ماموریت غربی سازی نگاهی به تمدن سازی آمریکا درون تایوان و فیلیپین




۱۴ام دی ۱۳۹۶ زوارین

اهمیت موارد تایوان و فیلیپین درون عرصه ماموریت های دولت سازی معاصر از موقعیت استثنایی آنها درون دوران تاریخ استعمار نشأت می گیرد. این اتفاق درون شرایطی شکل می گیرد که هنوز هدف از استعمار تغییر جامعه سنتی به دولت بروکراتیک مدرن هست.

به گفته «فرهیختگان آنلاین» ،بنیادهای فکری دولت سازی درون طول سالیان مختلف تغییرات گسترده ای را به خود دیده هست و کشورهای استعمارگر از هرکدام درس های بیشتری گرفته و تلاش کرده اند درون موارد دیگر بتوانند بهتر عمل کنند. مقاله زیر توسط رئو ماتسوزاکی، فارغ التحصیل دکتری علوم سیاسی دانشگاه MIT ایالات متحده، با عنوان «تئوری دولت سازی»، به بررسی روش های گذشته دولت سازی و مقایسه آنها با روش های کنونی می پردازد.
درون طول دو دهه گذشته، بازیگران بین المللی مجددا اقدامات مستقیم و نقش تاثیرگذاری را درون ایجاد جنگ ها و سقوط حکومت ها آغاز کرده اند.
درون سال ۱۹۹۲ و بنابراين از ماجرای کامبوج، سازمان ملل نیز درون این عرصه وارد شده و به حکومت پسادرگیری همانند پیشرفت درون عرصه های اقتصادی و سیاسی دقت کرده هست. ولي این فقط سازمان ملل نیست که درون عرصه دولت-ملت فعال هست. همین طور ایالات متحده اولین ماموریت پساجنگ سردی دولت سازی را بنابراين از آنکه ۱۸ آمریکایی درون سومالی کشته شدند درون سال ۱۹۹۳ به اجرا درآورد. تا این زمان و بنابراين از اين هر دو جناح جمهوری خواه و دموکرات به شکل مشهودی با کمک گروه های نظامی، سیاسی و مقدار فراوانی پول برای بازسازی هائیتی، بوسنی، کوزوو، افغانستان و عراق اقدام کردند.
ولي آمارهای اخیر بازیگران بین المللی درون ایجاد نهادهای بین المللی از طریق اشغال ناامیدکننده بوده هست و نشانه های کمی از پیشرفت دارد.
با دقت به پیامدهای استراتژیک انسانی دولت سازی و مداخله خارجی درازمدت، درک بهتری از نیازمندی های گروه های خارجی برای ساخت نهادهای موفق درون سرزمین های اشغال شده، ضروری و موردنیاز هست. هدف این گفتار اين هست که به بررسی تلاش های گذشته دولت سازی به ویژه درون چارچوب استعمار بپردازد.
برخی طرح های نهادسازی به شکل جاه طلبانه ای تحت استعمار اجرا شده هست. دلیل این اتفاق هم مجموعه موفقیت های خیره کننده و شکست های فاجعه باری هست که درون این عرصه به وجود آمده هست.
اشغال تایوان توسط ژاپنی ها (از ۱۸۹۵ تا ۱۹۴۵) نمونه ویژه ای از موفقیت دولت سازی درون چارچوب استعماری هست. قبل از آنکه تایوان توسط ژاپن اشغال شود این کشور از نظر اقتصادی درون حال توسعه بود ولي به دلیل برخی مسائل سیاسی امپراتوری چینگ بسیار بیمار بود. حضور ژاپنی ها ابتدا با جنگ گسترده ای همراه بود. ژاپنی ها بدون طرحی برای آینده حکومت درون تایوان و تعیین حاکم بلافاصله وارد جنگ شدند.
ولي این نکته هم وجود دارد که ژاپن راهنمایی های متضادی از مشاوران فرانسوی و انگلیسی خود دریافت کرد و درون ایجاد نهادهای حکومت درون سال های اولیه استعماری شکست خورد.
درون طول یک دهه، استعمارگران طاعون را ریشه کن کردند، سیستم کهنه و ناکارآمد مالکیت زمین را مدرن ساختند و شبکه متراکم جاده ها و راه آهن را توسعه دادند تا این کشور به یک کشور مستعمره سودآور تبدیل شود.
درون همان زمان که ژاپنی ها درون حال ایجاد موسسات دولتی مدرن درون تایوان بودند، مقامات استعمارگر ایالات متحده آمریکا با این واقعیت که ماموریت آنها تمدن سازی هست، درون سال ۱۸۹۸ فیلیپین را به اشغال درآوردند. دولت استعماری آمریکا فاقد ظرفیت لازم برای تحمیل طرح نهادی جدید بین مردم فیلیپین بود. سرکوب جنبش استقلال این کشور توسط ایالات متحده یکی از نشانه های این مساله هست.
ایالات متحده درون این کشور اقداماتی انجام داد ولي هیچ کدام از این تلاش ها درون عرصه هایی همچون ارتقای سلامت و همچنین هدایت مدارس کودکان فیلیپینی به سمت سیستم مدارس سکولار نتیجه ای نداشت. دولت ملی برای این مساله شکل گرفته بود که باورهای فیلیپینی ها را دموکراتیک کند ولي به شکل ناامیدکننده ای فاسد بود.
درون طول نیمه اول قرن بیستم دو قدرت امپریالیستی (ژاپن و ایالات متحده) تلاش می کردند سبک زندگی خود را به مردمی که مقابل اشغال مقاومت می کردند و خواستار استقلال بودند، القا کنند. ولي فقط درون یکی از این موارد اهداف استعماری به نتیجه می رسد.
اهمیت موارد تایوان و فیلیپین درون عرصه ماموریت های دولت سازی معاصر از موقعیت استثنایی آنها درون دوران تاریخ استعمار نشأت می گیرد. این اتفاق درون شرایطی شکل می گیرد که هنوز هدف از استعمار تغییر جامعه سنتی به دولت بروکراتیک مدرن هست. نکته اصلی این که روش های دسترس شده درون تایوان و فیلیپین با روش های معمول استعمار قدیم اروپاییان درون آسیا و آفریقا تفاوت داشت؛ مخصوصا وقتی این سیستم با مستعمره هایی که به شکل غیرمستقیم از طریق واسطه های محلی اداره شده اند، مقایسه می شود.
این دو نمونه زمانی شکل می گیرد که روش های شدید مهندسی اجتماعی به شکل معمول، مجاز هستند. استراتژی های موسسه سازی درون هر دو نمونه، تلاشی برای دولت سازی معاصر بوده هست. هر دو نمونه نتایج مثبت و منفی اقدامات درون کشورها را نشان داده اند و درس های بسیاری برای سیاستگذاران امروزی دارند.
* نویسنده : رئو ماتسوزاکی دکتری علوم سیاسی از دانشگاه MIT و استاد دانشگاه استنفورد


مطالب پیشنهادی