دولت سازی چه تفاوتی با توسعه و ملت سازی دارد؟




۲۰ام دی ۱۳۹۶ زوارین

دولت سازی و ملت سازی اغلب به جای یکدیگر درون بحث جاری مورد دسترس قرار می گیرند ولي هیچ گاه به عنوان مترادف یکدیگر درون نظر گرفته نشده اند.

به گفته «فرهیختگان آنلاین» ، جایگاه دولت سازی درون دانشگاه ها به دلیل میان رشته ای بودن بسیاری از مفاهیم مورداستفاده درون این اصطلاح، همواره با پیچیدگی هایی همراه بوده هست. زو اسکات، استاد دانشگاه بیرمنگام درون مقاله زیر به بررسی ده ها مقاله و کتاب سال های اخیر با موضوع دولت سازی پرداخته و به مسائل مشترکی که درون این مقالات اشاره شده یا از نگاه آنها مغفول مانده، اشاره کرده هست. درون ادامه خلاصه این مقاله را می خوانید:
چارچوب مفهومی
دولت سازی هم اکنون درون حال تجربه یک رنسانس هست و موضوع چندین کتاب برجسته، کنفرانس ها، مجلات و طرح های تحقیقی بوده هست. مقادیر زیادی از اطلاعات با موضوع دولت سازی به شکل صریح یا ضمنی نوشته شده هست. ولي بررسی تمام این محتواها و داده ها درمورد دولت سازی به سادگی امکان پذیر نیست.
این مقاله تلاش دارد به مطالعه آثار مرتبط با این موضوع درون ۱۰ سال اخیر بپردازد. نکته ویژه اين هست که بسیاری از آثاری که با موضوع دولت سازی تولید شده به موضوع عراق و افغانستان دقت بسیار ویژه ای داشته اند، درحالی که درون مورد موضوع آفریقا به اندازه این دو کشور کار نشده هست.
درحقیقت دولت سازی یک موضوع بین رشته ای هست. علوم اجتماعی، روابط بین الملل، مطالعات سیاسی، انسان شناسی، اقتصاد، مطالعات توسعه و امنیت بین المللی تمامي از بحث های مطرح درون حوزه دولت سازی هستند. نکته این هست که هیچ گاه امکان ندارد بتوان دولت سازی را فقط به یکی از این حوزه ها محدود کرد. برای مثال مطالعات روابط بین الملل درون دانشگاه ها روش های بسیار متنوعی از دولت سازی را مطرح می کند به شکلی که نمی توان اين را محدود به یک مجله یا کنفرانس کرد. بنابراين درون این شرایط و درون موضوع بررسی ادبیات دولت سازی باید به بررسی امنیتی روابط بین الملل، مطالعات اجتماعی و ادبیات اقتصادی نیز پرداخت و نباید خود را فقط به مسائل بین الملل و سیاسی محدود کرد.
 دولت سازی درون برابر ملت سازی
سردرگمی بسیاری بین اصطلاحات دولت سازی و ملت سازی وجود دارد. بسیاری از افراد از دولت سازی برای اشاره به استراتژی های مداخله جویانه به منظور بازگرداندن و بازسازی نهادها و دستگاه های دولتی درون کشوری دیگر دسترس می کنند. درون مقابل، ملت سازی نیز به ایجاد یک هویت فرهنگی که مربوط به قلمروی خاصی از دولت هست، اشاره دارد. اکثر نظریه پردازان معتقدند که توسعه یک ملت نیازمند عملکرد خوب دولت اين هست. به همین دلیل بسیاری نیز موافق هستند که دولت سازی، جزئی لازم از ملت سازی هست.
چندی از نویسندگان استدلال می کنند درحالی که دولت سازی چیزی هست که بازیگران خارجی می توانند درون اين نقش داشته باشند، توسعه فرهنگ یک ملت ذاتا چیزی هست که تنها جامعه می تواند اين را شکل دهد. درون این شرایط هست که می توان اعلام کرد بازیگران عرصه بین المللی نمی توانند خود را محدود به دولت سازی کنند.
با این حال، اگرچه دولت سازی احتمالا مدتی کمتر از ملت سازی به منظور توصیف مداخلات برای بازیگران خارجی بحث برانگیز بوده هست، درون سال های اخیر تلاش ها برای کم کردن تفاوت های این دو اصطلاح بین جوامع بین المللی ادامه دار بوده هست.
ولي تحت تاثیر تمایل دولت بوش و وب سايت ها برای به کار بردن اصطلاح ملت سازی جهت مداخلات خود درون افغانستان و عراق، این اصطلاح بیشتر از دولت سازی مطرح شده هست. درنتیجه درون مواقعی که اتفاقات مشابهی رخ داده، اصطلاح ملت سازی بیش از اصطلاح دولت سازی مطرح شده هست.
درحالی که سیاست خارجی فعلی و فرهنگ عامه تمایل به تلفیق این دو اصطلاح دارد و درون مورد اين استدلال هایی نیز می کنند، باید اعلام کرد که اصطلاحات دولت سازی و ملت سازی دو نیروی مقابل یکدیگر هستند.
درحالی که دولت سازی بر ایجاد یک دولت-ملت همگن تمرکز کرده هست، رویکرد ملت سازی بر اهمیت هویت فرهنگی تاکید می کند، چراکه این هویت فرهنگی هست که درنهایت می تواند منجر به درخواست برای تعیین سرنوشت خود ملت ها شود.
یکی از دلایل عدم تمایز بین دولت سازی و ملت سازی ممکن هست ادبیات متفاوت آنها از ساخت یک هویت فرهنگی و جایگاه گزينش گری به جای تمرکز بر جنبه های فنی اين باشد. بنابراین نویسندگان شاید تصور و حتی ادعا کنند که دارند درون مورد ملت سازی می نویسند ولي درواقع درحال تاکید بر بنیادهای دولت سازی هستند. دلایل تاریخی بسیاری وجود دارد که چرا بازیگران خارجی تلاش دارند معنی اصطلاحاتی همچون دولت سازی با اصطلاحات دیگری جایگزین شود.
دولت سازی و ملت سازی اغلب به جای یکدیگر درون بحث جاری مورد دسترس قرار می گیرند ولي هیچ گاه به عنوان مترادف یکدیگر درون نظر گرفته نشده اند.
ملت سازی درون دهه های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ بسیار مورد بحث قرار گرفته و ارتباط مفهومی قدرتمندی با نظریه های نوسازی توسعه داشته هست. درون طول جنگ سرد، ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی هر دو ملت سازی را به عنوان تاکتیکی برای محدود کردن دسترسی دشمن خود دسترس می کردند. این اصطلاح درون دهه ۱۹۷۰ با دخالت آمریکا درون جنگ ویتنام مرتبط هست.
درون طول دهه ۱۹۸۰ دولت سازی و ملت سازی به شکلی پایدار درون دستور کار بین المللی قرار گرفتند و کشورها به دنبال کاهش نقش دولت و درون دست گرفتن بازار بودند.
تنها درون دهه ۱۹۹۰ بود که دولت سازی دوباره با تاکید بر حکمرانی خوب به شکلی فزاینده به دنبال توسعه محدود درون بسیاری از دولت های جنوبی افتاد.
حالا و درون دوران بنابراين از ۱۱ سپتامبر، امنیت و توسعه مانند همان زمانی که درون جنگ سرد کنار هم بودند، دوباره با یکدیگر همراه شده اند. درون این دیدگاه امنیت کشورهای ثروتمند توسط کشورهای فقیر درحال توسعه تهدید می شود. این دیدگاه تضمین می کند که دولت سازی دغدغه جامعه بین المللی هست که هر از چند گاهی اجرا می شود.
 دیدگاه مطالعات اجتماعی و مطالعات سیاسی درون دولت سازی
مطالعات اجتماعی و سیاسی درون دولت سازی به جای تمرکز بر زمینه تاریخی، سیاسی و اجتماعی به دنبال بحث های تکنوکراتیک مانند توالی و اولویت بندی اصلاحات هست. نویسندگان این رشته ها بر تقدم فرهنگ و درون نظر گرفتن مسائل مهم مانند قومیت تاکید دارند.
دانشمندان علوم اجتماعی نسبت به کارشناسان روابط بین الملل به طور کلی تمایل بیشتری به سوال از فرضیات هنجاری درون مورد اهمیت دولت دارند.
چندین نویسنده از این ایده دفاع کرده اند که دولت ها باید به جوامعی برسند که بتوانند درون اين مناطق جایگاه درستی پیدا کنند. تمرکز آنها به جای جامعه بین المللی و حفاظت از نظم جهانی دولت – ملت کنونی به جمعیت بومی اين منطقه معطوف شده هست. مورخان به طور فزاینده ای بر سهم بیشتر ادبیات دولت سازی تاکید دارند. جای تعجب نیست که آنها به دنبال پایان یافتن مداخلات دولت سازی با دسترس از تجزیه و تحلیل تاریخی باشند. آنها استدلال می کنند که درک گذشته می تواند از تکرار شکست های پرهزینه جلوگیری کند.
 شکاف های ادبیات دولت سازی
درون زمان مطالعه ادبیات دولت سازی شکاف های مختلفی مشاهده می شود. درون هر صورت ممکن هست دلایل قابل توجهی درون مورد این شکاف ها وجود داشته باشد. برای مثال هیچ نویسنده ای درون اولویت بندی و تعیین توالی فعالیت های دولت سازی مسیر روشنی را پیشنهاد نمی دهد.
با این حال به نظر می رسد بحث و مناظره درون مورد مساله دولت سازی درون مراحل اولیه خود قرار دارد. هیچ اجماعی میان کارشناسان وجود ندارد که چه کسانی درون دولت سازی درگیر هستند، چه برسد به اینکه آنها چگونه عملیات خود را زمان بندی می کنند.
با وجود اینکه درمورد مساله دولت سازی اطلاعات علمی کمی وجود دارد ولي کارشناسان هیچ گاه برای تولید علمی جدیدتر درون مورد دولت سازی راهی طولانی را طی نکرده اند. این مساله تنش هایی را میان نیازمندی های تحقیقات به منابع، راه های دستیابی به بهترین نتیجه و محققانی که با اجزای پایه دولت سازی درگیر هستند، ایجاد می کند. محققان این عرصه به دنبال تولید محتوایی مرتب و مشخص از دولت سازی هستند که شامل توصیه های عملی ای باشد که اکنون موردنیاز جامعه بین المللی هست.
با وجود تنش هایی که درون عرصه تحقیقات و سیاستگذاری دولت سازی وجود دارد، برخی فضاهای تحقیقی درون حوزه دولت سازی، به دقت بیشتری نیاز دارد تا بتواند بنیادهای اين را به مرحله بالاتر هدایت کند.
توسعه: وضوح بیشتری برای همپوشانی تناقضات میان توسعه به عنوان یک مفهوم و فرآیندهای دولت سازی مورد نیاز هست. از چه جهتی توسعه با دولت سازی تفاوت دارد؟ دیدگاه توسعه چه سهم خاصی درون تجزیه و تحلیل دولت سازی دارد؟
جنسیت: هیچ کدام از تحقیقات حوزه دولت سازی به مساله جنسیت نپرداخته اند. تحقیقات این عرصه باید به دیدگاه جنسیت درون دولت سازی بپردازد و این مساله را بررسی کند که چگونه جنسیت های مختلف با مراحل دولت سازی همراهی یا با اين مقابله می کنند.
طرفدار فقرا: تاکنون هیچ اشاره ای به استراتژی های اطمینان آوری که دولت سازی طرفدار فقر هست، نشده هست. تحقیقاتی که تاکنون صورت گرفته به بررسی مراحل دولت سازی توسط سردمداران و قدرتمندان جامعه پرداخته ولي این دیدگاه حداقلی هست و دیدگاه جریان اصلی این هست که دولت سازی فقط از طریق رهبری قدرتمند ثروتمندان صورت می گیرد.
فرهنگ: درون حوزه ادبیات ملت سازی اشاره های محدودی به چگونگی شکل گیری و قرارگیری فرهنگ شده هست. این مساله احتمالا به این علت هست که این تحقیقات درون حوزه های دیگری همچون مردم شناسی وجود دارد. زاویه خاصی که این مساله می تواند داشته باشد احتمالا می تواند نقش مثبتی باشد که بازیگران خارجی می توانند درون مراحل دولت سازی بازی کنند.
مالکیت محلی: با وجود آنکه بر حصول اطمینان از مالکیت محلی درون دولت سازی تاکید شده هست، اطلاعات بسیار محدودی درون مورد عملیاتی بودن این مساله نوشته شده هست. یک راه اين هست که تحقیقات با موضوع محل های درگیری یا جوامع تقسیم شده ای که چالش های خاص دولت سازی را تجربه کرده اند با هم مرتبط شوند.
غارتگران: چه موانع خاصی برای حمایت از دولت سازی درون تمام سطوح جامعه وجود دارد؟ باید درون مورد پدرسالاری های موجود درون جوامع حاکم مطالعاتی انجام شود. چگونه می شود که درون جوامع مختلف نیروهای بازدارنده شکست می خورند و اخلاگران و غارتگران حمایتگر می شوند؟
 تجزیه و تحلیل تطبیقی تاریخ
تجزیه و تحلیل هایی که چشم اندازهای تاریخی طولانی زمان دولت سازی درون مناطق مختلف را با یکدیگر مقایسه می کنند پتانسیل بالقوه ای درون شناسایی تغییرات و پیش بینی ها دارند.
قابل انتقال بودن: پژوهش درون محدودیت دسترس از داستان های موفقیت های فردی یا منطقه ای برای توسعه بهترین اقدام لازم هست.
جامعه مدنی: اگر دولتی تاثیرگذار و قوی به دلیل خواسته های شکل گرفته توسط جامعه مدنی پرانرژی و متحد پدیدار می شود، چه سازوکار نوآورانه ای برای پشتیبانی از توسعه اين جامعه مدنی درون اين وضعیت شکننده وجود دارد؟
* نویسنده : زوو اسکات نویسنده محمدحسین پرتویان مترجم


مطالب پیشنهادی