چه نسبتی میان علم و دین برقرار هست؟




۲۱ام دی ۱۳۹۶ زوارین

درون زمینه تعارض علم و دین استاد مصباح ما را متوجه زمینه تاریخی این تعارض می کند و قائل هست که این تعارض از گذشته مطرح بوده و درون قالب های گوناگون مانند تعارض فلسفه و دین خود را نشان داده هست؛ ولي منشأ تعارض امروزی دین و علم به عهد رنسانس بازمی گردد.

به گفته «فرهیختگان آنلاین» ، انگیزه های مختلفی پیش از انقلاب اسلامی برای ورود به مساله علم دینی یا به صورت عام تر برای گریز از علم غربی وجود داشت. دغدغه هایی همچون بازگشت به عالم سنت، احیا و دفاع از دین درون برابر غرب جدید و دغدغه ای مدرن تر تحت این عنوان که جهان بینی غربی توانایی لازم برای تغذیه مبانی نظریه ها را ندارد، درنتیجه باید با جهان بینی های دیگر همچون جهان بینی دینی تعویض شود. اینها ازجمله عواملی بود که اندیشمندان را به سوی تولید نظریه های علم دینی سوق می داد. ولي آنچه بعد از انقلاب اسلامی شاهد اين هستیم، شکل گیری دغدغه جدیدی تحت عنوان ایجاد نظامات و ساختار اسلامی به عنوان نرم افزار اداره تمدن دینی هست. ایجاد این دغدغه جدید موضوع تحول درون علوم را بیش از پیش درون کانون دقت قرار می داد. یکی از اندیشمندانی که عمدتا با این دغدغه پای درون میدان نظریه پردازی درون زمینه علم و دین گذاشته، آیت ا… محمدتقی مصباح یزدی هست.
او با راه اندازی مراکزی همچون پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، موسسه باقرالعلوم و موسسه امام خمینی (ره) یکی از جدی ترین و فعال ترین متفکران حاضر درون این عرصه هست.
از آنجا که یکی از معتَقدات آیت ا… مصباح اين هست که بیش از نیمی از اختلافات علمی ناشی از مغالطات لفظ هست، درنتیجه درون ابتدای ورود به هر بحث علمی ابتدا با یک واژه شناسی مفصل تمامی معانی مهم ذکرشده برای موضوع را بیان می کند و سپس معنای منتخب را ارائه می دهد. این موضوع مخصوصا درون مباحثی همچون علم دینی که متشکل از دو واژه علم و دین با معانی متعدد هست؛ اهمیت بیشتری می یابد.
تعریف علم
از منظر آیت ا… مصباح درون مبحث علم و درون میان تمام تعاریفی که برای اين شده هست، یک وجه مشترک وجود دارد و اين هم آگاهی هست.
او درون ذکر تعاریف علم می نویسد:
۱- عده ای علم را شناختی تعریف کرده اند که مطابق با واقعیت های بیرونی باشد.
۲- عده ای دیگر با افزودن واژه کلی به انتهای شناخت، علم را شناخت کلی که با واقعیت مطابق باشد، دانسته اند و با این تعریف علومی مانند تاریخ که از اتفاقاتی تک عضوی و تک مصداقی حرف می زند، دیگر از دایره علوم خارج شده هست.
۳- دسته ای علم را نه تنها شامل شناخت های درست بلکه هرگونه تلاش برای یافتن اين واقعیت را حتی اگر منجر به شناخت صحیح نشود، علم دانسته اند. برای نمونه اگرچه بسیاری از تحقیقات اندیشمندان قرون گذشته درحال حاضر رد شده اند ولي با این حال تحت عنوان علم دسته بندی می شوند. با این تعریف دو اندیشمند که درون خواص هستی جست وجو می کنند، اگر به دو نظر مخالف برسند با اینکه یکی از آنها درست هست ولي ما باید هردوی آنها را علم بدانیم.
۴- تعریف چهارم، علم را نه به صورت تک گزاره ای بلکه به صورت رشته تحقیقات پیوسته یا به عبارت بهتر به صورت رشته های علمی می نگرد، بنابراین علم را نه تک گزاره ها بلکه مجموعه گزاره هایی دانسته اند که حول محور یک موضوع با روش خاصی کشف می شوند.
۵- پنجمین تعریف موجود از علم به عالم مدرن برمی گردد که اصطلاحا به اين ساینس اطلاق می شود. ساینس درواقع گونه ای از معرفت هست که درون اين به یافته هایی علم اطلاق می شود که با روش تجربی قابل اثبات باشند.
آیت ا… مصباح بنابراين از ذکر مجموعه تعاریف مشهور درباره علم، تعریف منتخب خود را این گونه ارائه می کند که: «علم مجموعه مسائلی هست که گرد یک موضوع کلی جمع شده اند و هرگونه تلاش برای کشف این مسائل، علم محسوب می شود.» نکته قابل دقت درون این مبحث اين هست که ایشان برای علمی خواندن یک موضوع هیچ محدودیتی درون روش قرار نمی دهند.
تعریف دین
تعاریف درباره علم را می توان به دو دسته حداقلی و حداکثری تقسیم کرد. درون میان تعاریف حداقلی که عمدتا دارای بار ارزشی منفی هستند دین را تنها یک احساس فروکاسته شده، یک اعتقاد به امر قدسی و هرچیز ورای عالم ماده و نظامی عملی که بر پایه باورهای بی چون و چرا شکل گرفته تعریف کرده اند و عده ای دیگر اين را جهان بینی دانسته اند. درون قرآن هم گاهی دین به فرهنگ های باطل مانند بت پرستی اطلاق می شود و گاهی هم تنها به فرهنگ حق گفته می شود.
درون تعریف حداکثری گروهی دین را به درختی تشبیه می کنند که ریشه اين باورها، تنه اين ارزش ها و شاخه های اين احکام عملی هستند.
استاد مصباح یزدی دین را با دقت به دو مولفه هدف و منبع تعریف کرده به گونه ای که دین را مجموعه آموزه هایی می داند که از جانب خداوند متعال برای سعادت بشر آمده و بسته به موضوعات مختلف اين از روش های عقلی و نقلی درون راستای حل موضوعاتش می توان دسترس کرد.
تقریر علم دینی
اکنون بنابراين از آگاهی از تعریف دو واژه علم و دین می توان با ترکیب آنان با یکدیگر به تقریر علم دینی مطلوب یا ممکن از دیدگاه آیت ا… مصباح پرداخت:
با دقت به آنکه موضوع دین هدایت و موضوع علم فهم واقع هست، نباید علی الظاهر اختلافی میان آنان رخ دهد.
از منظر ایشان دین به عنوان عهده دار سعادت بشر هیچ وظیفه ای برای بیان حقایق ندارد، مگر اين دسته از حقایقی که درون صورت گفته نشدن، بشر هیچ راه دستیابی به اين نداشته باشد. از طرفی علم به عنوان کشف حقایق تا زمانی که تنها به کشف موضوع خود بپردازد، متصف به وصف دینی و غیردینی نمی شود بلکه علم درون برابر جهل قرار می گیرد. نکته مهمی که درون اینجا وجود دارد اين که علوم همیشه درون مقام شناخت نیستند بلکه شناخت مقدمه ای برای دادن راهکار و نرم افزار هست. از طرفی هر نرم افزار ریزی و نظام سازی مبتنی بر نوعی نظام ارزشی هست که بر اين حاکم هست و اين را جهت دهی می کند. بنابراين اگر درون این مرتبه علم براساس نظام ارزشی دین نرم افزار ریزی شود، ما دارای علوم دینی هستیم و اگر بر مبنای نظام ارزشی الحادی نرم افزار ریزی شود علم غیردینی، بلکه ضددینی به وجود می آید. برای مثال تا وقتی علمی مانند اقتصاد، به کشف روابط اقتصادی و تاثیر رفتارهای انسان بر اقتصاد می پردازد، رابطه ای با دین ندارد ولي زمانی که می خواهد به نظام سازی اقتصادی دست بزند و نسخه بپیچد از اين جایی که با نظام ارزشی گره می خورد وصف دینی و غیردینی می گیرد و به این ترتیب تمام علوم دیگر. به نظر استاد مصباح یزدی آنچه علم را دینی می کند هدفی هست که درون حوزه نظام سازی و برخاسته از ارزش های ایدئولوژیک برای اين علم متصور می شویم.
تعارض علم و دین
اکنون ممکن هست این سوال به ذهن خطور کند که تحلیل های گفته شده علی رغم صحت ظاهری درون عرصه عمل متضاد درآمده و ما شاهد وجود اختلافات کثیر نه تنها درون عرصه نظام سازی و ارائه راهکار، که با دقت به مطالب پیش گفته قابل توجیه هست، بلکه درون عرصه کشفیات و فهم واقع میان دین و علم هستیم. بنابراين راه حل و علاج این مشکلات درون چه چیزی نهفته هست و به نظر آیت ا… مصباح درون این حالت باید چه کاری انجام داد و کدام روایت را پذیرفت؟
درون زمینه تعارض علم و دین استاد مصباح ما را متوجه زمینه تاریخی این تعارض می کند و قائل هست که این تعارض از گذشته مطرح بوده و درون قالب های گوناگون مانند تعارض فلسفه و دین خود را نشان داده هست؛ ولي منشأ تعارض امروزی دین و علم به عهد رنسانس بازمی گردد. مسیحیت علم ستیز که گناه اولیه انسان را که موجب خروجش از بهشت می داند، احکام ضدعقلی فراوانی صادر می کند و از طرف دیگر رواج فلسفه های ماتریالیستی درون تقابل با الهیات مسیحی موجب تشدید این تعارض می شود. طوری که امروزه تعارض علم و دین به عنوان امری مسلم مورد قبول واقع شده هست. موضوعی که به نظر آیت ا… مصباح با دقت به تفاوت های اساسی اسلام و مسیحیت نمی توان مبنای نظری خوبی برای توضیح رابطه اسلام و علم باشد.
از منظر استاد مصباح درون قسمت هایی از دین که اخباری از واقع داریم به علت وجود سرزمین مشترک میان علم و دین ممکن هست شاهد بروز اختلافات درون این زمینه باشیم. ایشان برای حل این مساله ابتدا گزاره های اخباری دین را به سه دسته تقسیم می کند: اول خبري زیربنایی و مبنایی که پایه و پايه دین هست، یعنی نيوز از وجود خداوند، معاد و نبوت می دهند که یقین حتمی به آنها لازمه دین دار بودن هست.
دسته دیگر اخباری فرعی مانند معاد جسمانی و کیفیت سوال شب اول و قبر و… که اهمیت مسائل قبلی را ندارند و دسته دیگر اخباری که خودشان هیچ موضوعیتی ندارند بلکه برای جلب دقت انسان به حقیقتی والاتر به آنها اشاره شده هست، مانند حکایت از احوالات زنبورعسل و… که هدف اين جلب دقت انسان به حکمت و علم خداوند هست. این تقسیم بندی نه تنها درون دین بلکه مرسوم و رایج عقلای نوع انسان نیز هست. برای مثال اگر اندیشمندی قصد سخنرانی داشته باشد، کلام خود را به سه بخش تقسیم می کند، نخست موضوع اصلی سخنرانی، سپس مسائل فرعی اين و درون مرحله بعد مثال ها و حاشیه هایی که برای فهم بیشتر دو لایه اول لازم باشد را اضافه می کند. خداوند متعال هم که به تعبیر اصولی خود از عقلا، بلکه سلطان عقلا هست طبیعتا چنین موضوعی را درون کلام اجرا می کند. ولي این به معنی بی فایده بودن بخشی از کلام نیست بلکه به معنای تعیین نقشه راه و هدفی هست که از مجموعه کلام نشان داده می شود. فایده این تقسیم بندی درون اين هست که میان اهداف مهم و کم اهمیت تر خلط نمی شود. با دقت به این تقسیم بندی به نظر استاد مصباح چنانچه اختلافی میان گزاره های علم با خبري دسته اول باشد سریعا نظر دین را ارجح می دانیم ولي اگر این اختلاف درون سطوح دیگر خبري بود، اين دسته از خبري را گزينش می کنیم که برای ما از یقین یا ظن قوی تری برخوردار باشند؛ چراکه کیفیت فهم ما از گزاره های دسته دوم و سوم خود نسبی هست، درنتیجه اگر شدت یقینی بودن گزاره های علمی بیشتر بود اين دسته از گزاره های دینی را توجیه می کنیم.
* نویسنده : علی عسگری روزنامه نگار


مطالب پیشنهادی