تصور کارتونی از تاریخ عامل شعارهای ارتجاعی




۲۰ام دی ۱۳۹۶ زوارین

اباذری معتقد هست گسست انتقال تجربه و عدم اطلاع از تاریخ عامل اصلی چنین سخنانی هست. او آموزش و پرورش را درون این موضوع مقصر می داند و به خلئی اشاره می کند که مردم درون اين رها شده اند و همین سبب شده تا شبکه ای مثل من و تو از فرح یک بانوی مظلوم بسازد.

به گفته «فرهیختگان آنلاین» ، «اوضاع عمومی با آمدن اینترنت دست جوانانی افتاد که فقط به وضعیت روز، تهی از هر نوع سنت و تاریخ دقت داشتند. نتیجه اش هم این شد که عده ای بگویند شاه برگردد.»
برخی اساتید دانشگاه و اندیشمندان درون روزهای گذشته درمورد اتفاقات اخیر به بحث و اظهارنظر پرداخته اند. حوادثی که باید مورد مداقه جدی تری قرار بگیرد و عوامل و علل عمیق تر اين از زوایای مختلف بررسی شود. جملات بالا بخشی از صحبت های یوسفعلی اباذری درون تحلیل برخی شعار های آشوب های اخیر هست. درون آشوب ها و تجمعات اخیر توسط عده ای، شعارهای ارتجاعی قابل تاملی ازجمله «رضاشاه روحت شاد» مطرح شد. اباذری درون پایان یکی از کلاس های خود به ریشه یابی چنین رفتارهایی پرداخته که فارغ از حضور و میدان داری برخی عناصر منافقین درون تجمعات اخیر قابل تامل هست.
اباذری معتقد هست که وب سايت های رسمی با قطع رابطه مردم با گذشته، دوره شاه را برای آنها به «کارتون»ی تبدیل کرد که درون اين برخی بچه های محله یک ساواکی را مسخره می کردند و این شد که دهشت ساواک از بین رفت و نوعی گذشته سازی انجام شد. بنابراين از اين با آمدن اینترنت جوانانی که تهی از هر نوع سنت و تاریخ، فقط به وضعیت روز دقت داشتند، شعارهایی ارتجاعی سر دادند، درحالی که رژیم پهلوی یک رژیم جلاد و کثافت و آدم کش بود و درون دوره خودش دهشتناک ترین رژیم جهان به شمار می رفت.
اباذری معتقد هست گسست انتقال تجربه و عدم اطلاع از تاریخ عامل اصلی چنین سخنانی هست. او آموزش و پرورش را درون این موضوع مقصر می داند و به خلئی اشاره می کند که مردم درون اين رها شده اند و همین سبب شده تا شبکه ای مثل من و تو از فرح یک بانوی مظلوم بسازد.
استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران درون ادامه می افزاید: «اگر مردم را درون خلأ رها کنی نتیجه اش دهشت خواهد بود. مردم درگیر تجربه زندگی روزمره هستند. زندگی روزمره یعنی اینکه مثلا من چادر سرم کنم یا نه؟ بحث دیگر «تأمل» روی این تجربه هست. درون طول سال های گذشته تأمل روی تجربه های ما از دست رفته هست. افراد به روزمرگی افتاده اند. تاکیدی روی موضوع حجاب صورت گرفت که مساله ما را عوض کرد. شاه هم که حجاب را آزاد کرده بود، بنابراین می گویند شاه بهتر هست!»
اباذری درون مورد این گسست و خلأ، به کارکرد متفاوت «قصه نویسی» و «اطلاعات» اشاره می کند و می گوید: «قصه نویسی مارا وادار می کند که نسل به نسل روی تجربیات مان تامل کنیم ولي اطلاعات این کارکرد را ندارد. اطلاعات فقط به من تجربه روزمره می دهد. حاصل این مساله کودک شدن مردم هست. غذایی را جلویشان می گذاری می گویند «اینو نمی خوام، اونو می خوام!» این مساله به معنای خوب بودن وضعیت معیشت مردم نیست. معلوم هست که مشهد بیشترین صندوق ها را دارد و بیشترین مالباختگان هم متعلق به این شهر هست؛ ولي اینکه بعدش بگوید شاه را می خواهم، نشان می دهد تجربه سیاسی از قبل مشروطه تا به حال منتقل نشده هست. این نسلی که درون خیابان هست هیچ تجربه ای از تاریخ ایران ندارد. »
اباذری بود و نبود احزاب و تشکل ها را هم درون عدم انتقال تجربه ها مربوط نمی داند و با اشاره به اوضاع آمریکا تصریح می کند که می تواند درون جامعه ای حزب وجود داشته باشد ولي کماکان همین فاجعه اتفاق بیفتد. «مردم آمریکا درون وضعیت کنونی قادر به بازتولید خودشان نیستند و این وضعیت تمامي کشورهایی هست که نئولیبرالیسم درون آنها حضور دارد. خود آمریکا هم همین گونه هست. درون آمریکا ۴۰درصد زیر خط فقر هستند. »


مطالب پیشنهادی