تارنمای زوارین




۴ام بهمن ۱۳۹۶ زوارین

محاسبات شیطانی و جامعه کنونی

متأسفانه امروزه درون عرصه های مختلف اجتماع قیاس هایی از جنس قیاس شیطان، مجوز گناهان شمرده شده و به عنوان توجیهی برای عدم پذیرش امر به معروف ها و خیر خواهی دیگران تلقی می شود.

تنها یک خطای محاسباتی کافی بود تا او را از ردیف ملائک ساقط کند. او که از نظر آفرینش جزء طایفه جن بود، ولي به دلیل عبادت سالیان دراز درون صف مقربان درگاه خدا و فرشتگان بزرگش جاى گرفته بود. ابلیس را می گویم. او که شش هزار سال خدا را عبادت کرده بود، با یک خطای محاسباتی از ردیف ملائک خارج شد و سقوط کرد. این خطای بزرگ که ابلیس را از عرش به فرش ساقط کرد چه بود؟ پاسخ را از زبان امام صادق علیه السلام بشنویم،آنجا که حضرت فرمود «فَأَوَّلُ مَنْ قَاسَ إِبْلِیسُ وَ اسْتَکْبَرَ وَ الِاسْتِکْبَارُ هُوَ أَوَّلُ مَعْصِیَةٍ عُصِیَ اللَّهُ بِهَا…؛اولین کسی که قیاس کرد ابلیس بود.تکبر ورزید و تکبر اولین گناهی بود که به با اين معصیت خدا شد…»؛ یک مقایسه اشتباه ریشه تکبر و همان عامل نابودی ابلیس بود. وقتی خدای متعال بعد از خلقت آدم دستور سجده داد، ابلیس دچار خطای محاسباتی شد. او آفرینش خود را از نظر مادى با آفرینش آدم، مقایسه کرد و برترى آتش را درون پاره اى از جهات، بر خاک دلیل بر برترى تمامي جانبه گرفت و اعلام کرد «أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ، خَلَقْتَنِی مِن نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِینٍ» بدون اینکه به سایر امتیازات خاک و از اين بالاتر به امتیازات روحانى و معنوى آدم دقت کند، حکم به برترى خود بر آدم کرد و فرمان خدا را به خاطر همین مقایسه باطل زیر پا گذاشت و سقوط کرد. اين هم به جایگاهی که تا روز قیامت مورد لعن خدای متعال قرار گرفت. متأسفانه بعدها این مقایسه و محاسبه شیطانی بین انسان ها …

خبري پیشنهادی:

محاسبات شیطانی و جامعه کنونی
۳ام بهمن ۱۳۹۶ زوارین

حلقه مفقوده آزادی

اخلاق به انسان آزادى حقیقی مى دهد، یعنى او را از بند شهوات آزاد کرده، رشته نفسانیات را از گردنش برمى دارد و ریشه پلشتی­ های اجتماعى را می­ زداید.

«آزادی» مفهومی هست که همواره یکی از بحث برانگیزترین موضوعات داخلی و بین المللی جوامع بشری بوده هست. مفهومی که همگان اين را تقدیس، و برای رسیدن به مطلوب خویش بدان چنگ زده­اند. هم موافقان دین خود را مدافع آزادی می­دانند هم مخالفان دین. هم موافقان اختلاط روابط پسر و دختر، منتقدین مسأله حجاب و مروجین بی­قیدی­ های اجتماعی و لاابالی­گری­ های اخلاقی استناد به آزادی می­کنند، و هم مخالفان این ولنگاری­ها و مدافعان ترویج احکام الهی و اصول اخلاقی. هم ایالات متحده به خود حق داده که به بهانه دفاع از آزادی، به ملتهای دیگر تجاوز کند و هزاران جنایت انجام دهد، هم ملتهای مبارز درون مقابل آنان با نام آزادی ایستادگی می ­کنند. این چه مفهومی هست که این تمامي دچار تضادها و تناقض با ذات خویش شده؟ آیا درون دل مفهوم آزادی حلقه مفقوده­ای موجود هست که بتواند جوابگوی این تمامي تضاد و تناقض باشد؟ واگر هست، اين حلقه مفقوده چیست؟ شاید جواب را درون ملزمات و بازدارنده­های حقوقی جستجو کنیم، ولي بازهم به پاسخ حقیقی نخواهیم رسید چراکه خود بازدارنده­های حقوقی (چه حقوق را الهی و واضعش را خداوند بدانیم و چه بشری و از نوع اعتباریات بشری که درون این صورت راه برای سوء دسترس­های نفسانی باز می­شود) احتیاج به یک اهرم برای کامل و صحیح اجراشدن دارند و این اهرم گزاره­های اخلاقی هست که سبب می­شود نهادها و مجریان حقوق، درون اعمال، اجرا و نظارت بر مسائل مختلف طرف حق را وانگذارند. یک قاضی زمانی قضاوتش عادلانه هست که متصف به ملزومات …

خبري پیشنهادی:

حلقه مفقوده آزادی
۳ام بهمن ۱۳۹۶ خبری

شعر زلف آن است که بى شانه دل از جا ببرد از شهریار

همینک در مجله آنلاین فارسی ها با عنوان شعر زلف آن است که بى شانه دل از جا ببرد از شهریار در خدمت شما دوستان گرامی و علاقه مندان به شعر و ادبیات فارسی هستیم .

سید محمد حسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار شاعر ایرانی اهل تبریز بود که به زبان های ترکی آذربایجانی و فارسی شعر سروده است .

این شعر یکی از معروف ترین شعر های شهریار به شمار می آید .

استاد شهریار ، یک غزل نغز در پانزده بیت بر وزن و قافیه یکی از غزل های حافظ سروده است .

امیدواریم این مطلب مورد پسند شما عزیزان قرار بگیرد .

شعر زلف آن است که بى شانه دل از جا ببرد از شهریار 1 شعر زلف آن است که بى شانه دل از جا ببرد از شهریار

شعر زلف آن است که بى شانه دل از جا ببرد از شهریار

زلف آن است که بى شانه دل از جا ببرد ..

نه که از ماشطه هم زحمت بى جا ببرد ..

من به نقش تو گر از جا بروم خود رفتم ..

شرط آن است که نقش توام از جا ببرد !

دل که شیداى خدایى است قرارش همه اوست ..

غم که باشد که قرار از دل شیدا ببرد ..

رنج ها مى برم از دست قلم موىِ خیال ..

به امیدى که دلى گنج تماشا ببرد ..

گر تمنّا کنم از دوست همانا خواهم :

همتى کز دل من ننگ تمنا ببرد ..

شعر زلف آن است که بى شانه دل از جا ببرد از شهریار 2 شعر زلف آن است که بى شانه دل از جا ببرد از شهریار

باغبان آنچه گل اندوخته بود از سر سال ..

مى رسد باد خزان تا همه یک جا ببرد ..

اجل آن نیست که از فتنه فراموش کند ..

گرت امروز فروهشته که فردا ببرد ..

دزد را راه به گنجینۀ پنهانى نیست ..

او همه نقشه که نقدینه پیدا ببرد ..

مرغ جان سرمدى و سنگرى قاف بقاست ..

کى فنـا رَه بـــه سوى قلعۀ عنقا ببرد ..

لیک از آن دزد که ایمان برد ایمن نشوى ..

او قسم خورده که صد دل به یک ایما ببرد ..

شعر زلف آن است که بى شانه دل از جا ببرد از شهریار 3 شعر زلف آن است که بى شانه دل از جا ببرد از شهریار

زلف آن است که بى شانه دل از جا ببرد

کوه توحید شو از دولت ایمان و بهل ..

سیل شرک مدنیت همه دنیا ببرد ..

رخت من گو ببر از دخمۀ گل ها بیرون ..

کیست کو نام من از دفتر دل ها ببرد ..

کیف دنیا خم و خمخانه به نادانش ده ..

کان نه خمرى که خمار از سر دانا ببرد ..

بى صفا آنکه به پیش نى کلک حافظ ..

نامى از نیشکر و شهد مصفّـا ببرد ..

شهریارا بجز این شاهد عشق شیراز ..

نیست در شهر نگارى که دل ما ببرد  ..

شعر زلف آن است که بى شانه دل از جا ببرد از شهریار 4 شعر زلف آن است که بى شانه دل از جا ببرد از شهریار

شعر کامل زلف آن است که بى شانه دل از جا ببرد

شعر زلف آن است که بى شانه دل از جا ببرد از شهریار 5 شعر زلف آن است که بى شانه دل از جا ببرد از شهریار

زلف آن است که بى شانه دل از جا ببرد از استاد شهریار

شعر زلف آن است که بى شانه دل از جا ببرد از شهریار 6 شعر زلف آن است که بى شانه دل از جا ببرد از شهریار

امیدواریم این مطلب از بخش شعر مورد پسند شما دوستان گرامی قرار گرفته باشد .

نوشته شعر زلف آن است که بى شانه دل از جا ببرد از شهریار اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

۳ام بهمن ۱۳۹۶ زوارین

به گفته خبرگزاری فارس از اهواز، آئین بزرگداشت دومین سالگرد شهید مدافع حرم حجت‌الاسلام مصطفی خلیلی‌ از شهدای مدافع حرم خوزستان با حضور خانواده‌های معظم شهدا و مردم شهیدپرور درون اهواز برگزار می‌شود.

این مراسم روز پنجشنبه ۱۲ بهمن‌ماه بعد از اقامه نماز مغرب و عشاء درون مسجد قبا، با سخنرانی حجت‌الاسلام طه توکلی و مداحی ذاکران اهل‌بیت انجام می‌شود.

به گفته فارس، شهید حجت‌الاسلام مصطفی خلیلی درون دفاع از حرم نورانی حضرت زینب کبری (س) و حضرت رقیه (س) درون ۱۲ بهمن‌ماه سال ۱۳۹۴ درون سن ۲۷ سالگی درون منطقه باش‌کوی سوریه و درون عملیات آزادسازی شهرهای شیعه‌نشین نبل و الزهرا به فیض شهادت نائل شد.

انتهای پیام/خ

۳ام بهمن ۱۳۹۶ زوارین

حجت الاسلام شاهرودی با بیان اینکه اگر کسی زندگی ابن عربی را نگاه کرده باشد می بیند که هرچند نظریه پردازی اش درون عرفان نظری به عنوان یک صاحب نظر قَدَر مربوط به ۲۰ سالگی به بعد هست ولي درون حوزه سلوک عرفانی و عرفان عملی درون ۱۰-۹ سالگی مورداعجاب اساتید عصر خود بوده هست

به گفته «فرهیختگان آنلاین»، محیی الدین ابن عربی مهم ترین شخصیت سنت عرفانی – اسلامی هست. او پایه گذار عرفان نظری هست و افکار و اندیشه های او هم درون حوزه عرفان و هم درون سایر حوزه ها ازجمله درون فلسفه و ادبیات ما به شدت اثرگذار بوده هست. استمرار مباحث محیی الدین درون وحدت وجود درون فلسفه اصالت وجود ملاصدرا کاملا قابل کشف هست و مولانا، شیخ محمود شبستری صاحب گلشن راز و حتی حافظ شیرازی هم تحت تاثیر او بوده اند. حجت الاسلام حسینی شاهرودی، استاد فلسفه و عرفان دانشگاه فردوسی مشهد درون اعلام کرد وگو با «مهر» درمورد ابن عربی صحبت کرده هست.
بنیانگذار عرفان نظری
شاهرودی با بیان اینکه محیی الدین از چند جهت درون حوزه عرفان شخصیتی برجسته و منحصربه فرد هست، اعلام کرد: «تا قبل از او عرفان فقط عرفان عملی و سیر و سلوک بود ولي ابن عربی با ارائه عرفان نظری ابداعی بزرگ و تحولی عمیق و اساسی به وجود آورد یعنی ضمن حفظ عرفان عملی که به اين سلوک یا تصوف گفته می شد، مباحث نظری را که تعیین کننده و تبیین کننده مباحث عملی و سیر الی ا… هست، مطرح کرد. بنابراین ابن عربی بنیانگذار عرفان نظری به صورت تفصیلی، مدلل، عقلی و فراعقلی هست. علاوه بر بنیانگذاری، مباحث مطرح شده از سوی ابن عربی، به لحاظ تنوع درون مباحث هم، نه کم نظیر که بی نظیر هست.»
این استاد فلسفه و عرفان درون بیان دومین نکته درون اهمیت ابن عربی نسبت به سایرین به «وحدت وجود» به عنوان یکی از مباحث اصلی عرفان محی الدین اشاره می کند و می گوید: «نکته دوم اینکه درون عرفان ابن عربی وحدت وجود حاکم هست. یعنی نه اینکه فقط ما غیرخدای متعال را نمی بینیم. (وحدت شهود) بلکه غیر از خدای متعال اصلا وجود ندارد تا دیده شود. یعنی سالبه به انتفاء موضوع هست. بنابراین پیشینیان یا به این موضوع دقت نداشته یا اگر کسانی مانند حسین بن منصور حلاج، ابوسعید ابوالخیر، بایزید بسطامی یا ابوالحسن خرقانی اشاراتی درون این زمینه داشته و گفته اند درون خانه جز صاحبخانه کسی نیست – که این حکایت از وحدت وجود دارد- صراحت کمی درون این زمینه داشته و علاوه بر اين تبیین، توضیح و استدلال ندارند. یعنی اگر از ایشان می پرسیدید که از کجا می گویید می گفتند که ما غیر از خدا نمی بینیم. ولي ابن عربی این «ما نمی بینیم» را کنار گذاشته و می گوید اصلا چیزی غیر از خدا وجود ندارد که ما بخواهیم ببینیم یا نه. بعد از او هم هرکسی آمده، دیدگاه او را ادامه داده و اگر نقدی هم بر او وارد شده اساسی نبوده هست.»
 جایگاه عشق درون عرفان ابن عربی
استاد تمام گروه حکمت و فلسفه دانشگاه فردوسی درون تبیین سومین نکته مختصات ابن عربی به جایگاه عشق درون افکار و آرای او می پردازد و می گوید: «برای سلوک الی ا… و رسیدن به وحدت حقه حقیقی، به گونه ای که آدمی با تمامي وجود ببیند که «کلّ شیء هالک إلا وجهه» که غیر از خدا چیزی نیست و هرچه غیر از او باشد هالک و باطل هست، از گذشته راه های متعدد و متنوعی وجود داشته هست. مثلا عبادت و عمل به ظواهر شرعی، متخلق بودن به اخلاق فراتر از اخلاق عرفی، ریاضت کشیدن و سختی را تحمل کردن. ولي ابن عربی مهم ترین و شاید تنها راه سلوک به سوی خدای متعال را – که راه های دیگر نسبت به این جزء فروع و تبعات حساب می شوند- عشق دانست. به نظر ابن عربی اگر کسی عاشق نباشد امکان وصولش به خدای متعال و امکان تقرب به قرب خاص، – قرب فرایض و قرب نوافل- اصلا برایش وجود ندارد. ولي عشق و محبت هم کم و بیش درون حوزه های دیگر یا درون گفته های پیشینیان به اشاره وجود دارد، ولي به این صراحت و تاکید بر اینکه عشق مسیر اصلی و منحصرترین راه برای وصول به خدای متعال هست فقط درون ابن عربی وجود دارد. به همین دلیل هم ابن عربی نه تنها به دیگران برتری دارد بلکه منحصربه فرد و یگانه هست.»
 عمده منتقدان ابن عربی صلاحیت داوری درباره او را ندارند
حجت الاسلام شاهرودی با اشاره به اینکه کسانی که درون مورد شخصیت ها، چه فیلسوفان، چه عرفا و حتی درون مورد فقها داوری می کنند باید کسانی باشند که توانایی و صلاحیت داوری را داشته باشند، اضافه کرد: «داوری بر موضوع، فرع بر احاطه داور بر موضوع داوری هست. از این رو باید کسی درون مورد فلسفه یا عرفان داوری کند که بر اين مسلط باشد. از این رو یکی از علل اختلاف درون مورد ابن عربی این هست که داوران مسلط بر موضوع او نیستند. کسی که نه وحدت وجود را می فهمد و نه اصول عقلی اين را، چگونه می تواند درون مورد اين داوری کند؟ یا مثلا می گویند براساس آنچه که ابن عربی گفته هست ما چگونه می توانیم دین را بپذیریم؟ خود این سوال حکایت از این دارد که اين نکاتی را که درون عرفان آمده درست مدنظر قرار نداده اند. ولي مقصود من این نیست که اینها نخوانده اند. درون خیلی موارد ممکن هست خوانده ولي نفهمیده باشند. کسی که درون حوزه عرفان ابن عربی نه تنها عارف، سالک و واصل نیست بلکه حتی اجتهاد هم درون این علوم ندارد نمی تواند درون این علوم داوری کند و داوری هایش عوامانه خواهد شد.»
 نظریه پرداز عرفان نظری درون ۲۰سالگی
او با بیان اینکه اگر کسی زندگی ابن عربی را نگاه کرده باشد می بیند که هرچند نظریه پردازی اش درون عرفان نظری به عنوان یک صاحب نظر قَدَر مربوط به ۲۰ سالگی به بعد هست ولي درون حوزه سلوک عرفانی و عرفان عملی درون ۱۰-۹ سالگی مورداعجاب اساتید عصر خود بوده هست، اضافه می کند: «حال مگر می شود درمورد این فرد اعلام کرد که اصلا فکر کردن و مطالعه کردن درون مورد او هم درست نیست.»
 ابن عربی از بزرگ ترین شیعیان هست
حجت الاسلام شاهرودی درون پایان با بیان اینکه تمامي عرفای بزرگ شیعه ازجمله سیدحیدر آملی، مرحوم قاضی و شاگردانش، علامه طباطبایی و امام خمینی ابن عربی را شیعه می دانند، ادامه داد: «اگر کسی را که معتقد هست پیامبر(ص) افضل بشر و بعد از ایشان، امیرالمومنین(ع) مشابه ندارد؛ شیعه می دانیم، بنابراين ابن عربی شیعه بوده و حتی می توان اعلام کرد بزرگ ترین شیعه هست و مشابه ندارد. تا جایی که اتفاقا برخی هم درون نقطه مقابل گفته اند او شیعه غالی و افراطی بوده هست یا ابن عربی می گوید: امیرالمومنین(ع) اولا افضل از تمامي موجودات دیگر غیر از پیامبر(ص) هست و دوما تمامي انبیا هم علم شان را از امیرالمومنین(ع) گرفته اند.» یا معتقد هست: «امیرالمومنین(ع) سر الانبیا والمرسلین بوده و حقیقت و باطن حضرت موسی(ع)، حضرت عیسی(ع)، حضرت ابراهیم(ع) و حضرت نوح(ع) امیرالمومنین هست. یا به عبارتی دیگر باطن و سر تمام عالم هستی بعد از وجود مبارک خاتم الانبیاء(ص)، امیرالمومنین علی بن ابیطالب(ع) هست. بنابراین باید او را بزرگ ترین شیعیان دانست.»

۳ام بهمن ۱۳۹۶ زوارین

به گفته گروه حماسه و مقاومت خبرگزاری فارس، سرهنگ محمد مهدی کتیبه از جمله ارتشی‌هایی بود که به خیل مردم انقلابی پیوست و دستش را به خون مردم بی گناه درون رژیم طاغوت آغشته نکرد.

سرهنگ کتیبه خاطرات خواندنی‌ای از اين روزها دارد که بخشی از اين را اینگونه روایت می‌کند:

درون ارتباط با جوی که درون سال ۱۳۵۶ درون تهران حاکم بود من نگران بودم، چون درون شیراز، اصفهان، تبریز، کرمان، یزد و جاهای دیگر بعد از شهادت یا فوت حاج مصطفی خمینی درون نجف، حرکت‌های تند و تیزی بر ضد شاه و نظام شاهنشاهی انجام می‌شد. لیکن من تصورم این بود که تا تهران حرکت نکند، حرکت شهرستان‌ها به نتیجه‌ای نمی‌رسد و درون این آرزو بودم تا درون تهران حرکتی به وجود بیاید. درون شهریور سال ۱۳۵۷ – مصادف با ماه مبارک رمضان – حرکت‌هایی درون تهران شروع شد. چون منزل من درون میدان آزادی بود، ظهرها که کلاس دانشکده‌ی فرماندهی و ستاد درون میدان «حُر» تمام می‌شد لباس نظامی خودم را درون کوچه‌های اطراف که ماشین شخصی‌ام را پارک کرده بودم، عوض می‌کردم و به  مسجد امیرالمؤمنین درون خیابان نصرت پای منبر آیت‌الله موسوی اردبیلی می‌رفتم.

ایشان بحث‌های خیلی منطقی و اصولی را درون مخالفت با نظام و رژیم شاهنشاهی مطرح می‌کرد. درون همان روز اول که دولت شریف‌امامی سرکار آمده بود، ایشان به شدت پنبه‌ی دولت شریف‌امامی را زد و دولت او را غیرقانونی، غیر موجه و غیر صالح برای این کار معرفی کرد. مردم هم با تکبیر و با تظاهرات خیلی وسیع صحبت‌های آقای موسوی اردبیلی را تأیید می‌کردند. من هر روز ظهر به مسجد می‌رفتم و بعد از منبر به تبادل نظر با انقلابیون دیگر درون جریان کار انقلاب و حرکت‌های تهران و شهرستان‌ها قرار می‌گرفتم. آقای فاکر هم درون مسجد امیرالمؤمنین ـ درون خیابان نصرت ـ به منبر می‌رفت و با بیان خوش و قوی به صورت مستدل و منطقی نقاط ضعف رژیم را مطرح می‌کرد. ایشان از محبوبیت خوبی درون بین جامعه برخوردار بود و اکثر شب‌ها با خانواده، پای منبر ایشان می‌رفتم.

درون اين ایام خوشحال بودم که تظاهرات و نرم افزار‌های دیگر درون تهران هم شروع شده هست و امید من به این که حرکت به سمت خوبی پیش می‌رود بیشتر شد، ولی هنوز من باور نمی‌کردم که به این سرعت و به این زودی انقلابی درون ایران رخ دهد و نظام تا دندان مسلح شاه را به زانو درآورد و حکومت جدیدی درون ایران به وجود بیاید. حداقل به نظر می‌رسید که اگر این حرکت‌ها ادامه پیدا کند، ممکن هست اندکی از فساد دستگاه سلطنت و حکومت کاسته شود و به مردم اجازه دهند تا به اعتقادات مذهبی خود آزادانه عمل کنند. باور این‌ که انقلاب به همین زودی انجام پذیرد و نظام شاهنشاهی زیر و رو شود مشکل بود، چون من درون ارتش قدرت نظامی و روحیه‌ی بعضی افراد را که وابسته بودند می‌شناختم و می‌دانستم که اگر ارتش محکم و قوی برخورد بکند به هیچ وجه این حرکت‌های مردمی مؤثر واقع نخواهد شد، ولی خوب من خیلی امیدوار بودم.

چون به طور معمولً دانشکده‌ی فرماندهی و ستاد، شهریورماه تعطیل بود، به هنگام وقایع هفده شهریور درون شیراز مرخصی بودم، ولی وقایعی را که درون تهران اتفاق می‌افتاد پیگیری می‌کردم. تا قبل از مهر ماه سال ۵۷ درون ارتش هیچ نوع حرکتی که دال بر هماهنگی ارتش با انقلاب باشد، وجود نداشت. چون ارتش به شدت تحت کنترل و نظارت بود و کوچک‌ترین حرکتی درون ارتش از زیر ذره‌بین ضد اطلاعات و ساواک پنهان نمی‌ماند. بنابراین هیچ حرکت ظاهری درون ارتش مشاهده نمی‌شد؛ ولی تشکیلات تیمسار رحیمی درون صدد مهره‌چینی افراد به طور خصوصی بود، حتی شهید نامجو به من توصیه کرد که شما درون هر پادگانی که مشغول به کار شدی، سعی کن پست مهمی را بگیری که از اين طریق بتوانی منشأ اثر شوی و ما نیز روی شما حساب کنیم. مثل این که برای این‌ها روشن بود که درون آینده‌ی نزدیکی من باید مأموریتی انجام بدهم. تا مهر ماه ۵۷ هنوز درون شهرها به اين صورت حکومت نظامی برقرار نشده بود و مردم هم با ارتش اين‌طور درگیر نشده بودند که تصوير‌العمل ارتش را به دنبال داشته باشد. کم‌کم که مردم به ارتشی‌ها گل دادند و ارتش را از خود دانستند، اين‌ها هم نسبت به مردم اظهار علاقه و وفاداری کردند.

ارتباط با آقای صفدری نماینده‌ی حضرت امام درون سنندج و فعالیت مذهبی درون پادگان

بعد از دوره‌ی دانشکده‌ی فرماندهی و ستاد، دانشجویان را تقسیم کردند و با وجود زمینه‌های زیادی که برای خدمت من درون تهران بود و خیلی از واحدها به من احساس نیاز می‌کردند، به علت فعالیت‌های مذهبی به هیچ وجه به من اجازه ندادند که درون تهران بمانم و درون مهر ماه ۵۷ مرا به سنندج تبعید کردند و هرچه تلاش کردم که جایی غیر از سنندج بروم، نتیجه‌ای نداد. درون سنندج احساس غربت شدیدی داشتم چون اين‌جا را محیط مناسبی برای فعالیت‌های مذهبی خود نمی‌دیدم. از ابتدای دوره‌ی افسری، من همیشه تشکیلاتی درون خارج از محیط ارتش برای نظامیان علاقه‌مند به دین و مذهب ایجاد کرده بودم و مسائل داخل ارتش را اين‌جا مورد بحث قرار می‌دادیم، ولی درون سنندج چنین امکانی وجود نداشت.

خوشبختانه افسری شمالی به نام آقای پناهی را به من معرفی کردند که مورد اطمینان و با مسائل نهضت اسلامی آشنا بود؛ درون سنندج ایشان را پیدا کردم و درباره‌ی مسائل مذهبی و سیاسی با هم صحبت کردیم. سپس به خانه‌ی من آمد و چند نفر دیگر را که تمایلات دینی و سیاسی داشتند نیز معرفی کرد و به این ترتیب دوباره تشکیلات مخفیانه و کوچکی ترتیب دادیم و برای مسائل مذهبی پادگان و آینده‌ی ارتش بررسی‌هایی انجام دادیم. ولي افسر قابل ملاحظه‌ای بین این‌ها نبود، به جز یکی ـ دو نفر افسر وظیفه و چند نفر از درجه‌دارها و سربازهای پادگان که مورد اطمینان بودند، دیگر کسی را پیدا نکردیم. به تدریج کادر افسر، درجه‌دار و سرباز پادگان را شناسایی کردیم. با افرادی که عرق مذهبی داشتند و نیز افسران غیر بومی شهرستان‌های مشهد، اصفهان و جاهای دیگر ارتباط برقرار می‌کردیم. چون بیشتر مردم سنندج اهل تسنن و هم‌چنین کُرد بودند، متقابلاً به یکدیگر اطمینان نداشتیم، چون بعضی از اين‌ها ناسیونالیست و ملی‌گرا بودند و از این بابت احساس اطمینان نمی‌کردم.

اقدام دیگر این بود که شبکه‌ای درون داخل پادگان به وجود آوردیم تا درون تمام واحدها عناصری داشته باشیم و درون جایی که از افسران کادر نمی‌شد بهره گرفت، از درجه‌داران و سربازان دسترس کنیم. به تدریج حرکتی را درون پادگان شروع و کارهای خود را با آقای صفدری، هماهنگ و خبري و مسائل پادگان را به ایشان می‌رساندم. من به وسیله‌ی استوار تهرانی با آقای صفدری ارتباط برقرار کردم. شب‌ها همراه ایشان به منزل آقای صفدری می‌رفتم و بنابراين از چند جلسه آشنایی، آمادگی و هم‌بستگی خود را با ایشان برای فعالیت درون پادگان اعلام کردم. ایشان شب‌ها درون حسینیه‌ی کوچکی سخنرانی می‌کرد و از اصفهان، تهران و شهرهای دیگر سخنرانان خوبی درون رابطه با انقلاب و حضرت امام (ره) به سنندج دعوت می‌کرد. به دلیل این که هرکسی می‌توانست درون جلسات ایشان شرکت کند، سریعاً شناخته می‌شد و مشخص بود که این جلسات بر ضد شاه و نظام هست. با این حال من کم و بیش درون این جلسات شرکت می‌کردم.

ریاست رکن ۳ ستاد توپ‌خانه‌ی لشکری و درگیری با عوامل ضد اطلاعات درون پادگان سنندج

درون ابتدای ورود به سنندج ـ چون افسر توپ‌خانه بودم ـ مرا به توپ‌خانه‌ی لشکر سنندج فرستادند. سرهنگ طاهری، فرمانده توپ‌خانه که درجه‌ی سرتیپی گرفته بود، با من از زمانی که درون اصفهان با هم بودیم آشنا بود و روی نحوه کارم شناخت داشت و می‌خواست مرا با درجه‌ی سرگردی، فرمانده گردان کند. ایشان می‌اعلام کرد: شما باید یک گردان تحویل بگیرید. من دیدم که الان (۱۳۵۷) تحویل گرفتن گردان برابر هست با بردن سربازان و درجه‌داران به شهر و درگیری و کشتار مردم، بنابراین گفتم: من مایل نیستم. درون ارتش نمی‌شود که یک مأموریتی بدهند و آدم مخالفت و مقاومت کند، این خلاف مقررات می‌شود و چون دیدم ایشان خیلی اصرار به این کار دارد، با او اتمام حجت کردم و گفتم: من گردان را تحویل می‌گیرم، ولی فردا شما نباید از من ایراد بگیرید؛ چون من از روز اول به شما می‌گویم که توان اداره‌ی گردان را ندارم و شما به زور این گردان را به من می‌دهید، بنابراين عواقب اين را هم درون نظر بگیرید. اکثر فرماندهان گردان سرهنگ دو بودند و برای شغل فرماندهی گردانی، تمامي‌ی افسران سر و دست می‌شکستند. من اين‌وقت سرگرد بودم و شغل فرماندهی امتیازی برای ترقی و پیشرفت این‌جانب بود؛ ولي چون می‌دانستم که لاجرم باید با مردم مقابله کنم و دستم را به خون‌ اين‌ها آغشته سازم، اين را قبول نکردم. امتناع من مؤثر واقع شد و بنابراين از اين مرا به ریاست رکن ۳ گزينش کردند.

تقریباً یک ماه یا چهل روز قبل از انقلاب، یکی از افسران وابسته به ساواک و ضد اطلاعات به نام سرگرد مطلبی که با من درون توپ‌خانه کار می‌کرد وارد دفتر کارم شد و شروع به فحاشی به حضرت امام کرد؛ من هم خیلی ناراحت و عصبانی شدم، یقه‌ی او را گرفتم و گفتم: این چه حرف‌هایی هست که می‌زنی؟ الان درون تمام مملکت روزنامه‌ها و مقامات از ایشان تعریف و تمجید می‌کنند، تو که هستی که این غلط‌ها را می‌کنی؟ و او را کتک زدم. بعد از این جریان احساس کردم که این حرکت من واکنش و تصوير‌العمل ناجوری را درون محیط پادگان به وجود آورده هست؛ بنابراین برای پیشگیری از خباثت‌هایی لشکری گفتم: جناب سرهنگ، می‌خواهم مطلبی را خدمت شما بگویم. ایشان اعلام کرد: چه هست؟ گفتم: اگر شما مثلاً مشروب‌خواری بکنید و یکی درون جمع شروع به فحاشی به تمامي‌ی مشروب خوارها بکند، به شما بر نمی‌خورد؟! درون صورتی که دیگران و اين شخص هم می‌دانند که شما مشروب‌خوار هستید؛ فحش که می‌دهد اگرچه مستقیماً به شما نمی‌گوید، ولی معنای اين فحاشی‌ها شما هستید. سرهنگ طاهری اعلام کرد: منظور شما چیست؟

گفتم: این آقای سرگرد مطلبی به دفتر من آمده، شروع به فحاشی به آقای خمینی کرده هست. من امروز می‌خواهم که تکلیف خود را با ما روشن کنید. حرف‌های رادیو و تلویزیون، روزنامه‌ها و نخست‌وزیر ـ شاپور بختیار ـ درست هست که با احترام از این فرد یاد می‌کنند و ایشان را مرجع تقلید می‌دانند، یا حرکت سرگرد مطلبی؟ اگر حرف‌های این شخص درست هست، من تکلیف خودم را بدانم، چون من تا حالا به ارتش خیانت نکرده‌ام و کار خودم را انجام داده‌ام و اگر حرف‌های ایشان مورد تأیید شماست من دیگر به سربازخانه نمی‌آیم. سرهنگ طاهری خیلی ناراحت شد به گونه‌ای که آب درون دهانش خشک شد. قیافه‌ای خاص به خود گرفت و هرچه فکر کرد به من چه جوابی بدهد، چیزی به ذهن او نرسید و بنابراين از مدتی اعلام کرد: خیلی بی‌جا کرده هست. من به او تذکر می‌دهم. شما سرکار خود بروید. به این صورت مرا از سر خود باز کرد، ولی من تصمیم گرفتم اگر وضع به این صورت ادامه پیدا کند، ارتش را رها کنم.

روز بعد نامه‌ای از ستاد لشکر سنندج به توپ‌خانه‌ی لشکر آمد مبنی بر این که یک افسر ارشد که دوره‌ی فرماندهی ستاد دیده باشد برای نوشتن تاریخچه‌ی لشگر درون روابط عمومی لشکر به کار گرفته شود.

فرمانده توپ‌خانه، سرهنگ طاهری هم زیر اين نوشته بود که من باید بروم. اين را به دست من دادند. به ایشان گفتم: جناب سرهنگ من این‌جا کلی کار دارم، شما یک نفر دیگر را گزينش کنید، چرا مرا گزينش کرده‌اید؟ هنوز من متوجه نشده بودم که این موضوع با جریان روز قبل ارتباط دارد. ایشان اعلام کرد: شما آدم باسواد و با فضیلتی هستی دوره‌ی ستاد هم دیده‌ای و تمامي‌ی خصوصیات لازم برای این کار، درون شما وجود دارد. این هم کاری ندارد چند روز به اين‌جا برو و اين را سرهم کن. من هم گفتم: چون نظر شما این هست بسیار خوب، ولی کارهای من می‌ماند. ایشان اعلام کرد: عیبی ندارد حالا برو بعد درست می‌شود.

من به ستاد لشکر رفتم و درون روابط عمومی خود را به یک استوار که مسئول اين‌جا بود معرفی کردم. درون اين‌جا به من گفتند، این کار دو سال طول می‌کشد و شما باید این‌جا بمانید. من درون جواب ایشان گفتم: کار من درون پادگان می‌ماند و با عنوان مأمور نمی‌توانم اینجا بنشینم و تاریخچه بنویسم. ایشان اعلام کرد: نه! خود تو هستی. همین که اعلام کرد خود تو هستی من متوجه شدم که مسئله چیز دیگری هست و به موضوع دیروز ارتباط دارد. با این مسئله صحنه‌سازی کرده بودند و هدف اين‌ها این بود که مرا از واحد و پادگان بیرون بکنند تا تحت کنترل و نظارت کافی باشم و حرکات من زیر نظر آنها‌ها باشد. بنابراين از اين نزد سرهنگ رحیمی ـ رییس ستاد که بعد از انقلاب اعدام شد ـ رفتم و گفتم: تکلیف من چه می‌شود؟ اعلام کرد که شما وسایل خود را جمع کن، دیگر حق نداری به پادگان بروی، باید این‌جا درون اتاق روابط عمومی بنشینی.

این را که اعلام کرد من دیگر شکّم بدل به یقین شد که این‌ها می‌خواهند مرا از پرسنل واحد و سربازخانه دور کنند تا فعالیتی انجام ندهم. بدین‌صورت به مکانی آمدم که اعضای اين عضو ضد اطلاعات و مأمور جاسوسی بودند و از اين به بعد تحت نظارت و کنترل شدیدی قرار گرفتم. روزهای اول درون روابط عمومی ستاد برای تظاهر به نوشتن تاریخ لشکر، چند عدد کتاب و مدرک جمع‌آوری کردم؛ ولی بعد متوجه شدم این مسئله جدی نیست که من تاریخ لشکر بنویسم و اين را جمع کردم. صبح‌ها دو عدد روزنامه‌ی کیهان و اطلاعات ـ روزنامه‌هایی که جديد از توقیف بیرون آمده بودند و چاپ می‌شدند ـ می‌خریدم درون اين‌جا مطالعه می‌کردم و بعد هم به خانه می‌رفتم. سی، چهل روزی را بدین صورت گذراندم. اين‌وقت لشکر آماده‌باش بود و هرشب پرسنل درون سربازخانه می‌خوابیدند و از واحدهای رزمی و سربازخانه کسی نمی‌توانست بیرون بیاید و من درون ستاد لشکر گرفتار آماده‌باش و این حرف‌ها نبودم. درون این زمان عده‌ای از افسران و پرسنل متوجه شدند که علت انتقال من از پادگان به ستاد به چه دلیل بوده هست، بنابراین برای دلجویی نزد من می‌آمدند.

فرار پرسنل از پادگان و پایین آوردن مجسمه‌ی شاه

درون بهمن‌ ماه سال ۵۷ تظاهرات درون سنندج و سایر شهرها اوج گرفته بود و من هم درون قسمت روابط عمومی لشکر از نظر تماس با پرسنل، محدود و تحت‌نظر و کنترل بودم؛ ولی درون بیرون از ستاد، شب‌ها با چند نفر از افسران، درجه‌داران و سربازانِ وظیفه مشغول سازمان‌دهی و نرم افزار‌ریزی بودیم. درون همین زمان فرمان حضرت امام از پاریس مبنی بر فرار پرسنل از پادگان‌ها، صادر شد. این فرمان تزلزلی درون ارکان ارتش به وجود آورد و عده‌ی زیادی از سربازان هر روز پادگان را ترک می‌کردند و هیچ وسیله‌ای هم نبود که جلوی فرار اين‌ها را بگیرد. من روی عِرق مذهبی و روی این اصل که مقلد حضرت امام بودم و این فرمان شامل من هم می‌شد، خیلی ناراحت و درون اضطراب ببودم که آیا ارتش را رها کنم یا خیر؟ عاقبت تکلیف من چه می‌شود؟ از تهران کسب تکلیف کردم و درون تماسی که با آقای نامجو یا آیت داشتم، گفتند: از تهران با پاریس تماس گرفتم، حضرت امام فرمودند که پرسنل کادر حساس نیازی نیست پادگان‌ها را ترک کنند؛ بمانند و مراقب اوضاع و احوال باشند. بدین‌ترتیب من آرامش پیدا کردم و سبک شدم، چون طبق دستور عمل می‌کردم و از اين التهاب بیرون آمدم.

درون اواخر دوران رژیم ستم‌شاهی تظاهرات مردم درون سنندج شدت یافت به طوری که مجسمه‌ی شاه را درون میدان اصلی شهر پایین آوردند، ولی مجسمه‌ای درون باشگاه افسران کنار ستاد لشکر بود؛ سرتیپ شهریاری فرمانده لشکر دستور داده بود برای این که به ارتش تعرضی نشود، مجسمه را پایین بیاورند، ولی یکی از افسران (فرمانده تیپ یک) گفته بود اگر کسی نزدیک مجسمه برود من او را با تیر می‌زنم و این مجسمه اين‌جا برپا بود. اين‌وقت من سرگرد بودم و فرمانده لشکر هم سرلشکری مغرور و خودخواه بود و تماس با وی مشکل بود. من به ملاقات ایشان رفتم تا مسائلی را به او بگویم. ایشان از من وحشت داشت و می‌ترسید که او را ترور کنم. ایشان اعلام کرد درون را باز بگذارید و به آجودان خود هم گفته بود مراقب من باشد که حرکتی نکنم. من به ایشان گفتم: برای نجات لشکر و حفظ اسلحه و مهمات لشکر طرحی دارم که اگر شما موافق باشید، اين را عملی کنیم؛ چون ما با آقای صفدری نماینده‌ی حضرت امام درون سنندج ارتباط داریم و اگر بخواهید شما را با ایشان مرتبط می‌کنیم؛ بنابراین باید طرحی بریزیم تا لشکر و مهمات به دست افراد بی‌صلاحیت نیفتد. این حرف من برای او خیلی گران تمام شد و اعلام کرد: من شخصاً با ایشان تماس می‌گیرم و لازم نیست شما کاری بکنی. گفتم: بنابراين برای حفظ لشکر مجسمه‌ی باشگاه افسران را پایین بیاورید، زیرا سبب هجوم مردم به پادگان می‌شود و این مجسمه عامل تحریک کننده هست و مردم را به طرف لشکر می‌کشد. ایشان هم این حرف را گوش کرد و شب بعد مجسمه را پایین می‌آوردند.

روزی که مجسمه‌ی شاه را پایین آورده بودند، با وجود این که شاه فرار کرده بود دیدم که سرهنگ طاهری به پهنای صورت خود اشک می‌ریزد و چنان می‌گریست که من تعجب کردم و ایشان تا من را دید زود چشم‌های خود را پاک کرد و حالتی گرفت که من متوجه نشوم. سر صبحگاه وقتی پرسنل ایستاده بودند، یک سرهنگ دو خیلی بلند هورا می‌کشید؛ به طور معمولً افسران می‌گویند به سلامتی اعلی‌حضرت همایونی شاهنشاه آریامهر و هورا نمی‌کشند و فقط سربازان هورا می‌کشند، ولي این شخص از ته دل و بلند چندین بار هورا اعلام کرد. درون دفتر که با چند افسر نشسته بودیم از ایشان سؤال کردم. جناب سرهنگ، امروز شما خیلی با احساس و هیجان هورا می‌کشیدید، جریان چیست؟ همان روزی که شاه از مملکت بیرون رفته بود. ایشان اعلام کرد: من ۲۷ سال هست که ازدواج کرده‌ام و زنم را دوست دارم، پسرم ۲۵ سال دارد و من ۲۵ سال هست که او را دوست می‌دارم؛ بعد اعلام کرد: این شاه ۳۷ سال پادشاه من بود، حالا امروز که مملکت را رها کرده، رفته هست، من ناراحت نشوم؟ و شروع به گریه کرد.

اوضاع سنندج درون آستانه‌ی انقلاب

اوضاع مأیوس کننده‌ای بر سنندج حاکم بود، چون بعضی از کردها تمایلات ناسیونالیستی و کمونیستی داشتند. درون تظاهرات سنندج قبل از انقلاب زنان و مردان دستان خود را درون هم قفل می‌کردند و با آهنگ منظمی درون خیابان شعاری به کردی می‌دادند که معنای اين این بود که داس و چکش بر سر نیزه پیروز هست و هیچ جنبه‌ی مذهبی و اسلامی درون کارهای اين‌ها غیر از همان نرم افزار‌ی حسینیه‌ی آقای صفدری وجود نداشت. درون سنندج تعداد زیادی کتاب‌فروشی بود که تمامي پر از کتاب‌های کمونیستی بود و یک کتاب اسلامی هم درون این کتاب فروشی‌ها پیدا نمی‌شد، مثلاً کتاب‌های آقای مطهری یا دکتر شریعتی درون این کتاب‌فروشی‌ها نبود. از نظر مذهبی محیط بدی بود و مردم اين‌جا هم علی‌الظاهر حالات ناسیونالیستی کردی داشتند و متمایل به کردستان آزاد چپی بودند و بحث اسلام و قرآن خیلی کم بود.

درون سنندج هم حکومت نظامی اعلام گردید و درون درگیری‌ای که ارتش با مردم داشت عده‌ای از مردم درون سنندج به شهادت رسیدند. نيوز خروج شاه از ایران برای من خیلی مسرت‌بخش و خوشحال‌کننده بود. اين روز من با لباس نظامی درون ماشین بودم. چراغ‌های ماشین را روشن کردم و دستمال کاغذی به برف‌پاک‌کن ماشین بستم و بوق می‌زدم. روز نوزدهم و بیستم بهمن با لباس نطامش سوار بر ماشین از پادگان به شهر آمدم. مردمی که تظاهرات راه انداخته بودند، به ماشین من که رسیدند چند ضربه زدند؛ من هم ماشین را کناری رها کردم و با لباس بین مردم رفتم و آنان را همراهی کردم، مردم هم این‌قدر تحت تأثیر قرار گرفتند که مرا ـ سرگرد ارتش بودم ـ روی دوش خود گرفتند و من دیگر علناً شروع به مخالفت کردم.

درون یکی از صبحگاه‌های پادگان، سرهنگ طاهری فرمانده توپ‌خانه‌ی لشکر می‌اعلام کرد: عده‌ای کمونیست چپی می‌خواهند مملکت را به هم بریزند و شاه را فلان بکنند…. من نمی‌گذارم و فلان می‌کنم …. و این‌ها را سر جای خود می‌نشانم. سخنرانی ایشان که تمام شد، شب درون جلسه‌ی بچه‌های اسلامی خودمان نامه‌ای بدون امضاء برای سرهنگ طاهری فرستادیم که حواست باشد این حرف‌هایی که امروز زدی اگر بار دیگر تکرار کنی خونت گردن خودت هست و تو را زنده نمی‌گذاریم. این فضولی‌ها به تو مربوط نیست و کار خودت را بکن. این تهدید خیلی مؤثر واقع شد و این سرهنگ چون آدم ترسویی هم بود، خیلی از این نامه ترسید و خودش را کنار کشید.

پاسداشت چهلمین بهار انقلاب اسلامی ایران/۱

انتهای پیام/ب

۳ام بهمن ۱۳۹۶ زوارین

درون نشست شورای نرم افزار ریزی و هماهنگی بعثه مقام معظم رهبری و سازمان حج و زیارت اعلام شد که ثبت نام قطعی از زائران حج ۹۷ درون نیمه دوم بهمن ماه انجام خواهد شد.
به گفته بعثه مقام معظم رهبری؛ درون نشست شورای نرم افزار ریزی و هماهنگی بعثه مقام معظم رهبری و سازمان حج و زیارت اعلام شد که ثبت نام قطعی از زائران حج ۹۷ درون نیمه دوم بهمن ماه انجام خواهد شد.
درون این نشست که امروز به ریاست حجت الاسلام والمسلمین سیدعلی قاضی عسکر تشکیل شد، وی ازمسئولان ذیربط خواست تا هر چه سریعتر هزینه حج سال آینده را نهایی و اطلاع رسانی کنند.
سرپرست حجاج ایرانی تاکید کرد: تمامي کمک کنند تا درون روند کارها تاخیر ایجاد نشود و ضمن تماس و پیگیری مستمر با طرف سعودی زمینه اعزام تیم های کارشناسی به عربستان فراهم شود.
آخرین وضعیت معاینات پزشکی حج ۹۷
سید علی مرعشی – رئیس مرکز پزشکی حج و زیارت جمعیت هلال احمر هم درون این جلسه از نشست نمایندگان استانی این مرکز و تصمیمات اتخاذ شده برای انجام سریعتر معاینات پزشکی زائران حج ۹۷ گزارشی ارائه داد.
مقصد زائران ایرانی مدینه و جده خواهد بود
نصراله فرهمند؛ مشاور رئیس سازمان حج و زیارت نیز اعلام کرد: امسال زائران ایرانی از بیست ایستگاه پروازی درون استان های مختلف به دو فرودگاه مدینه منوره و جده انتقال خواهند یافت.
محمد جواد دانشیار – مدیرعامل شرکت شمسا نیز درباره نحوه تامین و پرداخت هزینه های ارزی و ریالی اعزام زائران به عتبات عالیات گفته داد.
حجت الاسلام والمسلمین قاضی عسکر نیز درون ادامه جلسه با اشاره به برخی مشکلات زائران درون عراق تاکید کرد : نمی توان نسبت به این مشکلات بی تفاوت بود و باید درنظام و مدیریت کلان کشوراین مسایل پیگیری و حل …

خبري پیشنهادی:

۳ام بهمن ۱۳۹۶ زوارین

به گفته گروه حماسه و مقاومت خبرگزاری فارس، پیروزی‌درون‌عملیات کربلای پنج حاصل تصمیم‌گیری فرماندهی سپاه برای انجام عملیات  و تاکتیک ویژه‌ی عبور از مواضع و استحکامات دشمن درون منطقه شرق بصره بود. پیروزی حاصل از این عملیات علاوه بر اینکه ناکامی «عملیات کربلای چهار» را تحت تأثیر قرار داد، توانست قدرت طرح‌ریزی، توان نظامی و سرعت عمل نیروهای سپاه  را به نمایش بگذارد. هم‌چنین عبور از استحکامات منطقه شرق بصره، قدرت دفاعی نیروهای عراق را مورد پرسش قرار داد.

گفته حاضر که بلافاصله بنابراين از «عملیات کربلای پنج» نوشته شده هست از این حیث اهمیت دارد که روایت فرماندهی و تصمیم‌گیری درون جنگ درون زمان جنگ هست. درون واقع باز روایت نیست، بلکه روایت هست. به همین دلیل با اصلاحات اندکی درون ویراستاری توسط جناب «محمد درودیان» درون فصلنامه «نگین ایران» منتشر گردید که متن اين را پیش رو دارید:

        بنابراين از اين‌که قطعی شد که “راه‌کارهای” عملیات کربلای۴ بسته شده هست، درون بعد از ظهر روز ۱۳۶۵/۱۰/۵ فرماندهان سپاه به منظور پیدا کردن راهی برای ادامه جنگ جلسه‌ای را درون «قرارگاه خاتم‌الانبیاء ‌(ص)» برگزار کردند که نتیجه اين گزينش منطقه «شلمچه» بود. بنابراين از اين برابر تدبیر فرماندهی کل سپاه چند نفر از دست‌اندرکاران عملیات به سمت “امیدیه” حرکت کردند تا فرماندهی جنگ، آقای «هاشمی رفسنجانی» را که درون ارتباط با عملیات کربلای۴ به منطقه آمده و درون امیدیه مستقر بود، نسبت به آخرین تغییر و تحولات – اتمام عملیات کربلای ۴- و همچنین تصمیمات جدید مطلع نمایند.

برادر «محسن رضایی» درون اعلام کرد‌و‌گوی دو نفره با آقای «هاشمی رفسنجانی»، منطقه «شلمچه» را به عنوان یک نقطه بسیار مهم برای عملیات آتی پیشنهاد کرد که مورد استقبال ایشان قرار گرفت. سپس جلسه‌ای با حضور فرماندهان و مسئولین تشکیل شد و بنابراين از بررسی‌ اجمالی علل عدم‌الفتح درون کربلای۴ پیرامون عملیات آتی بحث‌هایی صورت گرفت. درون پایان آقای «هاشمی‌رفسنجانی» دستور انجام عملیات درون «شلمچه» را به سپاه ابلاغ کرد.

به لحاظ مشکلات و موانع فراوانی که بر سر راه انجام عملیات درون «شلمچه» وجود داشت به نظر می‌رسید، مطرح کردن منطقه «شلمچه» بیش از اين‌که نزدیک به واقعیت‌های موجود برای انجام عملیات باشد، برای پشت سر نهادن بحران کربلای۴ بوده هست. آقای «هاشمی‌رفسنجانی» به منظور رفع هر گونه ابهام و تردید احتمالی درون مورد انجام عملیات بنابراين از ساعتی که به امور دیگر گذشت، مجدداً تأکید می‌کند که:

«انجام عملیات درون شلمچه مانند عملیات مهران، یک دستور هست و هر لشکری که تردید ندارد و آماده‌تر هست اين ها را به کار بگیرید. آقای شمخانی قاطعانه بروید دنبال کار شلمچه.»

درون این جلسه همچنین درون مورد عملیات ارتش درون غرب کشور که قرار بود ۷۲ ساعت بنابراين از انجام عملیات سپاه پاسداران درون جنوب صورت بگیرد اعلام کرد‌وگو شد و وضعیت چنین اعلام گردید:

«آقایان ارتش هم درون بالا ‌‌‌[‌‌منطقه سومار]‌‌ آماده‌‌اند ولی شرط انجام اين عملیات، پایین هست، تا شروع نشده اين‌ها هم نباید عمل کنند.»

«محمد باقری» با اشاره به وضعیت دشمن درون «شلمچه» استقرار لشکرهای ۶ و ۸ و سه لشگر گارد ریاست جمهوری درون «شلمچه» معتقد هست عملیات ارتش – کربلای۶- چند روز زودتر انجام شود تا نیروهای دشمن به سمت بالا متوجه شوند، ولی آقای «هاشمی» چنین استدلال می‌کند که:

«اگر ارتش اين‌جا عمل کند، چون درون جنوب خبری نیست به اين‌ها فشار می‌آورند و این به عراق روحیه می‌دهد. مگر این‌که شما ‌‌‌[‌سپاه‌]‌‌ بروید بالا محور بگیرید و کار مشترک انجام دهید که این هم زمان می‌برد.»

تشکیل قرار‌گاه‌ها و چگونگی پیشرفت کار درون اولین مرحله بنابراين از پایان جلسه امیدیه، فرماندهی کل سپاه بلافاصله توسط جهت پی‌گیری کارها و ابلاغ مأموریت جدید، جلسه‌ای درون «قرارگاه خاتم» – فاطمیه –  تشکیل می‌دهد. مهم‌ترین مسئله این جلسه رفع ابهام قرارگاه‌ها و یگان‌ها نسبت به نحوه پایان یافتن عملیات کربلای۴ و سپس مهیا نمودن مقدمات عملیات بعدی  بود. برادر «محسن رضایی» ابتدا می‌بایست اهمیت و لزوم انجام عملیات بعدی را به هر نحو ممکن به برادران بقبولاند تا پیگیری و ادامه کار مقدور شود. وی مسئله را به صورت زیر مورد تأکید قرار می‌دهد:

«امسال هم به دستور رهبر انقلاب و هم‌ به خواسته مسئولین، کشور به حال بسیج درآمد، کارخانه، رزمندگان و … تمامي بسیج شدند. عملیات فاو را به عنوان آغاز جدیدی درون جنگ تلقی کردند و تمامي به دنبال کار افتادند. از یک طرف انقلاب و امام، کشور را درون جنگ بسیج کردند و از طرف دیگر دشمن جنگ را تمام عیار کرد و مراکز صنعتی، برق و آب و مردم درون شهرها مورد تهاجم قرار گرفتند که درون طول جنگ بی‌سابقه بود … ما به کجا می‌توانیم برگردیم؟ به خانه‌های ویران شده‌ای که دشمن ویران کرده هست و به مردم بگوییم آمده‌ایم جنازه‌های شما را تشیع کنیم؟ ما به رهبر و مردم چه جوابی داریم، اگر دست از جنگ بکشیم؟»

درون این جلسه تصمیماتی اتخاذ شد از جمله اینکه:

سپاه درون اولین گام به منظور آماده کردن یگان‌ها و فراهم کردن مقدمات عملیات، مبتنی بر “توان” خود نسبت به تشکیل چهار قرارگاه درون مناطق زیر اقدام کند:

۱ -قرارگاه کربلا درون منطقه «شلمچه‌»

۲ -قرارگاه قدس درون منطقه «هور»

۳- قرارگاه نوح(ع) درمنطقه «فاو» و اسکله‌های «البکر» و «الامیه‌»

 ۴ -قرارگاه نجف درون منطقه «سومار» و «خانقین‌»

این تصمیم دو هدف داشت: یکی فراهم ساختن مقدمات عملیات درون تمام مناطق ذکر شده تا هر نقطه‌ای که سریع‌تر آماده شد مورد بهره‌برداری قرار بگیرد. دیگر اینکه اگر بنا به دلایلی عملیات درون «شلمچه» متوقف شد – مانند کربلای ۴- ویا مسائل خاصی پیش آمد از سایر مناطق به عنوان طرح جانشین دسترس شود. دوم اینکه به کار‌گیری و مشغول کردن تمامی مسئولین قرارگاه‌ها و یگان‌ها به منظور از بین بردن تبعات عملیات کربلای۴ نیز از ضروریات بود و به نظر می‌رسید که منطقه عملیاتی «شلمچه»، به تنهایی شرایط لازم برای مأموریت تمامی یگان‌ها را دارا نباشد. ولي میزان اعتقاد و آمادگی روحی فرماندهان نسبت به مناطق مختلف درون این تقسیم‌بندی بی‌تأثیر نبود.

*قرارگاه کربلا: منطقه «شلمچه‌»

قسمتی از تردید‌های موجود نسبت به منطقه «شلمچه» درون مورد استحکامات دشمن و چگونگی پشت سر نهادن اين‌ها بود ولی چشم‌انداز نسبتاً  روشنی نیز نسبت به موفقیت «لشکر ۱۹فجر»، «تیپ۵۷ ابوالفضل(ع)» درون کربلای۴ مدنظر بوده ابتدا می‌باید تدبیر و تاکتیک عبور درون این منطقه روشن می‌شد تا بر این پايه بتوان درون قرارگاه و یگان‌های تابعه آمادگی لازم را فراهم کرده و درصد اعتقاد به عملیات و کسب موفقیت را افزایش داد.

درون همان بحث‌های اولیه نسبت به طراحی عبور از کانال پرورش ماهی تصمیم گرفته شد که یک محور درون شمال پنج ضلعی و محور دیگر درون جناح راست اين برای عبور درون نظرگرفته شود.

شناسایی از استحکامات جدید دشمن درون شرق کانال ماهی – سیل‌بندهای جدید‌الاحداث – و موقعیت‌های مختلف آب برای عبور غواص، قایق، نفربر و خشایار، مهم‌ترین مسئله بود. برادر «محسن رضایی» جمع‌بندی خود را از منطقه «شلمچه»  با دقت به موقعیت زمین و تجربه و تلاش‌های لشکر۱۹ فجر و تیپ۵۷ چنین ذکر می‌کند:

 ۱- تا حالا درون این زمین بادشمن جنگ نکرده‌ایم ، دشمن حساسیت زیادی ندارد

 ۲- مواضع و استحکامات دشمن درون شرق کانال ماهی ضعیف و جدید‌الاحداث هست.

 ۳- تلاش پنج ضلعی موفق بود و می‌شود قبل از ترمیم سنگرها و جاگیر شدن دشمن عملیات کرد، منتهی با تعجیل.

بنابراين از بحث و بررسی‌هایی که انجام شد سازمان «قرارگاه کربلا» به شکل زیر تعیین گردید:

     یگان‌ها:

*لشکر۲۵ کربلا

*لشکر ۱۹ فجر

*لشکر۴۱ ثارالله(ع)

*لشکر ۳۱ عاشورا

*لشکر۱۰ سیدالشهداء(ع)

*لشکر۵ نصر

*لشکر۲۱ امام ‌رضا(ع)

*تیپ۱۲ قائم(ع)

*تیپ۱۸ الغدیر

     جهادهای تحت امر قرارگاه:

*جهاد سازندگی فارس‌

*جهاد سازندگی نجف‌آباد

*جهاد سازندگی کرمان‌

*تیپ مهندسی جواد‌الائمه(ع)

*لشکر مهندسی ۴۲ قدر

*طرح مانور

بنابراين از سه روز کار بر روی طرح مانور و انجام سایر اقدامات، عملیات بر پايه استعداد ۲۰۰ گردان نیرو به این شکل طراحی شد که «تیپ الغدیر» درون جناح شمالی عملیات بر روی پل عمل کند. بر روی جاده پاسگاه بوبیان یک یگان قوی وارد عمل شود تا بتواند از کانال‌ ماهی عبور کرده و درون غرب اين سر پل بگیرد. درون پنج ضلعی با دقت به تجربه عملیات کربلای۴ چنین پیش‌بینی شد که سه یگان درون کنار هم عمل کنند.

درون تلاش‌هایی که درون مورد شناسایی و تحلیل فعالیت‌های دشمن صورت گرفت، چنین جمع‌بندی شد که دشمن درون غرب کانال ماهیگیری تلاش مهندسی دارد و همچنین نزدیک به ۱۰۰ دستگاه تانک را درون منطقه جا به جا کرده هست.

وضعیت کلی حاکی از اين بود که دشمن هنوز نسبت به منطقه حساسیت زیادی دارد و این طبعاً با اقدامات نیروهای خودی که بر هوشیاری دشمن می‌افزود، مغایرت داشت. لیکن محدودیت‌ زمان منجر به تعجیل درمهیا کردن منطقه «شلمچه» شده بود.

از گفته کار برادران درون مورد مهندسی چنین به نظر می‌رسید که یک برآورد کلی نسبت به کارهای مورد نیاز صورت گرفته و به تناسب توان موجود، هماهنگی‌های لازم میان یگان‌ها با جهادهای واگذاری انجام شده هست. هر چند اقدامات انجام شده درون حد “شروع” مطلوب بود لیکن به تناسب نیازها و ضرورت‌ها و نیز شرایط لازم برای پای کار رفتن یگان‌ها فاصله زیادی داشت.

*قرارگاه قدس: منطقه‌ی «هور»

منطقه‌ی «هور» بنابراين از «شلمچه» به لحاظ “هدف” و مهیا بودن منطقه از نظر مهندسی و سایر ملاحظات درون اولویت دوم قرار داشت و بنابراين از تعیین مأموریت و سازمان «قرارگاه کربلا» درون «شلمچه»، مأموریت «قرارگاه قدس» درون «هور» ابلاغ شد.

سازمان قرارگاه قدس‌

یگان‌ها:

لشکر ۱۷ علی ابن ابی‌طالب(ع)

لشکر۱۴ امام حسین(ع)

لشکر۸ نجف‌

لشکر۳۲ انصارالحسین‌

تیپ ۴۴ قمر بنی‌هاشم‌

تیپ۹ بدر

     جهادهای تحت امر قرارگاه‌

جهاد سازندگی اصفهان‌

جهاد سازندگی خراسان‌

جهاد سازندگی دامغان‌

جهاد سازندگی همدان‌

تیپ مهندسی ۴۳ امام علی(ع)

منطقه «هور» درون همان نگاه اول، گذشته از میزان اعتقاد یگان‌ها نسبت به انجام عملیات درون اين معضل مهندسی و نیاز شدید به امکانات را نشان می‌داد. درون پاسخ برادر «قربانی» که می‌اعلام کرد:

«یک زمینی گزينش شود که مناسب با توان و “زمان” باشد، اینجا کار مهندسی زیادی می‌خواهد»

برادر «محسن رضایی» اعلام کرد:

«یکی از شرایط انجام عملیات درون «هور» امکانات هست که اگر به ما برسانند عمل می‌کنیم».

«قرارگاه قدس» اقداماتی را درون زمینه تعیین خط حد یگان‌ها، برآورد کارهای مورد نیاز درون زمینه مهندسی و سایر موارد انجام داد لیکن میزان اعتقاد به انجام عملیات درون «هور» که قسمت اعظم قضایا را تشکیل می‌داد درون حد ضعیفی بود. فرماندهی «قرارگاه قدس» به طور خصوصی به برادر «رضایی» می‌گوید بچه‌ها هیچ کدام‌شان نظر مثبت ندارند. علاوه بر این مشکلات دیگری هم وجود داشت که مانع از پیشرفت کار بود از جمله: ضعف آتش، نداشتن عقبه، نداشتن پوشش درون منطقه، نتیجه هوشیاری دشمن و …

برادر «رضایی» برای رفع ابهام نسبت به انجام عملیات درون «هور» می‌گوید:

درون استراتژی ما عمل کردن درون هور قطعی هست: اگر درون پنج ضلعی وضعیت مناسبی فراهم نشد درون هور عمل خواهیم کرد.

بنابراين از اين، اقدامات «قرارگاه قدس» درون «هور» شکل جدی‌تری به خود گرفت و درون فرصت‌های بعدی نیز فرماندهان یگان‌ها با حضور درون «هور» به صورت فعال‌تری با مأموریت‌ واگذار شده درگیر شدند.

قسمتی از مسائل «هور» درون ارتباط با مهندسی و به طور اخص درون زمینه تهیه کمپرسی و خاک برای احداث و ترمیم جاده بود که درون این زمینه مشکلاتی وجود داشت. وزیر جهاد سازندگی، برادر «زنگنه» که درون منطقه حضور داشت، طی جلسه‌ای با فرماندهی کل سپاه درون مورد پیگیری و تأمین کمپرسی مسائلی را عنوان کرد.

برادر «زنگنه»: «بحث کمپرسی دو قسمت هست: یکی کمپرسی مردمی و دیگری کمپرسی دولتی. کمپرسی مردمی ۲۰۰۰ دستگاه هست که ۱۰۰۰ تا موجود هست و ۱۰۰۰ تای دیگر می‌آید.

اگر دشمن درون منطقه اجرای آتش کند، تأمین کمپرسی دولتی سخت‌تر هست.

دولت دستور اين را می‌دهد ولی تهیه اين از وزارت‌خانه‌های مختلف مشکل هستمن قول تهیه کمپرسی دولتی را نمی‌دهم چون سخت می‌آیند ولی کمپرسی مردمی را تهیه می‌کنم.»

علاوه بر مشکلاتی که درون امر تهیه ابزار و امکانات مهندسی وجود داشت نظر به اینکه احداث هر یک کیلومتر جاده درون «هور» نزدیک به یک میلیون تومان هزینه بر می‌دارد، نسبت به چنین سرمایه‌گذاری درون «هور» نیز تردید وجود داشته و دارد و این امر بی‌تأثیر درون میزان پشتیبانی از عملیات «هور» نبود.

*قرارگاه نوح(ع): «فاو» و اسکله‌های «البکر» و «العُمیه‌»

نظر به حساسیت‌های دشمن درون محور «جاده‌ی ام‌القصر» و خط پدافندی نیروهای خودی درون منطقه «فاو» و نیز اهمیت دو اسکله‌ی «البکر» و «العُمیه» که تصرف اين‌ها می‌تواند گذشته از تکمیل اهداف عملیات والفجر۸، موفقیت جدیدی را برای جمهوری اسلامی درون شمال خلیج فارس به دست آورد، قرار شد که «قرارگاه نوح(ع)» با دو «ناو تیپ کوثر» و با «تیپ امیرالمؤمنین(ع)» بررسی منطقه و طراحی عملیات را درون این منطقه انجام دهد.

«قرارگاه نوح(ع)» بنابراين از بررسی‌ منطقه با مشکلات عمده‌ای رو به رو شد که عبارت بودند از:

 ۱- مهندسی: درون عملیات کربلای۳ بنابراين از تصرف «اسکله‌ی العمیه»، ناوچه‌های دشمن به راحتی توانستند نیروهای مستقر درون خور عبدالله را کنار زده و از اين خارج شوند و نیروهای خودی را درون اسکله محاصره کرده و درون عقب راندن اين‌ها نقش مؤثری ایفا کنند. از این رو پیش‌بینی می‌شد که برای تکرار عملیاتی نظیر کربلا۳ بایستی اسکله‌های مناسبی درون دهانه خور احداث شود و نیروهایی درون اين‌جا مستقر شوند تا درون موقعیت مناسب بتوانند نقش بازدارنده‌ای را درون مقابل حرکات دریایی دشمن انجام دهند.

۲- امکانات: گذشته از امکانات شناوری مورد نیاز مانند قایق و … برای کار درون دریا، رادار و شنود نقش تعیین کننده‌ای دارند. درون این زمینه کمبودهایی به چشم می‌خورد و موجودی امکانات تناسبی را درون خواست‌ها ندارد.

 ۳- یگان‌های تحت امر: روشن هست که طراحی و انجام عملیات درون منطقه «فاو» و اسکله‌های «البکر» و «العُمیه» با یگان‌های واگذاری شده به «قرارگاه نوح(ع)» میسر نمی‌باشد. فرماندهی «قرارگاه نوح» اعلام کرد: اگر ما بخواهیم روی البکر عمل کنیم یگان قوی می‌خواهیم.

بنابراين از بحث‌های زیادی درون این زمینه که صورت گرفت از سوی فرماندهی کل سپاه به «قرارگاه نوح(ع)» ابلاغ شد که گذشته از تقویت عمومی منطقه «فاو»، تلاش‌های خود را برای طراحی عملیات درون روی دریا ادامه دهند.

*قرارگاه نجف: منطقه «سومار» و «خانقین‌»

با دقت به تأکید آقای «هاشمی رفسنجانی» نسبت به تعجیل درون انجام عملیات، عمدتاً “دو منطقه «شلمچه» درون جنوب و «سومار» درون غرب، مناسب به نظر می‌رسید. درون منطقه «شلمچه» کار درون حال شکل گرفتن بود درون منطقه غرب نیز از زمان‌ها قبل نیروی زمینی ارتش تلاش‌هایی انجام داده و طبق گفته آقای «هاشمی رفسنجانی» از آمادگی لازم برای انجام عملیات برخوردار بود. لیکن همان‌گونه که اشاره شد شرط انجام عملیات توسط ارتش، “۷۲ ساعت” فاصله زمانی با عملیات سپاه و پیروزی اين بود. به همین دلیل با وضعیت پیش آمده درون عملیات کربلای۴، عملیات ارتش انجام نشد.

به هنگام مطرح شدن منطقه «شلمچه» درون جلسه امیدیه و بنابراين از مطرح شدن مشکلات موجود آقای «هاشمی رفسنجانی» درون اولویت دوم منطقه «سومار» را به سپاه پیشنهاد کرد. فرماندهی سپاه به «قرارگاه نجف» ابلاغ کرد که شما درون رابطه با غرب دو کار را می‌توانید انجام دهید: 

۱- عملیات درون مهران

۲ -عملیات درون «نفت‌شهر» و «نفت خانه».

برای انجام عملیات یگان‌های زیر به قرارگاه نجف مأمور شدید:

– لشکر۲۷ محمد رسول‌الله(ص)

– لشکر۱۵۵۱۵۵ویژه شهدا

– لشکر قدس‌

– تیپ۲۹ نبی‌اکرم(ص)

– تیپ۴۸ فتح‌

– تیپ۵۷ ابوالفضل(ع)

قرار شد قرارگاه، معایب و محاسن دو منطقه یاد شده را بررسی کند و بنابراين از ارائه پیشنهاد مناسب پای کار برود.

نتیجه عملیات کربلای۴ و انعکاس اين درون میان برادران ارتش و معضلاتی که درون زمینه هماهنگی و روابط میان سپاه و ارتش وجود دارد عملاً وضعیت پیچیده‌ای را به وجود آورده بود که کار درون «سومار» بسیار مشکل و تقریباً غیر ممکن شده بود درون مورد عملیات مشترک با ارتش چنین تصمیم گرفته شد که عملیات سپاه متکی به عملیات ارتش نباشد تا از ضایعات بعدی جلوگیری به عمل آید.

بنابراين از ابلاغ مأموریت به «قرارگاه نجف»، یگان‌ها قبل از عزیمت به منطقه ابهامات و مشکلاتی که داشتند را درون جلسه‌ای با فرماندهی درمیان گذاشتند، اهم این مسائل عبارت‌اند از:

 ۱ -روشن نبودن مأموریت درون غرب‌

 ۲- مشکلات نقل و انتقال امکانات به غرب‌

درون پایان برادر «محسن رضایی» برای افزایش دقت برادران و نیز افزایش تضمین انجام عملیات و پایبند بودن فرماندهان به پیشنهادات خود می‌گوید: «نظراتی که از غرب برای ما بیاورید را به اين‌ها عمل کنید».

با دقت به مشکلات موجود برای انجام عملیات درون غرب، فرماندهی «قرارگاه نجف» بیشتر نسبت به انجام مأموریت درون «شلمچه» راغب بود لذا به برادر «محسن» می‌گوید: «ضمناً ما آمادگی داریم که درون شلمچه کار کنیم.»

*ابلاغ زمان‌بندی‌

بنابراين از اين‌که مأموریت قرارگاه‌ها از سوی فرماندهی کل سپاه تعیین شد، به منظور سرعت بخشیدن به اقدامات «قرارگاه کربلا»، درون منطقه «شلمچه» از سوی برادر «محسن» زمان‌بندی زیر تعیین و ابلاغ گردید.

*از تاریخ ۱۳۶۵/۸/۱۰ تا ۱۳۶۵/۱۰/۱۲ شناسایی شروع شده و تکمیل شود.

از تاریخ ۱۳۶۵/۹/۱۰ تا ۱۳۶۵/۱۰/۱۵ نقل و انتقالات انجام شود.

از تاریخ ۱۱۳۶۵/۱۰/۱۰ ۱۳۶۵/۱۰/۱۲ توجیه فرمانده گردان‌ها انجام شود.

*تدابیر مقابله با حمله احتمالی دشمن درون «فاو»

تحرکات دشمن بنابراين از عملیات کربلای۴ درون منطقه «فاو»، احتمال انجام حمله‌ درون این منطقه را تقویت می‌کرد و انجام اقدامات احتیاطی از سوی نیروهای خودی را ضروری می‌ساخت، عراق درون خط «فاو» از دو قسمت معبر باز کرده و بنابراين از پاک کردن معابر مین، اين ها را چک می‌کرد. همچنین درون «جزیره بوبیان» و درون داخل دهانه «اروند» نیز از خود شواهد و قرائنی نشان می‌داد که تماماً یک وضعیت غیر عادی را نشان می‌داد. حتی درون ساحل خودی نشانه‌هایی از فعالیت غواص‌های دشمن مشاهده شده بود.

از سوی دیگر با دقت به این‌که عملیات کربلای۴ درون دست اجرا بود غالب یگان‌های مستقر درون خط «فاو» نیروهای نسبتاً کیفی خود را از خط خارج کرد و به جای اين نیروهای ضعیف‌تری را جایگزین کرده بودند. برای مقابله با خطرات احتمالی درون «فاو» قرار شد که سه کار مهم صورت گیرد:

۱- نیروهای تخریب معابر دشمن را کنترل کنند.

 ۲ -دوربین دید درون شب تحرکات دشمن را زیر نظر بگیرد.

 ۳ -نیروهای درون خط مجدداً با نیروهای کیفی تعویض شوند.

*رعایت حفاظت و غافل‌گیر نمودن دشمن

مسئله هوشیاری دشمن درون منطقه «شلمچه»  از جمله مسائلی هست که درون این مقطع به عنوان یک مشکل اساسی مطرح می‌باشد. هوشیار شدن دشمن سبب به وجود آمدن مشکلات و پیچیدگی‌های فراوانی خواهد شد. به ویژه آنکه عدم‌الفتح کربلای۴ عمدتاً ناشی از عدم غافل‌گیری دشمن بود. مشکل تعجیل درون شروع عملیات بعدی درون «شلمچه» نیز مزید بر علت شده و با وجود اين‌که شرایط موجود، اجازه پرداختن جدی به این‌گونه مسائل را نمی‌داد، گاهی اعلام کرد‌وگوهای پراکنده‌ای درون زمینه غافل‌گیری انجام می‌شد ولي نتیجه مشخصی گرفته نمی‌شد و عملاً به پیش‌‌آمدهای بعدی محول می‌گردید.

اعلام کرد‌وگوهای برادران «عزیز جعفری» و «محسن رضایی» درون چند روز بنابراين از تعیین مأموریت قرارگاه‌ها، بازتاب وضعیت یاد شده هست.

برادر «عزیز جعفری»:

اینجا ‌‌[‌شلمچه‌]‌می‌خواهیم غافل‌گیری را رعایت کنیم؟

برادر «محسن رضایی»:

شب عملیات می‌شود فهمید دشمن هوشیار هست یا نه؟

برادر «عزیز جعفری»:

نه! اگر می‌شد چرا درون عملیات کربلای۴ متوجه نشدیم و اگر شدیم چرا باز هم عمل کردیم.

درون واقع با دقت به وجود ‌دکل‌های متعدد دیده‌بانی دشمن درون منطقه «شلمچه»، خصوصاً دکل پتروشیمی و نیز ضرورت شتاب درون انجام عملیات و تعجیل درون اين به نظر می‌رسد رعایت حفاظت و غافل‌گیری درون این منطقه امری بسیار سخت و دشوار و شاید غیر ممکن باشد. از طرفی با دقت به وضعیت خاص زمین و استحکامات دشمن، تضمین موفقیت عملیات فقط درون گروی غافل‌گیر نمودن دشمن هست. به عبارت دیگر ظاهراً میان “تعجیل درون عملیات” و “رعایت غافل‌گیری” نوعی تناقض وجود دارد و حفظ یکی منجر به از دست دادن دیگری می‌شود. ولي ادامه شلوغی منطقه به خاطر عملیات کربلای۴، می‌تواند عاملی برای پوشاندن فعالیت‌های جدید باشد. این احتمال نیز وجود دارد که دشمن نتواند فعالیت‌های جاری را از عملیات آتی – اين هم درون فاصله زمانی کوتاه – از یکدیگر تفکیک کند و تشخیص دهد.

*به‌کار‌گیری نفربر «خشایار»

بنابراين از ابلاغ مأموریت به قرارگاه‌ها و یگان‌ها، قسمت اعظم تلاش‌های برادر «محسن» به اتخاذ تدابیر مناسب برای به‌ کار‌گیری نفربر «خشایار» معطوف گردید. برادر «محسن» چنین استدلال می‌کرد که بایستی این عملیات از یک ابتکار جدید برخوردار باشد و تحقق این امر با دسترس از نفربر «خشایار» امکان‌پذیر هست. برادر «محسن» از تاریخ ۱۳۶۵/۵/۱۰ انتقال نفربرهای »خشایار« از «تهران» به منطقه و نصب دوشکا بر روی اين‌ها و نیز تعمیر و بازسازی نفربرهای «خشایار» موجود درون یگان‌های را از «حاج محسن رفیق‌دوست» پیگیری می‌نمود و درون کنار اين تلاش‌هایی را برای انجام مانور نفربرها درون «کانال سلمان»، با ابلاغ مأموریت به برادر وفایی آغاز کرد. موارد زیر به عنوان دسترس از نفربر خشایار تعیین گردید.:

 ۱- ترابری نیرو ۲- کِشنده ۳ -کمک درون پاک‌سازی خط با دسترس از تیربار دوشکا

*بررسی و تصمیم‌گیری نهایی درباره منطقه عملیات‌

آقای «هاشمی رفسنجانی» که از زمان‌ها قبل از سوی «امام» به عنوان مسئول جنگ تعیین شده بود، بنابراين از عملیات کربلای۴ به دلیل شرایط سیاسی کشور، تمایل بیش‌تری برای پیگیری درون امور عملیات را داشت. به نظر می‌رسید که وی با نوعی موضع انتقادی نسبت به شیوه مدیریت قبلی خویش درون جنگ و همچنین با دقت به ناکافی بودن میزان درگیر شدن با مشکلات جنگ و عملیات، تصمیم دارد درون مقایسه با گذشته نقش و حضور بیشتر و مؤثری داشته باشد، از همین رو برای اولین بار مستقیماً از مسئولین عملیات، درون رده‌های مختلف گفته ‌گرفت و درون همین راستا، اين چنان‌که ذکر شد، آماده کردن عملیات «شلمچه» را به عنوان یک دستور و تکلیف به سپاه ابلاغ نمود.

 

فرماندهی کل سپاه که از طرفی تحت فشار طاقت فرسای نتایج کربلای۴ قرار داشت و از سوی دیگر درون رابطه با عملیات آینده، با انبوه مشکلات و از جمله تردیدهای عناصر و یگان‌های عملیاتی مواجه بود، حضور و مشارکت بیشتر فرماندهی جنگ درون تصمیم‌گیری‌ها را مثبت ارزیابی می کرد. وی درون روز بعد از جلسه درون امیدیه به فرمانده نیروی زمینی سپاه می‌گوید:

‌‌«[‌‌این خوبست که‌‌‌]‌ آقای هاشمی درون منطقه مستقر شوند تا مشکلات را مشاهده کنند.»

آقای «هاشمی» بعد از ظهر ۱۳۶۵/۱۰/۱۰ وارد منطقه شد و درون جلسات طولانی فرماندهان سپاه که از همان شب شروع شد و روز بعد نیز تا پاسی از شب ادامه یافت، شرکت کرد. درون این جلسات علاوه بر ارائه گفته عملیات کربلای۴، اقدامات انجام شده درون مورد عملیات آینده نیز توسط برادران طرح شد و مسایل و مشکلات مختلف مورد بررسی قرار گرفت و نهایتاً تصمیم درون مورد انجام عملیات «شلمچه» درون زمان مورد نظر، تصمیم قطعی گرفته شد.

اهم موضوعات طرح شده درون این جلسات که بازگو کننده مسائل مهم جنگ درون این مقطع می‌باشد درون زیر ارائه می‌شود.

درون اولین جلسه که حدود ساعت ۴ بعد از ظهر ۱۳۶۵/۱۰/۱۰ برقرار شد «شمخانی» فرمانده نیروی زمینی سپاه گزارشی از اقدامات انجام شده درون مورد عملیات آتی و تعیین مأموریت قرار‌گاه‌ها را ارائه کرد. سپس با سؤال آقای «هاشمی رفسنجانی» درون مورد علل عدم‌الفتح کربلای۴ بحث و بررسی پیرامون این موضوع آغازشد و جلسه برای اقامه نماز تعطیل شد. بنابراين از نماز مغرب و عشا درون حدود ساعت ۱۸ جلسه شروع شد. برادران «محسن رضایی» و «رحیم صفوی» نیز درون جلسه حضور یافتند.

آقای «هاشمی رفسنجانی»: نرم افزار امشب چیست؟

برادر «محسن رضایی»: گفته عملیات را می‌دهند و (عملیات درون) «شلمچه» مسائلی دارد که باید به جناب‌عالی گفته بدهند تا شما تصمیم بگیرید.”

سپس مقداری درون مورد شناسایی‌های انجام شده و معابر انتخابی صحبت شد و بعد‌ برادر «محسن رضایی» اعلام کرد:

یکی از بحث‌هایی که شما باید کمک کنید و نظرتان را بفرمایید یکی (جزیره) «بوارین» هست و یکی این‌که اگر ما قسمت راست بیاییم یک حسنی دارد و اگر نیاییم یک حسن و عیبی دارد. هر چند جناح راست خالی باشد دشمن تانک می‌گذارد عقبه را می‌بندد چون پوشش طبیعی ندارد. و اگر به سمت شمال گسترش پیدا کنیم نیرو درون حد جنوبی و عمق منطقه کم می‌آوریم. اگر پایین بیاییم باید عقبه‌ها را بکشیم مقابل منطقه شلمچه.”

آقای «هاشمی رفسنجانی»: ما درون ذهنمان از روز اول این بود که تمامي این جزایر گرفته می‌شود.

برادر «محسن رضایی»: ما چند بار رفته‌ایم ولی نشده.

آقای «هاشمی رفسنجانی»: بله شکست خورد

برادر «محسن رضایی»: «بوارین» بیش از اندازه حساس هست.

آقای «هاشمی رفسنجانی»: پارسال دشمن فهمید که منطقه کارمان «بوارین» هست.

برادر «محسن رضایی»: ما از طرفی باید پرهیز کنیم از این‌که به سمت «بوارین» برویم چون دو یگان نیرو می‌خواهد و اگر دیر برویم تقویت می‌کند و جنگ شدیدی خواهیم داشت و از رفتن به عمق جلوگیری به عمل می‌آید.

برادر «محسن» سعی می‌کند هر چه بیشتر مشکلات موجود را تجزیه و تحلیل کند و آقای «هاشمی» را بیشتر با مشکلات درگیر نماید از این رو اضافه می‌کند:

“با دقت به سرعت، توان و هوشیاری دشمن گفتیم برادران بیایند خودشان صحبت کنند”.

ایشان درون ادامه مسئله را به نحو روشن‌تری بیان می‌کند:

«از شمال پنج ‌ضلعی دسترس می‌کنیم برای سقوط شلمچه و از بوارین دسترس می‌کنیم برای رفتن به عمق. ما جهت کلی نرم افزار آینده‌مان را ‌‌‌[‌‌باید]‌ روشن کنیم. روی جاپا کسی حرف ندارد، مسئله جناحین و عمق عملیات هست که باید روشن بشود».

آقای «هاشمی رفسنجانی» درون ادامه مباحث بر روی مزایا و محاسن منطقه «شلمچه» تأکید می‌کند و برادر «محسن رضایی» نیز اشکالات موجود را یادآوری می‌کند و سئوالاتی را که خود به خود مطرح هست به بحث می‌گذارد.

آقای «هاشمی رفسنجانی»: «من این چند روز که فکر کردم دیدم‌ اگر‌ ما‌ به‌جای‌ این‌که‌‌ این‌تمامي‌‌نیرو‌ که‌ این‌جا[‌‌منطقه‌کربلا۱‌]‌داشتیم می‌گذاشتیم می‌رفتیم شلمچه بهتر بود، سپاه هفتم عراق از خاصیت می‌افتاد. ما اگر درون شلمچه به کانال زوجی برسیم و درون هور به جاده‌ها برسیم، دیگر مسئله عراق درون اين سمت اروند نیست. ما چرا اصلاً به فکر پایین افتادیم؟ بی‌خود؟ این اشتباهی نیست که تنها شما کردید، بلکه برای ما هم جذابیت داشت، اگر ما تمامي توانمان را روی شلمچه می‌گذاشتیم هر چه می‌خواستیم به دست می‌آوردیم».

برادر «محسن رضایی»: اگر ما از شلمچه سیخ شویم و برویم درون عمق، دشمن از سه طرف ‌‌[‌‌راست و چپ و مقابل‌‌]‌ آتش روی عقبه محدود ما ‌‌‌[‌۷‌‌ کیلومتر]‌‌ می‌ریزد.

آقای «هاشمی رفسنجانی»: ما از سختی‌اش می‌گذریم. من این را بحث نمی‌کنم، «شلمچه» برای بصره تهدیدش کمتر از منطقه کربلای۴ نیست.

برادر «محسن رضایی»: ‌[‌الان با وجودی که‌]‌ دشمن درون «شلمچه» هست ولی نمی‌گویند «خرمشهر» درون دست «عراق» هست. درون این‌جا ‌‌[شلمچه‌]‌‌‌ هم، بعد از تلاش زیاد، ما به بصره نمی‌رسیم. منطقه قبلی غیر از نزدیکی به بصره، زبیر هم هست ولی درون شلمچه فقط بصره هست.”

درون ادامه مباحث: برادر «محسن رضایی» به لزوم “ابتکار عمل” درون مقابله با توانایی‌های کلاسیک برتر دشمن اشاره می‌کند:

ما زمان‌ها پیش به این نتیجه رسیدیم که باید از ابتکار عمل برخوردار باشیم و جنگ‌های جدیدی طراحی کنیم. درون جنگ‌هایی که برای دشمن قابل پیش‌بینی هست نمی‌شود پیش‌روی کرد. درون ‌‌[‌گذشته ‌‌]‌‌‌‌ جنگ از نظر کلاسیک به بن‌بست رسید ولی هور گشایشی بود که نتوانستیم دسترس کنیم، فقط عبورمان خوب بود.

برادر «محسن رضایی» به پیروزی «فاو» و درون نتیجه طراحی جنگ جدید و این‌که درون کربلای۴ نیز ابتکار عبور از تنگه (ماهی – ام‌الرصاص) درون نظر بود اشاره کرده و اضافه می‌کند:

«ما الان از روی ناچاری آمده‌ایم به شلمچه. چون اینجا هفت الی هشت بار عمل کرده‌ایم، زمین این منطقه “قلب” هست و نیاز به جناحین دارد».

آقای هاشمی رفسنجانی: مجدداً به کربلا۴ اشاره می‌کند و ادامه می‌دهد:

«من ‌‌[تنها‌‌]‌‌‌ به شما اعتراض ندارم، اعتراض به خودم هم دارم. ما می‌خواستیم اینجا این تمامي نیرو وارد عمل کنیم و به دنبال پیروزی باشیم که درون بالا (شلمچه) هست».

برادر «محسن رضایی» مزایای ذکر شده را نفی نمی‌کند ولي به شرایط لازم جهت موفقیت اشاره می‌کند:

«این‌جا ‌‌[‌‌شلمچه]‌‌‌ سخت هست و مشکلات دارد. بهترین منطقه این هست که جناح راست را بدهیم به کانال عمود بر کانال پرورش ماهی ‌[درون منطقه زید]‌‌‌ و درون سمت چپ برویم پشت کانال زوجی. درون بالا پشتیبانی پایین صورت می‌گیرد و آتش دشمن را از عقبه‌های ما دور می‌کند.»

آقای «هاشمی رفسنجانی»: «اگر بخواهید طرح را این قدر وسیع بگیرید یک ماجرای جديد‌ای پیش می‌آید».

برادر «محسن رضایی»: «طرح کامل همین هست».

آقای «هاشمی رفسنجانی»: «باید بوارین گرفته شود».

برادر «محسن رضایی» به یک راه‌کار که اين را می‌توان نوعی ابتکار عمل محسوب کرد به عنوان یک نقطه قوت اشاره می‌کند:

«عبور از کانال پرورش ماهی جنگ جدیدی نیست ولی چون عمق آب کم هست، دشمن تصور نمی‌کند ما از این سمت بیاییم.»

درون ادامه جلسه پیرامون مناطق مختلف عملیاتی بین آقایان «هاشمی رفسنجانی»، «سنجقی» و «سرهنگ لطفی» صحبت می‌شود از جمله سرهنگ لطفی به ادامه عملیات درون «فاو» اشاره می‌کند و مجدداً برادر «محسن رضایی» مطلب را به نحو زیر طرح می‌کند:

برادر «محسن رضایی» به آقای «هاشمی رفسنجانی»: «شما برای ما چند مسئله را مشخص کنید.

 ۱ -روی بوارین لشکر بگذاریم یا نه؟

آقای «هاشمی رفسنجانی»: پاسخ این را خودتان باید بررسی کنید.

برادر «محسن رضایی»:

  ۲ – جهت نهایی ما به کدام سمت باشد؟

آقای «هاشمی رفسنجانی»: شمال اروندرود.

وی سپس: من الان نه زمین را خوب می‌شناسم و نه از نظر نظامی می‌دانم. ولی اين چه می‌تواند این عملیات را جایگزین عملیات قبلی ‌‌[‌‌کربلا۴ ‌‌]‌‌‌‌‌ بکند همین منطقه هست. بالاخره این نیروها که جمع شده‌اند و می‌خواهند بجنگند، هر جا بخواهند بجنگند مشکل هست. هور زمان می‌خواهد و طولانی هست و ما این نیرو را آنجا ببریم نمی‌دانیم از این دشوارتر خواهد شد یا نه. درون فاو جنگ معنا ندارد، عبور از منطقه غدیر ‌‌[‌‌کربلا۴‌]‌‌ درون این مقطع بی‌معناست. نه امکانات داریم و نه …. جایی که مورد بحث هست شلمچه هست از اینجا که بگذرید جایی ندارید تا جزیره که طرح کمیل می‌خواهد. …. آمادگی نیست چیزی که به ذهن ما آمده بود که همان پیش‌بینی نیروی زمینی ارتش بود که از نفت‌شهر برویم تا حمرین. این یک فرض احتمالی درون ذهن ماست. ارتش اين‌جا شناساییش درون حد شکستن خط هست. اين‌جا آمادگی دارند تا یک هفته مهلت داده‌ایم. یک فرض این هست که شما نیروهایتان را آماده کنید، یک مقدار نیروی خط‌شکن به اين‌ها اضافه کنید. درون حد شکستن خط اول از ارتفاع ۴۰۲ تا زین‌القوس، ارتش آمادگی دارد. نفت‌شهر و نفت‌خانه را اين‌ها می‌گیرند و بعد شما می‌روید جلو. این نقدترین احتمال هست.

برادر «علی شمخانی»:

ما امشب تکلیف این‌جا ‌[‌‌شلمچه‌]‌‌ و هور را می‌گوییم و فردا خواهیم اعلام کرد که چکار می‌شود کرد».

آقای «هاشمی رفسنجانی»: این‌ها چشم‌اندازی هست که درون ذهن ما هست. حالا بچه‌ها بیایند ببینیم اين‌ها چه می‌گویند».

جلسه برای صرف شام موقتاً تعطیل می‌شود تا بنابراين از اضافه شدن فرماندهان قرارگاه‌ها و یگان‌ها و دیگر مسئولین عملیات به جمع حاضر، بررسی‌ها و مباحثات ادامه یابد، درون حالی‌که هنوز انجام عملیات درون «شلمچه» محرز نشده و فرماندهی سپاه با بیان مشکلات و کسب تکلیف درون مورد اين‌ها می‌خواهد که ابهامات موجود روشن شود

ولي آقای «هاشمی رفسنجانی» با اشاره به این‌که درون مورد سختی کار، وضع زمین  ومقولات دیگر از جنبه نظامی اين بحث نمی‌کند، به نحوی بررسی پاره‌ای از اين مسائل را به خود سپاه محول می‌نماید.

اين‌چه آقای «هاشمی» اين را اساسی و اصلی می‌داند انجام عملیات هست. «شلمچه» به لحاظ ارزش سیاسی زمین منطقه مورد تأکید قرار می‌گیرد و چون منطقه دیگری آماده انجام عملیات نیست، به عنوان راه‌حل جایگزین و هماهنگ با عملیات ارتش درون نفت‌شهر مطرح می‌شود. چیزی که طبعاً نمی‌تواند مطلوب سپاه باشد و درون واقع خود به خود نوعی عامل فشار برای انجام حتمی عملیات درون جنوب تلقی می‌شود.

جلسه بعد که درون ساعت ۲۰:۳۰ همین روز تشکیل شد با گفته «قرارگاه قدس» از اقدامات انجام شده و دیگر مسائل مربوط به عملیات «هور» آغاز می‌شود.

برادر «عزیز جعفری» ابتدا به نیازهای مهندسی منطقه مورد نظر اشاره می‌کند از جمله این‌که:

«اگر بارندگی نباشد و به شرطی که ۱۵۰۰ کمپرسی مداوم درون منطقه باشد یک ماه کار می‌خواهد و ولي تجارب گذشته نشان می‌دهد که این امکانات فراهم نمی‌شود، باران می‌آید و کار عقبه‌سازی بیش از یک ماه زمان خواهد برد».

گفته با ذکر برخی مشکلات و همچنین توضیح برادر «جعفری» درون مورد طرح مانور و هدف عملیات ادامه یافت. از مجموع اعلام کرد‌وگوهایی که پیرامون عملیات درون «هور» صورت گرفت چنین استنباط می‌شود که مسئله هور منتفی باشد زیرا:

۱- زمین منطقه خصوصاً درون شمال هور از ارزش قابل ملاحظه‌ای برخوردار نیست. خصوصاً اینکه سپاه بایستی با تمام توان خود وارد عمل شود و درون نهایت نیز بهبودی درون وضعیت سیاسی – نظامی کشور ایجاد نخواهد کرد.

۲ -وجود مشکلاتی از قبیل کمبود شناور و سایر امکانات که به سادگی قابل حل نیست.

۳- از دست ندادن زمان مهم‌ترین مسئله هست درون این‌جا که تضمینی برای اين وجود ندارد.

۴ -امکان رعایت غافل‌گیری ضعیف هست و دشمن به سهولت عملیات را کشف خواهد کرد.

۵ -فرماندهان یگان‌ها اعتقادی نسبت به انجام عملیات ندارند

جلسه با گفته فرماندهان لشگرهای۱۹ فجر، ۵ نصر و ۳۱ عاشورا از عملیات کربلای۴ و همچنین اقدامات انجام شده درمورد عملیات آتی و نیز مشکلات و نظرات مربوط به اين ادامه یافت. از جمله برادر «باقر قالیباف» اشاره به محدود بودن زمین و عقبه‌ای که نیرو درون اين مستقر خواهد شد – با دقت به دید دشمن درون منطقه – محدود بودن عقبه‌ها و جاده‌های تدارکاتی، محدود بودن زمین منطقه عملیات و تناقض سرعت عمل مورد نظر درون آمادگی با مسئله حفاظت، به نحوی نظر منفی خویش را ابراز کرد. برادر «امین شریعتی» می‌گوید که ما فقط می‌توانیم تا پشت سیل‌بند پرورش ماهی بیاییم و نباید به یک عارضه مشخص متکی بشویم زیرا دشمن با یک تیربار اين‌جا را می‌بندد. وی پیشنهاد کرد که منطقه زید نیز به این منطقه افزوده شود که اگر عبور ممکن نشد از اين‌جا بتوان گسترش یافت. وی راجع به تسلط اطلاعاتی دشمن درون منطقه نیز ابراز نگرانی می‌کند و می‌گوید:

«ما امروز برای تعیین عقبه رفته بودیم، جایی را پیدا نکردیم که دور ازدید دکل‌ها و دیده‌بانی پتروشیمی باشد.»

سپس برادر «غلامرضا محرابی» گزارشی از شناسایی‌های انجام شده ارائه می‌کند و ضمن اين به تقویت دشمن درون منطقه «پنج ضلعی» و «بوارین» اشاره می‌کند.‌

درون ادامه جلسه برادر «احمد غلامپور» طی سخنان نسبتاً مفصلی به موارد زیر اشاره می‌کند:

«درون طول جنگ همیشه منطقه شلمچه از نظر استحکامات مطرح بوده هست. ما درون این‌جا به خاطر ذهنیتی که داشته‌ایم تا کنون کار اساسی نکرده‌ایم بنابراين از کربلای چهار متوجه شدیم دشمن ضعف اساسی داشته و اگر سرمایه‌گذاری اساسی می‌کردیم، نتایج بهتری از کربلای۴ به‌دست می‌آوردیم».

زمین این منطقه از بوارین تا زید به‌ هم وابسته هست و نمی‌شود درون قسمتی عمل کرد و درون قسمت دیگر عمل نکرد. دشمن با دقت به کربلای۴ الان حساس شده و حداقل کاری که می‌کند دقت به خطوط پدافندی‌اش هست که ما چگونه عبور کرده‌ایم. بعد از یک هفته هنوز حساسیت دشمن را می‌توان مشاهده کرد. او سخت مشغول ترمیم مواضع خود می‌باشد. راه‌کار به ‌لحاظ عقبه، به یک جاده منتهی شده که ما یک یگان جهاد سازندگی را کامل گذاشته‌ایم کار کند و این زمان می‌برد. اگر بر روی بوارین عمل نکنیم، دشمن هم درون تهدید عقبه‌ها‌یمان و هم با تقویت نیروهایش برای ما مشکل درست می‌کند. عقبه ما به شدت محدود هست. برادران توپخانه می‌گویند اگر دشمن ۵ گردان توپخانه را مختص به این منطقه بکند وجب به وجب اين توپ می‌خورد. آب گرفتگی از شش ماه به این طرف شرایط مختلفی داشته هست. از دو ماه قبل رشد ارتفاع داشته و این ضمانتی ندارد تا ۹۰ سانت باقی بماند. امکان دارد دشمن اين را به ۳۰ سانت برساند. نفربر خشایار برای این‌جا خوبست ولی نمی‌شود متکی به آب باشد. عقبه با دقت به وضعیت آب ابهام دارد. اگر ده روز دیگر بخواهیم عمل کنیم خوبست ولی اگر زمان زیادی طول بکشد ضمانتی نیست که چه وضعی پیش بیاید. اگر باران ببارد کار مهندسی متوقف می‌شود.

دشمن درون حال تقویت منطقه هست. با شلیک اولین تیر نیروهای احتیاط‌ دشمن وارد منطقه می‌شوند، چون دشمن حساس هست نیاز به غافل‌گیری داریم و اگر بخواهیم با زمان کم وارد عمل شویم، نمی‌شود غافل‌گیری را رعایت کرد و اگر حفاظت رعایت نشود مانند کربلای۴ می‌شود.

ما به جز درون فاو، عبور یگان از یگان نداشته‌ایم و اینجا نیاز به عبور یگان از یگان هست. جناح راست با تیپ ۱۸ الغدیر هست که اجرای این مأموریت درون حد توان اين نیست».

درون مجموع با وجود این‌که درون سخنان فرمانده «قرارگاه کربلا» – قرارگاه اصلی عمل کننده – و یگان‌های عملیاتی نظرات مساعدی نسبت به منطقه و عملیات آتی نیز یافت می‌شد ولي اين‌چه بیان ‌شد به هیچ‌وجه با انجام عملیات درون زمان مورد نظر – تعجیلی – تناسبی نداشت و پاره‌ای از مشکلات ذکر شده به تنهایی حداقل برای، تعویق عملیات کافی می‌بود.

سپس برادر «عزیز جعفری» به عنوان فرمانده‌ی «قرارگاه نجف» دنبال پشتیبان درباره عملیات »شلمچه» می‌گوید:

«ما کاری نکرده‌ایم ولی همین قدر می‌شود اعلام کرد که باید یک جاپایی بگیرند تا ما بتوانیم عبور کنیم».

آقای «هاشمی رفسنجانی» بنابراين از استماع سخنان حاضرین، مجدداً با تشریح وضع سیاسی – اجتماعی موجود به این مسئله پرداخت که با وجود تمامی اين‌چه گفته شد به جز انجام عملیات، هیچ راهی وجود ندارد و درون صورت انجام نشدن عملیات درون شلمچه ناگزیر شرکت درون عملیات ارتش درون غرب مطرح خواهد بود.

آقای «هاشمی رفسنجانی»:

«ما خیلی چیزها از این صحبت‌ها فهمیدیم ولی کلیتی که الان واحدهای رزمنده دارند شرایط استثنایی هست درون طول جنگ. حتی بعد از کربلای۴ ما هیچ‌وقت این تمامي نیرو با امکانات نداشته‌ایم.

از نظر سیاسی و شرایط مردم وضع ممتازی داریم. قدر مسلم این هست که اگر با این نیروهای موجود عمل نکنیم و اجازه بدهیم برگردند، به این زودی نمی‌توانیم نیرویی جمع کنیم. خیلی سخت خواهد بود. ما تا به حالا عملیاتی نداشته‌ایم که چیزی به دست نیاوریم ولی تلفات داده باشیم. از طرفی عراقی‌ها اگر چنین چیزی را احساس کنند، ما درون بعضی جاها امنیت نداریم ‌‌[و حمله می‌کنند‌]‌‌‌ و اگر جایی را بگیرند هیاهو می‌کنند. مجموع این وضع به ما دیکته می‌کند که باید بجنگیم. این حرف‌های یک ماه و دو ماه قابل قبول نیست. یعنی نجنگیم.

اين‌چه من می‌فهمم ‌‌[‌این هست که]‌‌‌ عملیات درون هور نقد نیست، جديد وقتی اين‌جا آماده شد معلوم نیست وضع بهتری از شلمچه داشته باشیم. فقط ما یک فرض داریم که می‌خواستم فردا مطرح کنم، روی اين تا صبح فکر کنید، ارتش می‌خواهد درون غرب با ۵۰ گردان عمل کند. اگر فکر می‌کنید از شلمچه منطقی‌تر هست درون اين‌جا عمل کنید. این محور که برادرها توضیح دادند روی شلمچه … آقای غلامپور روی کمی نیرو صحبت می‌کرد این‌قدر هم نمی‌شود این‌جا را از نظر نیرو شلوغ کرد

برادر «احمد غلامپور»:

«ما با ۲۶ گردان نتوانستیم  ام‌الرصاص را پاک‌سازی کنیم».

بنابراين از طرح مجدد مسئله‌‌ی عملیات درون  غرب و درون ادامه جلسه برادر «حسین الله‌کرم» به توجیه منطقه «نفت‌شهر» می‌پردازد و فرمانده «قرارگاه نجف» بنابراين از چند روز شناسایی و بررسی وضعیت منطقه، از مأموریت محوله پیرامون گزارشی را درون جلسه ارائه می‌کند. برادر مصطفی ایزدی ابتدا سه ویژگی را درون رابطه با عملیات درون غرب و مانور مورد نظر ذکر می‌کند:

 ۱- با توان فعلی انطباق داشته باشد.

۲ -از عملیات ارتش مستقل باشد.

 ۳- ما را به هدف مشخصی برساند.

وی سپس با برآورد ۲۷۰ گردان برای این هدف، درون مورد نتایج بررسی‌های انجام شده توضیحاتی داد.

آقای «هاشمی رفسنجانی» بنابراين از استماع گفته فوق مجدداً تأکید می‌کند:

«کلیت مسئله این هست که ما دیگر نمی‌توانیم تأخیر بیندازیم. نقدترین منطقه شلمچه هست. درون این مورد نظرات مختلفی بود بعضی‌ها می‌گفتند اگر می‌خواهید بشود، زودتر … غلامپور می‌اعلام کرد با این واحدها کم هست و … این وضع را تا فردا روشن بکنید. عملیات دوم ما فعلاً به هور نمی‌رسد. ارتش هم تنها نمی‌خواسته عمل کند و اگر شما عمل نکنید ‌‌[درون جنوب‌] اين‌ها شکست می‌خورند».

برادر «محسن رضایی»:

«ما فرضمان این هست که اگر پایین ‌‌‌[‌‌شلمچه‌]‌‌‌ نشود، این‌جا ‌‌[غرب]‌‌ یک قرارگاه بزنیم و مشترک با ارتش عمل کنیم».

برادر «اسدالله ناصح» – فرمانده «تیپ نبی‌اکرم(ص)» که به همراه برادر «ایزدی» از منطقه بازدید کرده بود :

«دشمن الان درون اين‌جا نورافکن گذاشته».

برادر «محمدکوثری»:

«به ما گفتند جاده آماده هست ولی این‌طور نیست، یعنی زمان می‌خواهد».

برادر «محمد فروزنده»:

«لشگر ۸۴ نگذاشت ما کارهای مهندسی‌شان را انجام بدهیم چون می‌گفتند دشمن متوجه می‌شود. کارهای خطشان را هم می‌خواستند که هم‌زمان با عملیات شروع شود».

چنان‌چه از روند جلسه مشهود بود، درون اظهارات فرماندهی «قرارگاه کربلا» و یگان‌های تابعه نکته روشنی برای انجام عملیات «شلمچه» – اين هم به صورت تعجیلی و اين‌گونه که نظر آقای «هاشمی رفسنجانی» بود – دیده نمی‌شد. عملیات درون «هور» نیز بنا به مشکلات و اعتقاد «قرارگاه قدس» و یگان‌های تابعه درون واقع منتفی بود، انجام عملیات مشترک با ارتش درون غرب نیز بنا بر پیشنهادات و اين‌چه «قرارگاه نجف» بررسی کرده بود و نیز میزان آمادگی ارتش و مقدار زمانی که برای هماهنگی، آمادگی، … و نیز کاهش حساسیت دشمن مورد نیاز بود، به نظر می‌رسید عملاً منتفی هست. مقارن نیمه‌شب جلسه با ذکر این مطلب از سوی آقای «هاشمی رفسنجانی» که: “ما ضمناً آمادگی داریم حرف دیگران را بشنویم، به هر حال ما آمده‌ایم این‌جا بمانیم تا تکلیف عملیات را روشن کنیم، ما ناچاریم عملیات کنیم.” به پایان رسید و ادامه بحث‌ها تا رسیدن به تصمیم قطعی به فردا موکول شد.

جلسه بعدی درون صبح روز ۱۳۶۵/۱۱/۱۰ با گفته یگان‌های از عملیات کربلای۴ و بررسی عملیات «شلمچه» ادامه یافت:

درون بحث‌هایی که از سوی فرماندهی «تیپ ۱۸ الغدیر» و فرماندهی «لشکر ۴۱ ثارالله(ع)» مطرح شد، عمدتاً به مشکل جناح راست عملیات و نیز معضلات پشتیبانی و عقبه اشاره شد. برادر «قاسم سلیمانی» پیشنهاد می‌کرد درون منطقه‌ی «زید» عمل شود تا بنابراين از ایجاد عقبه مناسب بتوانیم از «کانال ماهی» عبور کنیم، منتهی این مسئله با دقت به هوشیار شدن دشمن و درون نتیجه توقف درون پشت کانال ماهیگیری – که فرماندهی «لشکر ثارالله(ع)» خود بر اين اذعان داشت – عملاً منتفی بود.

اهمیت جناح راست منطقه عملیات اساساً درون ارتباط با عقبه‌ی نیروهای خودی، به هنگام عبور از «کانال پرورش‌ ماهی» و نیز تهاجم به «پنج ضلعی» بود. درون صورتی که تضمینی برای تأمین جناح راست عملیات به وجود نیاید عملاً نه تنها عقبه کل عملیات – درون مراحل اولیه – بلکه عقبه یگان‌های عبور کننده از کانال ماهی نیز تهدید می‌شوند. بر این پايه تا مدتی قسمت عمده مباحث جلسه، حول این محورها بود. فرماندهی «قرارگاه کربلا» بیشتر بر روی یگان عمل کننده درون جناح راست تأکید داشت و می‌اعلام کرد: «درون صورتی که یگان قوی باشد به اين صورت مشکل نخواهیم داشت».

برادر «احمد کاظمی» فرمانده «لشکر۸ نجف» پیرامون کل منطقه «شلمچه» می‌گوید:

«این منطقه برای ما نه عقبه دارد نه محل عبور. ممکن هست بشود ۱۰ نفر، ۲۰ نفر را عبور داد ولی این یواش‌یواش می‌رود و همان‌جا خواهد ماند … ما باید یک زمینی پیدا کنیم که جنگ  منطقی بکنیم مثل: فتح‌المبین، والفجر مقدماتی و …»

آقای «هاشمی رفسنجانی»:

«اين‌جا کجاست به نظر شما؟»

برادر «احمد کاظمی»:

«باید بررسی کرد».

آقای «هاشمی رفسنجانی»:

«بررسی؟ شما مرز را مثل کف دستتان می‌شناسید،فوراً می‌توانید بگویید».

روند مباحث جلسه به مرور شکل دیگری به خود گرفت و مسائل عقبه، پشتیبانی و غیره بر اين اضافه شد. مطرح شدن بحث‌های تاکتیکی و پاسخ روشن نداشتن برای سؤالات، به نظر می‌رسید که مباحث به جای حل مشکلات، بیشتر لاینحل بودن اين را نشان می‌داد، تا اين‌جا که نظریه “عدم انجام عملیات درون شلمچه” به صورت جدی‌تری بر جلسه حاکم شد به نحوی‌که این سؤال از سوی آقای «هاشمی رفسنجانی» مطرح شد که بنابراين کجا باید جنگید؟

مجدداً بحث‌ها از سر گرفته شد و اعلام کرد‌وگوهای پراکنده‌ای صورت گرفت؛ از جمله برادر «احمد کاظمی» بر روی قسمتی از منطقه کربلای۴ سرپل «قرارگاه نوح(ع)» نظر داشت و معتقد بود می‌شود درون اين‌جا با دشمن جنگید.

بنابراين از بحث و بررسی‌هایی که انجام شد، آقای «هاشمی رفسنجانی» از یگان‌های عمل کننده نظرخواهی نموده و می‌گوید:

«قرارمان هست نظرخواهی کنیم، هر چه آقایان، ولي غیر از این هم از شما انتظاری نداریم که چیزی را مخفی کنید، هر چه عقیده شماست همان را بفرمایید که به نتیجه برسیم. از پایین شروع می‌کنیم. از فرماندهان می‌پرسیم که ببینیم چقدر این مأموریتی که به اين‌ها واگذار شده هست را قبول دارند».

برادر «اسماعیل قاآنی» فرمانده «تیپ۱۲ امام رضا(ع)» که دو مأموریت داشت: یکی عبور از «لشکر۵ نصر» درون «شلمچه» و دیگری انجام عملیات درون «بوارین»، مأموریت دوم خود را به شرط اين‌که امکانات مناسبی مانند زرهی و نیز یک یگان نسبتاً قوی برای عبور وجود داشته باشد، قبول داشت.

نظر فرمانده »لشکر نصر« – قالیباف – این بود که:

«این حرکت مانور لشکر۵ درون شلمچه را یک حرکت مثبت و منفی و موفقی نمی‌دانم که بتوانیم برویم یک جایی را گرفته باشیم. دشمن بعد از درگیری درون پنج ضلعی هوشیار می‌شود. و شکستن خط مشکل خواهد بود».

فرمانده «تیپ۱۲ قائم(ع)» می‌اعلام کرد که:

«نظر ما، نظر قالیباف هست». وی بنابراين از مقداری بحث با آقای «هاشمی رفسنجانی» می‌گوید: «اگر تمامي تشکیلات بدوند و تا یک هفته دیگر عمل شود مناسب هست».

برادر «علی فضلی» فرمانده «لشگر۱۰ سیدالشهدا (ع)» شرط اصلی را زمان ذکر می‌کند وی می‌گوید:

«یا زمان خیلی سریع باشد یا زمانی بگذاریم که باز بشود دشمن را غافل‌گیر کرد».

وی گذشته از مسائلی که وجود داشت درون مورد انجام عملیات می‌اعلام کرد: «هر کجا به ما تکلیف بشود همان‌جا خواهیم جنگید».

«نبی رودکی» – فرمانده «لشکر ۱۹ فجر» معتقد بود بایستی ۲۰ روز بگذرد تا از حساسیت‌های دشمن کاسته شود.

فرماندهی «لشکر ۳۱ عاشورا» ‌برادر «امین شریعتی» نیز علاوه بر مشکلات ذکر شده به مسئله کندی درون پاک‌سازی اشاره می‌کند و با دقت به مسئله غافل‌گیری معتقد هست: «این منطقه مناسب نیست». و پیشنهادی شبیه پیشنهاد برادر «احمد کاظمی» – عملیات درون منطقه کربلای۴- را مطرح می‌کند.

برادر قاسم سلیمانی: فرمانده لشکر ۴۱ثارالله(ع) می‌گوید: چون ما هر کجا عمل کنیم ۲۰ روز الی یک ماه زمان می‌خواهد، بنابراين برویم درون مهران عمل کنیم.

برادر «میر حسینی»- فرمانده «تیپ الغدیر» – با اشاره به مشکلات جناح راست عملیات و فشارهای متعددی که دشمن از روی سیل‌بندهای مختلف وارد خواهد کرد می‌گوید: “ما مخالف هستیم” و پیشنهاد ایشان این بود که برویم “جایی که خشک باشد“.

درون ادامه جلسه با پیشنهاد برادر «محسن رضایی» قرار شد که فرماندهان لشگرهای ۲۵«کربلا»، «۸نجف» و «۱۴امام حسین(ع)» عملکرد یگان‌های خود درون عملیات کربلای چهار را گفته دهند و بعد نظرات پیرامون «شلمچه» ادامه یابد. بنابراين از گفته برادران «مرتضی قربانی» و «احمد کاظمی»، برادر «حسین خرازی» گفته «لشگر امام حسین» را ارائه می‌کند و ضمن اين می‌گوید که امکان ادامه عملیات از «بلجانیه» وجود دارد و عدم توفیق یگان خویش را نیز به علت نیامدن یگان‌های چپ و راست خود ذکر می‌کند. گفته «لشگر امام حسین(ع)» عاملی می‌شود برای اين‌که برخی مباحث پیرامون فرماندهی عملیات درون کربلای۴ که تاکنون به صورت نامحسوسی مطرح می‌شد، درون جلسه طرح شود.

انتقادهای آقای «هاشمی رفسنجانی» ابتدا بر سر «بلجانیه» دسترس از موفقیت «لشگر امام حسین» و “پاک‌سازی تنگه” بود ولي چون درون واقع از مسائل عمده‌تری ناشی می‌شد عمومیت بیش‌تری پیدا کرد و به طرح مسائل ذکر شده انجامید. مسئله این بود که هم فرماندهی کل جنگ – «آقای هاشمی رفسنجانی» – و هم فرمانده کل سپاه – برادر «محسن رضایی» – تحت فشارهای زیادی قرار داشته و هر یک، علاوه بر مشترکات، با مسائل خاص خود نیز دست به گریبان بودند. درون این شرایط بحث درباره عملیات آتیِ تصمیم‌گیری تا اندازه‌ای دشوار پیچیده شده بود.

طبعاً برخی برخوردها طبیعی بود پیش از این نیز بنابراين از «عملیات بدر»، وقتی بحث درباره ادامه جنگ بود انتقادهایی درون رابطه با میزان پشتیبانی از جنگ مطرح شد. و اکنون نیز درون شرایط مشابه، انتقادهایی که نسبت به فرماندهی و هدایت عملیات کربلا۴ وجود داشت درون جلسه امکان طرح یافت.

جلسه برای ادای نماز ظهر و صرف ناهار تعطیل شد.بعد از نهار جلسه با ادامه گفته عملیات کربلا۴ و نظرخواهی از یگان‌ها ادامه یافت و فرماندهان لشکرهای۱۷ و ۳۲ بنابراين از گفته عملیات کربلای۴ نظرات منفی خود را نسبت به عملیات «شلمچه» ابراز کرده و مناطق دیگری را پیشنهاد کردند.

فرمانده «لشکر۷ ولی عصر(عج)» نیز به شرط حل مشکلات، نظر مساعد داد ولي درون کنار شلمچه، «فاو» را نیز پیشنهاد نمود.

بررسی عملیات درون غرب کشور – سومار – موضوع بعدی بود که با گفته «قرارگاه نجف» درون جلسه مطرح شد. فرماندهی قرارگاه بر این نظر بود که نیروی زرهی مناسبی به منطقه آمده، توپخانه به تعداد زیادی وجود دارد و ما درون مراحل بعدی می‌توانیم روی «خانقین» عمل کنیم. یک ضعف منطقه مسئله حفاظت هست. منطقه کاملاً لو رفته و اگر بنا باشد درون این منطقه کاری صورت بگیرد، باید منطقه قرنطینه شود و بعد از آرامش منطقه، نیروهای بومی منطقه تخلیه شوند و سپس کار انجام شود. پايه کار با ارتش درون غرب مبتنی بر این بود که سپاه درون جناح راست منطقه عملیاتی با یک قرارگاه عمل کند و ارتش درون سمت چپ منطقه با یک قرارگاه و تنها خط حد بین دو قرارگاه مشترک باشد تا بدین‌وسیله با کاهش میزان اتکای دو محور به یکدیگر، درصد تضمین پیروزی عملیات افزایش یابد.

بر خلاف اين‌چه که پیش‌بینی می‌شد عملیات درون منطقه غرب درون صورتی‌که سپاه می‌خواست درون قسمتی از منطقه اجرای مأموریت کند به لحاظ ضرورت‌هایی که درون زمینه، نقل و انتقال، عقبه‌سازی، هماهنگی با ارتش و … وجود داشت عملاً با تعجیلی که مورد نظر آقای «هاشمی» بود و به عنوان الویت دوم زمانی بعد از «شلمچه» مطرح بود، انطباق نداشت. نکته دیگر اين‌که از سخنان برادران استنباط می‌شد که مسئولین قرارگاه نجف عملیات درون جنوب را به عملیات درون غرب ترجیح می‌دهند.

بنابراين از اين‌که مسائل فوق درون ارتباط با عملیات غرب کشور مطرح شد برادر «محسن رضایی» با دقت به شرایط فعلی و حضور نیروها و تخلیه یگان‌ها از منطقه، نکات زیر را مطرح می‌کند:

«انقلاب ما صاحبی دارد و این بیت و این خانه‌ی اسلام سرپرستی دارد که قطعاً اين صاحب بیش‌تر از ما به فکر حفظ اين هست و او بیش‌تر دل‌سوز هست برای اسلام و زحمات پیامبر. این‌طور نیست که فقط ما هستیم که به فکر اسلام باشیم اگر ما امیدمان از تمامي جا قطع شود عیب ندارد، امیدمان به او قطع نشود.

خداوند می‌فرماید ما شما را نصرت می‌دهیم و هدایت می‌کنیم. ما اگر بصیرت پیدا کنیم به کجای دشمن آسیب بزنیم این از تمامي چیز مهم‌تر هست.

باید این ‌را بپذیریم که ‌‌‌[درکربلای۴‌‌]‌‌ این رحمتی بود که قبل از این‌که تمام امکانات عبور کند و منهدم بشود، بفهمیم و بیاییم عقب. ما باید بفهمیم دشمن چه چیز‌هایی را از ما فهمیده که بنابراين از این شناسایی خودش را علیه ما آماده کرد، درک این واقعیت‌ها مانور ما را اصلاح می‌کند.

دو نکته برای ما ثابت شد، یکی این‌که دشمن بسیار متزلزل هست، ‌‌[معنی]‌‌‌ گفته ‌[یگان‌های]۵۷ ‌‌، ۷، ۳۳، ۳۲ و امام حسین این هست که بیان امام که دشمن متزلزل شده، الهی هست …

نکته دوم این‌که دشمن فهمیده ما با غواص حمله می‌کنیم و باید نهرها، آب و عقبه را زیر آتش بگیرد. عبور ما از اروند با دقت به این‌که ما باید به تاکتیک‌های جديد‌ای مسلح بشویم، درون زمان کوتاه امکان‌پذیر نیست. [‌‌از اين‌چه درون کربلای۴ گذشت‌‌‌]‌ می‌‌توانیم دو نتیجه را بگیریم:

۱- هر نیرویی پیش‌روی کرد معلوم شد دشمن درون عمقش متزلزل هست.

 ۲ -هر اطلاعاتی که دشمن از ما داشت و فهمید از کجا حمله می‌کنیم توانست مقابل ما را سد کند.

اگر ما نخواهیم درون جنوب بجنگیم باید از جنوب دست برداریم و ‌‌[به مناطق دیگر برویم‌]‌‌‌ که درون فصل زمستان از سد دربندیخان به بالا نمی‌توانیم برویم و باید درون جبهه میانی کار کنیم، تا نیمه اسفند اگر درون جنوب کار نکنیم باید وقتمان را بگذاریم درون جبهه میانی و اين را آماده کنیم. ما چه درون جنوب بجنگیم و چه نجنگیم باید اين‌جا را آماده کنیم، ما بایستی قرارگاه نجف را درون اين‌جا فعال کنیم و یک تا دو یگان دیگر به اين‌ها بدهیم.

منطقه شلمچه را می‌شود مشروط کار کرد:

 ۱- جناحین: یا بوارین یا زید را عمل کنیم. یکی از جناح‌ها را باید حل کنیم.

 ۲- پشتیبانی: اگر سطحه و نفربر خشایار جواب بدهد و کانالی که سیدالشهدا کار می‌کند جواب بدهد.

 ۳- کار مهندسی درون خط‌»

برادر «محسن رضایی» نتیجه عملیات را به شرط حل مسائل ذکر شده، موفقیت‌آمیزی خواند و می‌گوید:

«دشمن درون عمق آب گرفتگی پیش‌بینی نمی‌کند که ما حمله کنیم. [‌‌‌عملیات‌‌]‌ با حل جناحین و عقبه، آینده روشنی دارد». وی درون عین حال تأکید می‌کند: «شلمچه به عنوان آخرین راه‌کار و آخرین تجربه جنگ درون جنوب می‌ماند، چون دیگر تاکتیک جدیدی وجود ندارد باید روی این سرمایه‌گذاری کنیم». وی درون ادامه حذف کامل «هور» را رد می‌کند و می‌گوید:

«درمورد هور الان نمی‌شود نظر قاطع داد. باید کار کرد، اگر شلمچه نشد، غرب نشد، اینجا بشود کار کرد. ما باید از هم‌اکنون یک باب جدیدی باز کنیم که اگر بخواهیم درون جنوب بجنگیم، تاکتیک‌های جدیدی لازم هست . منتهی باید از استراتژی امام که “هر جا می‌خواهید، عمل کنید ولی به دشمن زمان ندهید.” پیروی کنیم و اين را فراموش نکنیم، باید از امام سؤال کرد آیا می‌شود به خاطر هجوم‌های ایده‌آل ازعملیات کوتاه‌زمان دست برداشت؟ اگر ما درون جنوب به همین اندازه که منطقه‌ای را بگیریم و این مسائل را داشته باشیم: قابل موفقیت، قابل نگهداری و گرفتن اسیر با دقت به این‌ها بحث کنید». سپس برادر «محسن» خطاب به برادر «شمخانی» می‌گوید:

«مثل این‌که حاج آقا ‌‌[‌هاشمی‌]‌‌ می‌خواهد با من صحبت کند. یک جمع‌بندی حول محور شلمچه، هور، عملیات قرارگاه نجف درون غرب بکنید، با یک فواصل زمانی قابل قبول و شرایطی که می‌خواهیم یعنی با این شرایط، با دقت‌ها و حساسیت‌ها مثلاً می‌شود کار کرد. یک چیز این‌طور آماده بکنید که به عنوان جمع‌بندی نظرات گفته شود».

درون اینجا برادر «محسن» پیرامون حضور آقای هاشمی و مسائل مطروحه و جلسات گذشته، توضیحاتی ارائه می‌دهند:

«ما سیاستمان این بود که کار را شروع کنیم، درون تمامي جاهایی که می‌توانیم و احتمالش هست که هم به نظرات روشن و مشخص و ارائه برسیم. هم بعد بحث‌ها را انجام بدهیم. ولي از این ۵ – ۴ روز خیلی خوب دسترس کردیم، ولي شاید ۳ – ۲ روز دیگر واقعاً بیشتر می‌توانستیم کار کنیم و ما دو سه روزمان را از دست دادیم. منتهی خوب با آمدن آقای هاشمی – که خودمان اصرار کردیم که ایشان بیایند تا به مسائل جبهه و جنگ بیشتر نزدیک شوند – نشستیم که حالا بیاییم روی شلمچه بحث کنیم، روی هور بحث بکنیم و … شاید لازم بود خودمان جلساتی می‌گذاشتیم با آقای هاشمی می‌گفتیم ولی ما تعمداً این کار را کردیم ‌‌[‌‌تشکیل جلسات گسترده‌]‌‌ ما آقای هاشمی را جزو خودمان می‌دانیم و درون واقع به عنوان فرمانده سپاه به ایشان نگاه می‌کنیم، غیر از نماینده امام …. یعنی به نظر خود ما خیلی مؤثر بود. بچه‌ها عملیات را توضیح دادند، زحماتی که کشیده‌اند توضیح دادند. با این حال که ایشان این‌قدر درون جزئیات قرار گرفته، باز درون ذهنشان ابهام هست که آیا می‌شد پیش برویم یا نه؟ خوب شما مطمئن باشید این ابهامات هر چه درون ذهن مسئولین باشد درون انسجام نیرو مسئله می‌سازد و این به خاطر فاصله برادران هست از میدان نبرد و لذا ما باید استقبال بکنیم از آمدن برادران به میدان جنگ و اینکه درون جزئیات قرار بگیرند و با مشکلات آشنا بشوند و ببینند کجا پیش‌روی بوده کجا نبوده؟ کی چه امکانی می‌خواهد؟ توپخانه برای چیست؟ شیمیایی برای چه؟ اینها مسائل مهمی هست که ما باید از این‌ها استقبال بکنیم.”

برادر «علی شمخانی» درمورد خواسته برادر «محسن» درون زمینه ارائه جمع‌بندی از این جلسه می‌گوید:

«آماده‌سازی عملیاتمان یک توان مهندسی بالا می‌خواهد. به دلیل عدم  آمادگی جبهه‌ها، ما خط فاو را داریم، می‌خواهیم درون شلمچه کار کنیم، هور را هم آماده کنیم، عملیات با ارتش ‌‌[‌غرب‌]‌‌ را هم آماده کنیم، این‌ها قابل جمع نیست. ضمن این‌که زمان هم یک چهره دیگری را به ما نشان می‌دهد. عملیات شمال‌غرب هم قرار هست آماده‌سازی شود از حالا باید روی اين کار کنیم، نیازمندی‌های مهندسی‌مان مشخص هست. با تمامي این احوال ما چنین توانی نداریم که روی تمامي این‌ها کار کنیم. یعنی توان قرارگاهی و نظارت داریم ولی توان کار مهندسی نداریم. با دقت به این وضعیت درون پیشنهادهایی که می‌آوریم عملیات شلمچه جزء اين‌ها باشد یا نه؟ چون فرمانده قرارگاه‌ها تمامي‌شان این را نفی کرده‌اند».

برادر «محسن رضایی»: «حرف یگان‌ها مسئله‌ای ندارد. اين سؤالات یگان‌ها سؤالات خود ما هم هست. ما باید پشتیبانی را برای خودمان حل کنیم، برای اين‌ها هم می‌توانیم حل کنیم. این مسئله‌ای نیست، مسئله یگان‌ها قابل حل هست».

برادر «احمد غلامپور»:

«درون ارتباط با روحیه یگان‌ها درون مورد شلمچه فکر می‌کنم شرایط خاص فعلی هست وقتی ما به اين‌ها می‌گوییم این‌ها باور ندارند ده روز دیگر عملیات هست. واقعیت امر هم این هست که عملیات شلمچه با عجله می‌شود، جبهه‌ایست که باید با حوصله کار کرد. مشکلاتش را بررسی کرد، امکاناتش را پای کار آورد. اگر یک مقدار زمان بگذارید روی این مسائل و به بچه‌ها بگویید، فرض کن نیروهایتان را بفرستید مرخصی و برگردند تا شناسایی بکنند، به اين‌ها خشایار بدهیم بیایند پای کار کم‌کم باورشان می‌شود، به خصوص یکی دو یگان مثل مرتضی قربانی که بیایند پای کار، اين‌ها هم روحیه می‌گیرند».

برادر «محسن رضایی»:

«یگان‌ها قابل حل هست. باید دنبال این مشکلات بود: پشتیبانی، مهندسی و جناحین. این سه تا را حل کنیم. زمان را باید نه کم بگیریم و نه زیاد بگیریم. باید پیش ‌رفتِ کارها را یکی‌یکی کنترل کنیم. از نظر خود ما مثلاً باید تمام سازمان‌دهی خشایار راه بیفتد، چک شود. مانورش را ببینیم، ممکن هست یک هفته دیگر، ممکن هست دو هفته دیگر، نمی‌دانیم عملیات چه زمانی هست».

برادر «علی شمخانی»: «وضع فعلی نیروها؟»

برادر «احمد غلامپور»: «حداکثر تا یک هفته دیگر این نیرو هست. این تصمیم باید گرفته شود که بروند یا نروند».

برادر «محسن رضایی» جلسه را ترک کرد و جلسه با مدیریت برادر «شمخانی» ادامه یافت. درون جمع‌بندی حاصله نتایجی گرفته شد که تکلیف مسئله مورد نظر آقای «هاشمی» یعنی “تسریع درون زمان عملیات” به خوبی روشن نشده. علاوه بر اين چنانچه برادر «شمخانی» نیز یادآور شد با وجود اين‌که سپاه درون چند منطقه تلاش می‌گذارد، درون عمل بیش از یکی از اين‌ها را نمی‌تواند از نظر پشتیبانی و مهندسی تدارک کند. درون واقع این یک تئوری بود که درون اجرا ضمانت نداشت – چنانچه بعدها همین‌طور شد.

درون ادامه جلسه با طرح مشکلات و شرایط موجود، خود به خود محورهای دیگری مطرح شد و به تدریج پايه این‌گونه تلاش‌های نظامی به نوعی مورد سؤال واقع شد. پیرامون شرایط انجام عملیات سه مسئله زیر مطرح شد.

 ۱- ما هیچ عملیاتی را تضمین نمی‌کنیم که پیروز شویم.

۲‌- هیچ عملیاتی را تضمین نمی‌کنیم که لو نرود.

 ۳‌- هیچ وقت تابع جو سیاسی نخواهیم بود.

درون مورد منطقه «شلمچه» نیز چند بحث وجود دارد: انجام کارهای مهندسی که زمان معقول می‌خواهد، حفاظت از عملیات، تأمین نیرو و حد گسترش درون جناحین عملیات.

روند جلسه و تصمیماتی که اتخاذ شد درون ادامه همان پیشنهادات سپاه و فعال کردن چند قرارگاه درون چند منطقه بود و به نظر می‌رسد عملیات درون «شلمچه» دشوار هست و امکان اين اندک هست. برادر «رحیم صفوی» درون همین زمینه می‌گوید:

ما این‌جا این شرایط را داریم: دشمن هوشیار، قبراق، تجمع کرده و توپخانه‌‌اش را آورده، زمین تکه به تکه مسلح هست، من با شناختی که از این زمین دارم، این‌جا یک زمین بسیار پیچیده هست، من مطمئنم این‌جا رده به رده مین‌گذاری و سیم خاردار هست … الان دشمن هوشیار هست».

با این تصورات و برداشت‌ها حاضرین جلسه را به منظور جلسه با آقای «هاشمی رفسنجانی» ترک می‌کردند. بنابراين از حضور برادران درون جلسه با آقای «هاشمی رفسنجانی»، برادر «محسن» راجع به مسائل و مناطق مختلف از جمله منطقه «شلمچه» توضیح داد بنابراين از اين آقای «هاشمی» رفسنجانی سؤال می‌کند:

«شما درون مجموع نظرتان مثبت هست دیگر؟ چون قبلاً هم به صورت خلاصه به من گفتید ولي با این توضیحات که دادید نظرتان درون مجموع مثبت هست».

برادر «محسن رضایی»:

«نظرمان مثبت می شود ان‌شاء‌الله، یعنی از اینجا ناامید نیستیم؟»

آقای «هاشمی رفسنجانی»:

ناامید نیستید که …. ‌‌[‌‌مکث کوتاه‌‌] شرایط جنگ الان به صورتی که باید از این‌جا با تصمیم برویم تهران. باید تصمیم بگیریم. ضمناً امام هم راضی نیستند. برادران بدانند امام قطعاً از تأخیر درون عملیات راضی نیستند. پیش از اینکه عملیات شروع شود ‌‌[کربلای۴]‌‌‌‌‌ ایشان یک جمله‌ای به من اعلام کرد که من حالا زود می‌دانم این جمله را به شما بگویم. بعداً حالا وقت هست، من به تلخی اين جمله تا به حال از امام درون مورد جنگ و رزمندگان نشنیده‌ام. چیز خوبی نبود، بعد هم خودشان مایل نبودند من نقل بکنم. جمعی هم بودند، من تنها نبودم که این جمله را ایشان گفتند. ایشان ناراضی هستند از تأخیرها، و شاید هم بعد درون تحلیل ایشان یکی از عوامل ناموفقیت عملیات گذشته، تأخیر یک ماهه گذشته بوده هست. از حرف‌های ایشان من این‌طور می‌فهمم، تعبیری که: اینها به انتظار اینکه داس پیدا کنند شمشیر را از دست می‌دهند.

آقای «هاشمی رفسنجانی»: نسبت به اظهار نظراتی که صورت گرفت می‌گوید:

«من از بحث‌های شما دسترس‌ کردم ولی جمع کردن نظرات شما مشکل هست و توقع نکنید که فرماندهی تمامي شما را راضی کند. فرماندهی به یک جمع‌بندی که رسید تصمیم می‌گیرد».

برادر «محسن رضایی»:

«ما نظرات برادران را می‌گوییم … اصلاً سیاست این نیست که نفرات حرف بزنند. ما هیچ‌وقت درون جنگ این‌جوری نجنگیده‌ایم. برادرها پیشنهاد می‌دهند. روی این کار می‌کنند. مثلاً این پشتیبانی که می‌گویند، ما باید برای اين فکری بکنیم. ما باید بنشینیم با هم بحث بکنیم که مشکل پشتیبانی چه می‌شود. پیشنهادات مختلف می‌آید و به هر حال ما به یک راه‌کار می‌رسیم. بعد که وحدت نظر شد، اين موقع هر کس صحبت می‌کند انسان فکر می‌کند این‌ها تبانی کرده‌اند که همین‌طور حرف بزنند، درست هم هست چون ما باید یک مقدار قبل از بحث‌ها به یک وحدت نظر می‌رسیدیم بعد صحبت می‌کردیم. ولی ما می‌خواستیم خود شما درگیر جزئیات بشوید و کل مسائل منتقل بشود به شما. ‌‌[‌‌بنابراین‌]‌ قبل از این که ما خودمان جلساتی بگذاریم گفتیم حضرت‌عالی تشریف بیاورید الان پیشنهاد ما روشن هست. پیشنهاد اول برادرها شلمچه هست، منتهی می‌رویم دنبال مشکلاتش که آنها را حل بکنیم. منتهی اگر نظر می‌خواهید که خوب این یک عملیاتی هست که صد درون صد موفق می‌شویم؟»

آقای «هاشمی رفسنجانی»:

«صد درون صد که این‌طور نیست».

برادر «محسن رضایی»:

«این را نمی‌شود الان جواب داد. ما باید ببینیم چقدر درصد پشتیبانی‌مان قابل حل هست بعد می‌توانیم بگوییم ان‌شاء‌الله مثلاً ما این‌قدر درصد می‌توانیم روی موفقیتش حساب کنیم ولی این‌که نظر ما باشد …..»

آقای «هاشمی رفسنجانی»:

«من می‌گویم باید عمل کنید. باید نتیجه بگیرید که این‌جا عمل بکنید».

برادر «رحیم صفوی»:

«مشکلاتش را باید حل بکنیم یا نه؟ بدون این‌که مشکلاتش را حل بکنیم برویم عمل کنیم؟»

آقای «هاشمی رفسنجانی»:

«بروید حل کنید، مشکلات این‌جا لاینحل نیست».

برادر «محسن رضایی»:

«برادرها می‌گفتند که اگر این‌جا تکلیف هست ما دنبال حلش می‌رویم».

آقای «هاشمی رفسنجانی»:

«بله تکلیف هست».

برادر «محسن رضایی»:

«چون شما خودتان فرمودید که حالا بگویید مخالفید یا موافقید؟ این‌ها می‌گفتند به نظر ما مشکل هست چپ و راستمان. ولی این مشکلات بحث نظامی باید رویش بشود و راه‌حل پیدا بشود، تدبیر شود. به هر حال این‌طور نیست که حالا کسی ناامید شده از این‌جا که قابل عمل نیست، برای این‌که این کاری هست که ما جديد با این صورت شروع کرده‌ایم. ما قبلاً درون عملیات قبلی، می‌خواستیم یک منطقه‌ای را از این‌جا [‌‌‌‌شلمچه بگیریم‌]‌ اصلاً بحث این‌که بیاییم درون این‌جا از فضای بیش‌تری دسترس کنیم و تمام نیرو و قدرتمان را متمرکز کنیم این‌جا، بحث نبود …

با این توضیحات جدید تغییراتی‌‌[ایجاد]‌‌‌ شده که باید این با برادرها بحث بشود. من از جانب برادران می‌گویم این‌ها تمامي‌شان تکلیف را انجام می‌دهند، عاشقانه هم انجام می‌دهند و خودشان اول خط قرار می‌گیرند، از فرمانده قرارگاه تا فرمانده لشکر. این بیانگر این هست که واقعاً تمایل دارند و آماده هستند، منتهی شما اجازه بفرمایید که ما برای بالا بردن موفقیت، مشکلاتمان را به هر تدبیری شده حل بکنیم. و حتی این‌جا [کربلای۴‌‌]‌‌‌‌‌ واقعاً تمامي درون ذهنشان بود که حتی یک روز عقب بیفتد، منتهی چون احساس می‌شد منطقه ممکن هست لو برود و ما تمایل حضرت‌عالی را هم دیدیم، برای این‌که سرعت بدهیم، یک روز زودتر، یعنی همان روزی که درون ذهن حضرت‌عالی بود، همان را گزينش کردیم. الان این‌جا هم همین‌طور، هیچ فرقی ندارد».

آقای «هاشمی رفسنجانی»:

«تمایل ما که اون یک ماه قبلش بود و …»

برادر «محسن رضایی» با اشاره به تجربه عملیات کربلای۴ می‌گوید:

«باید ما دیگه پشت دستمان را داغ بکنیم که … ما فشار باید بیاوریم که امکانات بگیریم، فشار بیاوریم از یک جا امکاناتی را جمع بکنیم و بیاوریم. ما باید به امکانات اعتماد نکنیم. همان کاری که درون فاو کردیم. رمز موفقیت ما درون فاو این بود که تا آخرین روز هی دعوا کردیم ولی پیش خودمان هیچ اعتمادی نکردیم. مثلاً ما گفتیم خط اول را بگیرند …»

آقای «هاشمی رفسنجانی»:

«شما عنصر توکل برایتان اصالت زیادی داشت، الان عملیات‌هایی را که حالا وارد می‌شوید همگی چندین برابر زمان‌های قبل امکانات دارید. الان هر لشکر سپاه مثل یک سپاه قدیم هست …»

برادر «محسن رضایی» درون مورد عملیات کربلا۴ اشاره می‌کند که طرح قبلی توسعه‌طلبانه بود و فکر می‌کردیم حالا با یک عملیات، جنگ را تمام خواهیم کرد.

آقای «هاشمی رفسنجانی»:

الان شما می‌گویید پشتیبانی، پشتیبانی یک چیزی هست که از ۵۰ تا خشایار شروع می‌شود تا ۲۰۰ تا خشایار … همین جا که شما می‌گویید ممکن هست این‌قدر سر این جاده معطل کنید که دشمن دقیقاً بفهمد که شما دارید این‌جا چه کار می‌کنید. دشمن هم بیاید این‌جا مقابل شما بایستد اگر بناست این‌جور بشود باز این عین مسائل قبلی خواهد شد این‌جا‌‌[‌شلمچه ‌‌]‌ قبلاً شما وارد شده‌اید و خط را هم شکسته‌اید، منتهی حالا باید یک مقدار قوی‌تر عمل کنید … باید سریع‌تر عمل کنید، [‌‌‌نه این‌که‌]دوباره بمانید، یک مدتی بنشینید سر این مسائل بحث بکنید. الان شرایط ما این نیست دیروز آمده‌اند درون غرب بمب شیمیایی ریخته‌اند، مسجد سلیمان را خراب کرده‌اند، یک مقدار امکانات شما را گرفته‌اند، دیگر فردا شما یک روز هاگ‌تان را می‌گیرند و فردا ‌دیگه‌ هاگ ندارید که بیاورید. هر روزی شما یک چیزی به دست می‌آورید ولی چیز زیادی را از دست می‌دهید. این یک ماه که معطل شده‌اید یک بار ۴۰ هلی‌کوپتر درون باختران از ما زده‌اند. ۴۰ تا هلی‌کوپتر هم درون مقدمه این عملیات از رده خارج شد. ۴۰ تا هلی‌کوپتر شما چه به دست آورده‌اید که این‌قدر از دست داده‌اید؟ امروز ۹ تا خلبان شهید شده که این‌ها هم نهایی بوده‌اند که می‌خواسته‌اند درون عملیات شما را پشتیبانی کنند. فردا یک جای دیگر را می‌زنند، ما که یک منبع خاص نداریم که خودمان را تقویت کنیم، هر روزی که می‌گذرد، همین امکاناتمان هم از دست می‌رود عنصر توکل را قوی کنید. خداوند این‌تمامي نیرو به شما داده، این‌تمامي آشنایی با منطقه دارید، رفته‌اید، برگشته‌اید».

برادر «محسن رضایی»:

«عقبه‌های ما پای کار حاضر هست این‌جا».

آقای «هاشمی رفسنجانی»:

«خیلی خوب، اگر پای کار هست دیگه … این‌ها عواملی نباشد که سرد شود».

برادر «محسن رضایی»:

«از نظر زمانی زودترین جایی که می‌توانیم، عمل کنیم این‌جاست [شلمچه‌‌‌]‌».‌‌

آقای «هاشمی رفسنجانی»:

«همین زودتر شما، می‌تواند تا سه هفته دیگر طول بکشد. اگر ما بخواهیم همین‌طوری صبر کنیم، اگر بخواهیم این‌جور صبر کنیم که نمی‌شود. این‌‌تمامي نیرو دارید. “ما باید با این تمامي نیرویی که درون جبهه داریم هر روز یک کاری انجام می‌دادیم.” الان ما هر روز داریم می‌خوریم. یا یک بیمارستان‌مان خراب شده یا شهرمان خراب شده یا نیروگاه‌همان خراب شده. ما طرفدار ادامه جنگ هستیم و هیچ چیزی هم به دست نمی‌آوریم. الان هفت ماه هست، شش ماه هست منتظر این عملیات هستیم و هر روز هم خورده‌ایم. شما اگر نگاه بکنید یا کشتی از ما زده‌اند یا پل زده‌اند، یا قطار زده‌اند، یا کارخانه زده‌اند، شهر زده‌اند درون تمام این زمان ما تحلیل رفته‌ایم که تمامي‌اش مربوط به جنگ هست. الان شما برای اون هفته که پیش شما بودم حدس زدم که دارید این‌قدر برای شما خمپاره می‌سازیم. کارخانه‌های برق ما الان نصفه کار می‌کنند. آقای رفیق‌دوست می‌خواهد برای شما قایق بسازد. من که اين‌جا بودم، برق نبود. یعنی خاموش هست و کارخانه کار نمی‌کند، درون صورتی‌ که سه هفته پیش این‌طوری نبود. تمام کارخانه کار می‌کردند. فردا ممکن هست کارخانه نداشته باشید. این چه بعدی دارد که دوباره فردا بیایند اراک را بزنند و ما کارخانه نداشته باشیم که برای شما خمپاره بسازد. این‌طور نمی‌توانیم. خیال می‌کنند چیزی به دست می‌آوریم؟ تأخیرها برای شما شکننده هست، آفت هست. الان برای ما روحیه‌هایمان را تضعیف می‌کند. خیلی داریم ضرر می‌کنیم. تصمیم بگیرند. توکل بر خدا کنید، درون حد معقول هم امکانات دارید. قدرت ‌[‌‌هم‌]‌‌ می‌رسد».

آقای «هاشمی رفسنجانی» مسئله را تمام شده فرض می‌کند و به تعیین زمان انجام عملیات می‌پردازد:

«خوب، من مثلاً حداکثر یک هفته دیگر را از همین تاریخ منطقی می‌دانم. امروز جمعه هست، تا یک هفته دیگر به شما فرصت می‌دهم. عملیات دوم هم که بنا هست درون غرب انجام شود، حداکثر باید تا آخر این برج انجام شود. ارتش اين‌جا آماده هست، بقیه آقایان بروند اين‌جا – اون‌هایی که می‌خواهند بروند اين‌جا. بروند کار بکنند، ارتش بیاید بیرون، مهندسی اين‌جا را تقویت بکنیم. این‌جور باید عملیات پشت سر هم انجام شود».

برادر «محسن رضایی»:

«درون جمع‌بندی برادران هست که هم درون این رابطه و هم درون اين منطقه ‌[غرب‌‌]‌…» ‌‌

آقای «هاشمی» مجدداً بر روی زمان تأکید می‌کند:

«من یک هفته می‌گویم. یعنی با سیاست گذشته‌ای که درون جبهه بود مخالف هستم. یعنی اگر آقایان قبول دارند فرماندهی را و فکر می‌کنند … ولي این‌طور نیست بگویم امام گفته‌اند یک هفته ولی امام با تأخیر مخالف هست. یعنی امام تأخیر را آفت می‌دانند. شما یادتان هست خودتان آنجا بودید، امام به شما گفتند که ولو با چیز شده، شما هر روز ایذایی بکنید، نگفتند؟ کدام سیاست اجرا، شد؟»

برادر «محسن رضایی»:

«این به خاطر این هست که ما لقمه را بزرگ می‌گیریم».

آقای «هاشمی رفسنجانی»:

«این درست نیست».

برادر «محسن رضایی»:

«این را شما تعیین کنید».

آقای «هاشمی رفسنجانی»:

«من الان دارم تعیین می‌کنم».

برادر «محسن رضایی»:

»شما اگر بخواهید اين سیاست را عمل بکنید، می‌شود سریع و پشت هر هم عمل بکنیم و پشت سر هم ضربه بزنیم».

آقای «هاشمی رفسنجانی»:

«اگر نمی‌توانید یعنی واقعا… ً حالا شما عملیات شلمچه را بروید انجام بدهید».

برادر «محسن رضایی»:

«حالا کوچک بگیریم، اگر شد گسترش بدهیم، گسترش می‌دهیم، اگر نشد یک چیز حداقلی به دست آورده باشیم».

آقای «هاشمی رفسنجانی»:

«دائماً باید بجنگید، شما می‌توانید درون فاو بروید به سمت پل ام‌القصر، چزابه طرحی که داشتیم انجام بدهید … اصلاً مهلت ندهید. این‌جوری جنگ را راکد کرده‌اید. ملت ما هم بنده‌های خدا هستند. شما بروید صف‌های بنزین را ببینید. مردم … پدر و مادر خود شما هستند دیگه. شب اصلاً تهران با هوای سرد، برق قطع می‌شود، مردم سه یا چهار ساعت نه آب دارند نه بنزین دارند، تمامي صبر می‌کنند به امید جبهه. ما هم با خیال راحت نشسته‌ایم فکر می‌کنیم حالا … با مردم تمامي مواجه نمی‌شویم و فکر می‌کنیم دارد کار تمام می‌شود».

آقای «هاشمی رفسنجانی» با این اظهارات مجدداً وضعیت کلی سیاسی – اجتماعی جامعه را یادآور کرده و نسبت به تأخیر درون عملیات انتقاد می‌کند و تلویحاً نارضایتی امام را نیز مطرح می‌کند … برخی برادران چنین استنباط کردند که آقای «هاشمی» گمان می‌کنند درون برادران نسبت به ادامه جنگ و انجام عملیات تردیدی وجود دارد لذا برادر «محمد کوثری» فرماند «لشکر۲۷ محمد رسول‌الله(ص)» اجازه صحبت خواسته و مسائل زیر را بیان می‌کند:

«به گفته خود شما و حضرت امام تدبیر هست. ما وضعیت مردم را می‌بینیم، من خودم را می‌گویم، هر چند شاید ریا شود ولی عیبی ندارد. من بچه اولم وقتی به دنیا آمد او را ندیدم و چند روز بعد وقتی به خانه رفتم با تن مجروح بودم. فرزند دومم به دنیا آمده هنوز او را ندیده‌ام. اين چیزی که می‌خواهیم موفقیت و پیروزی هست. اگر بگویید عاشورایی بجنگید، می‌جنگیم. این چیزهایی هست که بچه‌ها می‌خواهند ولی تحت فشار هستند. فکرشان بیش از این نمی‌رسد.

پیشنهاد دارم: نیروهای دشمن از تانک و زرهی وحشت دارند. ما این‌ها را جمع کنیم، یک جا عمل کنیم. این تلفاتی را که می‌خواهیم به مرور زمان بدهیم یک دفعه بدهیم و کار را یک سره کنیم».

آقای «هاشمی رفسنجانی»:

«وسوسه درون تأمین امکانات زیاد، مشکلات ایجاد می‌کند، درون حد معقول خوب هست. ما یک هفته زمان می‌دهیم».

برادر «احمد کاظمی»:

«دو یا سه روز به ما فرصت بدهید، یک‌جا را پیدا کنیم و بعد شما یک هفته وقت بدهید».

برادر «محسن رضایی»:

«ما فرمانده این‌ها هستیم و این را بگذارید بر عهده ما. ۹ روز وقت بدهید یک هفته دیگر بیایید به شما گفته بدهیم».

آقای «هاشمی»:

«برای عملیات وقت تعیین می‌کنیم».

برادر «مرتضی قربانی»:

«هر چه شما بفرمایید. امر شما بالای چشم ماست. شما نماینده امام هستید. پیشنهاد می‌کنیم هر کس می‌خواهد این‌جا عمل کند بیاید پای کار و گر نه برود غرب. اگر این‌جا باز شد دنبال ما بیایند».

مجدداً مشکل نگهداری نیروها مطرح می‌شود.

برادر «مرتضی قربانی»:

«ما نیروهایمان را تا ۱۰ روز بیشتر نمی‌توانیم نگه داریم، چون کشاورز هستند …. منتهی باید توجیه شوند و مسئولین برای اين‌ها سخن‌رانی کنند.»

قرار بر این شد «آقای هاشمی رفسنجانی»، درون این رابطه پیامی را برای نیروها ارسال نماید. سپس آقای «هاشمی رفسنجانی» عملیات غرب را اشاره می‌کند و می‌گوید: «قرارگاه نجف و عناصرش پای کار بروند و قرار شد میان فرماندهی نیروی زمینی سپاه پاسداران و نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی جلسه هماهنگی گذاشته شود».

بنابراين از اين‌که جلسه پایان گرفت، بحث‌های پراکنده‌ای درون زمینه‌های مختلف مطرح شد. لیکن قبل از بحث درون مورد اين‌ها «آقای هاشمی رفسنجانی» چنین می‌گوید:

«ما عملیات محدود یک فرضمان بود که اگر شلمچه نشد، عملیات محدود را انجام بدهیم»

مطلب فوق حاکی از تصمیم فرماندهی کل جنگ مبنی بر انجام عملیات، به هر شکل ممکن – محدود، گسترده و … – بود که با قطعی شدن عملیات «شلمچه»، جلسه خاتمه یافت و عملاً فرصت لازم برای بحث و بررسی پیرامون عملیات محدود فراهم نشد.

بنابراين از بحث‌هایی که انجام گرفت آقای «هاشمی رفسنجانی» با دقت به این‌که انجام عملیات تصویب شد، درون مورد ادامه حضورشان درون منطقه سؤال می‌کند:

«اگر لازم هست من بمانم، می‌مانم».

برادر «محسن رضایی»:

«شما یک جلسه با مهندسی بگذارید. چون کمپرسی می‌خواهند، اگر این جلسه را بگذارید ما کاری نداریم».

 

*اصلی شدن اقدامات آمادگی درون شلمچه‌

بنابراين از قطعی شدن انجام عملیات درون «شلمچه» و تعیین یک هفته فرصت برای کسب آمادگی، طبعاً روال کار بایستی متناسب با این مسئله تغییر می‌کرد. درون واقع یک تلاش فوق تصور لازم بود تا درون این زمان محدود انبوه مشکلات که به ظاهر پایان‌ناپذیر جلوه می‌کرد، حتی‌المقدور حل شده و یک آمادگی نسبی برای انجام عملیات به وجود آید. بلافاصله بنابراين از اتمام جلسه با آقای «هاشمی رفسنجانی»، فرماندهی کل سپاه درون همان محل جلسه‌ای را با فرماندهان قرارگاه‌ها و یگان‌ها برگزار کرد. این جلسه که از حدود ساعت  ۲۱- تاریخ ۱۳۶۵/۱۰/۱۱ -‌شروع شد و تا نیمه شب ادامه یافت، مبدا، حرکت جدیدی شد و سبب ایجاد تحرک و سرعت فوق‌العاده‌ای درون پیش‌رفت کارها گردید.

جلسه با این تأکید برادر «محسن رضایی» شروع می‌شود: «بنا را بگذارید حتماً عملیات انجام شود، ولو محدود.»

وی سپس روال جلسه را به شکل زیر تعیین می‌کند: «اول روی عقبه‌ها کار کنیم که چه راه‌حلی می‌شود پیدا کرد» تأکید کلی این بود که: «امشب باید به نتیجه برسیم»

با دقت به تهدیدهای موجود نسبت به انجام عملیات درون «شلمچه»، درگیر شدن تمامي یگان‌ها و مسئولین و پذیرش مسئولیت و مأموریت درون این منطقه، امر مهمی هست و اگر این امر محقق شود، می‌توان امیدوار بود که اقدامات لازم انجام شود. برادر «محسن رضایی» این مطلب را چنین مطرح می‌کند:

«لشگرهایی که کار کرده‌اند آمادگی خود را بگویند تا دنبال پشتیبان مشخص کنیم».

شور و شعف خاص حاکم بر جلسه سبب می‌شود که بنابراين از اظهارات برادر «محسن»، یگان‌های دنبال پشتیبان به صورت داوطلبانه تعیین شوند.

برادر «مرتضی قربانی»:

«من با قاسم سلیمانی می‌رویم و هر چه امکانات داریم با هم یکی می‌کنیم.»)‌

برادر احمد کاظمی:

«ما با حسین خرازی به کمک امین شریعتی می‌رویم.»

برادر غلامرضا جعفری (فرمانده لشکر۱۷):

«ما با لشکر۵ نصر عقبه‌مان یکی هست با هم می‌رویم.”»

تغییر ناگهانی وضعیت و شور و حال حاکم بر جلسه و به خصوص پذیرفتن داوطلبانه مأموریت از سوی لشکرهای۲۵، ۱۴، و «۸ نجف» غیرمنتظره بود و بیم اين می‌رفت که بنابراين از جلسه و درون برخورد با واقعیت‌ها، مشکلاتی به وجود آید.

درون ادامه پیرامون مسائل مختلفی بحث و بررسی شد و درون پایان جلسه نسبت به چند مسئله اساسی تصمیم‌گیری شد: تعیین سازمان قرارگاه‌ها و خط حد یگان‌ها، تقسیم جاده‌ها و تقسیم عقبه‌ها.

درون مورد سازمان قرارگاه‌ها تصمیم زیر گرفته شد:

‌بر پايه بحث‌های انجام شده و با دقت به اینکه زمین «پنج ضلعی» با جناح راست منطقه عملیات و نیز سرپل‌گیری درون غرب «کانال پرورش ماهی» و آزادسازی جاده «شلمچه» مجموعاً یک مأموریت واحد را تشکیل می‌دادند، چنین تصمیم گرفته شد که «قرارگاه کربلا» جا پای اولیه را تصرف کند و سپس قرارگاه‌های قدس و نجف مأموریت عبور و تعمیق عملیات را انجام دهند.

درون مورد مسائل ضروری دیگری از قبیل حفاظت، تردد، تظاهر به ادامه شناسایی درون منطقه کربلای۴ و … نیز تصمیم‌گیری شد بر پايه نتایج جلسه، تلاش‌های گسترده و بی‌وقفه برادران سپاه با حجمی قابل دقت ادامه یافت. درون این مرحله که شش روز – تا مراجعت مجدد آقای «هاشمی رفسنجانی» به منطقه درون ۱۷/۱۶/ ۱۳۶۵ – بیشتر طول نکشید. اقداماتی درون محورهای زیر انجام شد که به صورت مختصر به اين‌ها اشاره می‌شود:

– طراحی مانور و تعیین خط حد یگان‌ها

– برگزاری مانور نفربرهای «خشایار»

– طراحی عبور و پشتیبانی‌

– فعالیت‌های مهندسی‌

طرح مانور و تعیین خط حد یگان‌ها

از اين‌جا که «قرارگاه کربلا» درون تدبیر کلی درون مرحله اول عملیات، نقش اصلی و تعیین کننده داشت لذا درون بحث‌های طراحی مانور بیشتر پیرامون مانور «قرارگاه کربلا» بحث و بررسی می‌شد و مسائل قرارگاه‌های «قدس» و «نجف» درون اولویت دوم قرار داشتند و مأموریت اين‌ها عمدتاً متکی به موفقیت و موقعیت آنی «قرارگاه کربلا» بود.

۱- «قرارگاه کربلا»

*وضعیت دشمن

بنابراين از عملیات کربلای۴ بیش‌ترین تلاش دشمن درون جناح راست عملیات واقع درون شرق «کانال ماهی» مشاهده می‌شد دشمن درون این منطقه به منظور تکمیل سیل‌بندهای خود تلاش چشم‌گیری انجام می‌داد، به صورتی که شب‌ها تردد صد دستگاه کمپرسی با چراغ روشن درون منطقه قابل مشاهده هست. شکسته شدن خط دشمن درون «پنج ضلعی» حساسیت خاصی را برای او ایجاد کرد. دشمن علاوه بر ترمیم سنگرها و مواضع آسیب دیده درون عملیات کربلا۴، نیروهای مستقر درون «پنج ضلعی» را نیز تعویض کرده هست. نیروهای جدید کلاه و لباس‌هایشان با نیروهای قبلی فرق داشته و نسبتاً آماده‌تر به نظر می‌رسند.

آتش دشمن نیز بر خلاف روزهای اول – بنابراين از کربلای ۴ -به مرور سبک‌تر شد، ولي دکل‌های دیده‌بانی و رازیت‌های دشمن همچنان فعال هستند معابر و تحرکات ما درون عمق را با حساسیت کنترل می‌کنند.

درون تاریخ ۱۳۶۵/۱۰/۱۷ دیده‌بان خودی از روی دکل گفته می‌دهد که چند جیپ فرماندهی به منطقه آمده و از بالای دکل نسبت به منطقه توجیه شدند. از ظواهر امر و برخوردهایی که انجام می‌گرفت جنس استنباط شد که آنها از فرماندهان رده بالای ارتش عراق هستند.

*شناسایی‌

نیروهای شناسایی درون این فاصله نسبت به اندازه‌گیری عمق آب و پیدا کردن راه‌کارهای مناسب اقدام کردند. «قرارگاه کربلا» درون مجموع ۱۹ تا ۲۰ راه‌کار پیدا کرده بود که به ترتیب از راست عبارتند از:

«تیپ الغدیر»:۴ راه‌کار،

«لشکر المهدی»:۲ راه‌کار،

«لشکر ثارالله»: ۲ راه‌کار ، که قرار شد یک راه‌کار دیگر هم اضافه کند ،

«لشکر عاشورا»: ۴ راه‌کار،

«لشکر ۱۹ فجر»: ۳ تا ۴ راه‌کار

و «لشکر سیدالشهدا»: ۳ راه‌کار.

کمین‌های دشمن نیز شناسایی شدند تا به هنگام عملیات منهدم شوند. نکته قابل توجهی که درون شناسایی‌ها به دست آمد این‌‌که یک جاده قدیمی درون قسمت آب گرفتگی شرقِ «کانال ماهی» وجود دارد که فقط ۲۰ تا ۳۰ سانتی‌متر آب روی اين را پوشانده هست. جاده یاد شده به عنوان یک معضل درون تردد قایق‌ها محسوب می‌شد که می‌بایست درون نقطه مطلوبی شکافته شود. بنابراين از شناسایی‌های بعدی مشخص شد درون قسمتی از جاده شکافی وجود دارد که خود به خود مانع بودن جاده را برطرف می‌کرد.

همچنین یک کانال ارتباطی درون مقابل «شلمچه» وجود دارد که درون صورت تناسب عرض و عمق آب اين، برای تردد قایق‌ها مناسب به نظر می‌رسید. عناصر شناسایی به منظور کسب شناسایی دقیق کانال و اطمینان از قابلیت دسترس از اين، اقداماتی را انجام دادند که درون مجموع موفقیت‌آمیز بود.

*طرح مانور

«قرارگاه کربلا» بر پايه مأموریت و هدف خود که می‌باید ابتدا جاپای مشخصی را تصرف کند تا مقدمات عبور قرارگاه‌های «قدس» و «نجف» فراهم شود، مانور زیر را طراحی کرد:

«تیپ۱۸ الغدیر» مأموریت تصرف سیل‌بندهای جدیدالحداث دشمن را بر عهده داشت تا بدین‌وسیله با ایجاد بریدگی بر روی سیل‌بندها و تأمین پل، تهدید دشمن درون جناح راست را برطرف کند. این تیپ با دقت به این‌که پیش‌بینی می‌کرد فشار زیادی از سوی دشمن درون این محور آورده خواهد شد، نسبت به مأموریت فوق تردید داشت و اين را قبول نمی‌کرد به همین جهت درون مقایسه با سایر یگان‌ها دیرتر پای ‌کار رفت.

«لشکر۳۳ المهدی(ع)» روی پَدِ «بوبیان» و پاسگاه «بوبیان» عمل می‌کرد تا به کمک «تیپ الغدیر» ضریب اطمینان حفظ جناح راست را بالا برده و تردید «تیپ الغدیر» را نیز برطرف نماید.

درون مجموع اين‌چه به عنوان مأموریت «تیپ الغدیر» و «لشکر۳۳ المهدی(ع)» تعیین شده بود، گذشته از حفظ جناح راست، عقبه‌ی کلی عملیات و عقبه‌ی یگان‌های عبور کننده را نیز تأمین می‌کرد.

«لشکر۴۱ ثارالله(ع)» مأموریت داشت تا بعد از پاک‌سازی جاده و پل دشمن، یک سرپل درون غربِ «کانال ماهی» بگیرد.

«لشکر۲۵ کربلا» مأموریت داشت بنابراين از تأمین سرپل از سوی «لشکر۴۱ ثارالله(ع)»، درون درجه‌ی اول از این لشکر عبور کند و درون صورتی‌ که چنین امکانی فراهم نیامد با عبور از «لشکر ۳۱ عاشورا» – از داخل «پنج ضلعی» – به سمت راست، و پشت «کانال ماهی» رفته و سرپل را تأمین کند. علاوه بر این، گرفتن جاپا درون پشت پوزه‌ی «کانال ماهیگیری» – معروف به «مثلثی» – مأموریت مشترک لشگرهای «۲۵ کربلا» و«۳۱ عاشورا» بود. درون این صورت جاپای یاد شده می‌توانست عقبه‌ی خشکی را برای سرپل غربِ «کانال ماهی» تأمین نماید.

مأموریت تأمین «پنج ضلعی» بر عهده سه لشکر بود که به ترتیب از راست به چپ عبارت‌اند: «لشکر۳۱ عاشورا»، «لشکر۱۹ فجر» و «لشکر۱۰ سیدالشهدا(ع)».

اين‌ها مأموریت داشتند بنابراين از تصرف و تأمین «پنج ضلعی» با عبور از کانال معروف به «هفت دهنه»، جاده‌ی «شلمچه» را باز کنند تا مقدمات عبور قرارگاه‌های «قدس» و «نجف» فراهم شود.

«لشکر۳۱ عاشورا» مأموریت داشت درون قسمت جنوبی منطقه‌ی «پنج ضلعی» با سرعت و بلافاصله خود را به «کانال ماهی‌گیری» برساند و بنابراين از حضور درون گوشه‌ی پنج ضلعی، تنها جاده‌ی دشمن را که به داخل «پنج ضلعی» منتهی می‌شود، قطع کند و سپس درون کنار «لشگر ۲۵ کربلا» جاپای مناسبی را درون «مثلثیِ» پشت کانال تصرف نماید.

«لشکر۱۹ فجر» با دقت به تجربه «عملیات کربلا۴» درون همان منطقه، مجدداً مأموریت داشت که درون حد فاصل «لشکر۳۱ عاشورا» درون سمت راست و «لشکر۱۰ سیدالشهدا (ع)» درون سمت چپ، پاک‌سازی خط و قرارگاه دشمن تا جلوی جاده‌ی آسفالته را انجام دهد.

«لشکر۱۰ سیدالشهدا(ع)» مأموریت داشت بر روی خط اول و دوم دشمن عمل کرده و اقدام به پاک‌سازی اين‌ها کند تا جاده‌ی «شلمچه» باز شود.

چنان‌چه درون طرح مانور مشخص هست، اتکای عمده‌ی عملیات برای باز شدن جاده‌ی «شلمچه» و درون نتیجه عبور دو «قرارگاه قدس» و «نجف»، متکی به توانایی و سرعت «لشکر۱۰ سیدالشهدا(ع)» برای شکستن خط دشمن و باز نمودن جاده‌ی «شلمچه» و جاده‌ی شمالی اين می‌باشد. قسمتی از تردیدها و انتقادهای مطرح شده به طرح مانور درون همین مورد بود، لذا درون آخرین لحظات قبل از شروع عملیات، برادر «رحیم صفوی» به قائم مقام «لشکر۱۴ امام حسین(ع)» تذکر داد که برای باز شدن جاده‌ی «شلمچه» و جاده‌ی شمالی اين خیلی متکی به «لشکر۱۰ سیدالشهدا(ع)» نباشید و به اين‌ها کمک کنید.

*احتمالات و فرضیات‌

با دقت به رده‌های مختلف استحکامات دشمن، به نظر می‌رسید تکرار مجدد عملیات از همان محورهای قبلی درون «پنج ضلعی» مشکلاتی را ایجاد کند. برادر «محسن رضایی» می‌گوید:

«یک احتمال این هست که ما نتوانیم از پنج ضلعی بیرون برویم و از طرفی به محض آغاز درگیری، دشمن نسبت به پنج ضلعی و جاده شلمچه با حساسیت بیش‌تری برخورد خواهد کرد. درون این صورت ما باید تلاشمان با عبور از کانال پرورش ماهی به پشت شلمچه باشد. هر چند این مسئله به غافل‌گیر کردن دشمن نسبت به سمت تک نزدیک‌تر بود، لیکن عبور از کانال پرورش ماهی مشکلات عدیده‌ای داشت و چون درگیری دیر شروع می‌شود، با هوشیار شدن دشمن امکان عبور از سیل‌بندها و کانال پرورش ماهی ضعیف می‌شود. به هر حال راه‌حل این بود که ما باید یک سرپل درون مقابل جاده شلمچه بگیریم و سپس جاده را باز کنیم.»

از مجموع بحث‌های انجام شده استنباط می‌شود که نسبت به عبور از «کانال ماهی‌گیری» به علت غفلت بیشتر دشمن از اين محور و نیز قوت لشکرهای عمل کننده -« ۲۵ کربلا»، «۴۱ثارالله»، «۳۱عاشورا» – اطمینان بیش‌تری وجود دارد. برادر «محسن رضایی» به برادر «شمخانی» می‌گوید:

«نوک پیکان عبور از کانال پرورش ماهی خیلی خوب هست. درون این‌جا مشکل پاک‌سازی نداریم ولی باید خوب ترابری انجام دهیم و راه‌حل اين دسترس از خشایار و همکاری و همیاری یگان‌ها با یکدیگر هست.»

فرضیات و احتمالات مختلفی مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد که درون تصمیم‌گیری‌های بعدی نیز بی‌تأثیر نبود. وقتی اهمیت عبور از «کانال پرورش ماهی» و نیز احتمال باز نشدن جاده‌ی «شلمچه» مطرح شد، بر پايه اين «عبور و پشتیبانی» طراحی شد و یا هنگامی که احتمال هوشیاری دشمن و مشکل بودن پیش‌روی نیروها مطرح گردید، ضرورت به کارگیری آتش شکل جدی‌تری به خود گرفت.

*تمرکز آتش‌

چنان‌چه اشاره شد یکی از مهم‌ترین مسائل عملیات به کارگیری صحیح و مناسب «آتش» می‌باشد؛ خصوصاً با این فرض و پیش‌بینی که حرکت نیروها از سرعت لازم برخوردار نخواهد بود و درون «شلمچه» نیروها بایستی با دشمن هوشیار که درون میان استحکامات موضع گرفته روبه‌رو شده و سینه به سینه و رده به رده، جنگ و درگیری داشته باشد. برای رفع این مشکل تصمیم گرفته شد که از حجم سنگین آتش به صورت تمرکزی دسترس شود تا دشمن را زمین‌گیر کرده و تحرک و جابه‌جایی او را محدود کنند.

فرماندهی «قرارگاه کربلا» درون این مورد می‌گوید:

«ما پیشنهاد دادیم وقتی که درگیری شروع شد یک آتش سنگین از کانال داخل پنج ضلعی تا کانال زوجی و ماهی ریخته شود تا موقعی که نیروها به اين‌جا می‌رسند و دنبال پشتیبان می‌خواهد عبور کند، نیروی قابل توجیهی با اين‌ها درگیر نشود».

درون این مورد بحث‌های مختلفی انجام شد و چنین تصمیم گرفته شد که لازمه اجرا و تمرکز آتش، هماهنگی آتش هر سه قرارگاه با یکدیگر می‌باشد، لذا برادر «محسن رضایی» ابلاغ کرد که:

«درون ساعت “س” قرارگاه کربلا تک خود را آغاز می‌کند و قرارگاه‌های قدس و نجف آتش‌های مستقیم و منحنی را طبق طرح آتش اجرا می‌کنند.»

*به‌کارگیری زرهی‌

درون این عملیات دسترس از نیروی زرهی به دو دلیل عمده مطرح شد: یکی وجود استحکامات و مواضع پیچیده دشمن، که درون واقع درگیری و جنگ سختی را پیش‌بینی و ترسیم می‌کرد و دیگری اهمیت زمین «شلمچه» برای دشمن و فشارهایی که متعاقباً وارد خواهد کرد. گذشته از این‌که حضور تانک درون منطقه موجب تقویت روحیه نیروهای خودی و رعب و وحشت دشمن می‌شود. برای جنگ با دشمن و پیش‌روی درون عمق مواضع او نیز ضرورت دسترس از زرهی اجتناب‌ناپذیر بود. اولویت به کارگیری نیروی زرهی به دو قرارگاه «قدس» و «نجف» که مأموریت تعمیق عملیات را بر عهده داشتند، داده شد.

مأموریت نیروی زرهی بدین شکل طراحی شد:

 ۱- «عملیات نصر» درون جناح راست با مأموریت پشتیبانی از «تیپ الغدیر» و »لشکر۳۳ المهدی(ع)»

 ۲- «عملیات ذوالفقار» درون عمق با عبور از «کانال پرورش ماهی»، درون صورتی که زمین منطقه مساعد بود. از سوی دیگر لشکرهای «۴۱ ثارالله(ع)»، «۲۵کربلا» و «۳۱عاشورا» انجام شود.

 ۳- «عملیات فتح» واقع درون «پنج ضلعی» با پشتیبانی از لشکرهای «‌سیدالشهدا(ع)» و «۱۹فجر».

 ۴- «عملیات رعد» با پشتیبانی از لشکرهای «۱۷علی‌بن ابی‌طالب(ع)» و «۵‌‌نصر».

*قرارگاه قدس‌

«قرارگاه قدس» مأموریت داشت که بنابراين از تصرف جاپایی که «قرارگاه کربلا» درون منطقه «شلمچه» می‌گیرد، خط را تحویل بگیرد و ابتدا با لشگرهای «۱۴امام حسین(ع)» و «۸نجف» به پشت نهرِ «دو عیجی» برود و بنابراين از اين لشکرهای «۲۷محمد رسول‌الله(ص)» و «۷ولی‌عصر(عج)» و «تیپ۴۴ قمر بنی‌هاشم(ع)» به سمت «کانال زوجی» پیش‌روی کنند.

ولي با دقت به کاهش توان «لشکر۱۴ امام حسین(ع)» که به علت «عملیات کربلای۴» به وجود آمد، «تیپ۴۴ قمر بنی‌هاشم(ع)» درون احتیاط اين قرار گرفت. همچنین قرار شد که درون مرحله دوم «لشکر‌۱۴‌‌امام حسین(ع)» به «تیپ قمر بنی‌هاشم(ع)» و «لشگر ۸نجف» به «لشگر ۷ولی‌عصر(عج)» برای تأمین «کانال زوجی» کمک نمایند.

مانور «قرارگاه قدس» متکی بر این فرض بود که بنابراين از تأمین جاپا از سوی «قرارگاه کربلا»، عملیات خود را آغاز کند. با دقت به تردیدی که نسبت به توان «لشکر ۱۰سیدالشهدا(ع)» برای شکستن خط وجود داشت و با دقت به پیش‌بینی هوشیار بودن دشمن و کند شدن پیش‌روی نیروها درون «پنج ضلعی»، موفقیت «قرارگاه قدس» متزلزل و نامطمئن به نظر می‌آمد. چنانچه فرماندهی «لشکر ۱۴‌امام حسین(ع)» درون مورد توجیه نیروهای خود نسبت به میزان موفقیت عملیات می‌گوید:

«ما بچه‌ها را این‌جور توجیه کرده‌ایم که اینجا جز معجزه چیز دیگری خط را باز نمی‌کند.»

نحوه هماهنگی و چگونگی «عبور قرارگاه از قرارگاه» نیز یکی از مسائل عمده‌ای بود که تمامي اذهان را به خود مشغول می‌کرد، به طوری که گاهی بحث را به مرز انجام نشدن عملیات می‌رساند. فرماندهی «قرارگاه قدس» از قول فرماندهان لشکرهای۱۴ و ۸ می‌گوید:

«یک بحثی حسین خرازی و کاظمی دارند و می‌گویند تا پنج ضلعی تأمین نشده ما را وارد عملیات نکنید.»

ولي مسئله عبور و معضلات اين تنها مختص به «قرارگاه قدس» نبود زیرا که «قرارگاه نجف» نیز ابتدا باید «لشکر ۱۷ » و «۵ نصر» را عبور می‌داد و درون این زمینه مشکلاتی داشتند. قائم مقام‌ «لشکر۱۷‌علی‌بن ابی‌طالب(ع)» نسبت به امکان شکسته نشدن خط از سوی «لشکر۱۰» اشاره می‌کند و می‌گوید:

«اگر لشکر۱۰ بماند تمامي می‌مانند».

کلاً درون میان فرماندهان قرارگاه‌ها و یگان‌ها این اعتقاد وجود دارد که نبایستی تمام مسئله عبور و تعمیق عملیات، متکی به یک راه‌کار و تلاش یک یگان باشد. معضلات فوق منجر به ابهام و تردید درون «قرارگاه قدس» و درون نتیجه انجام نشدن کار اساسی از سوی این قرارگاه شد. برادر «عزیز جعفری» درون این مورد می‌گوید: «مسئله عبور، پیچیدگی و تناقض دارد».

*قرارگاه نجف‌

خطِ حدِ «قرارگاه نجف» از جنوب جاده‌ی «شلمچه» تا «بوارین» می‌باشد. «قرارگاه نجف» درون مرحله اول می‌بایست با تک به «بوارین»، پشتیبانی از کل عملیات را انجام می‌داد و بنابراين از باز شدن جاده‌ی «شلمچه»، «لشکرهای ۱۷علی‌بن ابیطالب(ع)» و «۵نصر» با عبور از «شلمچه» به سمت چپ – پشت «بوارین» – چرخش می‌کردند.

درون موجِ دوم «تیپ قائم(عج)» و «لشکر۱۰۵ قدس» وارد عمل می‌شدند. درون مرحله سوم هم‌زمان با انجام مرحله دوم از سوی «قرارگاه قدس» و تأمین جناح راست توسط «قرارگاه کربلا»، «لشکر ۱۵۵ ویژه شهدا» و «تیپ ۵۷ ابوالفضل(ع)» به «جزیره‌ی صالحیه» وارد شده و حد فاصل رودخانه «اروند» تا خط حد جناح راست «قرارگاه قدس» را درون پشت «کانال روجی» تأمین می‌کردند.

چنان‌چه از طرح مانور معلوم می‌شود، مأموریت «قرارگاه نجف» عمدتاً تأمین جناح چپ عملیات می‌باشد با تهاجم به «بوارین» توسط «لشکر ۲۱ امام‌رضا(ع)» نیز پشتیبانی از کل عملیات را انجام می‌داد.

پیچیدگی منطقه عملیاتی «قرارگاه نجف» با دقت به پوشش نخل‌ها، کثرت نهرها و نیز وجود جزایر متعدد از یک سو و کیفیت توان یگان‌ها و فرماندهی «قرارگاه نجف» از سوی دیگر منجر به بروز ابهامات زیادی می‌شد.

با دقت به ذهنیت و تصورات یاد شده و با دقت به اهمیت جناح چپ عملیات، بحث‌هایی که درون این مورد انجام می‌شد به اندازه کافی و قابل دقت نبود. – غیر از بحث «بوارین» که به لحاظ نقش اين درون پشتیبانی از کل عملیات، جسته و گریخته مورد اشاره قرار می‌گرفت.

درون مجموع به لحاظ محدودیت زمان و ابهامات فراوانی که نسبت به عبور قرارگاه‌های «قدس» و «نجف» وجود داشت، درون مورد مأموریت اين‌ها بحث‌های زیادی انجام شد.

*عملیات درون غرب کشور

منطقه‌ی «سومار» درون مقایسه با سایر مناطق عملیاتی از نظر زمانی آماده‌تر به نظر می‌رسید. با تعیین عملیات غرب به عنوان اولویت دوم، با وجود اين‌که «قرارگاه نجف» درون منطقه‌ی جنوب مأموریت داشت قرار شد نسبت به منطقه‌ی غرب نیز فعال برخورد نماید. درون این رابطه مشکلات و مسائلی وجود داشت که برادر «مصطفی ایزدی» درون صحبت با «فرماندهی کل سپاه» موارد زیر را مطرح می‌کند:

 ۱- اگر عملیات درون جنوب پیش رفت، «ارتش» درون انتظار «سپاه» نباشد و عمل کند.

 ۲- با دقت به زمان ابلاغ شده برای عملیات درون جنوب، برخورد یگان‌ها با کار درون غرب به چه صورت باشد؟

 ۳- با دقت به اینکه کار مهندسی سنگین هست چه کسی مسئولیت اين را بر عهده دارد؟

برادر «محسن رضایی» کل کار درون غرب را به صورت زیر مرحله و زمان‌بندی می‌کند:

مرحله اول: شناسایی و مهندسی تا تاریخ ۱۳۶۵/۱۰/۲۰ انجام بگیرد.

مرحله دوم: طرح‌ریزی آتش‌

مرحله سوم: نقل و انتقالات و استقرار

مرحله چهارم: عملیات‌

درون مورد انجام عملیات از سوی «ارتش» زمان‌بندی اين قرار شد از سوی آقای «هاشمی رفسنجانی» به «ارتش» ابلاغ شود. درون مورد کارهای مهندسی نیز قرار شد بنابراين از برآورد، کارها با مسئولیت «قرارگاه مهندسی» انجام شود.

*مانور نفربر «خشایار»

طرح به‌کارگیری نفربر «خشایار» و طراحی مانور اين‌ها درون «کانالِ سلمان» تماماً متکی بر تدبیر و تلاش‌های برادر «محسن رضایی» و مبتنی بر این تحلیل صورت گرفت که لازمه موفقیت درون رویارویی با دشمن، داشتن ابتکار عمل می‌باشد. وی درون این زمینه می‌گوید:

«با‌بررسی‌هایی‌که‌ شد‌ و‌ دسترس‌ از‌ نفر بر‌خشایار‌ درون عملیات‌‌[‌های]‌‌ والفجر و خیبر برای کشیدن وسائل و همچنین دسترس محدودی که لشکر فجر از این نفربر به عمل آورد و تجاربی که ما از این مسئله داشتیم و از طرفی به دنبال ابزار مناسبی بودیم که از آتش اين دسترس کنیم و آتش قوی‌تری درون مقایسه با دشمن داشته باشیم. لذا به فکر به کار‌گیری خشایار افتادیم».

وی سپس درون مورد علت برگزاری مانور و کاربرد نفربر «خشایار» درون «عملیات کربلای۵ » می‌گوید:

«علت این‌که گفتیم بیایید مانور کنید و خودمان هم آمدیم برای این بود که ضعف‌ها این‌جا برطرف شود نه این‌که بروید پای کار و بمانید».

به نظر می‌رسید قسمتی از تردید و ابهام فرماندهان درون زمینه «عبور و پشتیبانی» عملیات، خصوصاً درون جناح راست می‌باشد و برادر «محسن رضایی» با طرح دسترس از نفربر «خشایار» و برگزاری مانور درون «کانال سلمان» درون نظر داشت ابهامات و تردیدهای موجود را برطرف نماید.

مهم‌ترین مسئله درون این مانور، کسب اطمینان نسبت به کیفیت «حرکت خشایارها درون آب» و «بالا رفتن از سیل‌بند» می‌باشد که مستقیماً با هدف دسترس از نفربر «خشایار» برای ترابری نیرو، پشتیبانی و نیز کمک به غواص‌ها درون شکستن خط و پشت سر گذاشتن مواضع دشمن مرتبط بود.

انجام این مانور برای اطمینان از کارایی نفربرهای‌خشایار بسیار ضروری بود ولی به لحاظ مشکلات عدیده‌ای که وجود داشت از جمله: انتقال خشایارها از تهران، جمع‌آوری موجودی یگان‌ها، نصب دوشکا، آب انداختن درون «کانال سلمان»، تقسیم‌بندی درون آموزش و انجام مانور به نظر می‌رسید انجام مانور درون فرصت و زمان موجود غیرممکن باشد. با پیگیری برادر «محسن رضایی» مانور درون ۱۳۶۵/۱۰/۱۶ درون «کانال سلمان» انجام شد. قابل ذکر هست برای فردی که قبلاً منطقه را دیده و اکنون نیز شاهد شلوغی منطقه و حضور همگانی و مانور «خشایار»ها بود، این تغییرات شگفت‌آور به نظر می‌رسید چگونه درون مدتی کمتر از پنج روز مقدمات این کار فراهم شده باشد.

این مانور نشان داد که استمرار آموزش خدمه ‌می‌تواند نقش تعیین کننده‌ای درون کاربرد «خشایار» داشته باشد، بالا رفتن نفربر از سیل‌بند عمدتاً به تجربه، ورزیدگی و مهارت خدمه‌ها متکی هست. درون مانور معلوم شد که درون حال حاضر آمادگی لازم برای بالا رفتن خشایار از سیل‌بند وجود ندارد، بنابراین مأموریت دسترس از «خشایار» درون عملیات تغییر کرد. برادر «محسن رضایی» با دقت به همین ملاحظات اعلام کرد: «فعلاً از خشایار فقط برای ترابری دسترس می‌کنیم».

بنابراين از خاتمه مانور و بنابر ابلاغ قبلی، تدارکات می‌بایست «خشایار»ها را طی زمان کوتاه باقی‌مانده، به منطقه عملیاتی انتقال دهد و این خود، مستلزم تلاش و کوشش فراوانی بود که الحمدالله به خوبی انجام گرفت.

*طراحی عبور و پشتیبانی‌

مشکلات مربوط به عقبه از جمله مسائلی بود که سبب بروز ابهام و تردید درون انجام عملیات می‌شد. درون اولین جلسه‌ای که بنابراين از قطعی شدن منطقه «شلمچه» درون «گلف» تشکیل شد به عنوان نخستین موضوع از سوی برادر «محسن رضایی» مورد تأکید قرار گرفت و درون مورد اين بحث و بررسی انجام شد. فرماندهان یگان‌ها طرح‌های مختلفی را درون این مورد ارائه کردند از جمله:

برادر «مرتضی قربانی»:

«یک جاده‌ای را با کیسه گونی شن درست کنیم که ماشین تویوتا بتواند از روی اين تردد کند».

برادر «قاسم سلیمانی»:

«می‌شود جاده شنی درست کرد ولی نه با این پیشنهاد که برادر قربانی می‌گوید».

برادر «امین شریعتی»:

«پل نمی‌شود درست کرد، چون باد می‌آید و نمی‌گذارد بلکه بیاییم با پل‌ها، اسکله درست کنیم. ببندیم پشت خشایار و درون اين‌جایی که ارتفاع آب کم هست به ‌‌[‌‌۵۰‌‌ سانت‌]‌ کار بگیریم».

برادر «احمد کاظمی»:

«دو بشکه سنگ بیندازیم، بگذاریم داخل آب و بعداً روی اين کیسه گونی بگذاریم».

از آنجائی که عبور از «کانال پرورش ماهی» به عنوان یک محور اصلی و امیدوار کننده مطرح بود، دقت عمده برادران متوجه اين محور بود. افزایش اطلاعات نسبت به وضعیت منطقه بنابراين از شناسایی‌های انجام شده و شکل گرفتن طرح مانور و تعیین گره‌های اصلی عملیات از جمله عبور، عقبه و سایر موارد موجب شد تدابیر مناسب‌تری برای مسئله عبور و پشتیبانی اتخاذ شود.

قسمتی ازاین تدابیر بر پایه تمرکز امکانات و ایجاد مدیریت برای اولویت‌بندی عبور “گردان‌ها” بود تا شاید از این طریق از شلوغی و به هم ریختگی منطقه جلوگیری به عمل آید. قسمت دیگر این تدابیر هنگامی شکل گرفت که مانور «خشایار»ها درون «کانال سلمان» انجام شد و به طور نسبی جایگاه این نفربرها و نحوه به کارگیری اين‌ها مشخص شد. برادر «محسن رضایی» طی جلسه‌ای با معاونت دریایی «نیروی زمینی سپاه» به وی ابلاغ کرد که کلیه امکانات از قبیل پل‌های کوثری، قایق لاور، خشایار و سایر موارد درون چهار محور متمرکز شوند. بر این پايه چهار قرارگاه به نام‌های عاشورا ۱، ۲، ۳ و ۴ تشکیل شد که مدیریت عبور را بر عهده داشتند. بنابراين از اين دستورالعملی درون ۸ بند تنظیم شد تا با دقت به محدودیت زمانی، کار از سرعت و دقت لازم برخوردار شود. همچنین قرار شد قرارگاه‌های فوق تحت امر قرارگاه‌های اصلی عملیات باشند تا هماهنگی‌های لازم به وجود آید.

*تلاش‌های مهندسی درون منطقه‌

ابتدا کلیه کارهای مهندسی منطقه با مسئولیت «قرارگاه کربلا» انجام می‌شد، ولی بنابراين از اين‌که هر سه قرارگاه درون منطقه خط حد گرفتند روال قبلی تغییر کرد و برای فعالیت‌های مهندسی سازمان جدیدی تعیین شد تا ناهماهنگی و افزایش تیم‌های مهندسی کارها انجام شود تا تأخیری به وجود نیاید.

محدودیت زمانی موجب می‌شد محور تلاش‌ها بر پايه اولویت‌ها انجام شود. کارها به دو قسمت اساسی تقسیم شدند: یکی مهندسی قبل از عملیات و دیگری مهندسی درون حین و بعد از عملیات.

کارهای مهندسی قبل از عملیات شامل پدسازی برای توپخانه، احداث، ترمیم و شن‌ریزی جاده ها می‌شد. پیش‌بینی می‌شد که با توان موجود مهندسی سپاه و جهاد برای احداث ۸۰ کیلومتر جاده، اگر تمام کمپرسی‌ها بسیج شوند. فقط می‌توانند شبی ۸ کیلومتر کار کنند و درون نتیجه ۱ روز زمان لازم دارندو درون این صورت درون تاریخ ۱۳۶۵/۱۰/۲۴ کار جاده به پایان خواهد رسید. درون صورتی که می‌باید تمامی اقدامات لازم تا ۱۳۶۵/۱/۱- انجام می‌شد.

برادر «محسن رضایی» معتقد بود که تمامی کادرهای موجود مهندسی که از نظر اجرایی مجرب و ورزیده هستند، می‌باید بسیج شوند تا کارها سر و سامانی به خود بگیرند. وقتی فرمانده‌ی «لشکر۱۹ فجر» ضمن گزارشی می‌اعلام کرد: ‌«جهاد‌ ‌نجف‌آباد ‌به ‌ما مأمور شد ولی می‌گویند: درون سایت کار می‌کنند و دستگاه‌هایشان اين‌جاست». برادر محسن با برداشتی که از عقب‌ماندگیِ کار داشت خطاب به برادر «مبلغ» – جانشین قرارگاه مهندسی – می‌گوید:

«برادران مهندسی برای چه به جلسه می‌آیند؟ اگر این‌طور هست جلسه نیایند، باید بروند درون خط و بالای سر کار. اگر بخواهیم کار سریع انجام شود باید بروند سر کار … این‌قدر وقت کم هست که نمی‌شود بحث کرد، باید رفت درون منطقه بالای سر این‌ها».

بنابراين از اين تمامی مسئولین مهندسی بسیج شدند و برای هماهنگی مهندسی و جهادهای واگذار شده به یگان‌ها، به منطقه رفتند و بنابراين از چند روز وقتی برادر «مبلغ» گفته کارها را به برادر «محسن رضایی» ارائه کرد، ظاهراً رضایت‌بخش به نظر می‌رسید.‌

*محمد درودیان-نگین ایران

انتهای پیام/ب

۳ام بهمن ۱۳۹۶ خبری

چگونه دندان سفید داشته باشیم

هم اکنون در بخش پزشکی مجله آنلاین فارسی ها مطلب چگونه دندان سفید داشته باشیم را برای شما کاربران گرامی آماده کرده ایم .

چگونه دندان سفید داشته باشیم 10 چگونه دندان سفید داشته باشیم

چگونه دندان سفید داشته باشیم

امروزه در اکثر فرهنگ ها رسیدگی به دندان ها بخش مهمی از زیبایی صورت را شامل می شود .

رنگ دندان که در گویش عام به آن سفید گفته می شود ، در افراد مختلف طیف متفاوتی از رنگ سفید را دارد .

بنابراین رنگ دندان شما مختص به خودتان است و باید آن را بپذیرید و اگر رنگ تیره دارد باید با آن کنار بیایید .

همچنین می توانید به روش های کلینیکی زیبایی رنگ دندان هایتان را عوض کنید .

اما در برخی موارد هم رنگدانه های موجود در برخی مواد غذایی مثل چای و قهوه و آبمیوه ها و یا حتی رنگدانه های درون رژ لب ها می توانند رنگ دندان های شما را تیره تر کنند .

پس به روش های خانگی و طبیعی نیز می توانید تا حدودی رنگ دندان هایتان را سفید کنید .

برای داشتن دندان های سفید تا حد ممکن ، توصیه های زیر را در نظر داشته باشید .

مسواک مناسب داشته باشید .

داشتن مسواک مناسب و مسواک زدن به نحو اصولی و صحیح به تمیز کردن دندان ها و روشن تر شدن سطح آنها کمک می کند .

چگونه دندان سفید داشته باشیم 4 چگونه دندان سفید داشته باشیم

روزانه به طور مرتب از نخ دندان استفاده کنید .

جرمی که بین دندان ها وجود دارد ، ذرات تیره موجود در مواد غذایی را به خود جذب می کند .

این پدیده به مرور زمان موجب به وجود آمدن لک هایی در سطح دندان می شود .

با استفاده روزانه از نخ دندان از به وجود آمدن این جرم ها جلوگیری کنید .

چگونه دندان سفید داشته باشیم 8 چگونه دندان سفید داشته باشیم

سبزیجات بیشتری مصرف کنید .

زیاد جویدن سبزیجات و میوه هایی مثل سیب مانند یک مسواک طبیعی دندان ها را تمیز و روشن می کند .

چگونه دندان سفید داشته باشیم 9 چگونه دندان سفید داشته باشیم

از لیموترش استفاده کنید .

لیموترش به علت خاصیت اسیدی آن برای سفید کردن دندان و از بین بردن لک های آن و همچنین خوشبو کردن دهان مفید است .

هفته ای ۲ بار دندان هایتان را با آب لیموترش تازه بسابید .

توجه داشته باشید که بیشتر از این مقدار می تواند به دندان های شما آسیب بزند .

چگونه دندان سفید داشته باشیم 1 چگونه دندان سفید داشته باشیم

از محلول های پاک کننده دندان استفاده کنید .

استفاده از محلول های شست و شوی دهان به از بین رفتن لک های سطح دندان کمک می کند .

همچنین این محلول ها برای خوشبو کردن فضای داخل دهان مفید هستند .

چگونه دندان سفید داشته باشیم 2 چگونه دندان سفید داشته باشیم

از جوش شیرین استفاده کنید .

جوش شیرین برای دندان مانند کرم لایه بردار برای پوست عمل می کند .

مقداری جوش شیرین را روی مسواکتان بریزید و با دقت به همه دندان هایتان بزنید .

چگونه دندان سفید داشته باشیم 7 چگونه دندان سفید داشته باشیم

از کربن گیاهی استفاده کنید .

این ماده از سوزاندن چوب برخی گیاهان تهیه می شود .

مقداری از پودر آن را روی مسواکتان بریزید و با دقت به همه دندان هایتان بزنید .

چگونه دندان سفید داشته باشیم 5 چگونه دندان سفید داشته باشیم

نوشیدنی هایتان را کمرنگ تر مصرف کنید .

توجه داشته باشید که چای و قهوه کمرنگ تر مواد شیمیایی تیره کننده خیلی کمتری دارند .

سعی کنید نوشیدنی هایتان را کمرنگ تر از قبل مصرف کنید .

چگونه دندان سفید داشته باشیم 3 چگونه دندان سفید داشته باشیم

جرمگیری کنید .

می توانید به دندانپزشک مراجعه کنید و با هر روشی که پزشکتان تشخیص دهد جرم های دندانتان را از بین ببرید .

چگونه دندان سفید داشته باشیم 6 چگونه دندان سفید داشته باشیم

امیدواریم این مطلب برای شما کاربران گرامی مفید واقع شده باشد .

نوشته چگونه دندان سفید داشته باشیم اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

۳ام بهمن ۱۳۹۶ زوارین

قم – دبیرکل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی به برخی شبهات مطرح شده درباره ساخت قرآن کشتی مطلا پاسخ داد و اعلام کرد: امروز به هنر دینی و مذهبی تهاجم می شود.

به گفته ذاکرنیوز، آیت الله محسن اراکی درون درس اخلاق خود با بیان اینکه امروز مورد تهاجم گسترده فرهنگی هستیم، اعلام کرد: امروز هر کار و اقدامی که سبب ترویج دین خدا درون جامعه شود قطعا مورد تهاجم دشمنان قرار خواهد گرفت.
وی ساخت قرآن کشتی مطلا که اخیرا توسط یکی از هنرمندان انجام شده را مصداق بارز انفاق درون راه خدا دانست و اعلام کرد: امروز به هنر دینی و هنر مذهبی تهاجم می شود.