حقوق مردم بر حاکمان اسلامی درون اندیشه سیاسی فیض کاشانی




۲۱ام دی ۱۳۹۶ زوارین

اشاره: بیست و دوم ربیع الثانی برابر هست با سالگرد درگذشت ملا محمد بن مرتضی بن محمود کاشانی (۱۰۰۷ق/۹۷۷ش-۱۰۹۱ق/۱۰۵۸ش)، معروف به ملا محسن و ملقب به فیض کاشانی، حکیم، محدث، مفسر قرآن کریم و فقیه اخباری شیعه.

درون اندیشه دینی، ریاست و امامت بر مردمان یک مسئولیت بزرگ الهی هست؛ نه مقام و منزلتی برتر نسبت به انسان های دیگر؛ از این رو پذیرش این مسئولیت، وظایف و حقوقی را برعهده امام و رهبر جامعه می گذارد و حقوقی را برای مردم نسبت به آنان ایجاد می کند که اين ها باید درون احقاق این حقوق تلاش نمایند.
دکتر علی خالقی
حاکمان اسلامی موظف اند که احکام و قوانین الهی را درون میان مردم تبیین و ترویج نموده و اين را به اجرا بگذارند و زندگی دنیوی اين ها را اصلاح و معیشت شان را فراهم سازند؛ بنابراین اين ها درون رفتار با مردم تحت حاکمیت خویش به رعایت وظایف و حقوقی موظف اند که از جمله اين ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:
عدالت ورزی درون میان مردمان
یکی از حقوق والای مردم از نظر فیض کاشانی، رفتار عادلانه حاکمان اسلامی با آنان و پرهیز از ظلم و ستم به اين ها می باشد. به اعتقاد وی، رعایت این حق به اندازه ای اهمیت دارد که خدای متعال از حقوق خود نسبت به بندگانش می گذرد، ولی هرگز از حقوق بندگانش نمی گذرد؛ لذا گفته شده که: « الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظلم»؛ «مُلک و پادشاهی با کفر دوام می یابد؛ ولی با ظلم و ستم هرگز». درون آیات و روایات متعدد نیز تأکید شده که خدای متعال به هیچ روی از ظلم و ستمی که بر بندگانش روا داشته می شود، نمی گذرد؛ از این رو فیض درون لزوم عدالت ورزی حاکمان با مردم به روایات اهل بیت علیهم السلام استناد جسته و می نویسد:
امام محمد باقر علیه السلام درون پاسخ به این که «ماحق الناس علی الإمام؟» می فرماید: «یقسم بینهم بالسویّة و یعدل فی الرعیّة …». بنابراین از حقوق مردم بر حاکمان خود اين هست که اين چه به اين ها می دهد برابر باشد و عادلانه با اين ها رفتار کند.
امام زین العابدین علیه السلام نیز عدالت ورزی با امت را از وظایف امام و حاکم دانسته و می فرمایند: «وأمّا حقّ رعیّتک بالسلطان، فان تعلم أنّهم صاروا رعیّتک لضعفهم، و قوّتک، فیجب أن تعدل فیهم، و تکون لهم کالوالد الرحیم، و تغفر جهلهم، ولا تعاجلهم بالعقوبة، و تشکر اللّه عزّ و جلّ علی ما آتاک من القوّة علیهم»؛ «حق رعیت بر سلطان اين هست که بداند اين ها به سبب ضعفشان و به خاطر قدرت سلطان، رعیت او شده اند؛ بنابراين واجب هست که درون میان اين ها به عدالت رفتار کند و برای اين ها مانند پدری رئوف باشد و نادانی اين ها را ببخشد و درون عقوبت اين ها تعجیل نکند و خدا را بر این که به او قدرت و توانایی داده، شکر کند».
عدالت ورزی حاکمان با مردم از حقوق والایی هست که خدای متعال برعهده حاکمان نهاده هست. به تعبیر فیض کاشانی، خدای متعال حتی پیامبران خود را نیز «برای نشر عدل و داد برگماشت» و جانشینان اين ها را از میان عادل ترین مردمان قرار داد؛ از این رو به اعتقاد ایشان، بدون چنین عدالت ورزی ای، هدف از انبعاث پیامبران که خدمت عالم ملک بر عالم ملکوت و شهوات بر عقول هست، میسّر نمی گردد؛ و تنها زمانی این هدف حاصل می شود که عدل و عدالت درون جامعه برپا شود؛ چنان که فیض کاشانی می نویسد: «إذا قام العدل خدمت الشهوات للعقول، و إذا قام الجور خدمت العقول للشهوات».
 تأمین رفاه و آسایش زندگی برای مردم
یکی دیگر از حقوق مردم برعهده حاکمان خود، تأمین معاش و رفاه و آسایش زندگی آنان هست. فیض کاشانی درون ضرورت اين می گوید: «دنیا منزلی از منازل انسان درون سیر به سوی خداوند متعال هست و بدن او مرکب این راه هست؛ بنابراين انسانْ بی تدبیر این منزل (دنیا) و مرکب (بدن) نمی تواند به سوی خدا سیر کند؛ و مادامی که امر معاش او درون دنیا منتظم نگردد انقطاع الی اللّه برای او میسّر نمی شود و انتظام معاش درون دنیا به حفظ سلامتی بدن و دوام نسل انسان هست؛ لذا خدای متعال اسباب اين را درون زندگی دنیوی فراهم ساخت؛ ولی چون انسان ها درون دست یابی به این اسباب اختلاف و نزاع می ورزند، قوانینی را وضع فرمود و به پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم مأموریت داد تا اين را درون میان مردم به اجرا بگذارد تا بدین وسیله معاش دنیوی انسان ها به بهترین وجه انتظام یابد.
پیامبر نیز جانشینان خود را به تأمین معاش و رفاه و آسایش انسان ها توصیه کرده و فرمود: «أُذکر اللّه الوالی من بعدی علی أُمّتی … لم یفقرهم فیکفرهم، و لم یغلق بابه دونهم. فیأکل قویّهم ضعیفهم». فیض کاشانی درون توضیح این فرمایش حضرت رسول صلی الله علیه و آله وسلم می نویسد: «لم یفقرهم، یعنی این که مبادا حاکمان مردم را درون فقر و تنگنا قرار دهند؛ زیرا چه بسا درون اثر فقر اين ها به سوی کفر کشیده شوند؛ و لم یغلق بابه دونهم، یعنی این که حاکمان باید به امور مردم اهتمام بورزند و نسبت به برطرف ساختن نیازهای آنان بی مبالات نباشند».
نتیجه این که یکی از وظایف حاکمان اسلامی «تدبیر معاش» و «رسیدگی به امور مختلف زندگی مردم» و سعی و تلاش درون برطرف ساختن نیازهای زندگی آنان هست.
تعلیم و تربیت مردم
از دیگر حقوق مردم برعهده حاکمان، تعلیم و تأدیب آنان هست تا از جهل و گمراهی نجات یابند؛ از این رو خدای متعال واگذاری این رسالت را برعهده انبیای الهی، امتنان بر خلقش معرفی کرده و می فرماید: «لقد مَنَّ اللّه ُ علی المؤمنین إذ بَعَث فیهم رسولاً من انفسهم یتلوا علیهم آیاته و یزکّیهم و یعلمهم الکتاب والحکمة و إن کانوا من قبل لفی ضلال مبین»؛ «خداوند بر مؤمنان منّت نهاد که درون میانشان پیامبری را از خودشان برانگیخت تا آیاتش را بر اين ها بخواند و پاکشان دارد و کتاب و فرزانگی به اين ها بیاموزد، اگرچه پیش از اين درون گمراهی آشکار بودند».
به تعبیر فیض، پیامبران موظف بودند تا مردمان را تعلیم نموده و به سوی مصالح و منافعشان راهنمایی کنند و اخلاق و عادات و سنن و قوانینی را که اين ها را به اعتدال رفتاری رهنمون می شود، به آنان بیاموزند؛ زیرا تزکیه نفس و تأمین مصالح دنیوی انسان ها درون سایه تعدیل اخلاق و عادات به دست می آید و ضرر و زیان مصالح دنیوی و تمدن انسانی درون اثر افراط و تفریط درون رذایل اخلاقی حاصل می شود. به اعتقاد ایشان، تعلیم و آموزش مردم و زدودن جهل و غفلت از اين ها بنابراين از پیامبران برعهده جانشینان اين ها نهاده شده هست و یکی از وظایف مهم اين ها تعلیم و آموزش مردم و زدودن جهل و خرافات از میان اين هاست تا بدین وسیله به سعادت دنیوی و اخروی دست یابند. مؤید این امر، فرمایش امیرالمؤمنین علی علیه السلام هست که می فرمایند: «فأمّا حقّکم علیّ … تعلیمکم؛ کیلا تجهلوا، و تأدیبکم کیما تعلموا…»؛ «یکی از حقوق شما برعهده من اين هست که شما را تعلیم دهم تا نادان نمانید و آداب آموزم تا بدانید».
به اعتقاد فیض کاشانی، درون دوران غیبت امامان معصوم علیهم السلام، تعلیم و تربیت هم چنان ضروری می نماید و نایبان عام اين ها موظف اند تا به افاده علم و تعلیم حق و ارشاد درون میان مردم بپردازند؛ و اين ها را به اطاعت برانگیخته و از معاصی برحذر دارند. وی حتی پادشاهان و سلاطین صفوی را نیز به این مهم متوجه ساخته و درون رساله آیینه شاهی که برای شاه عباس ثانی نگاشته، می نویسد: «… حق تعالی روز به روز پادشاهی را که رعیت را بر انقیاد شرع داشته و خود نیز انقیاد نماید، نصرت و توفیق می بخشد و گاه باشد که بدین سبب بر دل اين پادشاه از انوار ملکوت اين مقدار نازل می شود که دلش به اين نشأت بینا می شود؛ لذا هم چنان که درون این نشأت پادشاه هست درون نشأت دیگر نیز پادشاه می گردد؛ چرا که عمل او سبب هدایت جمعی کثیر از رعیت می شود.
مشورت خواهی از مردم
به تصریح کلام الهی، نظرخواهی از مردم و مشورت با اين ها از حقوق آنان برعهده حاکمان هست و اين ها موظف اند از مردم درون امور مربوط به اين ها مشورت خواهی کنند؛ چنان که درون آیه مبارکه «و شاورهم فی الأمر»، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم مأمور شده اند تا با مردم درباره امور اين ها، مانند جنگ و سایر مسائلی که مشورت ایشان با مردم درون اين مسأله صحیح بوده هست، از آنان نظرخواهی کرده و با آنان مشورت کند. نظرخواهی و مشورت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم با مردم از نظر فیض کاشانی، برای استظهار نظر و رأی مردم، طیب نفس دادن به آنان و ترویج سنت و طریقه مشاوره درون امور زندگی درون میان اين ها بوده هست. ضرورت این امر درباره حاکمان دیگر مسلّم بوده وبه طریق اولی ثابت می شود.
(تصویر ابتدای مطلب، مقبره و زیارتگاه فیض کاشانی درون کاشان)


مطالب پیشنهادی