بازاندیشی، بازیابی و بازسازی - فرهیختگان آنلاین




۲۷ام دی ۱۳۹۶ زوارین

سمینار بازاندیشی دانشگاه ایرانی با حضور جمعی از اساتید رشته های علوم اجتماعی و انسانی برگزار شد. درون این همایش سخنرانان به طرح ایده ها و آرای خود درون باب چیستی هویت و ذات دانشگاه و نقد و بررسی معضلات و موانع توسعه و ترقی نظام آموزش عالی کشور پرداختند.

به گفته «فرهیختگان آنلاین»، سمینار بازاندیشی دانشگاه ایرانی صبح یکشنبه با حضور جمعی از اساتید رشته های علوم اجتماعی و انسانی درون سالن حکمت پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد. درون این همایش سخنرانان به طرح ایده ها و آرای خود درون باب چیستی هویت و ذات دانشگاه و نقد و بررسی معضلات و موانع توسعه و ترقی نظام آموزش عالی کشور پرداختند.
 رسوخ افکار روشنفکری و پریشانی دانشگاه
درون ابتدای این نشست ، رحیم محمدی، مدرس جامعه شناسی و مدیر حلقه مطالعاتی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران با موضوع «پایان دوره وحدت روشنفکری و دانشگاه درون ایران؛ دومین آغاز دانشگاه درون دوره پساانقلاب» به نقد جریان روشنفکری و رسوخ افکار روشنفکران درون دانشگاه ها پرداخت و اعلام کرد: «اینکه امروز دانشگاه های ما ناموفق هستند به دلیل رسوخ افکار روشنفکری هست که همین امر دانشگاه امروز ایران را درون مرحله ای از پریشانی قرار داده هست.» وی درون بخش دیگری از سخنانش به تمایز میان حقیقت علمی از حقیقت روشنفکری و حقیقت تئولوژیک اشاره کرد و افزود: «حقیقت علمی از حقیقت روشنفکری و نیز از حقیقت تئولوژیک جدا هست؛ ولي با این حال درون مقوله جهت مندی با آنان مشترک هست. امر واقع به عنوان مابه ازای حقیقت علمی از قدرت حاکم، ناشی و متحول نمی شود؛ بلکه مولفه ها و عوامل تحقق خود را درون دل خود دارد.»
 یونیورسیتی، تعین خرد خودبنیاد غرب
سخنران دیگر سمینار محمدعلی مرادی بود که با عنوان «فرم دانش دانشگاهی» فرصت یافت که به طرح نظرات خود بپردازد. وی علت عدم تحول مطلوب دانشگاه را درون نیندیشیدن به ذات دانشگاه دانست و سپس به تفکیک سه فرم درون نظام آموزشی و تعریف آنها پرداخت: «۱- فرم ضمنی که اختصاص به توده های مردم دارد، ۲- فرم کاربردی که محصول ایده های نظری و تجلی عملی و عینی آنهاست که درون فنون و صنایع کاربرد دارد و ۳- فرم دانش آکادمیک (دانشگاهی).»
او مهم ترین وجه تمایز فرم آکادمیک را درون ساختار و صورت نوشتاری اين دانست و اعلام کرد: «فرم آکادمیک، صورت جدلی و خطابی ندارد؛ بلکه برهانی هست. یونیورسیتی، تعین خرد خودبنیاد درون غرب هست و مهم ترین وجه تمایز اين از سایر نهاد های آموزشی این هست که خط قرمز ندارد.»
مرادی درون تبیین نحوه شکل گیری فرم دانشگاهی اعلام کرد: «استاد وقتی روی مبانی متمرکز شد باید درس گفتارهایش را شروع کند؛ متن را بنویسد و بعد اين را تدریجا به دانشجو بیاموزد. بعد از آموزش، نوبت به هدایت تدریجی دانشجو درون نگارش رساله و مقالات می رسد.»
او همچنین درون نقد وضعیت علمی کنونی دانشگاه ها اعلام کرد: «کتاب های دانشگاهی ما به مبانی دقت ندارند و درحالی که باید برای رسیدن به دانشگاه بنیادی، به مبانی علوم و بازسازی آنها پرداخت، درون دانشگاه های ما، نه مبانی مورد بررسی و بازخوانی قرار می گیرند و نه تمایز فرم های مذکور از یکدیگر مورد دقت. دانشگاه های کشور فاقد معیار سنجش و نقد هستند و چون یونیورسیتی ما نامنظم هست، جامعه نیز به تبع اين آشفته هست.»
 رابطه کمیت محوری و کژکارکردی
سخنران بعدی همایش حسین سراج زاده بود که با موضوع «تبیین کژکارکردی نظام آموزشی عالی درون ایران» سخنرانی کرد. سراج زاده مهم ترین عامل کژکارکردی درون دانشگاه را به ترتیب اولویت، سیاسی و اقتصادی برشمرد و اعلام کرد: «آموزش عالی یک مولفه تمدنی نوین هست و سه کارکرد دارد: کارکرد آموزشی، کارکرد پژوهشی و جامعه پذیری.» او درون تبیین کارکرد آموزشی اعلام کرد: «آموزش عالی باید بتواند افرادی را تربیت کند که بتوانند نقش های تخصصی را درون بخش های مختلف مثل صنعت، کشاورزی، پزشکی و… ایفا کنند. کارکرد پژوهشی ولي عرصه تحقیقاتی هست که نیاز های توسعه ای جامعه را پوشش می دهد و کار اين طرح پرسش و پاسخ درون بخش های مذکور هست. کارکرد جامعه پذیری، درون مورد کار تمامي نهاد های اجتماعی هم به طور کلی و عمومی و هم به نحو مستقل و جزئی هست. درون این میان وظیفه نظام آموزشی از حیث کارکرد جامعه پذیری، تربیت افراد وفادار به هنجارهای اين نظام و ارزش های علمی اين هست.»
او درون ادامه به نقد نظام آموزش عالی کشور از جهت کارکرد آموزشی به برخی از کاستی ها اشاره کرد و افزود: «عدم ارتباط صحیح رشته های نظری با تحقیقات میدانی یکی از ضعف های عمده درون این زمینه هست. همچنین عدم دسترس از روش های نوین آموزشی صوتی و تصویری و اکتفا به روش تدریس خطابی سنتی از معایب سیستم کنونی آموزش عالی درون ایران هست. درون حوزه پژوهشی ولي طرح هایی درون راستای ارتباط میان علم و صنعت ارائه شده که هرچند لازم هست ولي کافی و جوابگوی نیازهای فعلی نیست.»
این استاد دانشگاه درون بخش دیگری از سخنانش مقید بودن به هنجارهای علمی را یکی از ویژگی های نظام آموزشی موفق توصیف کرد و درون ادامه و درون نقد وضعیت فعلی از حیث عدم پایبندی به این هنجارها اعلام کرد: «یکی از شواهد وجود کژکارکردی درون نظام آموزش عالی کشور، وجود تقلب های علمی و عدم رسیدگی جدی به این تقلب ها هست. جرات و جسارت درون وقوع چنین تخلفاتی بالاست و همین نشانه های زیرپا گذاشته شدن هنجارهای حرفه ای درون محیط آکادمیک هست که نظام ارزش گذاری اجتماعی عام را نیز با معضلاتی روبه رو کرده هست.»
سراج زاده کمیت محوری را یکی دیگر از نشانه های کژکارکردی درون دانشگاه ها برشمرد که برخلاف رشد کیفی حرکت می کند و معضلات بسیاری را به بار آورده هست. اینکه درون هر شهر دور افتاده ای می توانیم دانشگاه بسازیم و دانشجو بگیریم، خود دلیلی بر عدم دقت به ارتقای کیفی نظام آموزش عالی کشور هست.
او همچنین درون تبیین و تحلیل نقش عامل اقتصادی درون کژکارکردی نظام آموزش عالی کشور اعلام کرد: «نیازهای مالی و اقتصادی دانشگاه ها منجر به توسعه کمی مثل ساخت پردیس ها و جذب دانشجو با پول و… شده هست که با تداوم چنین روندی باید شاهد حاکم شدن نوعی فرمالیسم بی محتوا بر دانشگاه های کشور باشیم.»
 آنومیسم دانشگاه محصول آنومیسم جامعه
محمدباقر تاج الدین، میهمان و سخنران بعدی همایش بود که با موضوع «شرایط آنومیک دانشگاه، محصول شرایط آنومیک جامعه» به سخنرانی پرداخت. تاج الدین عدم دقت به «نگاه تاریخی» و عدم درک صحیح از تاریخ و امر تاریخی – اجتماعی را یکی از علل اصلی تحقق شرایط آنومیک دانست و افزود: «درون دوره مدرن، قانون به طور مثال یکی از به اصطلاح چسب های اجتماعی هست که تنظیم کننده رفتار اجتماعی افراد هست، وقتی پیوندها گسسته شد، نخبگان به سوی کارهای انفرادی برای اصلاح جامعه حرکت می کنند که غالبا بی نتیجه و اشتباه هست. چنین شرایطی قانون پذیری و قانون خواهی را نیز دفع می کند.»
او درون ادامه صحبت هایش به بیان چند مورد از ویژگی های دانشگاه آنومیک اشاره کرد:
 ۱- تبدیل شدن دانشگاه به بازار مدرک فروشی، ۲- وجود ضعف های علمی و هنجاری، ۳- جذب دانشجویانی که صلاحیت و استعداد ورود درون مقاطع عالی مثل ارشد و دکتری را ندارند، ۴- سخت گیری ها و آسان گیری های بی مورد، ۵- عدم تطابق ورودی و خروجی دانشگاه با نیاز های کشور، ۶- تربیت نیروی انسانی ناکارآمد، ۷- جذب بیش از اندازه دانشجو، ۸٫ دورکردن نیروی جوان از کار و فعالیت، ۹- تولید مقالات و رسالات تکراری، ۱۰- عدم تناسب و تطابق میان استعداد و علایق دانشجویان با رشته تحصیلی شان، ۱۱- عدم تناسب میان جمعیت شهرها و جذب دانشجو و ۱۲- عدم شکل گیری صحیح زمینه های علمی و پژوهشی.
 هنجارشدن ناهنجارها
خسرو باقری، استاد دانشگاه تهران سخنران بعدی این نشست بود که با عنوان «انحطاط اخلاقی نظام مند درون دانشگاه ایرانی» به طرح نظریات خود و نقد وضعیت کنونی نظام آموزش عالی کشور پرداخت. او درون ابتدا با بیان اینکه اکنون درون وضعیتی هستیم که شاهد طلوع و بروز یک نوع انحطاط اخلاقی درحال وقوع درون نظام دانشگاهی کشور به صورت نظام مند هستیم، اعلام کرد: «جامعه ما درون حال گذار و صیرورت از مرحله ای به مرحله دیگر هست بنابراین می توان رگه هایی از آنومی را درون اين تشخیص داد و تبدیل ناهنجاری ها به هنجار یکی از مظاهر این رگه های اجتناب ناپذیر هست. اخلاق، بعدی از دانشگاه هست، چراکه به طور مثال روابطی مانند رابطه استاد با دانشجو، ضرورتا با اخلاق مرتبط هست و حیات دانشگاه به لحاظی به اخلاق گره خورده و وابسته به اين هست.»
باقری افزود: « به سبب نظام مند بودن و تمامي گیر شدن رفتارهای غیراخلاقی این رفتارها به صورت هنجار جلوه گر می شوند و افراد درون انجام این رفتارها خود را ملامت نمی کنند و مورد ملامت دیگران نیز قرار نمی گیرند بلکه درون مواردی که گوی سبقت را درون نقض اخلاق از دیگران می ربایند، مورد تشویق نظام مند نیز قرار می گیرند. یک نمونه از این تشویق نطام مند بی اخلاقی را می توان درون حمایت وزارت علوم و دانشگاه ها از محققان پرتولید سراغ گرفت. محقق پرتولید کسی هست که مقالات بسیار و هرچه بیشتر بهتر را به نام خود به چاپ می رساند. کسی از فرآیند تولید این مقالات نمی پرسد و اینکه چگونه ممکن هست کسی درون اندک زمانی مقالات پرشمار تولید کند. ولي کاوش درون این امر روشن می کند که درون فرآیند تولید نقض اخلاق صورت می گیرد به طور مثال به این نحو که استادی دانشجویان بسیاری را به نگارش مقالات پژوهشی همراه با نام استاد وامی دارد؛ مالکیت بدون استحقاق ناقض اخلاق هست و این رفتار غیراخلاقی به صورت نظام مند توسط دانشگاه ها ترویج می شود. نقض اخلاق نظام مند به شکل گیری دور باطل می انجامد.»
اتفاقات غیراخلاقی و نابهنجار و تبدیل آنها به هنجار چه درون حوزه آموزش و چه درون حوزه پژوهش به صورت ساختارمند درون حال شدن هستند و درون یک دور باطل درحال تقویت یکدیگرند. به طور نمونه می توان به اصالت کمیت درون مقابل کیفیت اشاره کرد که بر مبنای اين از اساتید اصطلاحا پرتولید حمایت به عمل می آید یا درون عرصه آموزش می توان به تدریس های فراوان و نامتعارف اشاره کرد.
این استاد دانشگاه تهران درون ادامه برای رفع این معضلات دو راهکار ارائه کرد: اول حرکت به سوی تحقق نوعی خودآگاهی و حساسیت نسبت به وقوع این ناهنجاری ها درون میان اهل دانشگاه و دیگری ملاحظه قانون و اخلاق درون کنار یکدیگر به طور توأمان و نه به صورت مستقل و جدا از هم درون برخورد با این ناهنجاری ها.
 ضرورت اندیشیدن درون باب ذات دانشگاه
درون بخش عصرگاهی سمینار قاسم پورحسن درون ادامه مباحث اخیر خود با عنوان «ذات دانشگاه و آینده دانشگاه ایرانی» به سخنرانی پرداخت. پورحسن صحبت های خود را با این پرسش آغاز کرد که اساسا چگونه می توان درمورد دانشگاه، پرسش فلسفی ایجاد کرد؟ او درون ادامه افزود: «اگر نظم آکادمیک نداشته باشیم و فاقد نگاه آکادمیک باشیم، محال هست که بتوان نام دانشگاه را بر اين محل اطلاق کرد. از بدو تاسیس دانشگاه درون ایران شاهد سیطره دولت و نگاه سیاسی به دانشگاه هستیم.»
پورحسن درون تبیین چیستی هویت دانشگاه اعلام کرد: «وقتی می گوییم دانشگاه مرادمان یک امر اعتباری نیست، دانشگاهی که با روح ملتش و واقعیت های انضمامی جامعه اش پیوند نداشته باشد، دانشگاه نیست و تا وقتی دانشگاه تابع و طفیل قدرت هست، نمی توان نام دانشگاه را به عنوان «گاه دانایی» برآن اطلاق کرد.»
پورحسن درون ادامه اعلام کرد: «نظریه «نزاع دانشکده ها» یک دیدگاه فلسفی درباره دانشگاه هست که توسط کانت درون نوشته ای با همین نام منتشر شد. یعنی دانشگاه را از منظر فلسفی نگاه کرده و دانشگاه تبدیل به موضوعی فلسفی شده هست. کانت می گوید ذات دانشگاه درون پی صلح جهانی و روشنگری هست. کشمکش فکری و نزاع های اندیشه ای دانشگاه هاست که موجبات پیشرفت اجتماعی را فراهم ساخته و می تواند مانع بروز درگیری ها و مناقشات مخرب شود. به عبارت دیگر نزاع یا هماوردی فکری دانشکده حقوق و فلسفه تسهیل کننده صلح جهانی هست و نیز نزاع های فکری میان دانشکده الهیات و فلسفه راهی به سوی روشنگری هست. روشن هست که چنین موقفی درباره دانشگاه یک رهیافت فلسفی هست.»
این مدرس فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی درون بخش دیگری از سخنانش و درون تحلیل اینکه چرا درون غرب دانشگاه ها منشأ تحولاتند ولي درون ایران نه؟ افزود: «به واسطه سیطره نگاه های جامعه شناختی درون این مبحث، از پرسش های فلسفی غفلت کردیم، این درحالی هست که از وقتی پرسش هایی درباب ذات وب سايت مطرح و خلق شد، تحولات نیرومندی هم درون این زمینه رخ داد. بنابراین زمانی می توانیم از ذات دانشگاه صحبت کنیم که از ذیل قدرت بودن خارج شود تا اين گاه بتوان ذات اين را اصالتا تعریف کرد و به رسمیت شناخت.»
او درون ادامه با بیان اینکه دانشگاه فرآیند طبیعی بسط عقلانیت هست، افزود: «توقع بهبود و تصحیح وضع دانشگاه ها از طریق بخشنامه های رسمی، ناشی از عدم دقت به ذات اصیل و مستقل دانشگاه هست و تا زمانی که به ذات دانشگاه التفات و تفتن پیدا نکنیم، درون این گرفتاری ها باقی خواهیم ماند.»
 دانشگاه بی روح
بعد از پورحسن نوبت به بیژن عبدالکریمی رسید تا سخنرانی خود را با عنوان «تفکر و روح مرده دانشگاه ایرانی» آغاز کند. این مدرس فلسفه هم بنابراين از مخالفت با راهکار های سیاسی، افزود: «سیاست نه تنها راه حل بحران نیست بلکه خود بحران زاست و با تکنوکرات ها و جریان های خاص سیاسی و نظریات سطحی تعلیم و تربیتی نمی توان چنین بحرانی را مهار کرد. ما با یک برهوت مواجه هستیم، امروز ما بی تاریخیم. راهکار ایجابی که می توان ارائه کرد، برطرف کردن نیاز به نوعی خودآگاهی تاریخی هست که یک امر انسانی هست، نه درون سیاست هست و نه درون پول و منابع.»
وی درون ادامه و با طرح این پرسش که انسان و امر انسانی چیست؟ اعلام کرد: «تفکر امری تابع ما نیست، ما زندانیان جهان سایه ها درون مغاره افلاطونی هستیم. چرا نظامیه ها توانستند غزالی ها و سعدی ها و دیگر بزرگان را تحویل جامعه بدهند ولي دانشگاه های ما قادر نیستند؟»
وی درون پاسخ این پرسش اعلام کرد: «دانشگاه های ما روح ندارند و با سیاست و پول و منابع و تعلیم و تربیت و… نمی توان به اين روح بخشید. دانشگاه با امر معنوی زنده هست، وظیفه دانشگاه ها این هست که ایده تاریخی برای قوم تاریخی ایجاد کند. نقد تلقی های تقلیل گرایانه و جامعه شناختی بخش پایانی صحبت های عبدالکریمی را تشکیل داد.»
* نویسنده : امیر فرشباف روزنامه نگار


مطالب پیشنهادی