عالم حکمت کهن و عارف باصفا




۹ام دی ۱۳۹۶ زوارین

از فاضل تونی اولادی به جا نماند ولي از شاگردان مهم او می توان به علامه حسن زاده آملی، آیت ا… جوادی آملی، آیت ا… سید رضی شیرازی، محمد خوانساری، ذبیح ا… صفا، استاد جلال الدین مجتبوی و مهدی محقق اشاره کرد.

به گفته «فرهیختگان آنلاین» ، علامه محمدحسین فاضل تونی سال ۱۲۵۹ شمسی درون تون استان خراسان به دنیا آمد. بنابراين از تحصیل مقدمات درون ۱۷ سالگی به مشهد مهاجرت کرد و بعد از اين عازم حوزه اصفهان شد. درون آنجا تحت تعلیم حکمی جهانگیرخان قشقایی و آخوندکاشانی قرار گرفت و فلسفه و عرفان را از محضر این دو بزرگوار تلمذ کرد. هم درس آیت ا… العظمی بروجردی بود. ایشان مرحوم فاضل را عمادالعلما المتالهین لقب داده هست. بنابراين از اين عزم وطن کرد و درون میانه راه درون تهران تصمیم گرفت تا درون این شهر بماند و درون خدمت میرزاهاشم اشکوری درس فصوص را آغاز کرد. بعد از تاسیس دانشگاه تهران به سمت استادی دانشکده معقول و منقول درآمد. او درون سال ۱۳۳۹ از دنیا رفت. از فاضل تونی اولادی به جا نماند ولي از شاگردان مهم او می توان به علامه حسن زاده آملی، آیت ا… جوادی آملی، آیت ا… سید رضی شیرازی، محمد خوانساری، ذبیح ا… صفا، استاد جلال الدین مجتبوی و مهدی محقق اشاره کرد. درون سالگرد تولد این عارف حکیم درباره زندگی و زمانه او با منوچهر صدوقی سها، استاد فلسفه و عرفان اسلامی به اعلام کرد وگو نشسته ایم.
درباره موقعیت زمانی زیست علمی مرحوم فاضل تونی بفرمایید.
عصری درون ایران به وجود آمد که هیچ وقت هم تکرار نشد و به نظر من بعدا هم تکرار نخواهد شد. مرحوم فاضل تونی و هم دوره های او، حکمایی که هم روزگار با او درون تهران بودند، یک خصیصه دارند و اين این که علمایی بودند که درون حوزه های علمیه به خوبی پرورش پیدا کرده بودند و به سیاق رسمی حوزه ها تحصیلکرده بودند و به نحو درستی تربیت شده بودند.
 بعد از اینکه دانشگاه تهران تشکیل شد، سه دانشکده درون این دانشگاه به وجود آمد؛ دانشکده معقول و منقول که بعدها شد دانشکده الهیات، دانشکده ادبیات فارسی، دانشکده حقوق و دانشسرای عالی هم درون کنار اینها وجود داشت.
این فضلای درس خوانده و تربیت شده درون حوزه ها درون این دانشکده ها داخل شدند و نتیجه همین حرفی که امروز به عنوان وحدت حوزه و دانشگاه تکرار می شود، درون اين روزگار به صورت واقعی اتفاق افتاد و یک ممزوجی از تربیت دانشگاهی و تربیت حوزوی به معنای درست به وجود آمد که نتیجه اين مرحوم فاضل و طبقه او هستند. فاضل و آنان که درون طبقه فاضل هستند فرزند پدر و مادری به نام حوزه و دانشگاهند.
مرحوم فاضل به عنوان یکی از فیلسوفان مکتب تهران به حساب می آید. تاریخچه مکتب فلسفی تهران به چه زمانی برمی گردد. مرحوم فاضل درون طبقه بندی حکمای حوزه تهران درون چه طبقه ای هست؟
امسال ۱۴۳۹ قمری هست. یکی، دو سال پیش، حوزه فلسفی تهران به سومین قرن حیات خود وارد شد. درون عصر فتحعلی شاه و درون سال ۱۲۳۷ قمری، فیلسوف بزرگواری به نام آخوند ملاعبدا… زنوزی به تهران آمد تا درون مدرسه مروی به تدریس بپردازد. عده دیگری هم از شهرهای دیگر ازجمله اصفهان، سبزوار و شیراز به تهران آمدند و یک حوزه فلسفی درون این شهر به وجود آوردند که دامنش تا امروز نیز گسترده هست و به سومین قرن حیات خود وارد شده هست. من درون تحریر سوم تاریخ حکما که زیر چاپ هست، حدود ۴۰۰ صفحه درباره حوزه تهران نوشته ام و ۱۰ تا ۱۵ مولفه هم برای اين برشمرده ام.
از ویژگی های حوزه فلسفی تهران این که آشنایی با فلسفه غربی درون این حوزه اتفاق می افتد. بسیاری از متون فلسفه قدیم ازجمله اشارات، شفاء اسفار، مفاتیح الغیب، حکمه الاشراق و بسیاری دیگر به فارسی ترجمه می شوند. فنون ریاضی و حتی موسیقی و هیات جدید، (مانند متن فرانسه هیات جدید فلاماریون) درون این حوزه تدریس می شده هست.
درون راس حکمای حوزه تهران آخوند ملاعبدا… زنوزی، موسس حوزه تهران هست و بعد از او حکمای اربعه هستند. اول محمدرضا قمشه ای متخلص به صهبا که درون ۱۳۰۶ قمری وفات کرد. دوم علی مدرس زنوزی، پسر آخوند ملاعبدا… که درون ۱۳۰۷ از دنیا رفت. سوم میرزا ابوالحسن جلوه اصفهانی، که درون ۱۳۱۴ قمری از دنیا رفت و چهارم، میرزاحسین سبزواری، معروف به ریاضی (چون بیشتر ریاضی تدریس می کرد).
طبقه به معنای استمرار استاد و شاگردی هست. الان اساتیدی هستند که شاگردانی دارند و بعدا شاگردان جای آنها می نشینند. حوزه تهران چندین طبقه دارد. طبقه اول آخوند ملاعبدا… و هم ترازان او هستند و طبقه دوم حکمای اربعه هستند.
طبقه بعد که شاگردان حکمای اربعه اند؛ میرزاحسن کرمانشاهی، میرزاهاشم اشکوری، میرزاطاهر تنکابنی، آقامیرشهاب نی ریزی شیرازی و میرزامحمود قمی، شیخ علی شوارق که طبقه سوم مکتب تهران هستند.
بعد از اینها طبقه مربوط به فاضل هست. این طبقه که طبقه چهارم می شود شامل مرحوم فاضل تونی، سیدکاظم عصار، میرزامهدی آشتیانی، میرزااحمد آشتیانی، شیخ ابراهیم امام زاده زیدی، شیخ محمدتقی آملی و سیدابوالحسن رفیعی و علامه شعرانی هست.
طبقه پنجم شاگردان اینها هستند؛ امروز درون راس شان حضرت آیت ا… سیدرضی شیرازی نوه میرزای شیرازی هست و تعداد آنان محدود هست. علامه حسن زاده و آیت ا… جوادی آملی هم جزء طبقه پنجم حوزه تهران محسوب می شوند و ولي هم عضوی از حوزه تهران هستند و هم نیستند. چون درون تهران تلمذ کرده اند جزء این حوزه محسوب می شوند و چون دیگر درون اين حضور ندارند، از اين خارج هستند.
آیا مرحوم فاضل تونی درون حکمت اسلامی ابتکاری فلسفی مختص به خودش داشت؟
خیر. فلاسفه ایرانی به خصوص بعد از صدرالمتالهین نوعا نه ابتکاری دارند و نه اساسا بنا بر این هست که ابتکاری داشته باشند. این یکی از حرف های بی معنایی هست که درون زمان ما مطرح هست و مابه ازایی هم ندارد. فلاسفه بعد از صدرا، نوعا تابع او هستند و ابتکاری نه دارند و نه می توانند داشته باشند، چون حکمت متعالیه یک دستگاه منظم نهایی فلسفی هست. بقیه تابع اين هستند و هیچ شخص دیگری نیست که مکتب جدیدی داشته باشد.
شما درون مورد اصطلاح نو صدرایی که به گروهی از فیلسوفان بنابراين از صدرا اطلاق می شود، چه نظری دارید؟
من اصلا نمی دانم فلسفه نوصدرایی چیست. ولي معنای اين این نیست که این حکمت متعالیه اول و آخر داستان هست. ممکن هست بنده خودم اعتراضاتی به حکمت متعالیه داشته باشم ولی مکتب غالب متبع درون ایران امروز این هست. تا جایی که اگر کسی از این مکتب نباشد، هو می شود. ۴۰، ۵۰ سال پیش درون عصر ما، حکیم بزرگواری بوده هست به نام شیخ محمدصالح سمنانی که فقط یکی از کتاب های او پنج جلد حکمت بوعلی، درباره ابن سیناست. چون مخالف مشاء بوده هنوز که هنوز هست صدرائیان او را فیلسوف نمی دانند. چون با ملاصدرا موافق نبوده هست. داستان ما این شده هست که آدمی که ۳۰۰ جلد کتاب دارد که یکی از آنها حکمت بوعلی درون ۲۰۰۰ صفحه درباره ابن سیناست، چون تابع ملاصدرا نیست؛ اتباع صدرا می گویند که اصلا فلسفه نمی فهمند!
اینکه می گویم کسی نوآوری نمی کند معنایش این نیست که آخرین حرف را ملاصدرا زده هست؛ هیچ وقت ولي الان چنین اتفاقی افتاده هست که گویا یک حاکم پرزور مقتدری هست که کسی نمی تواند درون مقابل او نفس بکشد. ملاصدرا امروز مثل نادرشاه افشار هست.
مشرب فلسفی مرحوم فاضل به کدام سنت حکمی اسلامی نزدیک بود؟
فاضل نوعا شفا تدریس می کرده و متمایل به حکمت مشاء و ولي اهل عرفان هم بوده هست. آقایان حسن زاده و جوادی آملی و آقا رضی شیرازی نزد فاضل فصوص خوانده اند. جالب اینجاست که مشائیت خیلی با عرفان سازگار نیست ولي این اتفاق افتاده هست. آقا میرزا طاهر تنکابنی هم با وجود اینکه حکیم مشایی درجه اول عصر خود بوده از مشایخ عرفا هم بهحساب می آید. فاضل هم این طور بوده هست.
می دانیم که مرحوم فاضل درون اصفهان نزد جهانگیرخان قشقایی هم تعلیم دیده اند. آیا بعد عرفانی مرحوم فاضل تحت تاثیر تعلیمات ایشان بوده هست؟
فاضل درون عرفان شاگرد میرزا هاشم اشکوری بوده هست. فاضل به اصفهان می رود و فلسفه را درون خدمت جهانگیرخان قشقایی و آخوند کاشانی می خواند و بعد به تهران می آید و قصد بازگشت به ولایت خود که تون و طبس بود را داشت که متوجه شد میرزا هاشم اشکوری تدریس تمهید القواعد را شروع کرده هست و درون تهران می ماند و خدمت میرزا هاشم اشکوری می رسد و ماندگار می شود و درون راه عرفان قرار می گیرد. ولي عملا جهانگیرخان هم با اینکه حکیم بوده ولي مربی عرفانی هم بوده و تربیت می کرده هست؛ هم او و هم آخوند کاشانی هر دو.
کتاب حضرات خمس هم حاصل هم نشینی با مرحوم اشکوری و نشانه ای از همین بعد فکری مرحوم فاضل هست؟
حضرات خمس اثر مرحوم فاضل نیست. حضرات خمس عنوان رساله ای از میرزا هاشم اشکوری هست که مرحوم فاضل اين را استنساخ کرده و یک نسخه از روی اين برداشته هست.
تصوير این کتاب درون اختیار من بود. استاد ما مرحوم میرزای روشن رضوان ا…علیه اين را به من داد و من این را به مهدی محقق دادم و ایشان هم اين را درون اختیار مرحوم صلاح الصاوی که استاد مصری مقیم ایران بود، داد و او اين را تصحیح و درون مجله تحقیقات اسلامی دایره المعارف چاپ کرد.
ایشان درون فقه و اصول هم دستی داشته هست.
بله. او فقیه هم بوده هست و شاگرد مرحوم درچه ای و هم دوره ای آیت ا… بروجردی و بسیار هم محل احترام ایشان بوده هست. ولي چندان عنایت و اشتغالی به این مباحث نداشته هست.
کمی هم از ویژگی های شخصیتی مرحوم فاضل بفرمایید.
یکی از خصوصیات مرحوم فاضل صفای دل او بوده هست. بسیار عاطفی و خیلی رقیق القلب بوده هست. مرحوم محمد خوانساری (صاحب منطق خوانساری و صرف و نحو) که آخرین شاگرد او بود، رساله ای هم درباره استادش نوشته هست. می نویسد اواخر که مرحوم فاضل بیمار و خانه نشین شده بود آنقدر رقیق القلب شده بود که خانم ایشان ابتدا صفحه های روزنامه ها را می دید و اگر نيوز ناراحت کننده ای بود، اين را برمی داشت و نمی گذاشت خبری که غصه دار بود را ایشان مطالعه کند، چون شدیدا متاثر می شد. خدا رحمت کند ایشان را بسیار انسان پاک دلی بود. از دیگر خصوصیات شخصی او این که فوق العاده شوخ بوده هست.
مرحوم فاضل داستانی هم با مرحوم بدیع الزمان فروزانفر شارح مثنوی و رئیس دانشکده الهیات دارد. این قصه را تمامي معاصرین فاضل نيوز دارند و نقل کرده اند و ما هم شنیده ایم. دانشگاه تهران که تشکیل می شود برخی دانشکده ها استادان خود را داشته اند که درون خارج تحصیل کرده بوده اند. ولي رشته های انسانی درون ایران تحصیلکرده خارج نداشته هست. فقط علمایی بوده اند مثل خود مرحوم فاضل، بدیع الزمان، آقای عصار و همایی که تحصیلات حوزوی درون حد کمال داشته اند. زمانی که این چند دانشکده تشکیل می شود قانونی درون مجلس تصویب می شود مبنی بر اینکه آقایانی که غالبا تحصیلکرده حوزه اند و نوعا چند روحانی هستند، رساله ای به عنوان تز دکتری بنویسند و کمیسیونی تشکیل شود و اینها را به عنوان تز دکتری تصویب کنند و اینها بشوند دکتری مثلا فلسفه و به سمت استادی دانشگاه تهران منصوب شوند. مرحوم بدیع الزمان فروزانفر عضویت کمیسیونی را که موارد مربوط به این رسائل را تصویب می کرده، برعهده داشته هست. مرحوم فاضل هم همین تعلیقه مقدمه قیصری فصوص را به عنوان رساله دکتری ارائه می کند و درون اين کمیسیون تصویب می کنند تا فاضل به عنوان استادی دانشگاه نائل شود.
مرحوم بدیع الزمان درون جلسه ای بسیار درون مناقب فاضل صحبت می کند که فاضل علما و عملا ممتاز هست و از علمای درجه اول هست و خیلی تعریف می کند و بعد می گوید «به پاس این تمامي فضایل و فواضل رتبه یک را دادیم به آقای فاضل». و بعد هم می گوید رتبه دو برای فلانی و رتبه سوم و… رتبه پنج هم مال این حقیر (یعنی مرحوم فروزانفر).
فاضل روی صفای دل خودش بسیار خوشحال می شود که اول شده هست و بدیع الزمان پنجم. چند ماه بعد که نوبت به حقوق می رسد می بیند که مثلا فاضل که دارای رتبه یک هست، فرضا ۲۰۰ تومان گرفت و بدیع الزمان که دارای رتبه ۵ هست، ۵۰۰ تومان گرفت. به اتفاق شاگردان فاضل می گفتند که دیگر تا آخر عمر با بدیع الزمان صاف نشد که نشد که نشد. می اعلام کرد این مرد سر من کلاه گذاشت. این تمامي درون منقبت من صحبت کرد و اعلام کرد رتبه یک را به فاضل دادیم بعد معلوم شد سر ما کلاه گذاشته هست. اینقدر صفای دل داشته هست. رحمت خدا بر او.
محقق می فرمود استاد فاضل وقتی سرکلاس می آمد کلی شوخی می کرد و بعد تدریس را آغاز می کرده هست.
مرحوم فاضل درون طول عمر خود آزارش به یک مورچه هم نرسیده بود. این تمامي شاگرد تربیت کرده و کتاب نوشته هست. یک پارچه صفا بوده هست. خدا رحمتش کند. فاضل درون ۱۳۳۹ شمسی فوت کرده و درون مقبره شیخان قم به خاک سپرده شده هست. او اولاد هم نداشته هست.
می گویند ایشان به واسطه حافظ قوی شان چیزی یادداشت نمی کرد و نمی نوشت.
خیر. او که این تمامي آثار دارد چطور نمی نوشته هست. دلیل نمی شود که کسی که حافظه خوبی دارد خط ننویسد. درون مورد فاضل دروغ شایعی وجود دارد که نوعا گفته می شود فاضل خط نداشته هست. معروف هست که او نمی توانسته خط بنویسد ولي این دروغ هست و ما خط او را دیده ایم.
چه آثاری از ایشان باقی مانده هست؟
از آثار او تعلیقه مقدمه قیصری فصوص هست که به منزله تز دکتری او بوده هست. رساله معروف به الهیات و حکمت قدیم و منطق و چنانچه گفتم رساله حضرات خمس جزء آثار او نیست و صرفا نسخه برداری کرده هست. مجموعه آثار او هم چاپ و منتشر شده هست.
گویا درون کتابی که شما به تازگی تصحیح کرده اید هم مرحوم فاضل با فروغی همکاری داشته هست.
گفته می شود یکی از کارهای مرحوم فاضل همکاری با فروغی درون ترجمه فن سماع طبیعی از کتاب شفای شیخ الرئیس ابن سینا بوده هست. فروغی آدم کمی نبوده هست. نخست وزیر مملکت هم بوده و این تمامي آثار دارد. اسم مرحوم فاضل و هفت، هشت، نه نفر از علمای تراز اول هم به عنوان همکاران او برده می شود؛ بدیع الزمان فروزانفر، سیدمحمد فاطمی، ابوالحسن خان فروغی، میرزا طاهر تنکابنی، سیدولی ا… خان نصر، سید نصرا… تقوی، سیدمحمد مشکوه و آقا میرزامهدی آشتیانی. اینها از علمای معروف اين وقتند و گفته می شود که فروغی این ترجمه را با همکاری یا مشاوره اینها انجام داده بوده هست. ولي الی ماشاءا… غلط درون اين اثر وجود دارد و مفصل این داستان را باید درون مقدمه من بر اين کتاب ببینید.
بنابراين معتقدید فروغی به تنهایی اقدام کرده و کمکی از این افراد نگرفته هست؟
استادالاساتید میرزامهدی آشتیانی نقدی بر اثر فروغی دارد و من این اثر را تصحیح کرده ام. درون بعضی صفحه ها ۱۰، ۱۲اشکال می گیرد و چنانکه گفتم باید مقدمه بنده دیده شود.
آیا مرحوم فاضل با فلسفه غرب هم آشنایی داشت؟ آقای سیاسی درون خاطرات نقل می کند که درون جلساتی که درون منزل ایشان تشکیل می شده، فاضل را با فلسفه غرب آشنا کرده اند.
گمان نمی کنم. مرحوم فاضل که بازنشسته می شود قرار می شود تا کرسی درس او به مرحوم شعرانی سپرده شود. علامه شعرانی پیش سیاسی ریاست دانشگاه می رود و او از شعرانی درباره فلسفه غرب و دکارت می پرسد و متوجه می شود که شعرانی فرانسه می داند. سیاسی گفتار درون روش دکارت به زبان اصلی فرانسوی را درون اختیار مرحوم شعرانی قرار می دهد تا بخواند. شعرانی از حفظ می خواند و بعد هم شرح می کند و موجب قبول و ارادت سیاسی می شود و گمان می کنم که اصل داستان این باشد. علی ایحال اگر دنبال واقع این مطلب باشیم باید خاطرات سیاسی را ببینیم.
* نویسنده : محمد محسن راحمی روزنامه نگار


مطالب پیشنهادی