ماجرای صبر ایوب (ع) چیست؟ (زندگی نامه حضرت ایوب)




۱ام بهمن ۱۳۹۶ زوارین

صبر ایوب از جمله مواردی هست که درون قرآن ذکر شده هست. حضرت ایوب سال ها مورد آزمایش خدا قرار گرفت و درون تمام این زمان جز شکرگزاری خدا حرفی به زبان نیاورد.

هر کدام از انبیای الهی ویژگی خاصی داشته اند. ویژگی اصلی حضرت ایوب هم صبر او بوده هست. ماجرای صبر ایوب چیست؟ چرا خداوند حضرت ایوب را دچار مصیبت های مختلف کرد؟ چه کسی سبب این تمامي بلا و مصیبت حضرت ایوب بود؟ آخر و عاقبت حضرت ایوب چه شد؟ ستاره درون این مقاله به تمامي این سؤالات جواب می دهد.

صبر ایوب درون قرآن
خداوند زمانی که مسلمانان درون مکه تحت فشارهای شدید بودند داستان صبر ایوب (ع) را که نمونه ای از صبر جمیل بود برای الگو گرفتن مسلمانان درون آیات ۴۱ تا ۴۴ سوره ص بیان کرد:
«وَ اذْکُرْ عَبْدَنا أَیُّوبَ إِذْ نادی رَبَّهُ أَنِّی مَسَّنِیَ الشَّیْطانُ بِنُصْبٍ وَ عَذابٍ. ارْکُضْ بِرِجْلِکَ هذا مُغْتَسَلٌ بارِدٌ وَ شَرابٌ. وَ وَهَبْنا لَهُ أَهْلَهُ وَ مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ رَحْمَةً مِنَّا وَ ذِکْری لِأُولِی الْأَلْبابِ. وَ خُذْ بِیَدِکَ ضِغْثاً فَاضْرِبْ بِهِ وَ لا تَحْنَثْ إِنَّا وَجَدْناهُ صابِراً نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ.»
«و به خاطر بیاور بنده ما ایوب را ، هنگامی که پروردگارش را خواند (و اعلام کرد: پروردگارا!) شیطان مرا به رنج و عذاب افکنده هست. (به او گفتیم:) پای خود را بر زمین بکوب! این چشمه آبی خنک برای شستشو و نوشیدن هست! و خانواده اش را به او بخشیدیم و همانند اين ها را بر آنان افزودیم، تا رحمتی از سوی ما باشد و تذکری برای اندیشمندان. (و به او گفتیم:) بسته ای از ساقه های گندم (یا مانند اين) را برگیر و با اين (همسرت را) بزن و سوگند خود را مشکن! ما او را شکیبا یافتیم چه بنده خوبی که بسیار بازگشت کننده (به سوی خدا) بود!»
ولي درون آیات دیگری هم از حضرت ایوب سخن به میان آمده که درون ادامه به اين ها خواهیم پرداخت؛

زندگی نامه حضرت ایوب علیه السلام
حسادت شیطان به حضرت ایوب
تمامي چیز از حسادت شیطان به زندگی حضرت ایوب شروع شد. او به خدا اعلام کرد: اگر ایوب شکر نعمت هایت را به جا می آورد به این دلیل هست که زندگی مرفه و وسیعی به او داده ای ولي مطمئن باش که اگر نعمت های مادی را از او بگیری هرگز شکرگزار تو نخواهد بود. این گونه بود که امتحان الهی برای حضرت ایوب شروع شد.
خدا به شیطان اجازه داد که به سراغ ایوب برود و اموال و فرزندان او را یکی بنابراين از دیگری نابود کند. شیطان این کار را کرد ولي درون کمال تعجب دید که ایوب همچنان شکرگزاری می کند. شیطان از خدا اجازه خواست تا زراعت و دامداری ایوب را از بین ببرد و خدا هم به او اجازه داد. ولي دید که باز هم حضرت ایوب فاصله بسیاری با یک انسان ناسپاس داشت. درون نهایت شیطان از خدا اجازه گرفت تا بر بدن ایوب مسلط شود و او را بیمار کند ولي بیماری هم سبب نشد که ایوب از خدا رو برگرداند.
بلا بر ایوب نازل می شود
حالا ماجرای مصیبت های ایوب را از کتاب های تاریخی بازخوانی کنیم. درون کتاب تاریخ انبیای عماد زاده آمده هست:
«روز چهارشنبه آخر ماه محرم بود، یکی از غلامان ایوب آمد و اعلام کرد: جماعتی از اشرار، غلامان تو را کشتند و گاوها را که به اين ها سپرده بودی به غارت بردند. هنوز سخن او تمام نشده بود که غلام دیگری رسید و اعلام کرد: ای ایوب! آتش عظیمی از آسمان فرود آمد و همان دم، تمامي چوپانان و گوسفندان تو را سوزاند، درون این گفتگو بودند که غلام سومی آمد و اعلام کرد: گروهی از سواران کلدانی و سرداران پادشاهان بابل آمدند و ساربانان را کشتند و شترانت را به یغما بردند.
درون این هنگام مردی گریبان چاک زده، خاک بر سر می ریخت و با شتاب نزد ایوب آمد و اعلام کرد:«ای ایوب! فرزندانت به خوردن غذا مشغول بودند، ناگهان سقف بر سر اين ها فرود آمد و تمامي مردند.»
حضرت ایوب تمامي این خبري را شنید، ولی با کمال آرامش، صبر و تحمل کرد؛ حتی ابروانش را خم ننمود، سر به سجده نهاد و عرض کرد: «ای خدا! ای آفریننده شب و روز، برهنه به دنیا آمدم و برهنه به سوی تو می آیم، پروردگارا تو به من دادی و تو از من باز بنابراين گرفتی. بنابراین به هر چه تو بخواهی خشنودم.»
ایوب به بیماری بسیار سختی دچار گردید او به درد پا مبتلا شد و زخمی درون ساق پایش به وجود آمد به طوری که قدرت حرکت نداشت. هفت یا هفده سال را با این وضع گذراند و همواره به شکر خدا مشغول بود. او چهار همسر داشت، سه همسرش او را رها کردند و رفتند، فقط یکی از اين ها به نام «رُحْمه» وفادار باقی ماند.
رنج و بیماری او همچنان ادامه یافت و هفت سال و هفت ماه از اين گذشت، ولی حضرت ایوب، با صبر و مقاومت و شکر، همچنان اين روزهای پر از رنج را گذراند و اصلاً نه درون قلب و نه درون زبان و نه درون نهان و نه آشکارا، اظهار نارضایتی نکرد. زبان حالش به خدا این بود:
تو را خواهم نخواهم نعمتت گر امتحان خواهی / درون رحمت به رویم بند و درهای بلا بگشا»
همسر ایوب درون دوران بلا
درون طول مدتی که خداوند حضرت ایوب را با بلاهای مختلف آزمایش می کرد. همسر او به او وفادار ماده بود و با کار کردن درون خانه مردم درآمد ناچیزی به دست می آورد و زندگی دونفری شان را می گذراند.
وسوسه همسر حضرت ایوب
شیطان که از گمراه کردن حضرت ایوب ناامید شده بود به سراغ همسر او رفت. این ماجرا درون بحارالانوار این طور آمده هست:
«ابلیس از هر طریقی وارد شد نتوانست ایوب را فریب دهد، بلکه او را می دید که درون سخت ترین بلاها، شکر و سپاس الهی به جا می آورد…؛ ابلیس به صورت مردی ناشناس نزد همسر ایوب آمد و اعلام کرد: «حال همسرت ایوب چگونه هست؟»
رحمه اعلام کرد: گرفتار بلاها و بیماری هست…
ابلیس او را اين چنان به وسوسه انداخت که او بی تاب گردید. درون این هنگام ابلیس بزغاله ای را به رحمه داد و اعلام کرد: این بزغاله را به نام من، نه به نام خدا، ذبح کن و از گوشتش غذا فراهم کن به ایوب بده بخورد، تا شفا پیدا کند.
رحمه نزد شوهرش ایوب آمد و اين بزغاله را آورد و بنابراين از گفتاری اعلام کرد: این بزغاله را بدون ذکر نام خدا ذبح کن تا از غذای اين بخوری و شفا یابی و تمامي نعمت های ازدست رفته به جای خودش برگردد.
ایوب: وای بر تو! دشمن خدا نزد تو آمده و می خواهد از این راه تو را گمراه کند و تو فریب او را خورده ای، آیا اين تمامي مال و ثروت و فرزند را چه کسی به ما داد؟
رحمه: خداوند داد.
ایوب: چند سال ما از اين تمامي نعمت ها بهره مند شدیم؟
رحمه: هشتاد سال.
ایوب: چند سال هست خداوند ما را به این بلا مبتلا نموده هست؟
رحمه: هفت سال و چند ماه.
ایوب: «وای بر تو! رعایت عدالت نمی کنی و انصاف را مراعات نخواهی کرد، مگر این که معادل هشتاد سال نعمت، هشتاد سال درون بلا باشیم. سوگند به خدا اگر خداوند مرا شفا دهد، به جرم این کار تو که می خواهی گوسفندی را به نام غیر خدا ذبح کنم و غذای حرام به من بدهی، صد تازیانه به تو خواهم زد، از این بنابراين از من دور شو، تا تو را نبینم».
آری ابلیس می خواست با غذای حرام، ایوب را گمراه کند ولی ایوب این چنین درون برابر القائات ابلیس، حرکت انقلابی نمود.
رحمه از ایوب دور شد، وقتی که ایوب خود را تنها یافت و هیچ گونه غذا و آب و همدمی درون نزد خود ندید به سجده افتاد و اعلام کرد:
« وَ أَیُّوبَ إِذْ نادی رَبَّهُ أَنِّی مَسَّنِیَ الضُّرُّ وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمینَ » (آیه ۸۳ سوره انبیا)
«و ایوب را (به یاد آور) هنگامی که پروردگارش را خواند (و عرضه داشت): «بدحالی و مشکلات به من روی آورده و تو مهربان ترین مهربانانی!»
« فَاسْتَجَبْنا لَهُ فَکَشَفْنا ما بِهِ مِنْ ضُرٍّ وَ آتَیْناهُ أَهْلَهُ وَ مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ ذِکْری لِلْعابِدینَ » (آیه ۸۴ سوره انبیا)
«ما دعای او را مستجاب کردیم و ناراحتی هایی راکه داشت برطرف ساختیم و خاندانش را به او بازگرداندیم و همانندشان را بر اين ها افزودیم تا رحمتی از سوی ما و تذکری برای عبادت کنندگان باشد.»
درون این هنگام دعای ایوب به استجابت رسید و بلاها رفع شد و نعمت ها جایگزین اين ها گردید.»

بیماری حضرت ایوب چه بود؟
بعضی گفته اند که بیماری حضرت ایوب زخمی درون ناحیه پای او بوده هست. بعضی دیگر معتقدند که تمامي اعضای او دچار جزام شده بود و بعضی هم بیماری او را دردهای مفصلی ذکر کرده اند.

زمان ابتلای حضرت ایوب به بیماری
زمان درد و بیماری او را بین ۷ تا ۱۸ سال ذکر کرده اند.

حضرت ایوب چند سال عمر کرد؟
زمان عمر حضرت ایوب درون کتاب های تاریخی ۱۴۰ سال ذکر شده هست.

قبر حضرت ایوب کجاست؟
درباره محل دفن حضرت ایوب نظرهای مختلفی وجود دارد. معتبرترین محلی که به عنوان قبر ایشان ذکر شده هست بقعه ای درون ۱۰ کیلومتری جنوب شهر حله عراق و درون منطقه ای به نام الرانجیه هست.
گروه مذهبی ستاره


مطالب پیشنهادی