داستان دیالکتیک پرخاش - فرهیختگان آنلاین




۱۲ام دی ۱۳۹۶ زوارین

سلبریتی وب سايت ای به دنبال جلب دقت دانشجویان و اصحاب فرهنگ به سمت خود هست. او درصدد افزایش شهرت، سرمایه و قدرت خود درون آوردگاه مباحث علمی و فرهنگی هست و بهترین و آسان ترین راه برای قلندری درون این میدان را دسترس از زبان کنایه و طعن و تحقیر درون مواجهه با سایر مدعیان و رقیبان می یابد.

به گفته «فرهیختگان آنلاین» ، نزاع های گاه و بی گاه روشنفکران و آکادمیسین ها دیگر به بخش جدایی ناپذیری از فضای علمی و فرهنگی کشور تبدیل شده هست. نزاع های مختلفی که عمدتا نه برای کشف مجهول یا اعلام کرد وگو برای مفاهمه بلکه برای کسب پرستیژ و پرنسیب علمی و فرهنگی بیشتر و تثبیت جایگاه روشنفکر یا آکادمیسین درون این فضا اتفاق می افتد. درون آخرین مورد از این دوئل های به ظاهر اندیشه ای مصطفی ملکیان و خشایار دیهیمی دست به گریبان شده اند.
منازعه مصطفی ملکیان با مترجم آثار کامو
ولي داستان از انتشار فایل سخنرانی مصطفی ملکیان درون نشست رونمایی از ترجمه کتاب «آری! صدا را باید بالا برد: مقالاتی از آلبر کامو» که درون شرکت سهامی انتشار برگزار شده بود، آغاز شد.
ملکیان درون این نشست که دهم آذر ماه برگزار شده بود بزرگ ترین فرصت خدمت را نه خدمت سیاسی و اقتصادی بلکه خدمت فرهنگی دانست که به مراتب نسبت به خدمات سیاسی و اقتصادی اولویت و تقدم دارد. او از این میان، از ترجمه به عنوان بزرگ ترین خدمت فرهنگی نام برد و اعلام کرد: «فرآورده ترجمه هر جامعه را از تک آوایی فرهنگی نجات می دهد. بزرگ ترین بدبختی جامعه این هست که فکر کند هر موضوع و هر مساله ای را فقط با یک شیوه می توان حل کرد. وقتی مترجم دست به ترجمه می زند به شهروندان جامعه نشان می دهد که به هر مساله ای از راه های مختلفی می توان نزدیک شد و اين را حل کرد. به محض اینکه جامعه متوجه شود تک آوایی خطاست، پیشرفت آغاز می شود. ما از تک آوایی رنج می بریم و این موارد درمورد فرآورده ترجمه یعنی کتاب یا رساله ای هست که مترجم به جامعه ارائه می دهد.»
ملکیان بنابراين از این مقدمه نکاتی را درون مورد فرآیند ترجمه بیان کرد. او «وجدان کاری» و «پشتکار» را مهم ترین ویژگی های یک مترجم برشمرد که اگر درون هر مترجمی وجود داشته باشد، مترجمی بهترین دانشگاهی هست که خود مترجم را دانشمند می کند و او را رشد می دهد.
ملکیان ادامه داد: «اگر من وجدان کار بالا و پشتکار فراوان داشته باشم امکان ندارد تا به درستی تعبیری یقین نکنم بر زبان جاری کنم و برای اینکه به این یقین برسم به فرهنگ ها و دایره المعارف ها و کتب متعددی نیاز دارم. این هست که معتقدم مترجمی بهترین دانشگاه برای مترجم هست.»
او سپس وارد بحثی پیرامون ترجمه Absurd درون آثار آلبر کامو شد. او با مقایسه این مفهوم درون آثار ساموئل بکت و فردریش نیچه با آلبر کامو اعلام کرد: «تفکر کامو با بکت و نیچه ربط و نسبتی ندارد و شاید بتوان درون آثار نیچه و بکت این واژه را به پوچی ترجمه کرد ولي معادل درست این تعبیر درون آثار کامو پوچی نیست. بلکه به چهار جهت آلبر کامو به «بی منطقی» معتقد هست. به این معنا که جهان و زندگی انسانی پوچ نیست بلکه بی منطق هست یعنی با منطق ذهنی آدمیان قابل تبیین نیست.»
 وقتی دیهیمی به جای کامو صدا را بالا می برد
خشایار دیهیمی که درون منازعه سیدجواد طباطبایی با داریوش آشوری و درون تقبیح رفتار طباطبایی درون ضرورت اخلاق نقد سخن ها گفته بود، بنابراين از انتقادات مصطفی ملکیان، به شدت برآشفت، «سکوت درون موقعی که پای شرف به میان می آید را جایز ندانست»، اخلاق نقد و سخنرانی درون فضیلت اين را به باد فراموشی سپرد و درون جملاتی پر از خشم و کنایه و خالی از اخلاق نقد، مدعی شد که «این ملکیان» حق ندارد از کامو حرف بزند چراکه «ثابت کرده هست با شرف بیگانه هست» و «جز نفع خودش را نمی شناسد»!
دیهیمی که از کاربران خواسته بود تا نوشته او را به اشتراک بگذارند، حملات تند خود را ادامه داد و نوشت: «{ملکیان} فلسفه اخلاق می گوید ولي بارها ثابت کرده هست که با اخلاق بیگانه هست» و درواقع «ننگ این روشنفکری اخلاقی هست.»!
مترجم آثار کامو که مخاطبان خود را به «برملا کردن تک تک بی شرفی های این آدم» نوید می داد به این هم اکتفا نکرد و مدعی شد که سخنان ملکیان «تن کامو را درون گور لرزانده هست»!
دیهیمی که تا همین جا نیز نشان داده بود واقعا «درون احوالی نیست که بخواهد حرف بزند»، از مخاطبان خواست تا اگر باورش دارند این مطلب را به اشتراک بگذارند و اين را به داغ از دست دادن دخترش هم مربوط نکنند و تسلیت نگویند.
 معلم اخلاق: طباطبایی مارکسیست هست
ولي ملکیان، معلم اخلاق این روزها درون مصاحبه ای درون خرداد ۹۴ زبان به نقد حلقه مجله مهرنامه گشوده بود و با بیان اینکه گردانندگان مهرنامه عمیقا تحت تاثیر طباطبایی هستند، مهرنامه را مجله ای دانست که سیدجواد طباطبایی با دسترس از اين درون پی انتقام گیری از عبدالکریم سروش هست. 
ملکیان درون ادامه درون واکنش به صحبت های مصاحبه کننده که اعلام کرد خود طباطبایی مدعی هست که لیبرال محافظه کار هست، اعلام کرد: «نه آقا. ما که نباید گول این حرف ها را بخوریم. خیلی ها از این چیزها می گویند. اینها خیلی زیرک تر از این حرف ها هستند!»
او درون ادامه با مقایسه سیدجواد طباطبایی با استالین اضافه کرد: «ادعای جواد طباطبایی مثل ادعای استالین هست که می اعلام کرد ما حکومت دموکراتیک داریم! استالین نمی توانست چیزی را رد کند که عرف و ارزش شده بود. دموکراتیک بودن حکومت درون اين زمان دیگر یک ارزش شده بود و استالین مجبور بود بگوید حکومتش دموکراتیک هست. ولي چه کسی این حرف او را باور می کرد؟»
ملکیان معتقد هست طباطبایی چون می داند اگر قرار باشد مهرنامه آرای او را ترویج کند دیگر نباید بگوید مارکسیست هست و اگر بگوید مارکسیست هست، اینها دیگر نمی توانند عقایدش را ترویج کنند.
او اعلام کرد: «اصلا ایشان مارکسیست هست! مارکسیست آلتوسری هست. طباطبایی تا چند سال پیش که این بساط برایش فراهم نشده بود، افتخار می کرد که آلتوسری هست. با افتخار می اعلام کرد من آلتوسری ام. طباطبایی مارکسیست، اولین قصد و غرضش قطع رگ و ریشه های هر نوع اندیشه لیبرالیستی هست. حالا چه خوب هست که درون این جهت یک عده مسلمان هم به نام اسلام، بدون اینکه خطری هم از بالا متوجه آنها شود، بیایند به روشنفکری دینی حمله کنند؛ چون روشنفکری دینی لیبرال هست.
طباطبایی با خودش می گوید چه خوب هست من بتوانم از قوچانی ها دسترس کنم برای اینکه رگ و ریشه لیبرالیسم را قطع کنم؛ و این کار را به دست کسانی انجام دهم که حکومت هیچ وقت جلوی حمله آنها به روشنفکران دینی را نمی گیرد؛ بلکه تشویق شان هم می کند. بنابراین من طباطبایی، دشمن خودم را به دست یکی دیگر از دشمنانم سرکوب می کنم!»
 مورد شگفت انگیز «شهریار» ماکیاولی
جواد طباطبایی درون مقاله ای با عنوان «مورد شگفت انگیز شهریار ماکیاولی» که درون شماره ۲۳ مجله مهرنامه چاپ شد، به نقد ترجمه داریوش آشوری از کتاب شهریار ماکیاولی پرداخت. او بعدها نقدهای خود به ترجمه های منتشر شده از ماکیاولی را با محوریت نقد ترجمه داریوش آشوری، محمود محمود و احمد زرکش درون کتابی با عنوان «تاملی درون ترجمه متن های اندیشه سیاسی جدید: مورد شهریار ماکیاولی» منتشر کرد.
 چرا طباطبایی خود ترجمه نمی کند؟
خشایار دیهیمی درون مناقشه بین آشوری و طباطبایی وارد شد و با اشاره به تناقض رفتاری طباطبایی اعلام کرد: «او ادعا می کند که کتاب آشوری غلط هست و بعد همین کتاب را سر کلاس تدریس می کند. شما که کتاب غلط را نباید تدریس کنید. اصلا اگر این کار را می کنید، بی اخلاقی هست. وقتی نقدهای فنی درون این حد دقیق را می آورید، بنابراين بهتر هست این کتاب را خودتان ترجمه کنید.»
 تسویه حساب چریک با فعال اجتماعی-سیاسی
همین جملات کوتاه از دیهیمی کافی بود تا سیدجواد طباطبایی با انتشار یادداشت بلندبالایی به تسویه حساب با دیهیمی بپردازد و ترجمه او از کتاب تاریخ اندیشه های سیاسی جورج کلوسکو را درون ردیف «تفنن» و نه ترجمه قرار دهد و دیهیمی را به عنوان یک فعال اجتماعی و سیاسی که به متولی علوم اجتماعی تبدیل شده هست و تولید علوم اجتماعی را به فعالیتی از سنخ صدور بیانیه های سیاسی تبدیل کرده هست، متهم کند. 
طباطبایی درون بخشی از این یادداشت ترجمه های دیهیمی را از موارد اسفناک تفنن ورزی عنوان می کند و می نویسد: «فعالان اجتماعی و سیاسی نه تنها انحصار تولید علوم اجتماعی را به دست دارند، بلکه بر جای نظریه پردازان اين نیز نشسته اند و جایی که مقتضی موجود و مانع مفقود باشد که ولي اغلب هست، پرده ادعاها را بالاتر و بالاتر می گیرند و کوس انا الحق می زنند! یکی از موارد اسفناک چنین تفنن ورزی به جای کار جدی، ترجمه های خشایار دیهیمی هست.»
 بدخیمی: نام درون بوق دمیدن و دانش فروشی تقلبی
داریوش آشوری درون پاسخ به نقد های طباطبایی به ترجمه اش از شهریار ماکیاولی، قلم به دست می گیرد و با لحنی طباطبایی وار به جان او می افتد. آشوری با افسوس بخش عمده نام آوری طباطبایی را نه به خاطر اندیشه گری والا و هنر نویسندگی، بلکه به سبب جنجال برانگیزی او می داند. آشوری معتقد هست طباطبایی «درون تاخت و تازش درون قلمروی اندیشه سیاسی و فلسفه، زنده و مرده را بی نصیب نمی گذارد.»
به نظر طباطبایی تمامي بی سواد و نفهم اند و گویی ناگهان آسمان شکافته شده و یک اندیشه گر بی بدیل به میدان ظلمات عالم جهل و بی سوادیِ ما پرتاب شده تا با نورافشانی علمی و فلسفی خود ـ و ولي، مالیدن پوزه تمامي به خاک ـ جهان ما را از تاریکی جهل برهاند! آشوری، طباطبایی را دچار بدخیمی دانست و او را متهم کرد که درون بوق می دمد و دانش فروشی می کند.
 ریشه یابی دوئل های روشنفکری
متاسفانه سرمایه شهرت از اصلی ترین موارد مطرح برای روشنفکران و آکادمیسین های ماست. درون کنکاش علل چنین دوئل هایی دو نکته اصلی جلب دقت می کند.
 زبان؛ اسلحه ای برای ترور
زبان محمل اندیشه و بستر مفاهمه و اعلام کرد وگوست ولي درون میانه جدال برای کسب وجهه و سرمایه علمی و فرهنگی، روشنفکران از زبان به عنوان اسلحه ای برای ترور شخصیت و از میدان به درون کردن سایر رقبا دسترس می کنند. کاربست اصلی زبان قربانی می شود و ماهیت اين از محملی برای اندیشه به بستری برای برون داد خشونت کلامی تبدیل می شود.
 سلبریتیسم اندیشه ای و بزم رزم
از طرف دیگر با افزایش وب سايت های حوزه اندیشه درون سالیان اخیر برخی اقتضائات حوزه وب سايت به میدان اندیشه هم سرایت کرده و سبب تشدید چنین فضایی شده هست. وب سايت درون پیوند با سرمایه باید به لحاظ اقتصادی سودآور باشد و سودآوری اين ارتباط مستقیمی با فروش هر شماره از اين دارد.
این وضعیت گردانندگان نشریات و وب سايت های حوزه اندیشه را به سمتی هدایت می کند که نزاع و گریبانگیری های سیاسی را درون حوزه اندیشه نیز توجیه می کند. روشنفکران و برخی آکادمیسین ها نیز به خوبی از این وضعیت آگاهند و از این رو می کوشند تا جایی درون بزم رزم اندیشه داشته باشند و اینجاست که مفهوم سلبریتی اندیشه ای نیز معنا می یابد.
سلبریتی وب سايت ای به دنبال جلب دقت دانشجویان و اصحاب فرهنگ به سمت خود هست. او درصدد افزایش شهرت، سرمایه و قدرت خود درون آوردگاه مباحث علمی و فرهنگی هست و بهترین و آسان ترین راه برای قلندری درون این میدان را دسترس از زبان کنایه و طعن و تحقیر درون مواجهه با سایر مدعیان و رقیبان می یابد.
* نویسنده : محمد محسن راحمی روزنامه نگار


مطالب پیشنهادی