرسایش اجتماعی کرده هست. با این شرایط روند تشکل یابی جبهه انقلاب اسلامی که متناسب با عقلانیت مبتنی بر نتیجه گرایی تکلیف هاست، باید درصدد ارتقای از مد پیشین شیخوخیت و حضور و اثرگذاری نیروهای نوظهور انقلابی باشد. درون همین راستا گستره شبکه سازی سراسری همراه با ارتباط مستمر بدنه با راس و کاربست چنین عقلانیتی، تکلیف گرایی بی نتیجه و هزینه ساز را خاتمه می دهد.
پی نوشت:
۱_ آرون، ریمون، مراحل اساسی سیر اندیشه درون جامعه شناسی، ترجمه باقر پرهام، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ چهارم، ۱۳۷۷، ص ۱۷۴
۲_ سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامی درون درون دیدار رئیس جمهور و اعضای هیأت دولت، ۶/۸/۱۳۸۴
۳- شریعتی، علی، تشیع علوی و تشیع صفوی، انتشارات چاپخش و بنیاد فرهنگی دکتر علی شریعتی، چاپ هشتم، ۱۳۸۶
۴- http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=9925
* نویسنده : مسعود ندافان روزنامه نگار


مطالب پیشنهادی