به روایت شهید آیت‌الله صدوقی چرا امام خمینی درس اخلاقشان را تعطیل کردند؟/کراماتی که از امام دیدم




۱۶ام خرداد ۱۳۹۷ زوارین

به گفته گروه حماسه و مقاومت خبرگزاری فارس، سومین شهید محراب آیت‌الله صدوقی زمان زمانی را درون خدمت امام به سر برد. وی از اين ایام خاطراتی را روایت کرده و می‌گوید:

اگر بخواهیم ایشان را مقایسه کنیم با کسانی که درون ردیف عقلا و دانشمندان دنیا بشمار می‌آیند، این مقایسه بین دریا و قطره هست. 

از یکی از مخصوصین مرحوم میرزای بزرگ شیرازی پرسیدند این زمان که درون خدمت میرزا بودی، چه کرامتی از میرزا مشاهده کردی؟

ایشان درون پاسخ گفتند که بزرگترین کرامت میرزا، عقل میرزا بود، و همین طور هم هست. به جهت اینکه امتیاز بزرگ بین انسان و سایر حیوانات، عقل هست و تکلیف هم روی عقل هست. 

وقتی می‌خواهند پیغمبر را تعریف کنند، به عقل کل تعریف می‌کنند و وقتی عقل کسی درون حد اعلا باشد، چیزهای دیگر هم که تابع عقل هست، اين هم به منتهی درجه درون اين شخص وجود دارد. 

درون طول مدتی که درون خدمت امام بودیم که بزرگترین فیض و لطف الهی که شامل حال ایشان هست، همان رویه و اخلاق اسلامی و بودنشان همیشه درون خط خدا و سیرالهی و عقل کاملی که ما درون ایشان سراغ داریم و به قدری درون امور دینی و دنیوی روشن بودند که اگر بخواهیم ایشان را مقایسه کنیم با کسانی که درون ردیف‌ عقلا و دانشمندان دنیا بشمار می‌آیند، این مقایسه بین دریا و قطره هست دیگران حکم قطره داشتند و ایشان حکم دریا را. 

درون اين زمان بیست و یکسالی که با امام آشنایی داشتم و خیلی از اوقات هم با ایشان نزدیک بودم هرچه از او دیده شده ویژگی‌هایی بود که مخصوص یک انسان کامل بود. 

با مردم و اهل علم و دوستان با یک لطف مخصوص و یک اخلاق خیلی پسندیده‌ای روبرو می‌شد. زمانی هم ایشان درون مدرسه فیضیه عصرهای پنج‌شنبه و جمعه یک درس اخلاقی را شروع کرد و معلوم شد که اخلاق گفتنش هم تقریبا نمونه‌ای از اخلاق انبیاء و اولیا و ائمه طاهرین بود و درون ظرف زمان کوتاهی اجتماعی بیش از حدی شد برای درس اخلاق و ایشان شاید احتمال داد که حالا آنطوری که خالصانه باید برای خدا باشد نیست و درس اخلاق را تعطیل کرد. 

آنچه را که امام نوشته و زیر قلم آورده‌اند نمونه هست. شرح هر دعایی را که ایشان داده و اسرار الصلوة را که گفته و خیلی از ادعیه‌ای را که ترجمه کرده‌اند اصلا قابل مقایسه با دیگران نیست و مثل اینکه فوق آنچه را که انسان برای یک بشری تصور کند بوده و هست. 

مسافرت‌هایی با ایشان کردیم و خدا می‌داند درون مسافرت مشهد یک اخلاق پدرانه‌ای نسبت به ما مبذول داشتند که هر وقت یادمان می‌آید شرمنده اين روزگارهایی هستیم که درون خدمتشان به ارض اقدس مشرف بودیم. درون اين زمان قسمت‌هایی از ایران زیر نظر دولت‌های شوروی و آمریکا و انگلستان بود وقتی از ارض اقدس بر می‌گشتیم درون بین راه روس‌ها برای بازرسی جلوی ماشین ما را گرفتند. 

همگی پیاده شدیم و چون امام از اول تکلیف مراقب تهجد نماز شب بودند و این عمل صددرصد از ایشان ترک نشده بعد از پیاده شدن خواستند که نماز شب بخوانند آنجا هم که وسط بیابان بود و ابی وجود نداشت. 

یک وقت نگاه کردیم که آ‌بی جاری شد ایشان آستین بالا زد و وضو گرفت بعدا نفهمیدیم که تا ایشان نمازش تمام شد آب بود یا نبود. 

به هر حال ما درون اين سفر، یک چنین کرامتی از ایشان دیدیم. چیزهای دیگری هم از ایشان نقل می‌شود که اگر بخواهیم درباره آنها بحث کنم شاید به طول بینجامد. 

یکی از مواردی را که می‌توانم صد درصد روی اين انگشت بگذارم این هست که یکی از تجار ایرانی درون زمانی که دولت طاغوت هر کسی را که به نجف و زیارت ایشان می‌رفت تعقیب می‌کرد پول هنگفتی با خود به نجف برده بود که بابت سهم امام به ایشان بدهد. 

دولتی‌ها هم نيوز داشتند که این شخص پول زیادی با خود برده و می‌خواهد سهم امام بدهد اين تاجر خدمت امام رسیده و گفته بود که این پول‌ها بابت سهم امام هست و از ایران آورده‌ام که به شما تقدیم کنم تا صرف حوزه علمیه نمایید امام قبول نکرده بودند اين تاجر گفته بود که آقا من از راه دور این پول را آورده‌ام،‌ سهم امام و مخصوص شما هست امام فرموده بودند صلاح تو نیست که من این پول را بگیرم. ببر خدمت یکی دیگر از مراجع بده و ا ز ایشان رسید هم بگیرد. 

اصرارش هیچ درون امام اثر نکرده بود و او پول را برده بود به منزل مرجع دیگری و رسید هم گرفته بود بنابراين از بازگشت اين تاجر را درون مرز دستگیر می‌کنند و به او می‌گویند که شما درون نجف پیش آقای خمینی رفته و پول زیادی هم با خود به آنجه برده‌ای و ما از تمامي کارهای تو نيوز داریم و بالاخره زمینه را می‌چینند که حداقل چند سالی او را زندانی کنند. 

اين تاجر گفته بود که من یک شاهی هم پول به ایشان نداده‌ام پولی که بردم هم بابت سهم امام بود ولکن به شخص دیگری دادم و بعد رسید پول را از جیبش درآورده و به آنها ارائه داده بود. اين وقت که امام به ایشان فرموده بود که صلاح تو نیست پول را به من بدهی چنین روزی را می‌دید که اگر پول را به امام داده و از ایشان رسید گرفته بود شاید تا آخر عمر درون گوشه‌های زندان می‌ماند و حتما شکنجه هم می‌شد. 

این هم یکی دیگر از کرامات ایشان هست بعضی چیزها را هم می‌شود عادی حساب کرد ولکن عادی بودنش هم باید یک فوق‌العادگی داشته باشد تا کسی این اندازه روشن باشد و عملی را انجام بدهند که موجب گرفتاری کسی نشود و بزرگترین کرامت امام همین قضیه انقلاب و رهبری ایشان بود شما حساب کنید از اولی که این پدر و پسر پهلوی مصدر امر شدند تا وقتی که اینها نابود شدند، چقدر اشخاصی خیلی برجسته و بزرگ علیه اینها اقدام کردند و بجایی نرسیدند. 

ولي ایشان با اين قلم و بیانش علیه اين دولت مقتدری که تمام ابرقدرت‌ها پشتیبانش بودند قیام کرد و آنطور که مردم از او تبعیت کردند که حتی بچه‌هایی که جديد به زبان آمده بودند با داشتن پستانک درون دهان، وقتی دیگران شعار می‌دادند «مرگ بر شاه» اين بچه‌ها همین شعار را می‌دادند و درون گوشه‌ و کنار مملکت دهکده و مزرعه‌ای نماند مگر اینکه تمامي «درود بر خمینی» و «مرگ بر شاه» شعارشان باشد و با همین شعار و با این راه و رویه و دادن اطلاعیه مردم را رهبری کرد تا آنجایی که شاه رفت و بعد از او دست نشانده‌هایش که خیلی هم قوی و بی‌رحم و بی‌عاطفه و دور از انسانیت بودند و تمامي کاری هم حاضر بودند که انجام بدهند و ملت را به خاک و خون بکشند تا به مقصود خود برسند. ولی رهبری ایشان آنگونه بود که تمامي آنها را شکست داد. 

همیشه نهضت‌های علیه قدرتمندان عالم تلفات داده‌اند ولی تلفاتی که درون نهضت ایشان شد نسبت به تلفاتی که درون انقلاب‌های دنیا شده اصلا قابل مقایسه نیست. 

آیا اینها را جز کرامت چیز دیگری می‌شود به حساب آورد؟

ما تمامي اینها را کرامت ایشان درون زیر سایه لطف حضرت ولی‌عصر (عج) و ارتباطاتشان با حضرت بقیه‌الله می‌دانیم و من مطمئن هستم با اینکه ایشان از آنجا الهام می‌گرفت و هر عملی هم که انجام می‌داد با عنایت و لطف اين حضرت بود. 

حالا بد نیست به یک موضوع دیگر هم اشاره‌ای بکنم سال گذشته یکی از دوستان اهل علم به من اعلام کرد که درون دو راه مبارزات و دادن اين اعلامیه‌های پرمحتوا علیه دولت شاه ما درون حیرت بودیم که یعنی چه یک نفر طلبه از گوشه یزد اینطور اطلاعیه و اعلامیه بدهد و هر شب هم درون منزل سخنرانی کند. 

اعلام کرد شبی درون خواب دیدم به شما گفتم که به چه جرات این اطلاعیه‌ها را می‌دهی؟ و شما درون عالم خواب به من گفتی که ما به اختیار خود نیستیم هر چه به ما الهام می‌شود همان را عمل می‌کنیم، و چون از ناحیه غیبی هست ما خوف و وحشتی نداریم و می‌دانیم اين کسانی که به ما چنین الهام می‌کند ما را هم پشتیبانی خواهند کرد. 

بعضی ‌ها شاید خیال کنند که مبدا قیام امام خمینی از سال ۴۱ می‌باشد ولی اینطور نیست و اگر به کتاب کشف‌الاسرار مراجعه کنید می‌بینید همان حرف‌هایی را که ایشان بعد از نهضت داشتند درون ۴۰ سال قبل هم همان بود. 

یکی از آقایان اهل علم یزد، مرحوم یزدی دفتر یادداشتی داشتند و به هر یک از روحانیون که برمی‌خوردند می‌خواستند که شرحی درون اين بنویسند درون اين دفتر که حالا درون کتابخانه وزیری درون مسجد جامعه یزد موجود می‌باشد شاید متجاوز از هزار نفر یادداشت دارند. 

۴۰ سال پیش، امام درون اين دفتر شرحی نوشته‌اند که درست همان حرف‌هایی بود که بعد از درگیری با شاه و دولت می‌‌گفتند و می‌نوشتند بنابراين نمی‌شود اعلام کرد که مبارزه ایشان با دولت طاغوت از سال ۴۱ به بعد هست ۴۰ سال پیش هم ایشان همین حرف‌ها را داشت منتهی زمینه‌ای نبود برای اینکه حرف‌های خود را بزند تا وقتی که الحمدلله زمینه پیدا شد و سرانجام انقلاب به پیروزی رسید و بعد از پیروزی انقلاب هم با اين ضربه‌هایی که از دولت موقت خوردیم، که خدا می‌داند بازرگان و اطرافیانش چقدر به ما صدمه زدند که من نمی‌توانم هزاریک صدمات آنها را ذکر کنم بعد از او هم بنی‌صدر ملعون و اتباعش و رفقایش که جنایت‌ها کردند و این جنگ تحمیلی صددرصد با مشورت او بوده و تا اين وقت هم که بود و به دزفول می‌رفت اسمش این بود که درون جبهه هست ولی می‌رفت تا کار جنگ را عقیم کند و اين را طولانی کند تا زمانی که ما دیگر عاجز شده و ناچار شویم که دست صلح به طرف بعثی عراق و آمرینش دراز کنیم. 

این پیش آمدهای تلخی هم که بعد از انقلاب برای ما شده به لطف الهی که این شخص بزرگوار و بیدار و هوشیار درون راس انقلاب بود تمامي اين مزاحمت‌ها و خرابکاری‌ها به برکت وجود ایشان از بین رفت. 

تمام کسانی که می‌خواستند علیه حکومت اسلامی توطئه کنند و چه توطئه‌ها هم از زیر سر داشتند به روشن بینی و رهبری این مرد بزرگ از بین رفت کما اینکه اصل انقلابش کرامت بود، جلوگیری از این ضایعات بعد از انقلاب هم که بوسیله این مرد بزرگ شد تمامش کرامت هست. 

سوال: درون مورد اینکه امام خمینی نایب امام زمان (عج) می‌باشند و ارتباطاتی  معنوی بین آیات و اين حضرت وجود دارد مطالبی را بیان بفرمایید. 

هر کس که عارف به احکام الهی با تقوا و با ایمان باشد و اهل حق و عقد باشد و بتواند حکم خدا را از روی ادله‌ای که هست استنباط کند این می‌شود نایب امام زمان. 

فرمایش ائمه اطهار این بود که هر کس که روایت حدیث ما را کرده و عارف به احکام ماست او از جانب ما حاکم هست و باید به او مراجعه کنید و اگر حکمی از احکام کسی که این صفات را واجد هست رد کردید، رد بر ما شده و رد بر ما رد بر پیغمبر هست و رد بر پیغمبر رد بر خدا هست. 

هر کس که اوصافی را که ائمه اطهار ذکر فرموده‌اند داشته باشد او نایب امام هست ولیکن می‌خواهیم بگوییم که وراء اين نیابت عامه‌های که برای ایشان هست یک ارتباط معنوی هم بین ایشان و امام زمان وجود دارد و ارتباط معنوی شرطش مجتهد بودن نیست. ممکن هست یک نفر عادی خدا پرست صددرصد مومن باشد و او هم ارتباطی با امام زمان داشته باشد ارتباط با امام زمان داشتن غیر از نیابت عامه هست و اين برای خیلی از اشخاص متعهد هم بوده گرچه اين شخص پینه‌دوزی باشد. 

کسی که درون راه خدا و صددرصد درون راه امام زمان باشد ممکن هست خودش را به امام زمان مرتبط کند و حتی شاید خدمت امام هم برسد. 

انتهای پیام/ ب


مطالب پیشنهادی