تحلیل شریعتی از دوران صفوی وبری هست




۱۸ام دی ۱۳۹۶ زوارین

درون نشستی که درون پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد اساتید دانشگاه به بحث و بررسی یکی از دیدگاه های جنجالی شریعتی پرداختند.

به گفته «فرهیختگان آنلاین» ، همچنان شریعتی. شاید بتوان اعلام کرد امسال سال شریعتی بود. موافقان و مخالفان او درون سال ۹۶ به بحث های جدی پیرامون اندیشه و آرای او پرداختند. مجله مهرنامه درون ابتدای امسال آغازگر این مباحث بود و بعد از اين همفکران شریعتی درون همایشی درون آذر ماه به دنبای احیای اندیشه های او درون قالب نوشریعتیسم افتادند. درون آخرین مورد درون نرم افزار سختانه جایی که محمد قوچانی درون مقابل میلاد دخانچی قرار گرفته بود پای شریعتی هم به میان آمد و بحث تشیع علوی و صفوی مطرح شد؛ دو گانه ای که توسط شریعتی برساخته شد و او با نقد تشیع صفوی، ندای بازگشت به تشیع علوی سر داد.
درون نشستی که درون پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد اساتید دانشگاه به بحث و بررسی این دیدگاه جنجالی شریعتی پرداختند.
 دوگانه ای برای تبیین انحطاط
سید جواد میری درون این نشست اعلام کرد: «شریعتی درون کتاب «تشیع علوی و تشیع صفوی» فقط از منظر جامعه شناسی به این موضوع می پردازد و درون قالب مبحث تبدیل حرکت به سازمان اين را مورد بحث قرار می دهد. او دوران صفویه را دوران تبدیل شیعه حرکت به شیعه نظام می داند.» میری معتقد هست شریعتی به موضوع انحطاط جامعه ایرانی پرداخته هست و با تحلیلی وبری از دوران صفویه می کوشد با مقایسه دو مفهوم تشیع علوی و صفوی به تبیین علل این انحطاط اشاره کند.
 تیپ شناسی وبری
داود مهدوی زادگان هم با تایید رویکرد وبری شریعتی درون دوگانه تشیع صفوی و علوی اضافه می کند: «شریعتی از زاویه جامعه شناسی سیاسی متاثر از وبر این تیپ شناسی را برای تشیع انجام می دهد نه متاثر از مارکسیسم؛ آنجایی که وبر به بحث تیپ شناسی سیادت و سیادت کاریزماتیک می پردازد. شریعتی تشیع علوی را تشیع انقلابی می داند که درون دوران صفوی تبدیل به نظام می شود و روحیه انقلابی خود را از دست می دهد.»
مهدوی زادگان درون نقد این دیدگاه معتقد هست: «تشکیل حکومت صفوی ربطی به اسلام ندارد؛ بلکه بعد از تشکیل صفویه هست که حکومت، تشیع را گزينش می کند و به اين نزدیک می شود. تبدیل حرکت انقلابی به نظام درباره انقلاب اسلامی مصداق دارد نه حکومت صفویان. شریعتی بر چه اساسی می گوید حرکت انقلابی اگر به نظام تبدیل شود غیر انقلابی می شود؟ شریعتی می گوید حرکت انقلابی نمی تواند پیش فرض فلسفه سیاسی داشته باشد. بنابراين اگر حرکت انقلابی تبدیل به نظام شود مجبور می شود از ماهیت خود فاصله بگیرد. به عقیده بنده هیچ انقلابی نمی تواند فاقد فلسفه سیاسی باشد وگرنه شورش هست نه انقلاب. ظاهرا برای شریعتی مساله امامت و امت خوب جا نیفتاده بوده هست که اين را خوب و مکفی توضیح نمی دهد. درون حالی که این موضوع دقیقا بزنگاه بحث هست و باید اين را تبیین می کرد.»
 تشیع صفوی؛ مصداق افیون توده ها
سید محمد میرسندسی دیگر سخنران این نشست درون صحبت های خود با اشاره به رویکرد شریعتی درون جامعه شناسی که جامعه شناسی را نه برای جامعه شناسی بلکه برای برای یک اعتقاد، دسترس می کند، اضافه می کند: «گونه های دیگری از تشیع جز تشیع صفوی و علوی هم قابل تصور هست و شریعتی درون واقع درون پاسخ به دیدگاه مارکس درون مورد دین، مصداق خاصیت افیونی دین برای توده را درون تشیع صفوی می بیند و معتقد هست این دین، دین صحیح نیست؛ بلکه دین تحریف شده هست که خاصیت تخدیرکنندگی دارد. ولي درون ادامه شریعتی دچار تقلیل گرایی می شود چرا که تشیع علوی و تشیع صفوی دو تیپ دینداری هستند ولي تمامي تیپ ها نیستند بلکه تقسیمات دیگری نیز وجود دارد.»
میرسندسی درون ادامه با اشاره به دو گانه اسلام انقلابی و اسلام منفعل رابطه دین و قدرت را درون اندیشه شریعتی بررسی کرد و اعلام کرد: «شریعتی بیشتر به این نکته دقت می کند که دین چگونه ظلم و جور را بر می چیند و به این نکته دقت نمی کند که بعد از اين اسلام قرار هست چه بکند. مثال هایی از حکومت علوی می آورد ولي به این پرسش پاسخ نمی دهد که دین بعد از به قدرت رسیدن چگونه باید مدیریت کند. شاید چون شریعتی درون شرایط بعد از انقلاب که ما هستیم حضور نداشته و تجربه ۴۰ ساله امروز ما را نداشته هست.»
 سه فهم متفاوت از تشیع
قاسم پورحسن استاد فلسفه درون صحبت های خود به سه فهم متفاوت علامه طباطبایی، شریعتی و هانری کربن از تشیع اشاره کرد و افزود: «شریعتی ابوذر را به ابن سینا ترجیح می دهد. چون می گوید شیعه باید بتواند جنبش اجتماعی و طبقاتی راه بیندازد. شریعتی صرف رجوع به عقل بدون مبارزه و نگاه حداکثری را بر نمی تابد. علامه طباطبایی درون اثر «شیعه درون اسلام» بنیان اسلام را عقل می داند که این عقل تابعی از قرآن هست. امروز دیدگاه کربن بیشتر بین ما رایج هست. درون نگاه کربن حقیقت واحدی وجود داد که این حقیقت واحد، صور گوناگونی را می تواند تشکیل دهد. کربن از طرفی فروکاستی به تصوف صورت می دهد که تعجب می کنم فهم غالب امروز ما چرا باید متاثر از نگاه کربن باشد.»
پورحسن درون ادامه باهشدار درون مورد غلتیدن درون دیدگاه های ایدئولوژیک و افراطی از تشیع، طرح شریعتی و کربن را منتهی به رادیکالیسم و جنگ مذهبی عنوان کرد.
 دوگانه حرکت و نهاد؛ دوگانه آپولونی و دیونیزوسی
محمد علی مرادی هم درون این نشست با ریشه یابی دوگانه حرکت و نهاد درون دوگانه های آپولونی و دیونیزوسی اضافه می کند: «دغدغه های فرانکفورتی ها نیز زیست درون دوگانه های این گونه بوده هست. فرانکفورتی ها به این دلیل این دیدگاه را دارند چون دو جنبش انقلاب اکتبر و فاشیسم هیتلر را دیده اند. کانت می گوید خرد درون بنیادِ خود ما را به خطا می اندازد چون ما به وسیله خرد به دنبال وحدت هستیم. بنابراين کثرت ها کجاست؟ دیدگاه فرانکفورتی ها درون این حرف کانت ریشه دارد. شریعتی درون بحث اتحاد صفویه با عثمانی به دنبال یک انترناسیونالیسم اسلامی بود. امروز ترکیه نیز بر پايه این تفکر به دنبال احیای امپراتوری عثمانی هست. شریعتی متوجه نبوده هست که درون کدام زمین دارد بازی می کند. باید ببینیم چگونه می توانیم تشیع علوی را احیا کنیم.»


مطالب پیشنهادی